جمعه ۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 15 - ۲۷ ذی القعده ۱۴۴۷
۱۰ اسفند ۱۴۰۱ - ۱۳:۱۰

دانشمندان می‌توانند برنامه پیشرفت طراحی کنند، اما حکومت‌ها راه آسان را انتخاب می‌کنند

رییس فرهنگستان علوم با بیان این‌که در غالب کشورهای توسعه‌­نیافته دانشمندانی هستند که می‌­توانند شرایط و امکانات توسعه را دریابند و اگر لازم باشد برنامه پیشرفت و توسعه را طراحی کنند، گفت: اما حکومت‌­ها که بیشتر خوی خاص جهان توسعه‌­نیافته دارند، راه آسان را برمی­‌گزینند و به جای اینکه از منابع کشور برای بهبود وضع زندگی و تأمین آینده بهتر بهره­‌برداری کنند؛ این همه را غنیمتی برای صرف کردن در بیهوده‌­کاری و اعراض از آینده و تأمین سوداهای بازگشت به گذشته می‌­کنند.
دانشمندان می‌توانند برنامه پیشرفت طراحی کنند، اما حکومت‌ها راه آسان را انتخاب می‌کنند
کد خبر: ۵۹۲۵۸۸

به گزارش ایران اکونومیست، نشست روز جهانی آینده؛ هم‌آفرینی آینده ایران در جهان امروز، با حضور دکتر رضا داوری اردکانی؛رئیس فرهنگستان علوم، دکتر فتح‌اله‌ مضطرزاده؛ دبیر شورای آینده‌نگری فرهنگستان علوم، دکتر محسن بهرامی؛ عضو حقیقی شورای آینده‌نگری فرهنگستان علوم، مهندس حسین سالاری؛ نظریه‌پرداز توسعه پایدار، دکتر سهیلا سلحشور کردستانی؛ عضو هیئت‌علمی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دکتر سعید معیدفر؛ رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران و دکتر رضا مکنون؛ عضو حقیقی شورای آینده‌نگری فرهنگستان علوم برگزار شد.

دکتر رضا داوری اردکانی در این نشست با بیان این‌که آینده‌­نگری در گذشته نبوده و در دوره جدید تاریخ پدید آمده است؛ گفت: وقتی جهان متجدد و زمانه پیشرفت آغاز شد، آینده‌­نگری هم با آن ظهور کرد. در زمان‌های قدیم چون پیشرفت تاریخی و اجتماعی نبود یا اگر بود به اشخاص و زندگی خصوصی تعلق داشت، آینده‌­نگری وجهی نداشت. همچنین آینده هم به معنایی که اکنون از آن درمی‌­یابیم، نبود. به همین دلیل آینده‌­نگری را از آثار پیشرفت علم و تکنولوژی نباید دانست، آینده‌­نگری با این پیشرفت و به‌خصوص با مرحله اخیر آن قرین و ملازم بوده است.

وی اظهار کرد: از قدیم، زمان را به گذشته و حال و آینده تقسیم می‌­کرده و در زبان هم افعال ماضی و مضارع و مستقبل داشته­‌اند، اما گذشته و آینده همیشه یک معنی نداشته و تلقی مردم زمان‌­های مختلف از آن یکسان نبوده است. گذشتگان و متقدمان آینده را غیب و تاریک و مجهول و نابودگر می­‌دانسته­ و دانایی و کمال را در گذشته و صدر و آغاز تاریخ می­‌دیده و گاهی نیز آرزوی بازگشت به آن داشته‌­اند.

وی ادامه داد: در زندگی عادی هم گذشته، پناهی برای از یاد بردن غم­‌ها و تسلای دردها و مصیبت‌­ها بوده است. گذشتگان که پیش­‌بینی آینده نداشتند، آینده‌­نگری هم نمی‌­توانستند داشته باشند و اگر به آینده نظر می­‌کردند، نظرشان عین انتظار منجی بود یعنی به آینده­‌ای که ساخته می‌­شود کاری نداشتند، بلکه در انتظار حادثه‌­ای بودند که از زمان وقوعش خبر نداشتند. این حادثه ظهور منجی بود که با آمدنش دورانی دیگر می‌بایست آغاز شود.

رییس فرهنگستان علوم ضمن بیان این‌که «زمان متقدمان، زمان گذشته بود؛ اما زمان دوره جدید، آینده است»، گفت: آینده‌­ای که مردم زمان تجدد در انتظار آمدنش نیستند و نباید باشند، بلکه باید آن را بسازند. به بیان دیگر؛ تاریخ جدید، تاریخ تصرف و تسخیر آینده است.

وی ادامه داد: از اواخر قرن هفدهم و مخصوصاً در قرن هجدهم، اروپا چشم‌­اندازی در برابر خود دید که می­‌بایست راهی به سوی آن بگشاید. آینده، زمان گشودن و پیمودن این راه بود و با ظهور این چشم‌­انداز و وظیفه آینده و زمان معنی دیگر یافت. آینده‌­نگری هم در همین زمان معنی و مورد پیدا کرد. پس آینده‌­نگری از جنس نظر و علم نظری نیست، بلکه طرح ساختن آینده است.

داوری اردکانی تاکید کرد: برای ساختن آینده صرف آشنایی علمی کافی نیست؛ بلکه باید در راه آینده قدم گذاشت و با آن همدم و همراه شد. لازمه همدم و همراه شدن با آینده مشارکت در فهم خاص و آمادگی برای ساختن آن است. آینده‌­نگری، علم شرایط و امکان‌­های عمل است و آن را می‌­توان بخشی از کوشش و اهتمامی دانست که برای درک شرایط و تحقق بخشیدن به امکان‌­ها صورت می‌­گیرد. به این جهت همه در همه جا نمی‌­توانند آینده‌­نگری و درک درستی از آن داشته باشند؛ زیرا شرط این درک و فهم استعداد و آمادگی برای گام نهادن در راه ساختن است.

راه پیشرفت برای جهان توسعه‌­نیافته هموار نیست

وی با بیان این‌که زمان جدید، زمان پیشرفت است و زمان پیشرفت هم آغازی داشته است؛ گفت: این زمان که با تفکر رنسانس آغاز شده و از ابتدا داعیه جهانگیری داشته، در طی یک قرن اخیر جهانگیر شده است. اکنون همه جهان از پیشرفت می‌­گویند و پیشرفت می­‌خواهند و مقصد و مرجعشان جایی و مقامی است که جهان توسعه‌­یافته به آن رسیده است. ولی راه پیشرفت برای جهان توسعه‌­نیافته هموار نیست. جهان توسعه‌نیافته، از عهده آینده برنمی‌­آید و زمانش ناگزیر، زمان پریشانی است.

رئیس فرهنگستان علوم در مورد دشواری کار در جهان توسعه‌­نیافته، گفت: آغاز جهان توسعه‌نیافته، با پایان اروپا همزمان شده است. یعنی وقتی که اروپا و به طور کلی جهان جدید خود را در پایان راه می‌­بیند، مناطقی در جهان توسعه­‌نیافته تازه به صرافت توسعه افتاده است. آینده جهان توسعه­‌یافته اکنون نه آینده زندگی و وجود آدمی بلکه عصر توسعه تکنیک و رسیدن به انسان ماشینی یا ماشین شبیه و جانشین انسان است. به عبارت دیگر تکنیک به سمت و سویی می‌­رود که به تدریج اختیار بشر و خرد عملیش را از او سلب کند و خود سلطان بی‌­رقیب باشد.

وی با بیان این‌که جهان توسعه­‌نیافته در چنین وضعی حتی اگر با سیاست قدرت‌­های جهانی مخالفت کند، تابع صرف تجدد و مصرف‌­کننده بی­‌اختیار و خشنود جهان توسعه­‌یافته است؛ ادامه داد: وجه دیگر دشواری راه توسعه این است که گرچه جهان توسعه­‌نیافته از آینده و لزوم اهتمام به پیشرفت و ساختن و پرداختن، بی­‌خبر نیست؛ ولی چون خبری که دارد با جانش پیوند نیافته و پیشرفت و زمان و آینده، در نظرش بیشتر مفاهیم انتزاعی هستند و چنانکه باید منشأ اثر نمی‌­شود.

داوری اردکانی تصریح کرد: در غالب کشورهای توسعه‌­نیافته دانشمندانی هستند که می‌­توانند شرایط و امکانات توسعه را دریابند و اگر لازم باشد برنامه پیشرفت و توسعه را طراحی کنند؛ اما حکومت‌­ها که بیشتر خوی خاص جهان توسعه‌­نیافته دارند، راه آسان را برمی­‌گزینند و به جای اینکه از منابع کشور برای بهبود وضع زندگی و تأمین آینده بهتر بهره­‌برداری کنند؛ این همه را غنیمتی برای صرف کردن در بیهوده‌­کاری و اعراض از آینده و تأمین سوداهای بازگشت به گذشته می‌­کنند.

وی ادامه داد: با این شیوه عمل، آینده تباه می‌­شود، گذشته هم برنمی‌­گردد. پس این امر عجیبی نیست که حکومت در جهان توسعه‌­نیافته رغبتی به توسعه نداشته باشد؛ زیرا جهان توسعه‌­نیافته با اینکه بعضی ظواهر تجدد را پذیرفته است، با آینده چندان آشنایی ندارد و چنانکه اشاره شد، شاید هنوز آینده را زمانی بداند که می­‌آید و آرزو داشته باشد که این آینده پر از خیر و خوبی و آرامش و صلح و تکرار و تجدید گذشته باشد.

وی تاکید کرد: ولی آینده چیزی نیست که از جایی که نمی‌­دانیم کجاست بیاید؛ بلکه ما باید به نحوی کم و بیش دانسته به سوی آن برویم یا بهتر بگویم با گامی که در راه می­‌گذاریم، آن را بشناسیم و محقق ­کنیم. آینده‌­نگری با درک امکان­‌هایی که باید محقق شوند، آغاز می‌­شود و این درک با گام نهادن در راه، همزمان است.

رییس فرهنگستان علوم درباره وجوه دیگر آینده‌نگری، گفت: وجه دیگر آینده‌نگری که در دهه‌­های اخیر ظهور و جلوه بیشتر پیدا کرده است، کمتر با امید و بیشتر با بیم و نگرانی ملازمت دارد. وقتی زرّادخانه‌­های جهان از سلاح‌­های کشتار جمعی پر شده است و اخلاق و خرد سیاسی رو به ادبار و پریشانی دارد و حکومت‌­ها پیوسته ناتوان‌­تر می­‌شوند و پژوهش‌­هایی که در مرز علم صورت می‌­گیرد، دیگر به صلاح و آینده آدمی کاری ندارد.

وی افزود: البته گاهی که می­‌پرسند این مهندسی ژنتیک برای چیست؟ پاسخ می­‌دهند که بعضی بیماری‌­های لاعلاج را با آن درمان می‌­توان کرد. در جهانی که هر روز جمعیت کثیری از گرسنگی و بیماری‌­های شایع می‌میرند و سوداگران خرمن‌پندار ککشان نمی‌­گزد، توجیه هزینه کردن مبالغ هنگفت برای یافتن راه درمان یک بیماری نادر توجیهی عجیب و بی­‌اساس و دروغین است. بنابراین طبیعی است که دوراندیشان نگران آینده باشند و بپرسند جهان یا کشورشان به کجا می‌­رود.

اینکه آینده جهان، صلح و رفاه و آزادی است؛ به کلی بی‌­اساس و ساده­‌لوحانه است

به گفته داوری اردکانی، پاسخ دادن به این‌که آینده یک کشور یا آینده جهان چه خواهد بود، آسان نیست. البته با نظر تأمل در شواهد و نشانه‌­هایی که هست می­‌توان حدس‌­هایی زد. کسانی هم هستند که بر طبق عادت فکریشان می‌­گویند آینده جهان، آینده صلح و رفاه و آزادی است و این سخنی به کلی بی‌­اساس و ساده­‌لوحانه است، اما چون راهی به تسلی و غفلت دارد، نمی­‌توان آن را به کلی بی­‌وجه دانست.

وی افزود: اکنون نظرهایی که درباره آینده جهان اظهار می‌­شود، کمتر خوش­‌بینانه است. جهان به سوی صلح و صلاح و عدل و آزادی نمی‌­رود. چنان‌که در دهه­‌های اخیر در کشورهای توسعه‌­یافته، بهبودی در هیچ یک از شئون زندگی حاصل نشده و جهان توسعه‌­­نیافته در مجموع پریشان‌­تر و فقیرتر و فاسدتر شده است و می­‌شود.

رئیس فرهنگستان علوم ادامه داد: چیزی که هست، امکان دارد در جایی یا جاهایی حادثه‌­ای روی دهد که تا زمان نزدیک به وقت حادثه قابل پیش‌­بینی نبوده است. وجهی از این حوادث که بعثت و ظهور انبیا و ادیان و تحولات بزرگ فکری و فرهنگی مانند رنسانس، مظاهر آن‌ هستند، مبدأ دگرگونی­‌های بزرگ می­‌شوند و با آنها بنای دیگری در تاریخ گذاشته می­‌شود. اما تحولاتی هم هست که در زندگی این قوم و آن کشور پدید می‌­آید که گاهی گشایش راه پیشرفت است و زمانی سقوط در چاه انحطاط. در شرایط تاریخی زمان ما احتمال وقوع این قبیل حوادث در مناطق بحرانی جهان توسعه‌­نیافته بیشتر است.

داوری اردکانی با بیان این‌که آینده جهان، هر روز تیره‌­تر می‌­شود، گفت: علاج این تیرگی، البته اگر علاجی داشته باشد، خودآگاهی است. در زمانه غلبه اطلاعات این دارو و درمان کیمیا شده است و دریغا که دیگر در هیچ جا به بشر و آینده او نمی‌­اندیشند؛ زیرا بشر در راه محو شدن و فراموشی است. پس آینده او هم هر چه می­‌خواهد، بشود. اکنون آنچه اهمیت دارد، پیشرفت تکنیک است و چون تکنیک باید کار خود را به عهده گیرد، مسئله مهمش هوشمند کردن تکنولوژی و ساختن تکنولوژی هوشمند است و این مسئله چندان اهمیت و هیبت دارد که کسی جرأت نمی‌­کند بپرسد این تکنولوژی کدام مشکل زندگی آدمی را رفع می­‌کند؟

وی ادامه داد: وقتی در طرح‌­های آینده‌­نگری جهان توسعه‌­یافته و در پژوهش‌­های بزرگ علمی، آینده بشر جایی ندارد، جهان توسعه‌­نیافته گریزان از آینده، چگونه به آن نظر داشته باشد؟ جهان توسعه‌­نیافته مفهوم آینده را همان می­‌فهمد که اروپا و امریکا و ژاپن می‌­فهمند. با این تفاوت که این‌ها هنوز کم و بیش با علم و اهتمام خود در سودای تصرف آینده­‌ای هستند که هیچ‌کس نمی­‌داند راهش به کجا می­‌رسد، اما جهان توسعه‌­نیافته توان و همت و پای رفتن در این راه ندارد و زمانش زمان آشوب و پراکندگی است که شاید در آن مهندسی ژنتیک و هوش مصنوعی با سوداهای بیهوده و قهر و خشونت به هم آمیخته باشد. این آینده بیشتر به دوزخ شباهت دارد.

وی اظهار کرد: طرح‌­ها و اندیشه‌­های مخالف تجدد را بی‌­ارتباط با جهان جدید نباید انگاشت. مگر نه اینکه اساس استدلال مخالفت مخالفان این است که اگر راه توسعه به جایی می‌­رسد که در آنجا آدمی هیچ‌­کاره است و تکنیک، حکومت مطلق دارد چرا باید در آن رفت و چرا رو از آن نباید برگرداند و به فکر داشته گذشته خود نباید بود؟ این حرف­‌ها وقتی مشکل‌­ساز می­‌شود که بخواهد جانشین طرح دشوار امّا ممکن توسعه شود و کسانی که خود را مخالف تجدد می­‌پندارند، درنیابند که این مخالفت توجیهی برای ناتوانی از ورود در راه توسعه و شکست در ساختن آینده است.

داوری اردکانی با بیان این‌که «آینده در آینده‌­نگری از پرده راز به درآمده»، گفت: آینده معنی پدیدار شدن و تحقق یافتن امکان‌­های امروز در فردا پیدا کرده است. وقتی امکان‌­ها معلوم نباشد، فردا تکرار امروز است. در تجدد، فردا از غیب نمی‌­آید، بلکه مردمان آن را با درک امکان‌­های تاریخی خود می­‌سازند. این ساختن در جهان توسعه‌­نیافته آسان نیست و به این جهت این جهان بیشتر در معرض بحران قرار دارد و گاهی دچار چنان بحران­‌هایی می‌­شود که بیم ویرانی و تباهی در آینده به دل­‌ها راه می‌­یابد. اینجا دیگر آینده‌­نگری به کار نمی‌­آید، زیرا آینده­‌اش غم آینده و درد بودن و نبودن است.

وی ادامه داد: در آینده‌­نگری توسعه و پیشرفت، اگر حکومت به مطالعات و طرح‌­های دانشمندان، وقع نگذارد؛ کار توسعه معطل می‌­ماند، اما در مواقع بحران چه بسا که بود و نبود کشور و ملت به تصمیمی بستگی داشته باشد که حکومت اتخاذ می­‌کند. اگر حکومت مصلحت‌­اندیش و مصلحت­‌بین باشد و سیاست را با اعتقاد و حقیقت اشتباه نکند و حقوق مردم را رعایت کند و رأی خود را حق بی­‌چون و چرا نینگارد و به سخن مصلحان و صاحبان فهم و درایت گوش کند، شاید راه‌­های کم‌­خطری برای خروج از بحران پیدا شود.

رییس فرهنگستان علوم گفت: در کشورهایی که احزاب سیاسی و سازمان­‌های مدنی با نفوذ وجود ندارند، وقتی بحران قدرت و مشروعیت حکومت پدید می‌­آید، کسانی که پروای ثبات کشور و صلاح مردم دارند، نگران می­‌شوند که مبادا کارها به آشوب و پریشانی بکشد و وقتی کاری از دستشان برنیاید، مشکل بزرگ‌تر می­‌شود. در این وضع چه می‌­توان و باید کرد؟ حوادث منتظر نمی‌­مانند که راهی برای مواجهه با آنها پیدا شود و آنگاه روی دهند و هر لحظه ممکن است فرا رسند.

وی افزود: اگر این حوادث مصیبت‌­بار باشند، در وهله اول حکومت و سپس دانایان و دانشمندان قوم مسئول مصیبتی هستند که به کشور و مردم وارد شده است. اینجا دیگر جای آینده‌­نگری نیست. آینده‌­نگری طرح و تدوین برنامه توسعه و بخصوص صنعتی شدن و قرار گرفتن در سازمان و سامان و نظم بوروکراتیک است و حکومت در هر جا که باشد، اگر بخواهد می‌­تواند از آن برخوردار شود، به تحقق صورت اقتصادی اداری همت گمارد؛ به شرط اینکه موانع قوی خارجی وجود نداشته باشد.

ادامه دارد

آخرین اخبار