کد خبر : ۵۵۱۲۵۸
تاریخ انتشار : ۱۵ آذر ۱۴۰۱ - ۰۶:۴۵
کاراته چگونه در ایران جان گرفت؟
پیشکسوت و ملی‌پوش سال‌های دور کاراته ایران از تاریخ شکل‌گیری کاراته در ایران و مشکلات و موانع حال حاضر این رشته در ایران سخن گفت.

به گزارش ایران اکونومیست، علیرضا احسانی ملی‌پوش سال‌های دور کاراته ایران که مدال برنز رقابت‌های قهرمانی جهان در بخش تیمی را در کارنامه خود دارد، از تاریخ شکل‌گیری کاراته در ایران توسط مرحوم وارسته و رنج‌های رسیدن کاراته به جایگاه فعلی گفت.

پیشکسوت کاراته ایران در بخشی از این مصاحبه با اشاره به مشقت‌های سنسی وارسته در تثبیت جایگاه کاراته در ایران، گفت: حدود سال ۱۳۴۴ بود که کاراته در ایران شکل گرفت، اولین مکان برای آموزش هم زیرزمین پدری سنسی وارسته بود و با تلاش زیاد ایشان بعدها وارد محیط های ورزشی و نظامی شد. البته کاراته را برنمی تابیدند چون رشته ملی و شناخته شده نبود، مردم و محیط های نظامی قبول نمی کردند و خیلی ها ضربه خوردند تا کاراته ما توانست مثل نهال ریشه بدهد حتی چند بار به سنسی وارسته حمله کردند، یک مرتبه او را دعوت کرده بودند و با پتک به او حمله کردند!

وی همچنین به اتفاقی عجیب در ورزش ایران و میزبانی تهران از رقابت‌های کاراته قهرمانی اروپا اشاره کرد و گفت:  در سال ۵۵ مسابقات کاراته قهرمانی اروپا برای اولین بار در ایران برگزار شد. در مجلات فرانسوی و انگلیسی که آن را دارم نوشته بودند تهران پایتخت اروپا! کاراته ایران هم در آن مسابقات شرکت کرد. چنین چیزی اصلا در ورزش ایران اتفاق نیفتاده و از آنجا که ایران قوی بود و جایگاه ویژه‌ای داشت کشور ما را بعنوان میزبان انتخاب کرده بودند.

عضوکمیته فنی فدراسیون کاراته همچنین از اهمیت این کمیته در فدراسیون کاراته گفت و تاکید کرد: اراده بر این است که کمیته فنی در مسائل فنی تیم‌های ملی بر خلاف گذشته اثرگذار باشد.

او همچنین معتقد است علی‌رغم کسب عناوین متعدد جهانی، کاراته ایران شایستگی رسیدن به افتخارات بیشتر را دارد و همیشه باید بر روی سکوی جهانی باشد. احسانی معتقد است یکی از مهمترین موانع کاراته ایران طی سال‌های گذشته عدم ثبات مدیریت در فدراسیون کاراته و دخالت برخی افراد غیر فنی در امور فنی بوده است.

در ادامه مصاحبه ۱۲۰ دقیقه‌ای پیشکسوت ۷۲ ساله کاراته ایران را می‌خوانید:

* با قد کوتاهی که داشتم دروازه‌بان بودم

در سال ۱۳۲۹ در تربت حیدریه به دنیا آمدم. پدرم متولد پامنار تهران بود اما به این دلیل که در ژاندارمری وقت مسئولیت داشت، از زابل و بلوچستان بگیرید تا خراسان به دلیل ماموریت‌هایی که داشت زندگی کردیم. بعد از تولد در تربت حیدریه به کاشمر و سپس سبزوار رفتیم. در سبزوار تا اول دوره متوسطه تحصیل کردم و از سن ۱۱ سالگی نیز به ورزش فوتبال روی آوردم. از آنجا که سبزوار شهری کوچک بود امکانات زیادی نداشتیم. باشگاهی برای تربیت بدنی داشت که  کشتی و بوکس هم کار می کردیم .در سال ۴۴ درمسابقات قهرمانی آموزشگاه های خراسان در سبزوار در سن ۱۵ سالگی در رشته فوتبال  شرکت کردم، به غلط و با وجود قد کوتاه دروازه بان تیم بودم!

*بخاطر شکستگی بینی بوکس را کنار گذاشتم

در اوایل رشته اصلی من بوکس و فوتبال بود. آن زمان خیلی کم بوکس کار می کردند، در مسابقاتی که قرار بود در شهر برگزار شود، دیدم هیچ بوکسوری در وزن من حضور ندارد، به یکی از بچه محل ها بوکس را آموزش دادم تا با من مبارزه کند، روز مبارزه در همان ابتدای مبارزه مشت محکمی به بینی من زد که روی زمین افتادم و نتوانستم به مبارزه ادامه بدهم. بعد هم بخاطر همان ضربه و شکستگی بینی ام، بوکس را کنار گذاشتم چرا که با یک ضربه از حال می رفتم.

* مدتی در کشتی کچ کار کردم

سال ۱۳۴۵ به تهران آمدیم، در تهران دوباره فوتبال را ادامه دادم، در غرب تهران سمت دبیرستان دکتر هوشیار که بیابان بود یک تیم محلی به نام سانتوس که نام یک تیم فوتبال در برزیل است را درست کردیم. در زمینی به نام چاردیواری که به خیابان طوس می‌خورد بازی می کردیم. آن زمان به خاطر انرژی زیادی که داشتم، دوست داشتم رشته‌های مختلف را تجربه کنم. یک روز به زورخانه شیرافکن که در خیابان قصرالدشت بود رفته بودم، دیدم روی تشک کشتی می‌گیرند که گفتند رشته کشتی کچ است. دیدم حرکاتشان خوب است و از این رشته خوشم آمد و جذب آن شدم، یکی دو روز بعد رفتم با مربی آنجا صحبت کردم، به من گفت بیا، من هم رفتم، روز اول مربی به من گفت بایست، سپس یکی دو نفر به من لگد و جفت پا زدند که خیلی برای من سنگین بود، وقتی تمام شد به من گفت کشتی کچ این است اگر دوست داری ادامه بده. یکی دو ماه بیشتر کار نکردم و دیگر ادامه ندادم. با اینکه استاد من بود اما در همان زمان این شیوه ورود را نپسندیدم.

*نخستین بار استاد وارسته را در باشگاه سرباز دیدم

در همان تیم فوتبالی که داشتیم، بعد از چند وقت متوجه شدم یکی از دوستانم به نام فریبرز نوروزی که اتفاقا در فوتبال هم ضعیف بود به کاراته رفته است، شاید دو سال از حضور او در کاراته می گذشت اما هیچوقت چیزی نمی گفت و ما خبر نداشتیم. یک روز با او به باشگاه سرباز فعلی و پهلوی سابق رفتیم که برای نخستین بار استاد وارسته و اساتید دیگر را آنجا دیدم که خیلی برایم جالب بود.

از حمله با پتک به وارسته تا میزبانی تهران از قهرمانی اروپا کاراته!

*کاراته توسط سنسی وارسته وارد ایران شد

آن زمان می گفتند کاراته ساواته که در ایران رسمی نبود و آقای ماشین چیان برای خودش کار می کرد اما کاراته به صورت رسمی با ورود سنسی وارسته شروع شد. با دوستم به باشگاه سرباز رفتم دیدم این ها چقدر قوی هستند و خوب کار می کنند، البته هم تیمی من در باشگاه آتش نشانی که در میدان حسن آباد بود کار می کرد به همین دلیل نیز من هم به باشگاه آتش نشانی آمدم، سال ۴۹ بود که کاراته را زیر نظر استاد ماشین چیان شروع کردم‌، او هم کاراته را پیوسته کار نکرده بود و یکسری از حرکات را می زد. ایشان هم کشتی کچ کار می کردند و همان کاراته "کانذن‌ریو" که استاد وارسته ابداع کرده بود کار می‌شد. بعد سال ۵۰ رفتم خدمت سنسی وارسته در باشگاه قصر یخ تا با ایشان صحبت کنم، آن زمان یک پیکان جوانان زرد رنگ داشت، استاد استکانچی هم آنجا بود.

*اولین تیم ملی در سال ۵۱ شکل گرفت

 بعد از آن از باشگاه آتش نشانی به آکادمی کاراته که روبروی خیابان عبدو و فاطمی فعلی بود رفتم و کارم را ادامه دادم. ۳۰ یا ۳۵ تومان حق عضویت سالیانه آنجا بود و ۳۰ تومان هم شهریه داشت که من با ایرج صحبت کردم و فقط ۳۰ تومان دادم. یک روز قبل از ثبت نام به آنجا رفتم دیدم کمربند سبزها کار می‌کردند که در را بستند، باشگاه در زیرزمین بود، رفتم در پیادره رو دراز کشیدم و از پنجره دیدم سطح کاری که ما در آتش نشانی می کردیم با کاری که آن‌ها می کردند خیلی تفاوت داشت. یک سال و خرده ای ماندم، بعد سال ۵۲ به خیابان مطهری فعلی و تخت طاووس سابق نقل مکان کردیم. در حقیقت کاراته و تیم های ملی ما از همان جا که الان آکادمی پرسیا هست آغاز شد. اولین تیم ملی ما در سال ۱۳۵۱ که اصلا آن زمان فدراسیون هم نداشتیم شکل گرفت و برای اولین بار نفرات منتخب تیم ملی با هزینه شخصی و کمک اسپانسر در اولین دوره مسابقات جهانی در پاریس شرکت کردند که در بخش تیمی درخشیدند و نتیجه خوبی کسب شد.

* به سنسی وارسته با پتک حمله کردند

حدود سال ۱۳۴۴ بود که کاراته در ایران شکل گرفت، اولین مکان برای آموزش هم زیرزمین پدری سنسی وارسته بود و با تلاش زیاد ایشان بعدها وارد محیط‌های ورزشی و نظامی شد. البته کاراته را برنمی تابیدند چون رشته ملی و شناخته شده نبود، مردم و محیط های نظامی قبول نمی کردند و خیلی ها ضربه خوردند تا کاراته ما توانست مثل نهال ریشه بدهد حتی چند بار به سنسی وارسته حمله کردند، یک مرتبه او را دعوت کرده بودند و با پتک به او حمله کردند!

از حمله با پتک به وارسته تا میزبانی تهران از قهرمانی اروپا کاراته!

*انفرادی مسابقات جهانی فقط در یک وزن بود

من از سال ۵۴ وارد تیم ملی شدم، تیم ملی عازم مسابقات سوئد شد. سال بعد من اولین بار عضو تیم ملی شدم و به برلین رفتیم و به عنوان سومی رسیدیم، وقتی دیدند تیم ایران قوی است باز هم از تیم ایران دعوت کردند. ایران همچنین  در حضور کشورهای اسکاندیناوی به عنوان قهرمانی رسید. بعد از آن فدراسیون کاراته تاسیس و استاد وارسته به ریاست فدراسیون انتخاب شد. قبل از آن فعالیت‌ها به صورت انجمن کاراته بود که در نهایت مثل کشور ژاپن جمع شدند و فدراسیون را تشکیل دادند. در مسابقات جهانی رقابت انفرادی تنها در یک وزن برگزار می‌شد و وزن ورزشکار ملاک نبود، مثلا یک آدم صد کیلویی با یک آدم ۵۵ کیلویی مبارزه می‌کرد.

*کاراته در اصل برای پیروزی آدم‌های ضعیف بر قوی است

کاراته در اصل و ریشه آن مخصوص افراد ضعیف است، به این معنا که افراد ضعیف با استفاده از فنون کاراته بتوانند آدم های قوی را شکست دهند چرا که رشته کاراته یک روش واکنشی است و وقتی یک فرد قوی با تصور پیروزی حمله می‌کند، فرد مقابل با فنون کاراته با او مقابله می‌کند و در اصل کاراته یک واکنش برای تغییر روند مبارزه با شکست فرد مهاجم است.

*پدر وارسته معلم زبان شاه بود

پروفسور منوچهر وارسته پدر سنسی وارسته به ۳۶ زبان محلی و رسمی تسلط داشت. ایشان معلم زبان شاه و رییس کتابخانه سلطنتی ایران بودند. سنسی وارسته نیز در دانشگاه‌های کشورهای سوییس و آمریکا مدارج علمی را طی کرده بود و به زبان‌های انگلیسی، فرانسه و اسپانیولی تسلط کامل داشت. سنسی وارسته بدن خیلی قوی و سرعت انفجاری داشت که استثنایی بود و مثل یک ‌پلنگ حمله می کرد.

*رمز موفقیت ما این بود که پایه‌گذار کاراته در ایران قوی بود

کشورهایی مثل مصر، هند عربستان و سوریه هم کاراته را مثل ما شروع کردند اما فقط ایران و مصر خود را بالا کشیدند، در مصر سبک شوتوکان بود و اینجا هم سبک کان‌ذن ریو به معنای سبک کامل با استاد وارسته ابداع شده بود. اگر سنسی وارسته نبود قطعا کاراته ما این مسیر را پیدا نمی‌کرد و به موفقیت نمی‌رسید. او در سال ۱۹۷۲ که برای اولین بار تیم ملی کاراته ایران قبل از اینکه فدراسیون رسمی کاراته در کشور تاسیس شود را به مسابقات جهانی فرانسه پاریس برد و در همان جا نیز به عنوان نایب رئیس اتحادیه جهانی سازمان های کاراته (WKF) برگزیده شد و طی دو دوره تا سال ۱۹۸۰ خدمات زیادی برای شناساندن قدرت کاراته ایران به جهان انجام داد. رمز موفقیت ما این بود که پایه گذار کاراته ما درایران قوی بود اما عربستان، سوریه و هند آدم قوی نداشتند و به همین دلیل هم موفق نشدند. من در این ۳ کشور چند سال کار کردم و دیدم پایه آن ها ضعیف است اما پایه ما قوی بود.خدا سنسی وارسته را بیامرزد، خدمات زیادی به کاراته ما کرد.

*کاراته قهرمانی اروپا در تهران برگزار شد!

 در سال ۵۵ مسابقات کاراته قهرمانی اروپا برای اولین بار در ایران برگزار شد. در مجلات فرانسوی و انگلیسی که آن را دارم نوشته بودند تهران پایتخت اروپا! کاراته ایران هم در آن مسابقات شرکت کرد. چنین چیزی اصلا در ورزش ایران اتفاق نیفتاده و از آنجا که ایران قوی بود و جایگاه ویژه‌ای داشت کشور ما را بعنوان میزبان انتخاب کرده بودند.

* با اختلاف یک وازاری به فرانسه قهرمان جهان باختیم

 در آن مسابقات ما مقام اولی استاد شهرام معصومی و سومی استاد سلیمی و مشفق را داشتیم. در نهایت تنها با اختلاف نیم امتیاز که آن زمان امتیاز وازاری بود به فرانسه قهرمان جهان باختیم. من هم عضو تیم ملی بودم و کمربند قهوه‌ای داشتم، با سایدان که قهرمان سنگین وزن اروپا بود مبارزه کردم، استراتژی همیشگی من این بود که منتظر حمله حریف می‌ماندم تا ضربه ام را وارد کنم. حمله نمی کردم و ایستادم تا او حمله کند و من واکنش نشان بدهم. من جسه ریزو سرعت بیشتری داشتم، ۳ یک جلو بودم و حریف چون دید شانسی برای پیروزی ندارد در ۸ ثانیه پایانی به بینی من ضربه زد تا هانسوکو شود، از بینی من خون سرازیر شد، دکتر گفت نمی توانی ادامه بدهی، من التماس می کردم ادامه بدهم تا با هانسوکو پیروز نشوم اما مورد قبول قرار نگرفت و مبارزه ۴ بر صفر به نفع من شد اما به من نچسبید چون با هانسوکو پیروز شدم.

*به عنوان تنها تیم آسیایی روی سکوی جهانی رفتیم

سال ۱۳۵۵ در مسابقات قهرمانی آسیا در اندونزی سوم شدیم. سال ۵۶ به قهرمانی جهان در ژاپن رفتیم و در سالن معروف بودوکان تنها تیم آسیایی بودیم که روی سکوی جهانی قرار گرفتیم و به همراه فرانسه به عنوان سوم تیمی مشترک رسیدیم. هلند و آلمان هم اول و دوم شدند. ما فقط با اختلاف یک امتیاز به آلمان باختیم و آلمان هم در فینال با اختلاف یک وازاری به هلند باخت. مسابقات انفرادی هم مثل سابق در یک وزن برگزار شد و از هر کشور تا دو نفر با هر وزنی می‌توانستند در یک وزن حاضر شوند که از ایران استاد جمشید سلیمی و استاد فرخ مشفق در مسابقه انفرادی شرکت کردند. مسابقات تیمی هم با حضور ۵ نفر اصلی و ۲ نفر رزو در هر تیم برگزار می‌شد.

*پاسخ وارسته به پیشنهاد شرط بندی مربی هند!

نام سلیمی را مستر اوراکن به معنای ضربه دورانی گذاشته بودند، دستش بلند بود و حریف تا حرکت می‌کرد و حمله ‌ور می‌شد، به شقیقه اش می زد. مربی تیم هند آمد به سنسی وارسته گفت صد دلار شرط می بندم که تیمتان را می بریم، سنسی گفت در مقابل صد دلار تو من هزار دلار می دهم که پنج بر هیچ شما را می بریم، یعنی تا این جد به تیم خود ایمان و اعتقاد داشت. ما هند را ۴ بر صفر بردیم و یکی هم مساوی شد.

از حمله با پتک به وارسته تا میزبانی تهران از قهرمانی اروپا کاراته!

*سلیمی دست کاراته‌کای هند را شکست

یکی از بچه های هندوستان جوان ۱۹ ساله و درشت اندامی بود که در مسابقه تیمی به سنسی سلیمی افتاد، سنسی سلیمی اوچی‌کومی زد دست حریف هندی شکست! او فردا با دست گچ گرفته به سالن آمد. این قدرت کاراته ما بود که باعث شده بود همه احترام ویژه‌ای به تیم ایران بگذارند.

*می‌خواستند کاراته را زمین بزنند

وقتی در مسابقات جهانی سوم شدیم و به ایران بازگشتیم، به دیدار شاپور غلامرضا رییس کمیته المپیک که کاخ مرمر خانه‌اش بود رفتیم. او پایین آمد و سنسی وارسته توضیحاتی درباره تیم و مسابقات داد. بعد با کاپ سومی به سازمان تربیت بدنی در پارک شهر رفتیم تا رییس تربیت بدنی را ببینیم. گفتند جلسه دارد و منتظر بمانید، ایستاده بودیم دیدیم یک گروهی بیرون آمدند که شهریار شفیق( خواهرزاده شاه) هم در میان آن‌ها بود و چند روز که فدراسیون کاراته منحل شد و شفیق به عنوان رییس فدراسیون رزمی که شامل کاراته، جودو و تکواندو بود، انتخاب شد. رییس سازمان تربیت بدنی هم ما را به اتاق خود دعوت نکرد و در همان حال که ایستاده بودیم با ما صحبت کرد! هدفشان موفقیت کاراته نبود و به دلایل مختلف می خواستند کاراته را پایین بکشند و زمین بزنند.

*همیشه در مسابقات تیمی شرکت می کردم

وقتی انقلاب شد باشگاه های کاراته را بستند و یک سال و خرده ای بعد باز شد. مرحوم مهرآیین رییس فدراسیون شد. تا سال ۱۹۸۴ نتوانستیم در مسابقات شرکت کنیم، بعد تیم به جهانی ۱۹۸۴ اعزام شد که خیلی از بچه های خوب تیم حاضر به همراهی تیم ملی نشدند و من هم در تیم حضور نداشتم. تیم اعزام شد که نتیجه بدی هم گرفت. من همیشه در مسابقات تیمی شرکت می‌کردم، در تورنمنت آلمان سوم شدم، در مسابقات آسیا و اقیانوسیه که با هم برگزار می‌شد، در ماده تیمی سوم شدم و در مسابقات جهانی هم سوم تیمی شدم.

*ماجرای تنها باخت احسانی در کاراته

من به جز یک مرتبه هیچوقت باخت نداشتم، همیشه به سنسی وارسته پیشنهاد می‌دادم که قویترین نفرت را که حمله می‌کند به عنوان نفر نخست در رقابت تیمی انتخاب کن و من را نفر دوم بگذار چرا که وقتی نفر اول حریف را شکست می‌دهد، نفر بعدی برای جبران می‌آید و مجبور است حمله کند که در آن صورت شگرد من بود و با واکنشی که داشتم او را شکست می‌دادم. اما در مسابقات جهانی ژاپن دو بر صفر عقب افتادیم، نفر سوم هم به نظر من از خود مایه نگداشت و مساوی شد، من‌ نفر چهارم بودم و تیم ما با یک باخت یا مساوی می باخت، به همین دلیل حریف هم حمله نکرد، من در آن شرایط مجبور بودم بر خلاف استراتژی همیشگی‌ام حمله کنم تا به برد برسم اما شکست خوردم.

*کاراته از نداشتن ثبات مدیریت رنج برده است

سال ۶۱ استاد وارسته از ایران رفت . در سال ۶۳ تیم به مسابقات هلند رفت که یک عده بچه های قوی نرفتند و نتیجه خوبی نگرفتند. بعد از آن مهدوی که از خارج آمده بود رییس فدراسیون شد. سال بعد محمدزاده رییس شد، بعد زمانی، ناظریان و... تا امروز. کاراته همیشه از عدم ثبات مدیریت رنج برده و روسای زیادی را به خود دیده است.

*همیشه خطی در فدراسیون بوده که پیشکسوتان را کنار بزند

یکی از دلایلی که کاراته ما به اندازه پتانسیلی که دارد نتوانست از نظر کرسی و مقام قهرمانی به آنچه که حقش است برسد، تغییرات متعدد روسای فدراسیون کاراته بود تا جایی‌که هر سال یک رییس عوض می شد. علت اینکه با این وجود کاراته ما از هم نپاشید وجود تشکیلات و انجمن ها بود که آن را حفظ کردند وگرنه فدراسیون ها کار خاصی نکردند، نمی گویم همه کم توان بودند اما زمانی نداشتند به جز ناظریان که ۱۳ یا ۱۴ سال رییس بود و نتایج قابل قبولی هم به دلیل ثبات مدیریت گرفته شد، بقیه فرصتی نداشتند تا کاراته را درست پیش ببرند. خیلی‌ها اصلا شناخت کافی از کاراته نداشتند تا می آمدند کاراته را بشناسند، اساتید و پیشکوستان به عنوان افراد صاحب نفود او را طرد می کردند. همیشه یک خطی در فدراسیون بوده که پیشکسوتان کاراته را کنار بزنند و این تفکر از قبل انقلاب وجود داشت که چه طور در میان جامعه کاراته انشقاق ایجاد کنند.

*صدمات رییس موفق فدراسیون هنوز هم جبران نشده است!

گفته می‌شود رییس فدراسیون موفق داشتیم اما صدماتی که زده هنوز  هم جبران ناپذیر است پس نمی توانیم بگوییم موفق بوده است! ما تاکنون ۳ رییس فدراسیون جهانی داشته‌ایم که همگی اذعان کرده‌اند ایران جزو ۵ قدرت برتر جهان است. ۲ سال پیش جمعیت کاراته بانوان ما حتی از فوتبال هم جلوتر بودند و بعد از آن جمعیت کاراته آقایان هم بعد از فوتبال دوم بود اما با این حال هیچ کدام از روسای فدراسیون کاراته نتوانسته اند از پتانسیل کاراته ایران بهره برداری کنند و آن را از قوه به فعل دربیاورند فقط در دوره ناظریان به دلیل ثبات مدیریت و شرکت در اکثر مسابقات آسیایی و جهانی ما توانستیم سطح فنی خودمان را در سطح خوبی نگهداریم. بعد از آن نوسانات شروع شد، یک مربی می آمد قهرمان جهان می شدیم، دفعه بعد بدون مدال یا یکی دو مدال می‌گرفتیم که این نوسانات به تغییرات مدیریتی برمی‌گشت و اگر هم مدیریت ثابت داشتیم به تغییرات متعدد مدیر برمی‌گشت.

*می‌توانستیم در المپیک نماینده بیشتری داشته باشیم

ما در المپیک می توانستیم نماینده بیشتری داشته باشیم اما آن تمرکز و انسجامی که باید سیستم اداری و فنی ما می داشتند تا انسجام تیمی ملی بالا برود در خیلی جاها به دلیل نداشتن انسجام تیمی ضربه خوردیم که دلیل آن هماهنگ نبودن نظام فنی و اداری فدراسیون بود. وقتی یک نفر که سابقه فنی ندارد اما در مسائل فنی دخالت می‌کند و شرایطی ایجاد می‌کند که مثلا یک نفر انتخاب شود.

*اراده فدراسیون ارتقای جایگاه کمیته فنی است

اراده فدراسیون کاراته بر این است که کمیته فنی بر تیم ملی نظارت داشته باشد. وقتی ۷ دور انتخابی می گذارند نشان دهنده این عزم است، بالاخره ممکن است یک بار طرف حال نداشته باشد و نتواند خوب مبارزه کند که باید این موضوع مد نظر قرار بگیرد. مشاهده شده که افراد خارج از حوزه کادر فنی بر تیم ملی ما تاثیرگذارند که باید این موضوع از بین برود و کلیه امور در دست مسئولان فنی باشد. کمیته فنی قبلا نظر می داد اما انجام نمی‌شد و حالا اراده بر این است نظرات کمیته فنی در اجرا اعمال شود.

*همیشه باید روی سکو باشیم

به عنوان کاراته کایی که ۵۴ سال عمرش را در کاراته گذاشته نمی توانم به کسی اعتماد کنم که چه کسی راست می گوید. حرف ها قشنگ است اما در عمل باید پیاده شود. پتانسیل کاراته ما در این است که ما همیشه روی سکو باشیم.

از حمله با پتک به وارسته تا میزبانی تهران از قهرمانی اروپا کاراته!

*ژاپنی‌ها پیشنهاد اردوی مشترک دادند

مسابقات جهانی مالزی بود سرمربی تیم ملی ژاپن آمد و از ما خواست که اردوهای مشترک در کومیته با آن ها داشته باشیم و با هزینه خودشان تیم به ژاپن اعزام کنیم، با آقای پناهی چند بار صحبت کردم و قرار شد انجام شود اما نشد، خب معنای این کار چیست؟ ژاپن که قهرمان جهان است آمد خط فنی ما را پذیرفت، آن ها ایستا کار می کنند و با مقرارات جدید که بر اساس تحرک بود منافات داشت و ایستای ژاپن در کومیته می ماند. خط دیگر برای اروپا بود که متحرک بود. یک روش دیگر هم در ایران ابداع شد که لگد نیز به تکنیک های کاراته اضافه شد. این ها باعث شد ما صاحب خط سوم در کاراته جهان شویم. ژاپن ما را انتخاب کرد و نرفتن ما بزرگترین صدمه را به ما زد و آن ها رفتند با اروپایی ها کار کردند و ما این فرصت را از دست دادیم.

*در گذشته داور بازیکن انتخاب می‌کرد!

اگر ما حق و حقوق اقراد را  به رسمیت بشناسیم و احترام بگذاریم هیچ وقت دچار مشکل نمی شویم. رییس فدراسیون برای انجام کاری اراده می کند اما مثلا وزیر می گوید فلان جا شلوغ شده جمع کنید این قضیه را. با این حال معتقدم مدیر باید برای یکپارچگی کاراته مدیریت قاطع داشته باشد. در حال حاضر این اراده وجود دارد.آوردن آقای سلیمانی به عنوان سرمربی تیم‌های پایه اقدامی بسیار درست و خوب بود . او هم برای قبول مسئولیت گفت اگر از من نتیجه می خواهید باید اختیار هم داشته باشم. انتخاب ایشان را یک گام بسیار مهم می دانم، یکی بابت بحث پشتوانه سازی و یکی هم از باب تواضع. انتخابی هم که گذاشتند بدون هیچ اعتراضی بود چرا که او اعلام کرد هر کس که در رنکینگ است و مدعی رسیدن به تیم ملی است بیاید و مبارزه کند. در گذشته داور انتخاب می کرد اما الان سرمربی انتخاب می کند!

*طباطبایی در هیچ دسته و گروهی نیست

یکی از محاسن آقای طباطبایی این است که درگیر دسته بندی ها و گروه بندی های کاراته نیست اما در گذشته تعدادی از روسای فدراسیون های ما مسئولیت‌های کاراته‌ای نداشتند اما چون کم می‌دانستند نمی‌توانستند مدیریت کنند اما آقای طباطبایی این حسن را دارد که جزو دسته و گروهی نبود و در این ۴ سال شناخت نسبی نیز از کاراته پیدا کرده است. الان به این نتیجه رسیدند که باید در کاراته ایران تحول ایجاد شود و اراده هم بر این است، خصوصا در کمیته فنی که اجازه بیشتری برای نظارت فنی داده شده است. کمیته فنی بر طبق آیین نامه مصوب کار مشورتی و نظارتی دارد که این نظارت کمرنگ شده بود تا جایی که در برخی مسابقات اصلا دعوت نمی شدند اما آقای طباطبایی اعلام کرد باید جلسات کمیته فنی منظم باشد و نظارت داشته باشند. کمیته فنی نیز مثلا در بحث انتخاب استاد سلیمانی به او اختیار تام داد و در مقابل از او پاسخگویی هم می خواهد. مسیر کاراته در مجموع به سمت بهبود است.

*ایستاده‌ایم تا کاراته بماند

من آبرویم را برای کمیته فنی گذاشته ام، نه من و نه دیگر اعضای کمیته فنی از روزی که آمدیم یک ریال هم نگرفتیم. سیستم باید به صورت نظام مند کار کند، قدرت فردی هر چقدر هم قوی است باید در چارچوب ساختار باشد. هر کسی باید بر مبنای مسئولیتی که دارد تصمیم‌گیری کند، نباید اجازه زیاده خواهی بدهیم. ما ایستادیم تا کاراته بماند. یک سری چیزها باید گفته شود چون اگر نگوییم بنیادمان از بین می‌رود.

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
ادامه >>
پرطرفدارترین ها