چهارشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 13 - ۲۵ ذی القعده ۱۴۴۷
۳۰ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۷:۴۵

ناگفته‌هايي از فيلم «آزمايشگاه»

ايران اكونوميست :کارگردان «آزمایشگاه» در مقام پاسخگویی به منتقدینی که اولین فیلم سینمایی او را با تئاترهایش مقایسه می‌کنند، معتقد است «اگر فیلمی جدی، عبوس و روشنفکرانه می‌ساختم هم این عده می‌گفتند بفرما! باز هم یک تئاتریِ دیگر، سینما و تئا‌تر را با هم اشتباه گرفته!» او می‌گوید: «از ساخت این فیلم دفاع می‌کنم.»
کد خبر: ۵۷۳۸
azmayeshgah filmحمید امجد کارگردان فیلم سینمایی «آزمایشگاه» در نشستی با ایسنا به برخی سوالات درباره ساخته شدن این فیلم، توقعات تماشاگران، داستان فیلم و... پاسخ داد.

امجد در بخش ابتدایی این نشست در پاسخ به این مطلب که آیا غیبت ده ساله‌اش در تئا‌تر باعث شده است که به سینما بیاید، گفت: نه، اولین فیلمی که می‌خواستم بسازم به اوایل دهه هفتاد بازمی‌گردد. در تمام طول دورانی که در تئاتر فعالیت داشتم، تلاش می‌کردم پروژه ساخت فیلم‌هایی را نیز به جریان بیندازم، که هرکدام تا مرحله‌ای پیش رفت و هر یک در جایی متوقف شد؛ به دلایل مختلفی اعم از تصویب نشدن فیلمنامه یا پیدا نکردن سرمایه‌گذار و...؛ در این ۹ سال که تئا‌تر کار نمی‌کردم هم چند مرتبه‌ای برای شروع ساخت فیلم تلاش کردم اما هیچ‌کدام به نتیجه نرسید تا عاقبت «آزمایشگاه» امکان ساخت پیدا کرد.

اين هنرمند در توضیح اینکه فیلمنامه «آزمایشگاه» چه تفاوتی با سایر فیلمنامه‌ها داشته که امکان ساختش فراهم شد؛ بیان کرد: قبل از «آزمایشگاه» آخرین فیلمنامه‌ای که قصد ساخت آن را داشتم اقتباسی از نمایش «بی‌شیر و شکر» بود که به عنوان آخرین تئاترم روی صحنه اجرا کرده بودم. سال ۸۶ برای این فیلمنامه پروانه ساخت گرفتیم و دو سال طول کشید تا برایش سرمایه‌گذار پیدا شود.

وی افزود: متأسفانه زمانی که سرمایه‌گذار پیدا شد، ظاهراً سیاست‌های وزارت ارشاد تغییر کرده بود. به ما اعلام کردند دیگر نمی‌توانید آن فیلمنامه را بسازید و باید فیلمنامه دیگری جایگزینش کنید. من هم در فرصت بسیار کوتاهی کوشیدم فیلمنامه‌ای ارائه دهم تا سرمایه‌گذاری که پیدا شده بود از دست نرود. طرح «آزمایشگاه» که از قبل داشتم را برای نوشتن انتخاب کردم چون از همه طرح‌های دیگرم جمع و جور‌تر و متمرکز‌تر و در نتیجه برای سرمایه محدود موجود، مناسب‌تر بود.

کارگردان فیلم سینمایی «آزمایشگاه» خاطرنشان کرد: در این مرحله، یا باید پس از دو دهه، تلاش برای ساخت فیلم سینمایی را رها می‌کردم یا به فیلمنامه‌ای ساده و بی‌مسئله می‌اندیشیدم که مشکلی برای تصویب یا سرمایه‌گذاری نداشته باشد. پس «آزمایشگاه» را نوشتم و جایگزین فیلمنامه «بی‌شیر و شکر» کردم. البته صدور مجوز ساخت «آزمایشگاه» هم حدود یک سال طول کشید و دوباره مجبور شدیم دنبال سرمایه‌گذار دیگری بگردیم. بالاخره مهرماه سال 90 تولید «آزمایشگاه» آغاز شد.

×× از «آزمایشگاه» دفاع می‌کنم

حمید امجد در بخش دیگری از این نشست در پاسخ به این سوال که بخشی از مخاطبان از او به عنوان یک کارگردان خوش‌فکر تئا‌تر انتظاری بیش از «آزمایشگاه» را دارند به ايسنا اظهار کرد: چرا باید بر اساس توقع دیگران فیلم بسازم؟ و چند جور توقع؟ آن زمان که تئا‌تر کار می‌کردم هم دیگران توقع داشتند جور دیگری کار کنم! حالا همان تئاترها بهانه توقعاتی از فیلمم شده؟ نمی‌فهمم چرا همیشه باید موظف به اجرای توقعات دیگران باشم؛ آن هم وقتی که می‌بینم تأکید بر کارهای گذشته‌ام فقط بهانه‌ای است برای بی‌حوصلگی نسبت به کار امروزم، وگرنه در گذشته هم همین منتقدان همین مشکلات را با کارهایم داشتند. و ضمناً «انتظار بیش از آزمایشگاه» یعنی دقیقاً توقع چه نوع فیلمی؟ از کجا معلوم است هر فیلم دیگری که می‌ساختم «بیش از» این یکی ارزیابی می‌شد؟

وی ادامه داد: کاملاً برایم روشن است که اگر فیلمی جدی، عبوس و روشنفکرانه می‌ساختم هم این عده می‌گفتند بفرما! باز هم یک تئاتریِ دیگر، سینما و تئا‌تر را با هم اشتباه گرفته!

کارگردان «آزمایشگاه» با بیان اینکه ساخت هر فیلم تابع شرایط مخصوص به خود است، بیان کرد: صاحبان این توقعات که ادعا می‌کنند فیلمنامه «آزمایشگاه» در خور ساختن اولین فیلم من نبوده، طی دو دهه گذشته چه حمایتی از ساخته شدن فیلمنامه‌های دیگرم کرده‌اند؟ برای آن‌ها اصلاً چه فرقی می‌کرد که من چی می‌ساختم یا اصلاً چیزی نمی‌ساختم؟

وی در عین حال با بیان اینکه من اساساً‌ از ساخت فیلم «آزمایشگاه» شرمنده نیستم، عنوان کرد: تمام صحبت‌هایی که در این بخش مطرح شد در حالی جای بحث پیدا می‌کند که من از ساخت «آزمایشگاه» ناراضی باشم، در حالی که اصلاً اینطور نیست. من احساس نمی‌کنم «آزمایشگاه» فیلمی است دور از خودم یا دور از چیزی که باید می‌ساختم. در کل، هر «امکان عملی» شما، برآیند مجموعه‌ای از خواسته‌ها، امکانات و مقدورات شماست. من همه این موارد را کنار هم می‌گذارم و از فیلمی که ساخته‌ام دفاع می‌کنم.

××بازی غلو شده در این فیلم جایی ندارد

در ادامه این نشست، امجد درباره اینکه «برخی می‌گویند بازی‌های بخش اول فیلم، غلوآمیز و بزرگ‌نمایی شده است»، گفت: متأسفانه فضای نقد کشور پر شده از برچسب‌هایی برای ساده کردن هر موضوع و گریز از تحلیلش. می‌گویند فلانی تئاتری است، و پیشاپیش نتیجه می‌گیرند قطعاً فیلمش هم تئاتری است. و از تئاتر هم چیزی نمی‌شناسند جز برچسب‌هایی از قبیل بازی غلوآمیز!

این کارگردان سینما خاطرنشان کرد: آنچه در بازی‌های «آزمایشگاه» می‌بینید نامش غلو نیست، «شیوه‌پردازی» یا بازی استیلیزه به منزله قرارداد جهان این اثر است. مگر قرار است همه فیلم‌ها به یک شیوه بازی شوند؟ کمدی اسلپ استیک جنس بازی خودش را می‌طلبد، موزیکال بازی خودش را و هر قالب و گونه دیگر هم بازی خودش را. شما همین جنس بازی را در نمونه‌های خارجی می‌بینید و به نظرتان غلوآمیز نیست، اینجا چون فارسی حرف می‌زنند اسمش می‌شود غلو و اغراق؟

کارگردان «آزمایشگاه» در این بخش از سخنانش با بیان اینکه اقتضائات ساختاری یک نمایش یا فیلم به کارگردان می‌گوید بازیگرش چگونه باید بازی کند، افزود: همه فیلم‌ها وظیفه ندارند از یک الگوی سینمایی پیروی کنند. هر اثر بر مبنای ساختار و قالبش، قراردادهای خود را بنا می‌کند. قرارداد بازی این فیلم، این اندازه از درشت‌نمایی است. نه می‌شود این قرارداد را به فیلم دیگری تحمیل کرد و نه می‌شود این فیلم را با قراردادهای فیلمی دیگر ساخت.

×××

در ادامه نشست خبرنگار ایسنا، از کارگردان «آزمایشگاه» پرسید که «آیا شالودهٔ این فیلم‌‌ همان داستان قدیمی عشق یک پسر فقیر به یک دختر جوان پولدار است؟» امجد در پاسخ گفت: خیر. قصه ما دربارهٔ غریب بودن است؛ درباره آدمی است که از بیرونِ محیط به کلانشهر جدید پا گذاشته و می‌کوشد جایگاه خود را در آن پیدا کند. این غریبه، هم بیگانگیِ جغرافیایی دارد و هم بیگانگیِ زبانی. هم خجول است و هم در زمینه‌هایی هوشمند و در زمینه‌هایی نابلد. هویت فردی و شخصیتش شبیه آدم‌های آن محیط نیست. برای او دشوار است که با دیگران رابطه برقرار کند و در نتیجه اثبات کردن توانایی‌هایش به تلاشی سخت و آزمونی دردناک تبدیل می‌شود. در کنار این شخصیت، محیطی داریم که غریبه را پس می‌زند؛ تقریباً‌ شبیه جهان واقعی پیرامون‌مان. الزاماً قرار نیست فیلم با تکیه یا ارجاع به واقعیت بیرونی ساخته شود، اما ضمناً در اغلب آثار نمایشی می‌توان ارجاعاتی به جهان خارج هم مشاهده کرد.

حميد امجد در توضیح بیشتر دربارهٔ بن‌مایه اصلی داستان «آزمایشگاه» گفت: در محیط زندگی خودمان هم بسیار دیده‌ایم که یک جمع، غریبه را یا پس می‌زند یا به این شرط می‌پذیردش که غریبه به قالب و چارچوب موردنظر جمع دربیاید. داستان «آزمایشگاه» در اصل دربارهٔ یک محیط است؛ محیطی که مانند جهان واقعی درگیر مسائل مختلفی از جمله دگرگونی و جابه‌جایی طبقات اجتماعی و ظهور طبقه‌ای جدید است. در این محیط اگر همهٔ افراد (از جمله از نظر طبقه اقتصادی) شرایط برابر داشتند، آن‌وقت اثبات کردنِ خود برای آن غریبه خیلی آسان می‌شد و اصلاً آزمون و تلاش یا داستانی شکل نمی‌گرفت؛ یا اگر حتی در شرایط برابر هم نمی‌توانست خودش را اثبات کند، دیگر اشکال از تنبلی خودش بود و همدلی برنمی‌انگیخت.

اين كارگردان در ادامه سخنانش به سوال مطرح شده اشاره و بیان کرد: در بازگشت به بحث عشق میان فقیر و ثروتمند، بگذارید اول از درونمایه عشق شروع کنم و بعد قضیه فقر و ثروت. تمام آثار روایی تاریخ، به نحوی دربارهٔ عشق و مرگ هستند. در هر فیلمی، وقتی تصویر یک زن و تصویر یک مرد را می‌بینید بلافاصله به امکان پیوند بین آن‌ها فکر می‌کنید و فیلم در ادامه به این می‌پردازد که آن‌ها چگونه به هم می‌رسند یا چگونه به هم نمی‌رسند. کسی عناصر جدیدی برای روایت به وجود نمی‌آورد، و همه با این عناصر بنیادین کار می‌کنند، حالا این کار می‌تواند با تکرار عین به عینِ همان ساختار و نسبت‌های عناصر در آثار پیشین انجام گیرد یا با چالش در قبال آن ساختارهای تکرارشونده. فیلمفارسی برخوردی از نوع اول دارد: پسر فقیر عاشق دختر پولدار می‌شود و طیّ فرآیندهایی محیرالعقول بر فاصله و شکاف طبقاتی فائق می‌آید و دختر و ثروت را یکجا به دست می‌آورد! داستان «آزمایشگاه» اما این نیست. فاصله طبقاتی میان قهرمان و نیلوفر از سلسله دشواری‌ها و شرایط نابرابری است که غریبه باید برای آزمون اثبات خود با آن‌ها مواجه شود. اما در پایان چی به دست می‌آورد؟ نه فقط ثروتی به دست قهرمان نمی‌آید، بلکه هم نیلوفر و هم قهرمان تمام جایگاه حرفه‌ای، موقعیت اجتماعی و شغلی، امکان همزیستی و اعتماد به محیط، و پیوندهای خانوادگی و ثروتِ پدر نیلوفر را هم باخته‌اند.

وي ادامه داد: کل محیط و فضای آزمایشگاه به تصرف نوکیسه‌های متقلب درمی‌آید، و زوج اصلی داستان در پایان دو بازنده‌اند که فقط همدیگر را دارند و احتمالاً پس از صرف غذا باید برای ظرف شستن در آشپزخانه رستوران مشغول کار شوند. در پایان، قهرمان همچنان همان آدم احساساتی و دست‌وپا چلفتی است، هنوز روحیه غیرشهری دارد و هنوز با مشکلاتش مواجه است.

××مخاطب با فیلم ارتباط گرفته است

بخش بعدی گفت‌و‌گوی خبرنگار ایسنا با حمید امجد به واکنش مخاطبان به فیلم و زمان اکران آن اختصاص داشت.

کارگردان «آزمایشگاه» در پاسخ به این سوال که آیا زمان اکران فیلم در این شرایط که بسیاری معتقدند سینما با بحران مخاطب روبروست، خوب بوده یا خیر؟، بیان کرد: همانطور که گفتید شرایط زمانی اکران «آزمایشگاه» چندان خوب نبود. یکباره در آستانه تعطیلات چند روزه نیمه خرداد به ما گفتند پس از تعطیلات باید اکران‌تان را آغاز کنید. طبعاً در شرایط تعطیلات چند روزه نه می‌توانستیم مواد تبلیغی را آماده کنیم و نه حتی کپی‌های فیلم را. تبلیغات عملاً پس از اکران شروع شد و کپی‌ها هم به تدریج به سینماها رسید؛ و البته مسابقات فوتبال جام ملت‌های اروپا هم با نمایش این فیلم همزمان شد. رکود نسبی اکران هم از رخدادهای شروع سال آغاز شده بود. نسبت به مجموعه شرایط زمانی، «آزمایشگاه» فروش خوبی داشته و امیدواریم موفق‌تر هم بشود.

این کارگردان سینما همچنین درباره اینکه واکنش مخاطبان نسبت به «آزمایشگاه» چگونه بوده است، بیان کرد: چند شب قبل فیلم را با مخاطبان عام در سینما دیدم و واکنش‌های‌شان به لحظات مختلف فیلم برایم بسیار راضی‌کننده بود. در ایام جشنواره فجر نیز «آزمایشگاه» را هم با مردم در تالار‌های عمومی مشاهده کرده بودم و هم با منتقدان در سینمای مطبوعات. رابطه مردم با فیلم بسیار گرم‌تر از رابطه حاضران در تالار مطبوعات بود. می‌دانید که؛ در سینمای مطبوعات، ما همه آنقدر روشنفکر و متفاوت و متفکریم که هیچ دوست نداریم به چیزی بخندیم، حکم‌مان را هم از قبل صادر کرده‌ایم و برچسب‌ها را زده‌ایم.

امجد با تأکید مجدد بر اینکه مخاطب با فیلم همراه می‌شود و رابطه گرمی را با آن برقرار می‌کند، گفت: در مصاحبه‌های مختلف به من انتقاد می‌شد که ریتم فیلم تند است و مخاطب ممکن است متوجه اتفاقات فیلم نشود. چند شب پیش که فیلم را با مردم دیدم مدام منتظر بودم که ببینم ریتم تند آن چه فاجعه‌ای به بار خواهد آورد، اما نتیجه اصلاً منفی نبود. مردم ظاهراً از اینکه فیلم رخوتناک نیست خوشحال هم بودند. دوستان منتقد که مدام از کلیشه‌ها می‌نالند، در عین حال با هر عنصری در فیلم «آزمایشگاه»، از ریتم تا میزانسن یا انتخاب بازیگر و هر چیز دیگر که اسمش را «غیرمتعارف» گذاشتند، مشکل داشتند. نمی‌دانم چطور فیلمی می‌تواند هم کلیشه‌ای باشد و هم تمام عناصرش غیرمتعارف باشد، و تازه منتقد هم با غیرمتعارف بودنش مساله داشته باشد!

×× فوتبال برایم جذاب نیست اما می‌شود خود را جای سینمادار هم گذاشت

بخش آخر گفت‌و‌گوی ایسنا با کارگردان «آزمایشگاه» به این پرسش اختصاص داشت که «آیا به نظر شما نمایش فوتبال در سینما‌ها درست است یا خیر؟»

امجد به عنوان یکی از کارگردانانی که فیلم او اکنون روی پرده سینماهاست به این سوال پاسخ داد: من اساساً فوتبال دوست نیستم، هیچ‌وقت هم تماشاگرش نبوده‌ام. از عهده درک اهمیت و جذابیتش برنمی‌آیم و بنابراین نمی‌توانم قضاوت کنم اگر مسابقات فوتبال روی پردهٔ سینما برود چه امر مهمی رخ خواهد داد و یا در صورت انجام نشدن این کار، مخاطبان چه اتفاق بزرگی را از دست خواهند داد. فقط فکر نمی‌کنم جای نمایش فوتبال در تالار سینما باشد. از سوی دیگر ظاهراً عده‌ای برای تماشای فوتبال بر این پرده‌ها پول می‌دهند و گویا مشتاق آن‌اند. والبته در شرایط بحرانی کنونی سینما، خودم را جای سینماداران هم می‌گذارم، که شاید حق دارند بخواهند صندلی‌های تالار‌شان را پر کنند تا بتوانند هزینه‌های‌شان را بدهند و درآمدی داشته باشند. هر وقت مجموعه سینماگران و دست‌اندرکاران و مدیران سینما بتوانند تالارهای سینما را فقط با نمایش فیلم‌های‌شان از تماشاگر پر کنند، احتمالاً سینماداران هم دیگر علاقه‌ای به نمایش فوتبال بر پرده نشان نخواهند داد.
آخرین اخبار