به گزارش ایران اکونومیست، روزنامه ایران نوشت: «انسانها ناگزیر از مشکل و مسأله هستند. آنها راهی برای فرار از واردنشدن به مشکلات زندگی ندارند. این مشکلات میتواند هم فردی و شغلی، خانوادگی و احساسی باشد و هم میتواند اجتماعی و مربوط به مسائل جامعه باشد. مسائل و مشکلات دو جزء در کنار انسان هستند که در بعضی از زندگیها کمتر و در بعضی دیگر بیشتر وجود دارند. کم و بیش مشکلات بستگی به نوع زندگی، فضای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه دارد اما موضوعی که حائز اهمیت است، ثابتماندن و ماندگاری فرد در این مسائل و تأثیرات مخرب پس از بحران است که طول مدت آن و میزان آسیبی که به فرد از آن مسائل و مشکلات وارد میشود، بستگی به میزان مهارتهای فردی و اجتماعی او دارد. آگاهی افراد از خود و موقعیتی که در آن قرار گرفتهاند یکی از مهمترین مؤلفههایی است که میتواند در خروج فرد از مشکلات به او کمک حائز اهمیتی کند.
انسانها تا زمانی که در حال رشد و توسعه فردی باشند و با بهروزشدن جامعه، خود را نیز بهروز کنند و سطح آگاهی خود را ارتقا بخشند، در افزایش میزان رضایت از خود و زندگی نقش مهمی را به عهده گرفتهاند. این مهارتها مانند ابزاری قوی و کارآمد در دست فرد میتواند او را در نوع مواجهه با مشکلات و اندیشیدن به آنها به سمت استدلالکردن و یافتن اشتباهات خود ببرد و همین موضوع او را در حل مسألهاش یاری کند. در این زمان است که فرد میتواند مداخلات اثربخشی داشته باشد. همین مداخلات مؤثر، مواجهه درست و بجا با مسائل، نحوه برخورد با بحرانها در زندگی، جستجوی راه حل مناسب همگی از مهارتهای لازم برای هر فرد است که نتایج آن در زندگی فرد به او احساس کارآمدی و حال خوب را به بار میآورد. زندگی با حال خوب و رسوبنکردن در موقعیتهای مشکل، هنری است که در پی مهارتهای فردی و توسعه فردی به وجود میآید.
بهترین زمان برای یادگیری این مهارتها از دوران کودکی و نوجوانی است. کودکان و نوجوانان گروه حائز اهمیتی از جامعه را تشکیل میدهند. آنها آیندهسازان کشورها هستند که سرمایههای انسانی و ملی محسوب میشوند. مخصوصاً دوران نوجوانی که دوره بسیار حساسی از زندگی هر فردی است. دورانی که نوسانات خلقی، احساسی و تحولات جسمی بسیاری را به همراه دارد. این دوره برای تمام افراد با فراز و نشیبهای زیادی همراه است. دوران نوجوانی آغاز تحولات روحی برای پاگذاشتن به بزرگسالی است. در این دوره تمایل به استقلالطلبی و حضور در جامعه در آنها شکل میگیرد. گرایش به گروه همسال و دوستان افزایش مییابد و در کانون خانواده بیشتر به تنهایی روی میآورند. به همین دلیل ضرورت اجرای برنامههای آموزشی و مشارکتی از سوی افراد و گروههای متخصص و آگاه دیده میشود. اگر کودکان و نوجوانان اعتمادبهنفس درست و مثبت را بیاموزند و یاد بگیرند که در بحرانهایشان سوار بر موج آن شده و احساسات آن دوره را بشناسند، میتوانند به بهترین شکل آن مسأله را پشت سر بگذارند و حال خوب را نیز تجربه کنند.
حال خوب برای هر فردی تعریف خاصی دارد برای یک نفر رفاه و ثروت حال خوب میآورد و برای فرد دیگر زندگی در طبیعت و سفرها حال خوب معنی میشود ولی آنچه عمومیت دارد همان مهارتهای فردی و اجتماعی است که مانع ورود و تخریب آسیبهای اجتماعی، فردی، محیطی شغلی و غیره میشود.»