جمعه ۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 15 - ۲۷ ذی القعده ۱۴۴۷
۱۷ فروردين ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۹
وقتی روایت‌ها جهت‌دار می‌شوند

استاندارد دوگانه غرب در مواجهه با خشونت علیه زنان

لندن – ایرنا – خشونت علیه زنان، پدیده‌ای جهانی است که در مرزهای جغرافیایی و مذهبی نمی‌گنجد؛ با این حال، آنچه تأمل‌برانگیز و نگران‌کننده است، نه صرف وقوع خشونت، بلکه نحوه روایت و بازتاب آن در رسانه‌های جریان غالب جهانی، به‌ویژه رسانه‌های غربی است.
کد خبر: ۷۸۷۳۱۸

به گزارش روز یکشنبه ایران اکونومیست، هر بار که حادثه‌ای تلخ علیه زنان در ایران یا برخی کشورهای اسلامی رخ می‌دهد، تیترها با سرعتی برق‌آسا فضای رسانه‌ای را پُر می‌کنند. از «خشونت نهادینه‌شده در نظام جمهوری اسلامی» گرفته تا «فرهنگ عقب‌مانده اسلامی»، همه و همه، بدون کمترین تردید، وارد روایت خبری می‌شوند. در این روایت‌ها، نه‌تنها فرد مرتکب، بلکه کل ساختار سیاسی، فرهنگی و دینی کشور هدف قرار می‌گیرد؛ گویی یک فاجعه فردی، سندی است بر محکومیت کل نظام.

اما وقتی در قلب اروپا، یا در آمریکا، زنی قربانی خشونت می‌شود، ماجرا به‌شکلی دیگر روایت می‌شود. رسانه‌ها با احتیاطی مثال‌زدنی، عاملان را به‌عنوان «مجرمانی روان‌پریش»، «افرادی با پیشینه مشکل‌دار» یا «مردانی آسیب‌دیده از روابط عاطفی» معرفی می‌کنند. حادثه‌ای که در ایران به «مشکل ساختاری» تعبیر می‌شود، در غرب به یک «اتفاق شخصی» تقلیل می‌یابد؛ هیچ‌کس از «فرهنگ منحط غرب»، «نظام سرمایه‌داری زن‌ستیز» یا «سیاست‌های مردسالارانه دولت‌های لیبرال» حرفی نمی‌زند.

برای نمونه، در روزهای پایانی ماه مارس ۲۰۲۵، ایتالیا شاهد دو مورد دلخراش زن‌کشی بود. «سارا کامپانلا»، دانشجوی ۲۲ ساله، در شهر مسینا توسط هم‌دانشگاهی‌اش که مدت‌ها او را تعقیب می‌کرد، با ضربات چاقو به قتل رسید. تنها چند روز بعد، جسد «ایلاریا سولا»، دختر ۲۲ ساله دیگر، در داخل یک چمدان در دره‌ای در نزدیکی رم پیدا شد؛ قاتل کسی نبود جز دوست‌پسر سابقش که پس از قتل، جنازه را مخفی کرده بود.

این فجایع هرچند بازتابی در رسانه‌های ایتالیایی و حتی بین‌المللی یافتند، اما در هیچ‌کدام از پوشش‌های خبری، سخنی از «فرهنگ مردسالار غربی» یا «سیاست‌های اجتماعی و فرهنگی منحرف و ناکارآمد دولت ایتالیا» به میان نیامد. هیچ رسانه‌ای این جنایات را به ساختار نظام سیاسی یا فرهنگی غرب ربط نداد؛ بلکه صرفاً به‌عنوان «قتل‌های فردی» و «تراژدی‌های شخصی» از آن‌ها یاد شد.

این استاندارد دوگانه، نه تنها بی‌عدالتی رسانه‌ای است، بلکه عملاً مانع شناخت درست پدیده خشونت علیه زنان در سطح جهانی می‌شود. خشونت علیه زنان، چه در قالب قتل‌های ناموسی در خاورمیانه رخ دهد، چه در قالب تجاوز در خیابان‌های اروپا یا زن‌کشی در خانه‌های آمریکا، باید با نگاهی انسانی، بدون پیش‌داوری سیاسی بررسی شود، و لازم است این موضوع بدون بهره‌برداری ایدئولوژیک بررسی شود و به ریشه‌های آن در فرهنگ مبتذل و کالامحور غرب، که زن را به سطح یک کالا تقلیل داده، توجه شود.

غرب نمی‌تواند خود را پیشگام حقوق زنان بداند، در حالی که حتی در پیشرفته‌ترین کشورهایش، آمار تجاوز، زن‌کشی و خشونت خانگی سر به فلک می‌کشد. آنچه زنان را تهدید می‌کند، نه صرفاً برخی سنت‌های اشتباه شرقی یا تعصب های غلط مذهبی، بلکه گاه بی‌اخلاقی، تنهایی، مصرف‌گرایی، و فروپاشی پیوندهای اجتماعی و فرهنگی در جوامع مدرن غربی است.

خشونت علیه زنان حتما باید محکوم شود، اما این محکومیت باید بر پایه عدالت و واقع بینی باشد و سلیقه‌ای نباشد؛ نباید برخی کشورها صرفاً به‌دلیل غیروابستگی‌شان به الگوهای فرهنگی غلط غرب، بیشتر مورد حمله قرار گیرند، و برخی دیگر با توجیهاتی همچون «اشتباه فردی» از بار مسئولیت رها شوند.

از این منظر، تا زمانی که روایت‌ها با عینک سیاسی و منافع ایدئولوژیک غرب بازگو شوند، نه‌تنها حقیقت گم می‌شود، بلکه زنان در سراسر جهان قربانی بی‌عدالتی رسانه‌ای و استانداردهای دوگانه‌ای خواهند ماند که نه با هدف عدالت، بلکه ابزاری در خدمت قدرت‌طلبی و سلطه‌جویی غرب هستند.

آخرین اخبار