
به گزارش ایران اکونومیست، نشست روز جهانی آینده؛ همآفرینی آینده ایران در جهان امروز، با حضور دکتر رضا داوری اردکانی؛رئیس فرهنگستان علوم، دکتر فتحاله مضطرزاده؛ دبیر شورای آیندهنگری فرهنگستان علوم، دکتر محسن بهرامی؛ عضو حقیقی شورای آیندهنگری فرهنگستان علوم، مهندس حسین سالاری؛ نظریهپرداز توسعه پایدار، دکتر سهیلا سلحشور کردستانی؛ عضو هیئتعلمی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دکتر سعید معیدفر؛ رئیس انجمن جامعهشناسی ایران و دکتر رضا مکنون؛ عضو حقیقی شورای آیندهنگری فرهنگستان علوم برگزار شد.
دکتر رضا داوری اردکانی در این نشست با بیان اینکه آیندهنگری در گذشته نبوده و در دوره جدید تاریخ پدید آمده است؛ گفت: وقتی جهان متجدد و زمانه پیشرفت آغاز شد، آیندهنگری هم با آن ظهور کرد. در زمانهای قدیم چون پیشرفت تاریخی و اجتماعی نبود یا اگر بود به اشخاص و زندگی خصوصی تعلق داشت، آیندهنگری وجهی نداشت. همچنین آینده هم به معنایی که اکنون از آن درمییابیم، نبود. به همین دلیل آیندهنگری را از آثار پیشرفت علم و تکنولوژی نباید دانست، آیندهنگری با این پیشرفت و بهخصوص با مرحله اخیر آن قرین و ملازم بوده است.
وی اظهار کرد: از قدیم، زمان را به گذشته و حال و آینده تقسیم میکرده و در زبان هم افعال ماضی و مضارع و مستقبل داشتهاند، اما گذشته و آینده همیشه یک معنی نداشته و تلقی مردم زمانهای مختلف از آن یکسان نبوده است. گذشتگان و متقدمان آینده را غیب و تاریک و مجهول و نابودگر میدانسته و دانایی و کمال را در گذشته و صدر و آغاز تاریخ میدیده و گاهی نیز آرزوی بازگشت به آن داشتهاند.
وی ادامه داد: در زندگی عادی هم گذشته، پناهی برای از یاد بردن غمها و تسلای دردها و مصیبتها بوده است. گذشتگان که پیشبینی آینده نداشتند، آیندهنگری هم نمیتوانستند داشته باشند و اگر به آینده نظر میکردند، نظرشان عین انتظار منجی بود یعنی به آیندهای که ساخته میشود کاری نداشتند، بلکه در انتظار حادثهای بودند که از زمان وقوعش خبر نداشتند. این حادثه ظهور منجی بود که با آمدنش دورانی دیگر میبایست آغاز شود.
رییس فرهنگستان علوم ضمن بیان اینکه «زمان متقدمان، زمان گذشته بود؛ اما زمان دوره جدید، آینده است»، گفت: آیندهای که مردم زمان تجدد در انتظار آمدنش نیستند و نباید باشند، بلکه باید آن را بسازند. به بیان دیگر؛ تاریخ جدید، تاریخ تصرف و تسخیر آینده است.
وی ادامه داد: از اواخر قرن هفدهم و مخصوصاً در قرن هجدهم، اروپا چشماندازی در برابر خود دید که میبایست راهی به سوی آن بگشاید. آینده، زمان گشودن و پیمودن این راه بود و با ظهور این چشمانداز و وظیفه آینده و زمان معنی دیگر یافت. آیندهنگری هم در همین زمان معنی و مورد پیدا کرد. پس آیندهنگری از جنس نظر و علم نظری نیست، بلکه طرح ساختن آینده است.
داوری اردکانی تاکید کرد: برای ساختن آینده صرف آشنایی علمی کافی نیست؛ بلکه باید در راه آینده قدم گذاشت و با آن همدم و همراه شد. لازمه همدم و همراه شدن با آینده مشارکت در فهم خاص و آمادگی برای ساختن آن است. آیندهنگری، علم شرایط و امکانهای عمل است و آن را میتوان بخشی از کوشش و اهتمامی دانست که برای درک شرایط و تحقق بخشیدن به امکانها صورت میگیرد. به این جهت همه در همه جا نمیتوانند آیندهنگری و درک درستی از آن داشته باشند؛ زیرا شرط این درک و فهم استعداد و آمادگی برای گام نهادن در راه ساختن است.
راه پیشرفت برای جهان توسعهنیافته هموار نیست
وی با بیان اینکه زمان جدید، زمان پیشرفت است و زمان پیشرفت هم آغازی داشته است؛ گفت: این زمان که با تفکر رنسانس آغاز شده و از ابتدا داعیه جهانگیری داشته، در طی یک قرن اخیر جهانگیر شده است. اکنون همه جهان از پیشرفت میگویند و پیشرفت میخواهند و مقصد و مرجعشان جایی و مقامی است که جهان توسعهیافته به آن رسیده است. ولی راه پیشرفت برای جهان توسعهنیافته هموار نیست. جهان توسعهنیافته، از عهده آینده برنمیآید و زمانش ناگزیر، زمان پریشانی است.
رئیس فرهنگستان علوم در مورد دشواری کار در جهان توسعهنیافته، گفت: آغاز جهان توسعهنیافته، با پایان اروپا همزمان شده است. یعنی وقتی که اروپا و به طور کلی جهان جدید خود را در پایان راه میبیند، مناطقی در جهان توسعهنیافته تازه به صرافت توسعه افتاده است. آینده جهان توسعهیافته اکنون نه آینده زندگی و وجود آدمی بلکه عصر توسعه تکنیک و رسیدن به انسان ماشینی یا ماشین شبیه و جانشین انسان است. به عبارت دیگر تکنیک به سمت و سویی میرود که به تدریج اختیار بشر و خرد عملیش را از او سلب کند و خود سلطان بیرقیب باشد.
وی با بیان اینکه جهان توسعهنیافته در چنین وضعی حتی اگر با سیاست قدرتهای جهانی مخالفت کند، تابع صرف تجدد و مصرفکننده بیاختیار و خشنود جهان توسعهیافته است؛ ادامه داد: وجه دیگر دشواری راه توسعه این است که گرچه جهان توسعهنیافته از آینده و لزوم اهتمام به پیشرفت و ساختن و پرداختن، بیخبر نیست؛ ولی چون خبری که دارد با جانش پیوند نیافته و پیشرفت و زمان و آینده، در نظرش بیشتر مفاهیم انتزاعی هستند و چنانکه باید منشأ اثر نمیشود.
داوری اردکانی تصریح کرد: در غالب کشورهای توسعهنیافته دانشمندانی هستند که میتوانند شرایط و امکانات توسعه را دریابند و اگر لازم باشد برنامه پیشرفت و توسعه را طراحی کنند؛ اما حکومتها که بیشتر خوی خاص جهان توسعهنیافته دارند، راه آسان را برمیگزینند و به جای اینکه از منابع کشور برای بهبود وضع زندگی و تأمین آینده بهتر بهرهبرداری کنند؛ این همه را غنیمتی برای صرف کردن در بیهودهکاری و اعراض از آینده و تأمین سوداهای بازگشت به گذشته میکنند.
وی ادامه داد: با این شیوه عمل، آینده تباه میشود، گذشته هم برنمیگردد. پس این امر عجیبی نیست که حکومت در جهان توسعهنیافته رغبتی به توسعه نداشته باشد؛ زیرا جهان توسعهنیافته با اینکه بعضی ظواهر تجدد را پذیرفته است، با آینده چندان آشنایی ندارد و چنانکه اشاره شد، شاید هنوز آینده را زمانی بداند که میآید و آرزو داشته باشد که این آینده پر از خیر و خوبی و آرامش و صلح و تکرار و تجدید گذشته باشد.
وی تاکید کرد: ولی آینده چیزی نیست که از جایی که نمیدانیم کجاست بیاید؛ بلکه ما باید به نحوی کم و بیش دانسته به سوی آن برویم یا بهتر بگویم با گامی که در راه میگذاریم، آن را بشناسیم و محقق کنیم. آیندهنگری با درک امکانهایی که باید محقق شوند، آغاز میشود و این درک با گام نهادن در راه، همزمان است.
رییس فرهنگستان علوم درباره وجوه دیگر آیندهنگری، گفت: وجه دیگر آیندهنگری که در دهههای اخیر ظهور و جلوه بیشتر پیدا کرده است، کمتر با امید و بیشتر با بیم و نگرانی ملازمت دارد. وقتی زرّادخانههای جهان از سلاحهای کشتار جمعی پر شده است و اخلاق و خرد سیاسی رو به ادبار و پریشانی دارد و حکومتها پیوسته ناتوانتر میشوند و پژوهشهایی که در مرز علم صورت میگیرد، دیگر به صلاح و آینده آدمی کاری ندارد.
وی افزود: البته گاهی که میپرسند این مهندسی ژنتیک برای چیست؟ پاسخ میدهند که بعضی بیماریهای لاعلاج را با آن درمان میتوان کرد. در جهانی که هر روز جمعیت کثیری از گرسنگی و بیماریهای شایع میمیرند و سوداگران خرمنپندار ککشان نمیگزد، توجیه هزینه کردن مبالغ هنگفت برای یافتن راه درمان یک بیماری نادر توجیهی عجیب و بیاساس و دروغین است. بنابراین طبیعی است که دوراندیشان نگران آینده باشند و بپرسند جهان یا کشورشان به کجا میرود.
اینکه آینده جهان، صلح و رفاه و آزادی است؛ به کلی بیاساس و سادهلوحانه است
به گفته داوری اردکانی، پاسخ دادن به اینکه آینده یک کشور یا آینده جهان چه خواهد بود، آسان نیست. البته با نظر تأمل در شواهد و نشانههایی که هست میتوان حدسهایی زد. کسانی هم هستند که بر طبق عادت فکریشان میگویند آینده جهان، آینده صلح و رفاه و آزادی است و این سخنی به کلی بیاساس و سادهلوحانه است، اما چون راهی به تسلی و غفلت دارد، نمیتوان آن را به کلی بیوجه دانست.
وی افزود: اکنون نظرهایی که درباره آینده جهان اظهار میشود، کمتر خوشبینانه است. جهان به سوی صلح و صلاح و عدل و آزادی نمیرود. چنانکه در دهههای اخیر در کشورهای توسعهیافته، بهبودی در هیچ یک از شئون زندگی حاصل نشده و جهان توسعهنیافته در مجموع پریشانتر و فقیرتر و فاسدتر شده است و میشود.
رئیس فرهنگستان علوم ادامه داد: چیزی که هست، امکان دارد در جایی یا جاهایی حادثهای روی دهد که تا زمان نزدیک به وقت حادثه قابل پیشبینی نبوده است. وجهی از این حوادث که بعثت و ظهور انبیا و ادیان و تحولات بزرگ فکری و فرهنگی مانند رنسانس، مظاهر آن هستند، مبدأ دگرگونیهای بزرگ میشوند و با آنها بنای دیگری در تاریخ گذاشته میشود. اما تحولاتی هم هست که در زندگی این قوم و آن کشور پدید میآید که گاهی گشایش راه پیشرفت است و زمانی سقوط در چاه انحطاط. در شرایط تاریخی زمان ما احتمال وقوع این قبیل حوادث در مناطق بحرانی جهان توسعهنیافته بیشتر است.
داوری اردکانی با بیان اینکه آینده جهان، هر روز تیرهتر میشود، گفت: علاج این تیرگی، البته اگر علاجی داشته باشد، خودآگاهی است. در زمانه غلبه اطلاعات این دارو و درمان کیمیا شده است و دریغا که دیگر در هیچ جا به بشر و آینده او نمیاندیشند؛ زیرا بشر در راه محو شدن و فراموشی است. پس آینده او هم هر چه میخواهد، بشود. اکنون آنچه اهمیت دارد، پیشرفت تکنیک است و چون تکنیک باید کار خود را به عهده گیرد، مسئله مهمش هوشمند کردن تکنولوژی و ساختن تکنولوژی هوشمند است و این مسئله چندان اهمیت و هیبت دارد که کسی جرأت نمیکند بپرسد این تکنولوژی کدام مشکل زندگی آدمی را رفع میکند؟
وی ادامه داد: وقتی در طرحهای آیندهنگری جهان توسعهیافته و در پژوهشهای بزرگ علمی، آینده بشر جایی ندارد، جهان توسعهنیافته گریزان از آینده، چگونه به آن نظر داشته باشد؟ جهان توسعهنیافته مفهوم آینده را همان میفهمد که اروپا و امریکا و ژاپن میفهمند. با این تفاوت که اینها هنوز کم و بیش با علم و اهتمام خود در سودای تصرف آیندهای هستند که هیچکس نمیداند راهش به کجا میرسد، اما جهان توسعهنیافته توان و همت و پای رفتن در این راه ندارد و زمانش زمان آشوب و پراکندگی است که شاید در آن مهندسی ژنتیک و هوش مصنوعی با سوداهای بیهوده و قهر و خشونت به هم آمیخته باشد. این آینده بیشتر به دوزخ شباهت دارد.
وی اظهار کرد: طرحها و اندیشههای مخالف تجدد را بیارتباط با جهان جدید نباید انگاشت. مگر نه اینکه اساس استدلال مخالفت مخالفان این است که اگر راه توسعه به جایی میرسد که در آنجا آدمی هیچکاره است و تکنیک، حکومت مطلق دارد چرا باید در آن رفت و چرا رو از آن نباید برگرداند و به فکر داشته گذشته خود نباید بود؟ این حرفها وقتی مشکلساز میشود که بخواهد جانشین طرح دشوار امّا ممکن توسعه شود و کسانی که خود را مخالف تجدد میپندارند، درنیابند که این مخالفت توجیهی برای ناتوانی از ورود در راه توسعه و شکست در ساختن آینده است.
داوری اردکانی با بیان اینکه «آینده در آیندهنگری از پرده راز به درآمده»، گفت: آینده معنی پدیدار شدن و تحقق یافتن امکانهای امروز در فردا پیدا کرده است. وقتی امکانها معلوم نباشد، فردا تکرار امروز است. در تجدد، فردا از غیب نمیآید، بلکه مردمان آن را با درک امکانهای تاریخی خود میسازند. این ساختن در جهان توسعهنیافته آسان نیست و به این جهت این جهان بیشتر در معرض بحران قرار دارد و گاهی دچار چنان بحرانهایی میشود که بیم ویرانی و تباهی در آینده به دلها راه مییابد. اینجا دیگر آیندهنگری به کار نمیآید، زیرا آیندهاش غم آینده و درد بودن و نبودن است.
وی ادامه داد: در آیندهنگری توسعه و پیشرفت، اگر حکومت به مطالعات و طرحهای دانشمندان، وقع نگذارد؛ کار توسعه معطل میماند، اما در مواقع بحران چه بسا که بود و نبود کشور و ملت به تصمیمی بستگی داشته باشد که حکومت اتخاذ میکند. اگر حکومت مصلحتاندیش و مصلحتبین باشد و سیاست را با اعتقاد و حقیقت اشتباه نکند و حقوق مردم را رعایت کند و رأی خود را حق بیچون و چرا نینگارد و به سخن مصلحان و صاحبان فهم و درایت گوش کند، شاید راههای کمخطری برای خروج از بحران پیدا شود.
رییس فرهنگستان علوم گفت: در کشورهایی که احزاب سیاسی و سازمانهای مدنی با نفوذ وجود ندارند، وقتی بحران قدرت و مشروعیت حکومت پدید میآید، کسانی که پروای ثبات کشور و صلاح مردم دارند، نگران میشوند که مبادا کارها به آشوب و پریشانی بکشد و وقتی کاری از دستشان برنیاید، مشکل بزرگتر میشود. در این وضع چه میتوان و باید کرد؟ حوادث منتظر نمیمانند که راهی برای مواجهه با آنها پیدا شود و آنگاه روی دهند و هر لحظه ممکن است فرا رسند.
وی افزود: اگر این حوادث مصیبتبار باشند، در وهله اول حکومت و سپس دانایان و دانشمندان قوم مسئول مصیبتی هستند که به کشور و مردم وارد شده است. اینجا دیگر جای آیندهنگری نیست. آیندهنگری طرح و تدوین برنامه توسعه و بخصوص صنعتی شدن و قرار گرفتن در سازمان و سامان و نظم بوروکراتیک است و حکومت در هر جا که باشد، اگر بخواهد میتواند از آن برخوردار شود، به تحقق صورت اقتصادی اداری همت گمارد؛ به شرط اینکه موانع قوی خارجی وجود نداشته باشد.
ادامه دارد