چهارشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 13 - ۲۵ ذی القعده ۱۴۴۷
۲۱ آبان ۱۴۰۱ - ۱۶:۴۰

چرا رویکرد شناختی در مواجهه با جنگ هیبریدی ضرورت دارد؟

با استفاده از مدل‌های جدید تحلیل سیاسی در قالبی چون مدل تحلیل شناختی می‌توان در عرصه روشنگری و تحلیل واقعی و روشمند گام برداشت.
چرا رویکرد شناختی در مواجهه با جنگ هیبریدی ضرورت دارد؟
کد خبر: ۵۳۷۸۳۵

گروه اندیشه ایران اکونومیست- عباسعلی رهبر، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) در یادداشتی که در اختیار قرار داده است از ضرورت رویکرد شناختی در تحلیل سیاسی و جنگ هیبریدی نوشته است که متن آن را در ادامه می‌خوانید:

'علوم و فناوری‌های شناختی' به عنوان یکی از دانش‌های نوین عصر حاضر، حوزه‌ای است میان‌رشته‌ای که سعی بر کشف اسرار مغز، ذهن و کارکردهای شناختی انسان دارد تا به او در استفاده بهینه از این ودیعه الهی و بهبود کیفیت زندگی‌اش کمک کند. علوم شناختی، در تعامل رشته‌های علوم اعصاب، روان شناسی، زبان شناسی، مردم شناسی، علوم تربیتی، هوش مصنوعی و فلسفه ذهن پدید آمده است و علاوه بر تحقیقات پایه در زمینه مغز و کارکردهای شناختی انسان، درصدد توسعه فناوری‌هایی است که در رفع کاستی‌های ذهن و مغز و تقویت قوای شناختی او موثر افتد.

آنچه در علوم شناختی مورد بررسی قرار می‌گیرد ذهن، شناخت و هوش در انسان و سایر اشیاء یا پدیده‌های ذهن‌مند است. اشیای ذهن‌مند، یک عنوان فراگیر است که در بردارنده هر نوع موجودی می‌باشد که می تواند فکر کند، محاسبه نماید، احساس کند، تصمیم بگیرد و رفتار هوشمند داشته باشد. بنابراین حیوانات، ماشین‌ها یا ربات‌ها نیز می‌توانند در این تعریف گسترده قرار بگیرند.

با توجه به ماهیت بین‌رشته‌ای بودن علوم شناختی می‌توان در امر تحلیل و تصمیم سیاسی در علم سیاست و دانش سیاسی هم از آن بهره گرفت به گونه‌ای که علوم شناختی، در توانایی تصمیم‌گیری، رهبری، ارتباطات و مذاکرات، نقش مهمی دارد و توانمندی فرد و نهاد سیاسی تصمیم گیری را بالا می‌برد.

تحلیل سیاسی شناختی روشمند مدلی از تحلیل سیاسی است که سلیقه‌ای وگروه‌گرای متعصب نبوده و خطاها و هاله‌های شناختی دخیل در تحلیل و تصمیم سیاسی را با استفاده از ابزار و فهم درست از لوازم تحلیل سیاسی شناسایی می‌کند. ذهن سیاسی تحلیلگر با تاثیر از محاسبات هوشمند مغز می‌تواند هم پدیده‌های سیاسی را صحیح و جامع بشناسد و هم اینکه در فضای غبار‌آلود سیاستزدگی و درهم‌آمیختگی‌ منفعت شخصی و مصلحت عامه و التقاط حق و باطل،گرفتار حیرت و ابهام در تشخیص و تصمیم درست نگردد.

با پیروزی انقلاب و آغاز تغییر و تحولات گسترده در ساختارهای سیاسی و اقتصادی کشور، میزان مشارکت مردم و اعتماد متقابل دولت و مردم، تقویت سرمایه اجتماعی در جامعه برای آغاز حرکتی نوین در عرصه سیاسی و اجتماعی کشور شروع شد. اما نکته مهمی که باید در نظر داشت بعد از انقلاب اسلامی و با گذشت چهار دهه از آن با توجه به رشد سریع جمعیت، دگرگونی درساختار سیاسی _اجتماعی جامعه، توسعه غیر‌متعارف و تحولات در عرصه جهانی (در قالب جهانی شدن) و نحوه مدیریت سیاسی بعضی از کارگزاران موجبات بروز مسائل جدی در حوزه امور سیاسی شده است. در کنار عوامل ذکر شده نباید از جنگ هیبریدی-شناختی دشمن با ابزار فناوری نوین فریب‌گر غافل شد. جنگ‌هایی که درعرصه‌های تجزیه‌طلبی، کودتا، ترور، نظامی‌گری، اقتصادی و تحریم و نفوذ و از همه مهم‌تر ایجاد شبهه و روایت حق‌نما از انقلاب اسلامی بوده است.

لذا با استفاده از مدل‌های جدید تحلیل سیاسی در قالبی چون مدل تحلیل شناختی می‌توان در عرصه روشنگری و تحلیل واقعی و روشمند گام برداشت. آنچه اهمیت این کاربست تحلیل را مضاعف می‌کند مربوط به فهم درست و کامل جنگ هیبریدی-شناختی دشمن علیه مردم ایران مقتدر است. در مدل تحلیل هیبریدی-شناختی در کنار مولفه‌های موثر فیزیکی و عینی، امر متافیزیک و سنت‌های الهی مورد توجه جدی در نظام معنایی تحلیل هیبریدی-شناختی خواهد بود.

از طرفی با توجه به گستره چشمگیر منابع و رسانه‌های خبری و تحلیلی که بعضی از آنها می‌کوشند رویدادها و پدیده‌ها را از زاویه منافع و مناسبات سیاسی خود تحلیل کنند، تحلیل سیاسی مبتنی بر رویکرد شناختی در فهم پدیده‌های سیاسی و اجتماعی ضروری‌تر از گذشته به نظر می‌رسد. در تحلیل هیبریدی-شناختی اخلاق و استدلال به همراه زبان اقناعی و روشنگر درکنار درک خطاهای شناختی جایگاه ویژه‌ای در حل مسایل امروز ما دارد.

 

آخرین اخبار