چهارشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 13 - ۲۵ ذی القعده ۱۴۴۷
۱۴ آبان ۱۴۰۱ - ۱۹:۱۳

«پستچی» و «تداعی خاطرات خوش»

راستی چه می‌کنی با سرمای ۴۰ درجه روی موتور حال استخوان‌هایت خوب است؟ راستی چه می‌کنی با ریزگرد و گردوغبار حال ریه‌هایت خوب است؟ راستی چه می کنی روی موتور با دست‌انداز و چاله چوله‌های شهر، حال کمرت خوب است؟راستی چه می‌کنی با غُرغُر گیرنده‌ای که نه آدرس دارد و نه پلاک! حال روحت خوب است؟ راستی چه می کنی با ..... ای بابا ولش کن دلخوش باش به چشمان منتظر مادری که وقتی کارت پایان خدمت پسرش را به او می دهی، انگار دنیا را در دستانش جا داده‌ای.
«پستچی» و «تداعی خاطرات خوش»
کد خبر: ۵۳۳۷۹۳

به گزارش ایران اکونومیست به نقل از دفتر ارتباطات وامور بین الملل شرکت ملی پست؛ خبرگزاری ایسنا طی گفتگو با نامه رسان همدانی گزارشی تهیه کرده، که متن آن در ذیل آمده است.
نامه‌رسان عزیز سلام امیدوارم که حالت خوب باشد و دنیا به کامت. اگر از احوالات اینجانب خواستار باشی ملالی نیست جز دوری شما که آن هم امیدوارم به زودی زود با دیدن روی ماهت برطرف شود.
خواستم برایت نامه‌ای بنویسم با نام خودت ببینم وقت داری بخوانی یا روی موتور مشغول توزیع نامه‌های دیگران هستی. خواستم ببینم اگر اسم خودت رو به جای گیرنده ببینی شگفت زده می شوی یا نه؟ خواستم نامه‌ای به پاس تشکر از تمام کسانی که چشم انتظار نامه‌هایشان هستند برایت بنویسم و بگویم خداقوت.
راستی چه می‌کنی با سرمای ۴۰ درجه روی موتور حال استخوان‌هایت خوب است؟ راستی چه می‌کنی با ریزگرد و گردوغبار حال ریه‌هایت خوب است؟ راستی چه می کنی روی موتور با دست‌انداز و چاله چوله‌های شهر، حال کمرت خوب است؟
راستی چه می‌کنی با غُرغُر گیرنده‌ای که نه آدرس دارد و نه پلاک! حال روحت خوب است؟ راستی چه می کنی با ..... ای بابا ولش کن دلخوش باش به چشمان منتظر مادری که وقتی کارت پایان خدمت پسرش را به او می دهی، انگار دنیا را در دستانش جا داده‌ای.
دلخوش باش به دعای خیر پیرمردی که وقتی گذرنامه‌اش را به او می دهی می‌گوید ان‌شاءلله کربلا دعات می‌کنم. دلخوش باش به لحظه اشتیاق جوانی که گواهینامه‌اش را به او می دهی و دلخوش باش به لحظه به لحظه‌های توزیع که پلی هستی از مبدأ تا مقصد به هر حال خسته نباشی و خداقوت.
پست یادآور خاطرات خوب و خوشی برای هر ایرانی است به طوریکه هر کسی به نحوی از گذشته تا امروز با پست سروکار داشته است. خانواده‌هایی که با صدای زنگ خانه با شوق و ذوق به دنبال گرفتن نامه عزیزان خود از جبهه‌ها بودند و اعلام نتیجه سرنوشت‌سازترین آزمون جوانان در آن روزها از خاطرات خوش ایرانیان از پست است.
دهه ۶۰ تا ۷۰ جوانان پشت کنکوری خاطرات زیادی از آن روزهای خود دارند که از طریق پست دفترچه‌های کنکور را پر می‌کردند و بعد از کنکور نیز کارنامه را از طریق پست می‌گرفتند.
امروز اما پست برایمان رنگ و بوی دیگری از خاطرات را رقم می‌زند، اگر چه این روزها کسی نامه‌ای پست نمی‌کند یا نتیجه کنکورش را از طریق پست دریافت نمی‌کند اما خریدهای اینترنی و دریافت بسته‌های پر زرق و برق، دریافت کارت پایان خدمت و گواهینامه رانندگی همه از طریق پست صورت می‌گیرد که لذت خاص خود را برایمان دارد.

خاطرات تلخ و شیرین یک پستچی
یک نامه‌رسان همدانی می گوید پستچی آخرین حلقه ارتباطی بین فرستنده و گیرنده است، اومعتقد است لذتی که تحویل گذرنامه به پیرمردی که در انتظار رفتن به کربلاست یا جوانی که ذوق دریافت گواهینامه خود را دارد و دیدن دختر نوجوانی که با شادی برای دریافت خرید اینترنتی خود در را باز می‌کند، برای ما پستچی‌ها خوشایند است.

حامد ترابی که کارگردان تئاتر نیز است، درباره چگونگی پستچی شدنش، به ایسنا می گوید من در یک خانواده پستچی قرار داشتم به همین علت این کار را دنبال کردم و در حال حاضر صبح‌ها به کار پست و بعدازظهرها به کار هنری می‌پردازم.
وی با بیان اینکه برخی از مرسولات بدون آدرس پست می‌شوند، می گوید مردم انتظار دارند بسته‌هایشان در کمترین زمان و به درستی به دستشان برسد در حالیکه آدرس درستی را بر روی مرسولاتشان نمی‌نویسند. روزی بسته‌ای به دستم رسید که روی آن آدرس از ورودی شهر نوشته شده بود تا کوچه دریافت کننده اما شماره پلاک نداشت و نوشته شده بود روبروی تیبای سفید رنگ!
ترابی با اشاره به اینکه یکی از مشکلات پستچی‌ها این است که مردم انتظار دارند تا طبقات بالا بسته آنها را تحویل دهند، عنوان می کند در حالیکه براساس قانون پستچی فقط موظف است بسته را درب منزل تحویل دهد و اینکه به طبقات برود امنیت سایر بسته‌ها را به خطر می‌اندازد.
وی با بیان اینکه برخی از گیرنده‌ها مشکلات مربوط به خریدهای اینترنتی را از چشم پستچی‌ها می‌بینند، می افزاید برخی گیرنده‌ها با نگاه خاص خود به پستچی‌ها می‌گوید این کالایی که برای ما آورده‌ای خوب نبوده در حالیکه پستچی فقط تحویل دهنده آن کالا بوده است.
این پستچی درباره خاطرات شیرین خود در زمان تحویل خریدهای اینترنتی، می گوید ابراز رضایت از دارویی که پیرمردی خریداری کرده بود و من آن را تحویل دادم یکی از خاطرات شیرین بود به‌طوریکه هر بار مرا می‌بیند می‌گوید دارویم جواب داده است و خوب شدم.
وی ادامه می دهد روزی خانمی برای همسرش قوزبند طبی سفارش داده بود و من آن را تحویل دادم که آن شخص مرا آقای دکتر خطاب کرد و گفت همسرم کتفش در رفته است، می‌شود او را معاینه کنی!؟
ترابی معتقد است تحویل احضاریه‌های دادگاه برای طلاق از خاطرات ناخوشایند برای پستچی‌هاست، او میگوید روزی یک احضاریه را برای پیرمردی بردم که مبلغ مهریه خانمش ۳۰ هزار تومان بوده و این پیرمرد یک تراول ۵۰ هزار تومانی به من داد و گفت من دادگاه نمی‌آیم این تراول را بگیر، مهریه را بده و بقیه اش را برای خودت بردار!
حامد ترابی پستچی همدانی درباره سختی کار پستچی‌ها، می گوید پستچی ساعت کاری ندارد و موظف است تمام مرسولات را در یک روز تحویل دهد. کار پستچی‌ها در زمستان بسیار سخت‌تر است و در تابستان نیز گرمای هوا و وجود ریزگردها و آلودگی هوا از سختی‌های کار پستچی‌هاست.
این نامه‌رسان معتقد است پست همیشه خاطرات خوشایندی را برای مردم دارد و هنوز هم برخی تا پستچی را در خیابان می‌بینند می‌گویند برایمان نامه نیاورده‍ای؟ حتی همین نسل جدید هم با خریدهای اینترنتی با پست ارتباط دارند.

 

آخرین اخبار