استاندار آذربایجانغربی را فردی باتجربه، دلسوز و متخصص در حوزه اقتصادی به ویژه صنعت میدانستم و پس از این دیدار، تمام برداشتهایم از ایشان تقویت شد.
کاملا به ظرفیتهای منطقه آگاه است و یک برداشت صحیح و واقعبینانه از شرایط منطقه دارد؛ اهل انکار مشکلات نیست و به نظرم همین میتواند قدم نخست برای کار در این استان با ظرفیت اما محروم باشد.
نماینده عالی دولت در استان چه در بحث جذب سرمایهگذاری، چه در بحث کشاورزی و چه در حوزه دریاچه ارومیه یک نگاه واقعبینانه به وضعیت فعلی دارد و به جای پاک کردن صورت مسئله در تلاش است تا همه را برای نجات این استان پر ظرفیت اما محروم همدل کند.
اینکه رییسجمهور کشورمان زادگاهش ارومیه است را یک فرصت کمنظیر برای منطقه میدانم؛ همان فرصتی که یزد را یزد کرد، اصفهان را ساخت و به کرمان در دل کویر جان بخشید، میتواند آذربایجانغربی را همچون ققنوسی در سپهر اقتصادی منطقه جانی دوباره بخشد.
امروز رییسجهوری که زادگاهش ارومیه و استاندار بومی که سابقه وزارت دارد، یک فرصت کمنظیر برای این منطقه محسوب میشود تا با همدلی و همراهی نهتنها از بند محرومیت نجات یابد، بلکه برای مردم رنجدیده این استان ثروتآفرینی کنرد، برای جوانانش اشتغالآفرینی و زندگی معیشتی آنان را بهبود بخشید.
در کمتر از چندماه شاهد اتفاقات خوبی در منطقه هستیم؛ رتبه آذربایجانغربی در بحث بهرهبرداری از معادن از هشتم به سوم کشوری ارتقاء یافته، سرمایه گذاری در صنعت با ۳۵۷ درصد داشته، شهرکهای صنعتی جدید برای جلوگیری از خامفروشی در حال شکل گیری است، برای اولینبار ردیف بوجه اختصاصی برای دریاچه ارومیه تعریف شده و بسیاری از فعالان اقتصادی بومی خارجنشین برای سرمایهگذاری در استان اعلام آمادگی کردهاند.
این روند نه تنها باید ادامه دار باشد، بلکه باید روند توسعه آذربایجانغربی را شدت بخشید؛ باور کنید اگر فرصتسوزی کنیم، شاید برای دههها امکان جبران آن را نخواهیم داشت؛ نباید وارد بازیهای سیاسی و کشمکشهای بیمورد اجتماعی شد.
در برههای که این استان نیازمند همدلی و اتحاد همگانی است، تقویت هرگونه شکاف اجتماعی قطع یقین دستاوردی جز شکست برای خود و فرزندانمان نخواهد داشت.
معتقدم برخی جریانات خاص که عمدتا از خارج هدایت میشوند، با دامن زدن به اختلافات قومی و اجتماعی در تلاش برای محروم ماندن این استان از چرخه توسعه هستند؛ چراکه در سایه همین فقر و وضعیت نامناسب معیشتی مردم میتوانند پروژههای تخریب را اجرا و منافع شخصی خود را تامین کنند.
در این دیدار از نبود پیوست رسانهای در پروژههای مهمی همچون احیای دریاچه ارومیه و مباحث فرهنگی انتقاد کردم، چراکه معتقدم این ضعف، اقناع افکار عمومی را با چالش مواجه میکند. در دورههای گذشته یک توقع غیر واقعی در رابطه با احیای دریاچه ارومیه ایجاد شد که هرچند در کوتاه مدت، عدهای بر آن موجسواری کردند، اما رفتهرفته اعتماد عمومی را نشانه رفت و بر نارضایتیها در این حوزه افزود.
رای ۸۵ درصدی مردم استان به دولت وفاق نشان داد که مردم این استان به آیندهای بهتر امیدوارند که باید این سرمایه اجتماعی حفظ شود.