«جهلهسازی» شاخهای از تولیدات سفالگری خاص و ویژۀ منطقه شهوار میناب در هرمزگان است. «جهله»، کوزهای خاص با قاعدۀ کروی و غیر ایستاست که آب در آن تا چند درجه خنک میشود. دربارۀ عمر و قدمت «جهلهسازی» همین بس که کارشناسان صنایعدستی معتقدند سفالگری پس از سبدبافی، کهنترین هنر دست بشر است. قدیمیترین سفالینهای که تاکنون شناخته شده و در آفریقای شرقی بهدست آمده است، از پایهای سبدی ساخته شده که روی آن را گل پوشانده و پختهاند.
برادران رحیمی، تنها یادگاران «جهلهسازی»
کوچههای میناب را برای پیداکردن هنرمند پیشکسوت «جهلهسازی» قدم میزنیم؛ شهری که اصالت و اعتبار این هنر به آن بازمیگردد.
«عبدالله رحیمی» که دهۀ ششم زندگیاش را میگذراند و برادر بزرگترش «علی» تنها یادگاران روزگار «جهلهسازی» در میناب هستند. آنها از پدر و پدربزرگشان این هنر را یاد گرفتند، اما نه فرزندانشان و نه افراد دیگری در میناب رغبتی برای یادگیری این هنر ندارند و فوتوفن «جهلهسازی» به سینۀ این دو برادر ختم شده است.
«عبدالله رحیمی» به «پیام ما» میگوید: «برادرم علی، دوران نقاهت بعد از عمل دیسک کمر را میگذراند و در خانه است. من دستتنها ماندهام.»
یک هنرمند: برای نوشیدن آب خنک، باید آن را در «جهله» نگه میداشتند. سفال «جهله»، آهک آب را میگیرد و آب سالمتری مینوشیم. برای همین در قدیم از کلیهدرد خبری نبود
«جهلهسازی» سخت است و او میگوید که نهتنها سالهاست بازار کار ندارد، بلکه ورز دادن گل مخصوص «جهلهسازی» کار طاقتفرسایی است که جوانان حال و حوصلۀ این کار سخت را ندارند.
پیشکسوت هنر «جهلهسازی» در میناب معتقد است که برای ساخت «جهله»، گل را با دست میکوبند و این، یکی از تفاوتهای «جهلهسازی» و سفالگری محسوب میشود.
او یادی از گذشته میکند که برای نوشیدن آب خنک، باید آن را در جهله نگه میداشتند. خودش هنوز در خانه، «جهله» دارد. صحبتهایش را اینطور ادامه میدهد: «سفال جهله، آهک آب را میگیرد و آب سالمتری مینوشیم. برای همین در قدیم از کلیهدرد خبری نبود.»
او دوست دارد هنرش را به نسل جوان آموزش بدهد و باور دارد اگر کسی نباشد که این هنر را از او یا برادرش بیاموزد، همین نام هم از «جهلهسازی» باقی نمیماند. برادران رحیمی در طول روز بهطور متوسط چهار جهله میسازند و از این راه درآمد چندانی ندارند، اما دوست دارند شغل اجدادی و هنر شهرشان را زنده نگهدارند.
با وجودی که در تمام روستاهای میناب، سفالگری حرفهای مردانه است، اما گاهی زنان نیز مجسمههای سفالی کوچکی که بیشتر بازتاب تأثیرشان از محیط است، مثل کاروان شتر، شتر، نخل، مرد شترسوار و … را میسازند که در پنجشنبهبازار میناب فروخته میشود.
«عبدالله رحیمی» که دهۀ ششم زندگیاش را میگذراند و برادر بزرگترش «علی»، تنها یادگاران روزگار «جهلهسازی» در میناب هستند. آنها از پدر و پدربزرگشان این هنر را یاد گرفتند، اما نه فرزندانشان و نه افراد دیگری در میناب، رغبتی برای یادگیری این هنر ندارند
کاربری امروزۀ «جهله»؛ فقط برای تزئین!
خاستگاه هنر «جهلهسازی»، شهرستان میناب است و به گفتۀ «ساناز رمضانرمجی» معاون صنایعدستی ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی هرمزگان، علت هم خاکرس سفیدی است که در میناب وجود دارد و برای «جهلهسازی» از آن استفاده میشود.
او با اشاره به اینکه میز تخصصی سفال به هرمزگان تعلق دارد و «جهلهسازی» هم بخشی از سفالگری است، به «پیام ما» میگوید: «استفاده از جهله در زندگی روزمره کم شده است و فقط کاربری تزئینی دارد. دغدغۀ ما این است که این هنر را به رشتههای دانشگاهی اضافه و با همکاری صنعتگران از فراموشی آن جلوگیری کنیم.»
به گفتۀ «نادر کمالی»، عضو هیأت علمی دانشگاه هرمزگان، نیز صنایعدستی برای جلوگیری از فراموشی، باید کاربردی شود.
خاستگاه هنر «جهلهسازی»
«جهله» ظرف سفالی براي نگهداري آب است که از نوعي خاكرس ساخته میشود. تنها خاستگاه آن هرمزگان است و ساخت آن در شهرستان میناب در بخشهای «حكمي»، «شهوار» و «گودو» رونق داشت. بررسی و پژوهشهای باستانشناسی در هرمزگان نشان میدهد پیشینۀ ساخت و وجود کورههایی برای پخت سفال به پنجهزار سال قبل میرسد. در این پژوهشها میخوانیم: «در ششهزار سال پیش از میلاد مسیح، نخستین نشانههای استفاده از کوره در صنعت سفالگری دیده میشود و بازیافتهها حاکی است در ۳۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، چرخ سفالگری سادهای که با دست حرکت میکرده و هماینک نیز استفاده از آن در روستاهای شهوار (از توابع میناب) و کلپورگان (از توابع سراوان) رایج است، بهخدمت سفالگران درآمده و تحول بزرگی در این صنعت به وجود آورده است.»
«سفالگری»، «جهلهسازی»، «حصیربافی»، «رودوزیهای سنتی»، «برقعدوزی»، «عبابافی» و «چادرشببافی»، مهمترین صنایعدستی شهرستان میناب و روستاهای اطراف بهشمار میرود.
خاک، آب، آتش
برای ساخت «جهله»، خاکرس را که مخصوص ساخت «جهله» بود، از بستر رودخانه برمیداشتند. با دست ورز میدادند تا به شکل خمیر درآید. خاك كه حالا تبديل به خمير شكلپذير شده، آماده است براي ساخت گل. گل، روی میز کار یا به اصطلاح کارگاه، ساخته میشود. ميزكار شامل صفحۀ چوبيای است که بهوسيلۀ اهرمي در پايين به صفحۀ ديگري براي چرخش متصل است. هنرمند استادکار بهوسیلۀ ابزاري مانند قاشق به پشت «جهله» ضربههایي وارد ميكند تا حالت مدور آن حفظ شود. داخل آن را خالي میکند و با گردش صفحۀ دستگاه، «جهله» بزرگ و بزرگتر ميشود و نقش ميگيرد. كوره هم از قبل آماده شده است و استاد کار، «جهله» را داخل کوره میگذارد. برای پخت، جهلهها یکروز در سایه و سهروز در آفتاب و بعد در کوره گذاشته میشود. کورههای پخت «جهله» بهشکل دو فنجان که از قاعده به هم متصل باشند، است. قسمت تهتانی آتشدان و قسمت بالایی محل چیدن «جهله»هاست.
«عبدالله رحیمی» هنرمند پیشکسوت، اعتقاد دارد برای سوخت کوره فقط باید از شاخ و برگ درخت خرما استفاده کرد و انرژیهایی چون نفت و گاز در بو و طعم آب داخل «جهله» تأثیر میگذارد. «جهله»ها بعد از چیدهشدن در دهانۀ بالای این کوره، توسط انبوهی از ضایعات کورۀ قبلی و ظروف شکستۀ سفالی پوشیده میشود. بعد از پنجساعت کوره خاموش و یکروز به همان شکل رها میشود و سپس «جهله» را بیرون میآورند.
**
آب سالم و گوارا در کوزههای سفالی
برخی از صنایعدستی توانستند ایجاد تغییرات در فرم و نقش، خود را با شرایط روز تطبیق دهند و بهشکل تزئینی یا کاربردی به حیات خود به ادامه دهند. کوزۀ سفالی که در هرمزگان به آن «جهله» میگویند، همواره برای خنک نگهداشتن آب آشامیدنی استفاده میشد و فوایدی درمانی هم داشت. ذخیرۀ آب در ظروف سفالی به خنکشدن طبیعی آب کمک میکند. آب در ظروف سفالی فاقد هر نوع مواد شیمیایی است. بافت ظریف و متخلخل، آلودگیهای موجود در آب را تصفیه میکند. نوشیدن روزانۀ آب از این ظروف، بهدلیل داشتن مواد معدنی موجود در آب میتواند باعث افزایش متابولیسم و بهبود روند هضم شود. نوشیدن آب کوزه یک روش عالی برای درمان گلودرد در فصل تابستان است، زیرا نه خیلی سرد و نه خیلی گرم و سرشار از مواد مغذی است. مواد معدنی ذخیرهشده در آب کوزه، به حفظ مقدار مناسب گلوکز بدن کمک و از گرمازدگی بدن، اسهال و کمآبی در فصل تابستان جلوگیری میکند.
منبع: پیام ما