پنجشنبه ۲۸ تير ۱۴۰۳ - 2024 July 18 - ۱۰ محرم ۱۴۴۶
۲۹ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۶:۲۷
مشارکت در انتخابات بالاست

ابطحی: با پیشینه‌ داشتن از روحانی، از لاریجانی حمایت نکردیم

یک فعال سیاسی اصلاح طلب گفت: به دنبال وحدت ایجاد شده در جامعه پس از شهادت رئیس جمهور و از سوی دیگر ترس از سیاست‌های تندرویانه‌ای که می تواند به آینده کشور آسیب بزند اصلاح طلبان با روحیه قوی‌تر و تلاش بیشتری در انتخابات پیش رو شرکت کرده‌اند.
ابطحی: با پیشینه‌ داشتن از روحانی، از لاریجانی حمایت نکردیم
کد خبر: ۷۰۹۴۷۵

به گزارش ایران اکونومیست، محمدعلی ابطحی 65 ساله فعال سیاسی اصلاح طلب، زاده مشهد است. او در کارنامه خود  سابقه ریاست دفتر رئیس جمهوری در دولت هفتم و همچنین معاونت امور حقوقی و مجلس رئیس جمهور در دولت هشتم را دارد و همچنین عضو شورای مرکزی جامعه روحانیون مبارز هم هست.


هنوز مقداری یخ مردم با صندوق رای باز نشده است

با پیشینه‌ای که از روحانی داشتیم از لاریجانی حمایت نکردیم

جوهره آقای پزشکیان اصلاح طلبانه است

مشارکت مردم در انتخابات پیش رو بالاتر خواهد بود

هم قالیباف و هم پزشکیان قدرت پیروزی در دور اول را دارند

یکی از بزرگ ترین مصرع های اصلاح طلبی فرزند زمانه خود بودن است

 

پیش از این نیز پرویز امینی جامعه‌شناس، محمدصادق کوشکی استاد دانشگاه، پرویز سروری عضو جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی، سعید آجرلو استاد دانشگاه و علی محمد نمازی عضو کارگزاران سازندگی، بیژن عبدالکریمی نویسنده و استاد دانشگاه با حضورهایی جداگانه در استودیو منفی و مثبت پلاس ایران اکونومیست با محوریت انتخابات ۱۴۰۳ با خبرنگار ایران اکونومیست گفت‌وگو کردند.

 

مشروح گفت‌وگوی ایران اکونومیست با ابطحی را در ادامه بخوانید.

ابطحی: با پیشینه‌ داشتن از روحانی، از لاریجانی حمایت نکردیم/مشارکت در انتخابات بالاست

تحلیل و ارزیابی شما از فضای فعلی و میزان مشارکت مردم در انتخابات پیش رو باتوجه به مختصاتی که این انتخابات دارد چیست؟

در نظامی که در کم ترین فاصله پس از پیروزی انقلاب با دستور حضرت امام انتخابات برای کسب مشروعیت برگزار شد، مشارکت پایین مردم به معنای آسیب پذیری حاکمیت تلقی می شود. در چند انتخابات گذشته شرایط اجتماعی خیلی به تراکم جمعیتی در انتخابات منجر نشد و با کمترین آرا برگزار شد. حاکمیت نیز به این شرایط تن داد و از تعداد کم مشارکت صیانت کرد. این آسیبی بزرگ برای کشوری بود که از ابتدا با حمایت و انتخاب مردم فعالیت خود را آغاز کرد.

ما نمی‌توانیم خودمان را با کشورهایی که رای خیلی حرف اول را درآن‌ها نمی زند مقایسه کنیم؛ چراکه از شروع پیروزی انقلاب بارها بحث پیوست گروه‌های مسلح به انقلاب مطرح شد اما امام جلوی آن‌ها را گرفت و اصلا شاید کم‌ خشونت ترین انقلاب تاریخ تا موقع پیروزی، انقلاب ما بود.همه اتفاقات را مردم  در انقلاب  با حرکت های خیابانی و راهپیمایی‌ها رقم زدند.

در کشور ما فاصله ۱۲ فروردین با ۲۲ بهمن خیلی اندک است. امام فرمودند بروید برای مشروعیت نظام رای بگیرید. با این‌که خیابان‌های ایران مملو از مردمی بود که از انقلاب حمایت می کردند و توانستند قوی‌ترین رژیم منطقه را ساقط کنند. در چنین نظامی طبیعتا رای اندک به معنای آسیب پذیر شدن حاکمیت تلقی می شود. متاسفانه در دو انتخابات قبلی  بود به ویژه انتخابات مجلس من باورم بر این است که رهبر انقلاب برای تشویق به مشارکت تنها ماندند و دستگاه‌های اجرایی هیچ کدام تلاش عملی و جدی برای بالا بردن مشارکت انجام ندادند.

در این انتخابات مقداری شرایط فرق می کند به همین دلیل اصلاح طلبان با روحیه قوی‌تر وتلاش بیشتری در فضای انتخابات شرکت کردند. یک دلیلش شوکی است که از شهادت مرحوم رئیسی در جامعه ایجاد شد. دلیل دیگر هم نگرانی از منتخبین مجلس و سیاست هایی که می تواند به روند آینده کشور آسیب بزند این دو عامل، عواملی است که این انتخابات را متفاوت کرده است. ضمن این‌که انتخابات یک حق انتخاب کردن است.  مگر این‌که کسی دلایل مشخصی  داشته باشد که بخواهد این حق انتخاب را از دست بدهد. امروز فکت جدیدی ایجاد شده است و برای جریان‌هایی که فعال بوده و می خواهند کنشگر سیاسی باشند، لازم است که در این شرایط بیایند و از حق مدنی خود استفاده کنند.

ابطحی: با پیشینه‌ داشتن از روحانی، از لاریجانی حمایت نکردیم/مشارکت در انتخابات بالاست

جریانی که در انتخابات گذشته تلویحا انتخابات را تحریم کرده بود امروز به این نتیجه رسیده برای اینکه ادامه فعالیت سیاسی خود را داشته باشد باید وارد صحنه شود؟

در انتخابات اسبق آقای روحانی را حمایت کردند ولی آقای روحانی خودش را جزو مجموعه اصلاح طلب ندانست و مشکلاتی هم برای جریان اصلاح طلب ایجاد شد.

در انتخابات قبلی ریاست جمهوری اصلاح طلبان از آقای روحانی حمایت کردند که حتی خود را اصلاح طلب نمی‌دانست و این امر سبب شد تا مشکلاتی را برای جریان اصلاحات ایجاد کند. من در میان جریانات داخلی کسی را نمی شناسم که آن انتخابات را تحریم کرده باشد. اما کسان زیادی بودند که رای ندادند. نه اینکه دیگران را دعوت کنند که شرکت نکنید. تحریم در آن صورت است که همه  را تشویق به رای ندادن کنیم. ولی خب شخصیت‌های سیاسی داشتیم که در انتخابات مشارکت نکردند. من جمله آقای خاتمی. ولی اسمش در واژگان سیاسی تحریم نیست.

اپوزیسیون در خارج کشور عمدتا تحریم کردند اما جریانات رسمی به دنبال عدم مشارکت خود بودند نه تحریم انتخابات.اکنون یک اکت جدید است. موضوع انتخابات ریاست جمهوری است. آقای خاتمی اعلام کردند که ما اگر در انتخابات کاندیدا داشته باشیم می توانیم شرکت کنیم. اگرچه بنده همه جبهه اصلاحات را کل اصلاح طلبان ایران نمی دانم و خیلی ها خارج از این جبهه اصلاح طلب هستند اما بالاخره یک سامان نسبتا متفاوتی با جریانات دیگر اصولگراها و افراطی ها شکل گرفت. جبهه اصلاحات دعوت به کاندیداتوری کرد. آمدند آنجا صحبت کردند و رای گیری صورت گرفت. سه نفر برای شرکت در انتخابات رای آوردند. البته شرطی هم از ابتدا در این دوره گذاشته شده بود که ما به سراغ کاندیداهای اصلاح طلب می رویم. چون بالاخره در انتخابات اسبق آقای روحانی را حمایت کردند ولی آقای روحانی خودش را جزو مجموعه اصلاح طلب ندانست و مشکلاتی هم برای جریان اصلاح طلب ایجاد شد.

یعنی عدم حمایت از آقای لاریجانی به این باز می گردد؟

بله به پیشینه ای که از آقای روحانی داشتیم باز می گردد.

باوجود این تفاسیر مشارکت مردم در انتخابات پیش رو را پرشور می بینید؟

طبیعتا مشارکت چیزی نیست که ما در اتاق ها بنشینیم و راجع به  آن نظر قطعی دهیم بلکه مشارکت یک سیکل مشخصی دارد که باید به بدنه جامعه منتقل شود. من در سال ۷۶ در ستاد آقای خاتمی بودم. اتفاقی شبیه امروز افتاده بود و انسان می توانست طعم مشارکت بالا را از درون جامعه  حس کند. هرچند تلاش مضری صورت می گرفت تا این مشارکت شکل نگیرد. اگر در سال ۷۶ پشت صندوق رای رفته بودید به ترتیب حروف الفبا هم ننوشته بودند که اسم آقای خاتمی حتی اول هم نباشد. هر کسی پای صندوق می رفت شوک به او وارد میشد.

سال ۷۶ در ستاد آقای خاتمی بودم. اتفاقی شبیه امروز افتاده بود و انسان می توانست طعم مشارکت بالا را از درون جامعه  حس کند.

یعنی دولت سازندگی به نوعی تمایل نداشت این اتفاق بیافتد؟

معتقدم که مشارکت مردم در انتخابات پیش رو بالاتر خواهد بود؛ چراکه مردم حس می کنند با مشارکت در انتخابات می‌توانند درصدی در سرنوشت خود تغییر ایجاد کنند.آن موقع وزارت کشور اعلام کرد که شورای نگهبان گفته است  به ترتیب آرایی که در شورای نگهبان دادیم اسامی را می نویسم.حالا هرچه بود.جامعه از آن موقع بالغ تر شده است. تصمیمات خود را متفاوت تر می گیرد.

فضای ارتباطی خیلی مهم است. از نسل دبستان به بالا هر کدام یک موبایل هوشمند در جیب خود دارند. خبررسانی آزادتر و خارج از چهارچوب رسمی صورت می گیرد. در این شرایط پیش بینی این‌که وضع مشارکت چگونه خواهد بود سخت است اما من شخصا اعتقاد دارم که به سمت فراوانی بیشتر مشارکت پیش خواهد رفت. به دلیل اینکه مردم حس می کنند با این مشارکت می تواند درصدی سرنوشت‌شان را  تغییر دهند. مردم مقداری نگران حضور افراطی گری در مدیریت کشور هستند. هنوز مقداری یخ مردم با صندوق رای باز نشده است. بالاخره وقتی صندوق رای  یخ می زند که مردم حس کنند از این صندق به نتایجی که دوست دارند نخواهند رسید. مردم اگر بفهمند تفاوتی ایجاد می شود یخ آنان مقداری باز می شود.

من نمی توانم ادعای علمی کنم چون نیازمند کار کارشناسی است. اکنون هر کسی می خواهد در گروه خودش نظرسنجی می کند و می گوید من اولم. نتیجه نظرسنجی ها هم در اپلیکیشن ها مختلف فرق می کند. در اپلیکیشن های داخلی یک سری اول هستند و در اپلیکیشنها خارجی یک عده اول هستند. خیلی به این نتایج نمی‌شود اعتماد کرد.

ابطحی: با پیشینه‌ داشتن از روحانی، از لاریجانی حمایت نکردیم/مشارکت در انتخابات بالاست

طبیعتا  جریان اصلاحات از آقای پزشکیان حمایت کردند، از نگاه شما آقای پزشکیان این پتانسیل را دارد یک آقای خاتمی جدید شود؟

 اکنون این یک به پنج بودن آقای پزشکیان با پنج نفر دیگر، نشانه این است که بتواند حرف های متفاوتی ارائه کند؛ چراکه  که در بین آن مجموعه پنج نفره خیلی نمی‌توان مرزها را از همدیگر مشخص کرد.

از نگاه بنده انتخابات متفاوتی پیش رو بوده و این انتخابات با سال ۷۶ یا سال  ۸۸ یا  سال ۹۲ کاملا متفاوت خواهد بود؛ چراکه مخاطب ما دیگر امروز فرق کرده است الان اگر آقای خاتمی هم‌ می خواست کاندیدا شود باید یک آقای خاتمی ۲۰۲۳ بود که کاندیدا میشد. منظورم این است که الزاما همه اتفاقات سال ۷۶ نباید الان اتفاق بیافتد. همه مخاطبان  ما همان مخاطبان سال ۷۶ نیستند. سوال می‌شود این انتخابات مشابه سال ۸۸ یا سال ۷۶ یا سال ۹۲ است؛ معتقدم این انتخابات متفاوتی است. خیلی با پیشینه ها تاریخی نمی شود الزاما مشابه باشد.

اما آقای پزشکیان به چند دلیل توانایی این را دارد که بتواند رای جذب کند. یک دلیل صداقت و پاکی ایشان است که همیشه بوده است. من یادم هست  ایشان در مجلس ششم استیضاح شد. وزیر دولت آقای خاتمی بود. آقای کروبی همیشه این را می گفت. یک ساکی با خودش داشت آورده بود و آماده بود که اگر رای نیاورد به خانه‌اش برود. همه این خصلت آقای پزشکیان را به خصوص در سال های اخیر می شناسند. در دهه اخیر صداقت خیلی کم شده بود. صادقانه با مردم حرف زدن و پیگیر فسادها بودن کمرنگ شده بود این صداقت می‌تواند خیلی کمک کند. تجربه تفکرات اصلاح طلبی هم وجود دارد. جوهره آقای پزشکیان اصلاح طلبانه است و ممکن است بتواند  ادبیات متفاوتی ارائه کند.

 اکنون این یک به پنج بودن آقای پزشکیان با پنج نفر دیگر، نشانه این است که بتواند حرف های متفاوتی ارائه کند؛ چراکه  که در بین آن مجموعه پنج نفره خیلی نمی‌توان مرزها را از همدیگر مشخص کرد.

شما آقای پورمحمدی را نیز در آن دسته می بینید یا ایشان را نزدیک به آقای پزشکیان می دانید؟

نه آقای پورمحمدی را در آن دسته نمی بینم. ایشان چند ویژگی دارد. مراحل اجرایی مختلفی را طی کرده است. اطلاعات ملی زیادی دارد؛ چراکه در سازمان بازرسی بود و بعد در وزارت دادگستری بود. شاید با اطلاعات فراتری از مرحوم رئیسی باشد. آقای پورمحمدی احتمالا در مناظرات انتخاباتی یک ستاره متفاوتی می‌شود. اما خودشان اعلام کرده اند که در چهارچوب اصولگرایی است. از سوی دیگر اینقدر درون جریان اصولگرایی برهم ریخته است که نمی توان نظر داد. اکنون در آنجا عمده مخالفت ها از درون جبهه اصولگرایی عمومی علیه جبهه اصولگرایی است بنده ایشان را اصولگرای سنتی می بینم. گفتمان چهار کاندیدا دیگر نیز در درون جبهه اصولگرایی متفاوت است.

از نگاه شما چه اتفاقی بیفتد و چه اکتی از سوی هر کدام از نامزدها صورت بگیرد آنها به نوعی پدیده انتخابات خواهند شد؟  چگونه می توانند آرای خاموش را کسب کنند؟ تا مقطعی جریان اصلاحات یک پالسی را به جامعه داد تا در انتخابات شرکت نکنید. اکنون اگر بخواهد آن آرا را جذب کند چه کار باید کند؟

در حقیقت آن پالس را جبهه اصلاحات به درون جامعه نداد. بلکه درون جامعه این پالس را به جبهه اصلاحات داد. این عدم آمادگی در جامعه کاملا دیده میشد. به دلیل اینکه مردم تصور می کردند هیچ تغییری در سرنوشت آنان ایجاد نمی شود. اما از نگاه بنده همان پالس عدم مشارکت از درون جامعه امروز دیگر به قوت قبلی نمی آید.

آیا مبنایی هم بابت این موضوع دارید؟ از انتخابات قبلی یک ماه نگذشته است؟

چون اتفاقا یک ماه نگذشته است و هشداری که آن موقع خیلی ها می دانند که اگر در انتخابات شرکت نکنیم یک جریان افراطی سخت گیر بر سر مردم حاکم می شود. هنوز یادشان هست.

یعنی جریان اصلاحات یک اشتباهی کرده و اشتباه خود درس گرفته است؟

نه اصلا اینگونه نیست. بنده می گویم پالس اصلاحات به جامعه نبود که در انتخابات شرکت نکنید بلکه این پالس جامعه به اصلاحات بود که ما در انتخابات شرکت نمی کنیم. اما اکنون متفاوت شده است. به خاطر شوک ماجرای هلیکوپتر و همبستگی که در تشییع پیکر شهدای خدمت ایجاد شد. مانند شوکی که شهادت مرحوم سلیمانی در جامعه ایجاد کرد. جامعه یک نوع انسجام درونی پیدا کرد.

یعنی اکنون جریان اصلاحات قصد دارد از این همبستگی و وفاقی که در پی شهادت آیت الله رئیسی ایجاد شد، بهره برداری کند؟

خیر بنده گفتم دو دلیل دارد. یکی شوکی که ایجاد شد و همبستگی درون جامع را رقم زد. دیگری هم مسئله نگرانی از انتخاب جریانات افراطی است.

ابطحی: با پیشینه‌ داشتن از روحانی، از لاریجانی حمایت نکردیم/مشارکت در انتخابات بالاست

به عنوان یکی از حامیان آقای پزشکیان، فکر می کنید مهم ترین اولویت های ایشان در حوزه اقتصاد چه می تواند باشد؟

این را خطاب به همه کاندیداها می گویم. اینکه نسل جدید تعیین کننده هستند.این نسل نمی دانند برای چه باید در انتخابات شرکت کنند. اصلا ادبیاتی که با آن ها وارد گفت وگو شود مهم است.

خطاب به همه کاندیداها می گویم که بدانند نسل جدید تعیین کننده بوده و باید به دنبال ایجاد کانالی برای جذب مشارکت آنان در انتخابات باشند. بنده این روزها صحبت های کاندیداها را که گوش می کنم تقریبا اولویت همه کاندیداها مسائل اقتصادی است. چون واقعا در مسائل اقتصادی نیاز به یک تلاش جدی است. البته من شخصا اعتقاد دارم که معیشت جامعه ارتباط کاملا مستقیمی با سیاست خارجی دارد. سیاست خارجی راهگشا حل مشکلات اقتصادی داخلی است. من تصورم این است که  در کلان باید حل مشکلات اقتصادی جامعه اولویت ایشان باشد. حل بحران های سیاست خارجی باید در اولویت ایشان قرار گیرد و توجه به نسل متفاوتی که آمده اند. من این نقد را به ستاد آقای پزشکیان نیز داشتم. کسانی که اکنون در ستاد آقای پزشکیان هستند در ستاد سال ۷۶ و در ستاد ۸۸ سال آقای مهندس موسوی هم بودند. در حالی که امروز مخاطب جامعه خیل با آن جامعه متفاوت شده است.

این را خطاب به همه کاندیداها می گویم. اینکه نسل جدید تعیین کننده هستند.این نسل نمی دانند برای چه باید در انتخابات شرکت کنند. اصلا ادبیاتی که با آن ها وارد گفت وگو شود مهم است.مثلا کسی بگوید من فیلترینگ را از فردا بر می دارم؛ چراکه نسلی داریم که از دبستان تا پیرمرد تلفن همراه دارد. برداشتن فیلترینگ شاید از اولویت های اصلی مخاطبان باشد. در واقعیت اجتماع مواردی است که خیلی می تواند ارتباط ما را با نسل جدید تقویت کند. همین الان اگر نظام حاکمیتی مشارکت جدی می خواهد از فردا اعلام کند اپلیکیشن هایی که فیلترهستند، بدون اینکه به پای یک رئیس جمهور نوشته شود، از فیلتر در می آوریم. منتهی تا این حرف ها را می زنیم می گویند جامعه گرسنه است و برای مردم مسائل اقتصادی مهم است. اما چیزهایی هست که راه گفت وگوی ما را با این نسل باز می کند.

شاید کسی نداند که در آن نسل تورم چقدر سخت است. اما هر روز صبح که از خواب بلند می شوند باید وی پی ان را روشن کنند. این نوع رفتارها خیلی تعیین کننده است. فاصله زیادی از نظر سنی بین مدیران نظام با این نسل افتاده است و متاسفانه خیلی نمی توانند یکدیگر را بفهمند و درک کنند.

پیشنهاد شما این است که نامزدها به سمت و سوی دغدغه های نسل زد بروند؟

توصیه بنده این است که نامزدها کانالی برای برقراری ارتباط با نسل زد و حتی قبل از آن یعنی متولدین دهه ۷۰ ایجاد کنند. یکی از بحران های مشارکت ایجاد ارتباط با این نسل است. برای اینکه این نسل را پای صندوق رای بیاوریم برای آنان مسائل اجتماعی مهم تر است. یعنی برای دختران این سرزمین برخوردهایی که سر مسئله حجاب در خیابان می شود خیلی بیشتر به چشم می آید. یا مسائلی که مربوط به فضای مجازی است خیلی نیاز لحظه ای این نسل است.

توصیه شما این است که نامزدها در این خصوص صحبت کنند؟

 توصیه بنده این است که نامزدها بیایند و در این خصوص صحبت کرده و نظرات و توانایی های خود را بیان کنند. ولی تا  به این حرف نامزدها اعتماد شود و به مقبولیت جامعه برسد خیلی زمان می برد. من معتقدم برای مشارکت می ارزد که یکسری تمهیداتی از سوی حاکمیت انجام شود که جامعه حس کند بوی نفس جدیدی می آید.

 مثلا نوع آرایشی که در خیابان انقلاب سه هفته پیش برای حجاب گرفته بودند را ببینید که امروز نیست. در ایام انتخابات این آرایش نیست. این تمهید قابل توجه ای است.اما  نباید جامعه حس کند که از آن ابزاری استفاده می شود.  یعنی فعلا تا انتخابات اوضاع خوب است. یک مدخلی باید برای گفت وگو برای این نسل باز شود. اکنون این مدخله باز نیست.

 از نگاه شما چگونه آقای پزشکیان می تواند سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان را احیا کند؟

ماباید فرزند زمانه خود باشیم. یکی از بزرگ ترین مصرع های اصلاح طلبی فرزند زمانه خود بودن است. یعنی بتوانیم تفاهم پیدا کنیم با جامعه ای که در آن هستیم.

 بنده در ستاد اقای پزشکیان نیستم اما حامی ایشان هستم.تصور بنده این است که باید چیزی فراتری از آقای پزشکیان را دید و آن مصالح ملی کشور است. سرمایه اصلاحات الزاما سرمایه ای نیست که داشته است. من اصلاحات را یک تفکر می بینم. این تفکر چند حزب هم دارد که جبهه اصلاحات را درست کرده است. تفکری است که ممکن درصد زیادی از شعارهای همین کاندیداهای اصولگرا نیز مبانی اصلاحی داشته باشد. من آن را حرکتی که از مشروطه شروع شده و تا آینده ادامه دارد می بینم. شاه بیت نظرات آقای خاتمی هم در جامه مدنی می دانم که آن جامعه مدنی مردم را در اداره کشور مشارکت می داد. جامه مدنی در هر دوره ای متفاوت است. یک سرمایه ثابت نیست.  مثلا نمی توانیم آنچه که در دوران  مشروطیت عملیاتی میشد را اکنون عملیاتی کنیم. ماباید فرزند زمانه خود باشیم. یکی از بزرگ ترین مصرع های اصلاح طلبی فرزند زمانه خود بودن است. یعنی بتوانیم تفاهم پیدا کنیم با جامعه ای که در آن هستیم.

اشاره داشتید که جریان آقای روحانی یکسری مسائل و مشکلاتی را برای اصلاح طلبان ایجاد کرد و می گویید آقای پزشکیان یک اصلاح طلب است. قبول دارید آقای پزشکیان یک اصلاح طلب اصیل است؟

بله آقای پزشکیان یک اصلاح طلب اصیل است.

در ستادهایی که اکنون آقای پزشکیان تشکیل داده است بیشتر افرادی هستند که نزدیک به تفکر آقای روحانی هستند. آیا این نوعی تناقض را ایجاد نمی کند که نکند قرار است که به شیوه دیگر آن تفکر احیا شود؟

موضوع آقای روحانی موضوع بحث ما نیست. اما بر این باورم که جریانات اصلاح طلبی که نزدیک به آقای روحانی بودند  الان فعال شدند ولی می دانم روحیه آقای پزشکیان کاملا با رویه آقای روحانی متفاوت است.امروز یک طیف آدم پشت سر آقای پزشکیان به عنوان نماینده اصلاح طلبان ایستاده است. این طیف گسترده است. در پشت ۵ کاندیدای اصولگرا نیز یک طیفی آمده‌اند. یعنی یک مجموعه نیستند. اگر آنها هم یک کاندیدا داشتند همه طیف های اصولگرایی باید پشت همین یک کاندیدا می آمدند. مهم ایده هایی است که خود کاندیدا ارائه می کند.

به فرض پیروزی آقای پزشکیان در انتخابات، از نگاه شما ایشان پتانسیل رویارویی با شخصی مانند ترامپ دارد؟ یا اگر اتفاقی مانند عملیات صادق قرار باشد رخ دهد این قدرت و شهامت را دارد که دستش بر روی ماشه نلرزد؟

سه موضوع متفاوتی را در یک سوال مطرح کردید. جلوی ترامپ یا غیره را بنده اصلا دوست ندارم وارد بحث شوم؛ چراکه رئیس جمهور هیچ کشور دیگری هیچ ربطی به ما ندارد. ما مستقلا تصمیم می گیریم. تصمیم سیاست های کلان نیز فقط با رئیس جمهور نیست. اینکه نگاه کنیم  چه کسی می تواند جلوی ترامپ بایستد بعد به او رای دهیم همان نگاه عدم استقلال است. هر کسی باشد باید جلوی ظلم بایستد. من این را کسر شان ملت ایران می دانم که آیا کسی باید رئیس‌جمهور باشد که بتواند جلوی ترامپ بایستد و با او گفت و گو کند.

یعنی دیگر آن سیاست با کدخدا بستن و صحبت کردن نیست؟

 من نمی دانم دروغ بوده یا نیست. من معتقدم که سیاست خارجی را باید خیلی جدی گرفت اما اینکه در انتخاب ملی خود بخواهیم بگوییم کسی را انتخاب کنیم که بتواند در مقابل رئیس یک کشور دیگر بایستد را بنده خلاف استقلال می دانم.از سوی دیگر سیاست هایی مانند سیاست مقابله با رژیم صهیونیستی یا حمایت از عملیات  طوفان الاقصی یا انجام عملیات وعده الصادق سیاست هایی است که در جوهره نظام جمهوری اسلامی ایران است. کسی که کاندیدا ریاست جمهوری اسلامی ایران است این مراحل را طی کرده و از آن گذر کرده است. از سوی دیگر این تصمیمی نیست که رئیس جمهور بخواهدبگیرد. اصلا آن ماشه زیر دست رئیس جمهور نیست. نیروهای نظامی زیرنظر رهبری نظام هستند و تصمیم گیری در خصوص این مسائل زیر نظر ریاست جمهوری نیست. اما هیچ کس دستش نخواهد لرزید اگر پای مصالح نظام در میان باشد. امیدوارم دست کسانی که روی ماشه است نلرزد و اگر قرار است ماشه را بکشد ماشه را وقتی بکشد که منافع ملی در آن باشد.

 شما در نهایت دو قطب اصلی انتخابات را آقای پزشکیان و آقای قالیباف می دانید؟

بله قطعا اینگونه است. پیش بینی خاصی هم  هنوز از نتیجه ندارم. می تواند به دور دوم کشیده شود. ولی هر دو شخصیت قدرت پیروزی در دور اول را نیز دارند. امیدوارم این فصل انتخابات یک فصل همدلی برای جامعه باشد. واقعا از این حق مدنی همه استفاده کنیم. اینکه یک جامعه اینقدر هوشیار است که از طریق صندوق رای بخواهد به دیدگاه خود برسد خیلی قابل تقدیر است.

ابطحی: با پیشینه‌ داشتن از روحانی، از لاریجانی حمایت نکردیم/مشارکت در انتخابات بالاست

کاندیداها را در قالب یک تیتر توصیف کنید:

پزشکیان:  آدم صادق، اهل کار و امیدوار به آینده.

پور محمدی: آدمی با اطلاعات زیاد و  مسلط به مسائل کشور و البته اطلاعاتی.

جلیلی: نماینده قشری از جامعه

زاکانی : من فکر نمی کنم کاندیدا جدی باشد.

قاضی زاده هاشمی:  فکر می کنم خودش تعجب می کند از اینکه هر دو دوره کاندیدا انتخاب شده است.
قالیباف: معتقدم  رقابت اصلی بین پزشکیان و قالیباف است. بالاخره مردم به ایشان یک رئیس جمهوری بدهکار هستند.

و تیتری برای شعارهای هر کدام از نامزدها:

«خدمت و پیشرفت» : خدمت همیشه خوب است. شعار کلی است.

«دولت مردم و خانواده»: هم مردم خوب هم خانواده. البته اولویت خانواده قابل توجه است.

«دولت خدمت»: مانند بالایی است.

«یک جهان فرصت، یک ایران جهش، هر ایرانی یک نقش باشکوه»: تکبیر باید گفت

«برای ایران»:  چون می دانم گوینده اش کیست یک نکته قابل توجهی داردو آن این است که ایرانیت اولویت همه ما است. همه تلاش های ما برای نظام جمهوری اسلامی است. ایران سلایق مختلفی دارد. کسی که رئیس جمهور می‌شود بتواند سلایق مردم ایران را با این رنگارنگی زیر پوشش قرار دهد خیلی می تواند موثر واقع شود.

«دولت قرار، عدالت، ثروت و قدرت»:  شعار خوبی است. نه قدرت بد است و نه ثروت بد است. عدالت هم بین همه مشترک بود.

 

آخرین اخبار