چهارشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 13 - ۲۵ ذی القعده ۱۴۴۷
۱۸ اسفند ۱۴۰۳ - ۱۱:۰۹

ترامپ و مخارج پرستیژ؛ بازی در زمین ضدهژمونی؟

در شرایطی که ادعای «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهوری آمریکا در زمینه نگارش نامه خطاب به رهبر انقلاب مورد توجه بسیاری قرار گرفته، تحلیل و واکاوی سیاست خارجی دولت دوم ترامپ و آثار بین‌المللی آن همچنان کانون تمرکز بسیاری از تحلیلگران این حوزه است.
کد خبر: ۷۸۳۵۷۷

تحرکات غافلگیرکننده ترامپ همچنان ادامه دارد و در یکی از آخرین موارد آن، وی طی مصاحبه‌ای با «فاکس بیزینس» اعلام کرده «نامه‌ای به رهبر عالی ایران ارسال کرده و درخواست مذاکره داده است.»

این در حالی است که هنوز مواجهه رئیس‌جمهوری آمریکا با همتای اوکراینی در کاخ سفید، گفت‌وگوهای وزیران امور خارجه آمریکا و روسیه در ریاض و رایزنی‌های آتی بازیگران بحران اوکراین در پایتخت سعودی موضوع بحث و نظر تحلیلگران و کارشناسان مسائل سیاسی و بین‌المللی است.

در زمینه واکاوی سیاست خارجی دولت دوم ترامپ و آثار آن در عرصه بین‌الملل، «نیکنام ارشدنیا» تحلیلگر این عرصه گفت‌وگویی با پژوهشگر ایران اکونومیست داشته که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

ترامپ؛ جمهوریخواهی کاملا متفاوت

به گفته ارشدنیا، قبل از تحلیل و ارزیابی کارشناسانه از رفتار سیاست خارجی ترامپ باید به این واقعیت مهم اشاره کرد که رئیس‌جمهوری کنونی آمریکا یک جریان و گفتمان جدید سیاسی در سپهر سیاست این کشور به شمار می‌آید.

پرسش اساسی اینجا است که نگاه و رویکرد زورآزمایی اقتصادی ترامپ در جهان امروز چه میزان قابلیت اثرگذاری و امکان موفقیت دارد و آیا دنیا و قدرت‌های جهانی به خواست ترامپ تن خواهند داد یا خیر. در مرحله بعدی این پرسش جای تامل دارد که رویکرد ترامپ چه تاثیری بر جایگاه هژمونی آمریکا به لحاظ همان منافع اقتصادی و کسب سود خواهد گذاشت

مقصود از اشاره به این موضوع این است که ترامپ با اینکه در زمره اعضای حزب جمهوریخواه قرار دارد و به نمایندگی از جمهوریخواهان کرسی ریاست جمهوری در آمریکا را کسب کرد اما مرام سیاسی و حکمرانی‌اش فاصله بسیار عمیق و معناداری با هنجارهای سیاسی جمهوریخواهان دارد که برخاسته از مکتب محافظه‌کاری در زمینه حفظ سنت‌های آمریکایی و پایداری اتحادها است. بر همین اساس، در تحلیل دقیق و موشکافانه ترامپ باید نگاه‌ها را از جریان مسلط سیاست در آمریکا فراتر برد.

گفتمان ترامپ چیست؟

گفتمان ترامپ ذیل شعار «اول آمریکا» مبتنی بر رویکرد مرکانتلیسم اقتصادی است. در نگاه ترامپ همه رویکردها و جهت‌گیری‌های سیاستی باید معطوف به کسب منافع و سود اقتصادی برای آمریکا باشد. بر همین اساس است که امروز در صحنه تحولات اوکراین، ترامپ برخلاف «جو بایدن» معتقد به بازگشت هزینه‌ها و کمک‌های اعطایی نظامی و لجستیکی به کی‌یف است و پیشنهاد امضای قرارداد مواد معدنی کمیاب در اوکراین با هدف بازپرداخت این هزینه‌ها دنبال می‌شود.

پرسش اساسی اینجا است که نگاه و رویکرد زورآزمایی اقتصادی ترامپ در جهان امروز چه میزان قابلیت اثرگذاری و امکان موفقیت دارد و آیا اساسا دنیا و قدرت‌های جهانی به موضع و رویکرد ترامپ تن خواهند داد یا خیر. در مرحله بعدی این پرسش جای تامل دارد که رویکرد ترامپ چه تاثیری بر جایگاه هژمونی آمریکا به لحاظ همان منافع اقتصادی و کسب سود خواهد گذاشت.

در پاسخ به این پرسش‌ها باید گفت بر خلاف برخی تصورات که کشف پیچیدگی‌های رفتاری رئیس‌جمهوری آمریکا را دنبال می‌کنند، ترامپ نگاهی ساده‌سازانه و به تعبیری کاسب‌کارانه به جهان سیاست دارد. این در حالی است که ذات سیاست آمیخته با پیچیدگی‌هایی مرکب با پدیده‌های قابل پیش‌بینی است.

رئیس‌جمهوری آمریکا چه اعتباری برای پرستیژ قائل است؟

در سیاست مفهوم مهمی تحت عنوان پرستیژ، اعتبار و غرور وجود دارد و بر همین اساس کشورها و راهبران بزرگ جهانی در بسیاری از مواقع به جهت حراست از همان غرور ملی و اعتبار سیاسی از منافع کوتاه مدت اقتصادی گذر می کنند.

از دید «ماکس وبر» جامعه‌شناس سیاسی سده‌های ۱۹ و ۲۰ میلادی، کنشگری‌های سیاسی در جوامع با هدف کسب ثروت، قدرت و نیز پرستیژ قابل بررسی است و در سطح بین‌الملل نیز این سه‌گانه را می‌توان به چشم دید.

این در حالی است که ترامپ پافشاری شدیدی بر یکی از اضلاع این مثلث دارد. در جنگ تجاری و موضوع تعرفه‌های وارداتی، این واقعیت به عیان‌ترین شکل ممکن هم در مجاورت ایالات متحده و در ارتباط با متحدان موسوم به نفتا یعنی مکزیک و کانادا به چشم می‌آید و هم اعلام جنگ تعرفه‌ای علیه چین و اتحادیه اروپا و در مقابل، دیده شد که رهبران دنیا به راحتی حاضر به همراهی و پذیرش رویکردهای تهاجمی ترامپ نیستند.

ترامپ و مخارج پرستیژ؛ بازی در زمین ضدهژمونی؟ نیکنام ارشدنیا کارشناس مسائل بین‌الملل

به صورت اخص در موضوع اوکراین آنچه شاهد هستیم این که ترامپ بدون توجه به جایگاه، اهداف و نگرانی‌های شدید امنیتی اروپا و سرنوشت اوکراین که در جنگ مستقیم با ارتش روسیه است، توافق به هر قیمت با کرملین را دنبال می‌کند.

از دید طیفی از تحلیلگران اروپایی، نگاه ساده‌سازانه ترامپ در همین موضوع کاملا برجسته است. در واقع بحران اوکراین برخاسته از ریشه‌های تاریخی و نگرانی‌های ژئوپلیتیکی روسیه، موضوع عضویت اوکراین در ناتو، مسائل مربوط به اقتصاد انرژی و طیفی از مسائل دیگر است. از این منظر، در نگاه درست برای رسیدن به صلح در اوکراین باید همه این مولفه‌های تاثیرگذار در آغاز بحران سنجش و راهبردی متناسب با آن در جهت دوام و ماندگاری صلح اتخاذ شود. «رونالد ریگان» رئیس جمهوری اسبق آمریکا اعلام کرده بود که صلح فقط فقدان جنگ نیست؛ این همان نگاهی است که دولت‌های اروپایی به موضوع صلح در اوکراین دارند.

ترامپ و مساله برقراری صلح در اوکراین

از نگاه ترامپ، با امضای توافق مواد معدنی میان اوکراین و آمریکا، صلح در اوکراین با حضور سرمایه‌گذاران و صنایع عظیم آمریکایی برقرار می‌شود و این موضوعی است سیاسیون اوکراینی نسبت به عملیاتی شدنش تردید دارند و تلاش می‌کنند تضمین‌های امنیتی جدی‌تر برای پایداری صلح جلب کنند به خصوص برای زمانی که ترامپی در کار نباشد تا سیاست‌هایش جلو روسیه را بگیرد.

«رونالد ریگان» رئیس جمهوری پیشین آمریکا اعلام کرده بود که صلح فقط فقدان جنگ نیست؛ این همان نگاهی است که بر عکس ترامپ، دولت‌های اروپایی به موضوع صلح در اوکراین دارند

تقلیل و نادیده‌انگاشتن موضوع و اختلافات ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی میان روسیه به رهبری «ولادیمیر پوتین» با قدرت‌های غربی بر سر مساله اوکراین و نگاه اقتصادی و سرمایه‌گذاری به این موضوع از سوی ترامپ، بی‌گمان تاثیرات خود را در عملیاتی شدن طرح صلح مد نظر رئیس‌جمهوری آمریکا خواهد گذاشت.

مهم‌تر از همه، تصور ترامپ بر این مبنا است که با ابزار تهدید اقتصادی و قطع کمک‌های مالی می‌تواند به اهداف استراتژیک دست یابد. این در حالی است که نگاه مطلق اقتصادی و سودجویانه در روابط بین‌الملل به کاهش اعتبار سیاسی و تضعیف اتحادها خواهد انجامید که این خود زمینه‌ای برای ناکامی‌های اقتصادی آمریکای ترامپ خواهد شد.

نگرانی شدید متحدان آمریکا

این وضعیت نگرانی‌های زیادی را در میان متحدان و شرکای آمریکا برانگیخته است. از نشانه‌های این نگرانی اظهارات اخیر «امانوئل ماکرون» رئیس‌جمهوری فرانسه است که بر خوداتکایی هسته‌ای اروپا مقابل روسیه سخن گفته است.

بر اساس آخرین نظرسنجی‌های یکی از موسسات مطرح حوزه اروپا که در ۱۰ کشور اروپایی انجام شده، مردم اروپا هم دیگر آمریکا را به عنوان متحد خود تلقی نمی‌کنند.

بنابر یکی از گزارش‌های «یورونیوز»، دولت‌های مختلف در تایوان بر این باور بوده‌اند که جلوگیری از پیروزی روسیه در اوکراین برای منصرف کردن چین از حمله به این جزیره خودگردان ضرورت دارد. اکنون این مفهوم که «عاقبت تایوان، بازتاب وضعیت امروز اوکراین» است، بیش از پیش در این کشور نگران‌کننده به نظر می‌رسد.

روزنامه تایوانی «یو دی ان» هشدار داده که اگر تایوان همچنان به آمریکا بچسبد، ممکن است به یک «مهره شطرنج رها شده» در بازی چین و آمریکا تبدیل شود.

در ژاپن نیز، روزنامه «نی ‌کِی» در یکی از سرمقاله‌های خود نوشته «اجازه ندهید آمریکا سرنوشت اوکراین را تعیین کند.» این مقاله تاکید دارد که بی‌توجهی ترامپ به حفظ نظم جهانی لیبرال «بسیار تاسف‌بار است، زیرا تنها به تضعیف اعتماد به ایالات متحده منجر می‌شود.»

در نظر داشته باشیم خود این تصور و موضوعات باعث گرایش و همکاری‌های بیشتر اقتصادی و تجاری چین و تایوان و به تبع آن کاهش مراودات اقتصادی تایوان و آمریکا خواهد شد.

برخی می‌گویند این رویکردهای ترامپ ممکن است حتی باعث نزدیکی بیشتر اروپا با چین شود. بنابراین این تحلیل مطرح است که ترامپ در آینده نزدیک با از دست دادن متحدین سنتی آمریکا ناخواسته به ایجاد یک بلوک ضد هژمونی علیه آمریکا کمک خواهد کرد.

آخرین اخبار