کد خبر : ۵۱۹۱۲۷
تاریخ انتشار : ۱۲ مهر ۱۴۰۱ - ۱۳:۳۶
عزت‌الله وجدانی یکی از ۳ سوارکاری است که موفق به کسب تنها مدال برنز تاریخ سوارکاری ایران در بازی‌های آسیایی شده، مدالی که در بخش مسابقات پرش با اسب در سال ۱۹۹۴ میلادی در ژاپن به دست آمد و بعد از آن دیگر تکرار نشد و قبل از آن هم سابقه نداشت.

دایی و ورمزیار را در ارتش‌های جهان «جا زده» بودند

به گزارش ایران اکونومیست، او صاحب خانواده‌ای سوارکار است، از برادر گرفته تا فرزندان، یکی سوار و دیگری مربی است. مردی که حتی در اوج دوران حرفه‌ای نیز صاحب اسب نبود و از حدود ۵ سال قبل آن هم صرفا به منظور آموزش یک اسب دخون ایرانی خریداری کرده است. از ۱۸ سالگی موفق شد پیراهن تیم ملی سوارکاری ایران را بر تن کند و حدود ۲۵ سال زیر پرچم کشور در مسابقات مختلف برون‌مرزی با اسب‌های گوناگون پرید. با او در مورد مسائل مختلف سوارکاری در ایران به گفت‌وگو نشستیم، از وجود مافیا در بازار اسب ایران، پدیده شوم دوپینگ در سوارکاری کشور، وضعیت سوارکاری در ایران و فاصله سوارکاران ایرانی با سوارکاران کشورهای توسعه یافته، ماجرای پرش با اسبی چموش در رقابت‌های انتخابی بازی‌های آسیایی ۱۹۹۴ ژاپن، معضل نبود قرنطینه اسب در ایران که ورزشکاران این رشته را با بحرانی جدی در حوزه قهرمانی مواجه کرده است، قیمت انواع اسب در کشور، هزینه‌های نگهداری اسب، تلخ و شیرین دوران حرفه‌ای خود و... جویا شدیم.

در ادامه مشروح کامل گفت‌وگو با عزت‌اله وجدانی آمده است که شما را به خواندن آن دعوت می‌کنیم:

از خود و خانواده‌تان بگویید. چه شد که به ورزش و سوارکاری روی آوردید؟

بنده متولد سال ۱۳۳۰ در باشگاه شهدا در فرح آباد هستم. خانواده ما در این محله زندگی می‌کردند، شش خواهر و برادر هستیم که شامل سه پسر و سه دختر می‌شود. هر سه پسر خانواده سوارکار و مربی هستیم و فرزندان ما نیز سوارکار هستند. شوهرخاله ما نیز سوارکار و مربی بود و حدود ۳۴ سال پیش به رحمت خدا رفت. یکی از برادرانم که حدود ۱۲ سال از بنده کوچکتر است موفق شد در مسابقات بازی های آسیایی همراه با بنده مدال برنز تیمی را کسب کند و دیگر برادرم اما بیشتر در حوزه مربیگری مشغول به فعالیت بوده است.

از حدود سه یا چهار سالگی بود که با دیدن اسب خوشحال  می‌شدم. پدرم به دلیل موقعیت شغلی که داشت بنده را که فرزند بزرگتر خانواده بودم با خود به همراه می برد. وی سوارکار بود و این مسئله باعث می‌شد علاقه من به سوارکاری بیشتر شود. همزمان که درس می‌خواندم سوارکاری نیز می‌کردم و به مرور زمان که سنم بالاتر رفت زیر نظر شوهر خاله خود پرش با اسب را آغاز کردم و در ادامه زیر نظر دیگر مربیان ایرانی کار خود را ادامه دادم. همچنین در ادامه مسیر سوارکاری زیر نظر مربیان خوب خارجی آن زمان که به ایران می آمدند و به فعالیت می پرداختند، کار کردم.

چه سالی ازدواج کردید و چند فرزند دارید؟

دو پسر دارم که هر دوی آن ها مربی سوارکاری هستند. یکی ۳۹ و دیگری ۳۶ ساله است و هرچند به تیم ملی راه پیدا نکردند اما در مسابقات داخلی سوارکاری پرش با اسب شرکت می کنند.

بسیاری معتقدند که سوارکاری ورزشی لاکچری است و صرفا خانواده‌های متمول امکان ورود به این رشته ورزشی را دارند، آیا در مورد شما نیز این مسئله صدق می‌کرد؟

خیر، پدر بنده کارمند اداره سوارکاری بود و با توجه به اینکه خانه سازمانی داشتیم و به باشگاه سوارکاری نزدیک بود، همراه پدرم به باشگاه می رفتم و رفته رفته به سوارکاری علاقه مند شدم. پدرم یک کارمند معمولی بود و خانواده متمولی نداشتیم. رئیس اداره زمانی که متوجه شد بنده به سوارکاری علاقه مند هستم اجازه داد از مربیان باشگاه و نیز اسب های موجود استفاده و همین مسئله موجب شد بتوانم در رشته سوارکاری رشد کنم.

قبول دارید که چنین شرایط برای تمامی علاقمندان به سوارکاری فراهم نیست و اگر کسی توان مالی مناسبی نداشته باشد، امکان اولیه رشد در این حوزه را ندارد؟

بله! این واقعیت وجود دارد،  سوارکاری کلا رشته ورزشی گران قیمتی است و شاید اگر چنین شرایطی برای همه به وجود نیاید، نتوان در این حوزه به خوبی رشد کرد اما نکته‌ای که باید به آن توجه داشته باشیم این است که علاقمندان بسیاری به رشته سوارکاری روی آورده اند که موفق هستند. در حال حاضر ورزشکاران نونهالان زیادی داریم که در مسابقات بین المللی شرکت می‌کنند و فضای بسیار خوبی برای رشد آن ها فراهم شده است.

۵۰ درصد سوارکاری ایران درگیر دوپینگ است!/ دایی و ورمزیار را در ارتش‌های جهان «جا زده» بودند

سوارکاری کلا رشته ورزشی گران قیمتی است و شاید اگر شرایط مناسب برای همه وجود نداشته باشد شاید نتوان در این حوزه به خوبی رشد کرد.

شما در چه بخشی فعالیت می‌کردید؟ از چه زمانی به صورت حرفه‌ای به ورزش سوارکاری روی آوردید و مشخصا در چه مقطعی به تیم ملی دعوت شدید؟

به صورت تخصصی در حوزه پرش با اسب فعالیت می‌کردم. حدود ۱۸ سال سن داشتم که به تیم ملی سوارکاری جمهوری اسلامی ایران دعوت شدم و اولین مسابقات بین المللی خود را نیز در ۲۰ سالگی با سفر به مراکش تجربه کردم و توانستم در بین نمایندگان ۲۴ کشور اروپایی در یک مسابقه به مقام اول دست پیدا کنم و در دومین مسابقه خود نیز به مقام پنجم دست یافتم.

از ورزشکاران موفق هم دوره‌ای خود نام ببرید.

یکی از آن ورزشکاران که هم اکنون دیگر در ایران حضور ندارد و به آلمان رفته است حسین کریمی بود که در اکثر مسابقات با بنده همراه و در اکثر مسابقات ورزشکار موفقی بود.

در مورد فضای تیم ملی و دعوت از سوارکاران نیز صحبت کنید و بگویید با چه شرایطی مواجه بودید.

بهترین‌ها در زمان خود به تیم ملی دعوت می‌شدند و با توجه به علاقه ورزشکاران و تلاش آن ها، افراد موفق شدند پیراهن تیم ملی سوارکاری ایران را بر تن کنند. عشق یکی از دلایل موفقیت بنده بود، در مجموع روزانه ۹ ساعت سوارکاری و تمرین می کردم، بخش اول تمریناتم از ساعت ۵ تا ۱۰ صبح طول می‌کشید و عصرها نیز ۴ ساعت تمرین می‌کردم. یک کارمند روزانه ۸ ساعت پشت میز می‌نشیند اما بنده روزانه ۹ ساعت روی اسب تمرین می‌کردم و تلاش‌های مستمر زیر نظر مربیان کاربلد ایرانی و خارجی باعث شد که نتیجه تلاش ها به ثمر بنشیند و به نحو مطلوب بتوانم از امکانات موجود استفاده کنم.

منظورتان از امکانات موجود و مطلوب چیست؟

به طور مثال در سال ۱۳۵۴ به مدت یک سال از سوی فدراسیون سوارکاری به انگلیس اعزام شدم تا دوره کامل آموزشی را پشت سر بگذارم. این دوره به منظور آموزش از صفر تا صد سوارکاری بود که شامل یک بسته کامل آموزشی از جمله تیمار کردن، زین کردن، سوارکاری، مربیگری، تمیز کردن اسب، دامپزشکی، نعل کردن و هر آنچه که مربوط به سوارکاری بود، می شد. علاوه بر بنده دو نفر دیگر از همکاران نیز به به انگلیس آمدند تا آموزش‌های لازم را کسب کنند.

آیا اسب‌ها برای خودتان بود یا از طرف فدراسیون به شما اسب داده می شد؟

اسب‌ها متعلق به فدراسیون سوارکاری بود. مربی تشخیص می‌داد که کدام ورزشکار از کدام اسب استفاده کند و ورزشکار تصمیم گیرنده نبود. در دوره مربوط به شروع پرش خود، فعالیتم را با شوهرخاله ام به نام آقای رضایی آغاز کردم و پس از آن با جناب سرهنگ نشاطی فعالیت‌ها را پیش بردم و به منظور آموزش‌های بیشتر نیز زیر نظر مربیان خارجی کار کردم، افرادی که از بهترین های روز دنیا در حوزه مربی گری بودند و همین مسئله در پیشرفت سوارکاری بنده بسیار اثرگذار بود. پل وایر، مالکوم پایرا، جان میشل گو و...از جمله مربیان برتر خارجی تیم ملی سوارکاری ایران در آن مقطع زمانی بودند.

در مجموع چند سال در تیم ملی سوارکاری ایران مشغول بودید؟

حدودا ۲۴ سال در تیم ملی سوارکاری ایران بودم و از ۱۸ سالگی تا پایان بازی های آسیایی ژاپن موفق شدم برای کشورم سوارکاری کنم و پیراهن مقدس تیم ملی سوارکاری ایران را بپوشم.

در مورد اعزام به مسابقات مختلف برون مرزی بگویید. جمعا تجربه چند بار شرکت در مسابقات آسیایی و جهانی را دارید؟

به منظور شرکت در بازی های آسیایی ۱۹۹۴ ژاپن حدود ۲۰ روز در دو گروه به ایرلند و فرانسه اعزام شدیم. جری مولینگز را نیز به عنوان مربی تیم ملی ایران برای شرکت در بازی های آسیایی انتخاب کرده بودند. گروه پرش کاران به ایرلند اعزام شدیم و درساژکاران نیز به فرانسه رفتند. قبل از انقلاب نیز در مسابقات ارتش های جهان شرکت کردم و توانستم مقام اول را کسب کنم، پس از انقلاب نیز به یک دوره دیگر از مسابقات ارتش های جهان در ایتالیا اعزام شدم اما به دلیل اینکه اسب نداشتیم، مجبور شدیم اسب اجاره کنیم و با توجه به اینکه اسب خوب در اختیار رقبا قرار نمی‌دهند، آن گونه که باید موفق ظاهر نشدیم.

این مسئله فقط مربوط به تیم سوارکاری ایران نبود. محل اسکان ما و تیم فوتبال نزدیک به هم بود و در این تیم نیز افرادی حضور داشتند که ارتشی نبودند و از جمله بازیکنان شخصی بودند. علی دایی، صادق طباطبایی، صادق ورمرزیار و برخی از بازیکنان خوب تیم ملی آن زمان درجه دار شده بودند تا در مسابقات ارتش های جهان شرکت کنند. شما ارتشی بودید؟

خیر، ارتشی نبودم.

بیشتر توضیح می دهید. پس چگونه توانستید در مسابقات ارتش های جهان شرکت کنید؟

کیلویی (با خنده). به بنده گفتند سرگرد شو و برو! حدود ۲۰ سال پیش بود، سه نفر ارتشی و یک نفر شخصی به این مسابقات اعزام شدیم. بنده همزمان مربی و سوارکار بودم. حتما باید برای شرکت در این مسابقات ارتشی و درجه دار باشید تا در این مسابقات شرکت کنید.

این مسئله فقط مربوط به تیم سوارکاری ایران نبود. محل اسکان ما و تیم فوتبال نزدیک به هم بود و در این تیم نیز افرادی حضور داشتند که ارتشی نبودند و از جمله بازیکنان شخصی بودند. علی دایی، صادق طباطبایی، صادق ورمرزیار و برخی از بازیکنان خوب تیم ملی آن زمان درجه دار شده بودند تا در مسابقات ارتش های جهان شرکت کنند.

یعنی به نوعی سوارکار جا زده بودید؟

بله (با خنده). این مسئله فقط مربوط به تیم سوارکاری ایران نبود. محل اسکان ما و تیم فوتبال نزدیک به هم بود و در این تیم نیز افرادی حضور داشتند که ارتشی نبودند و از جمله بازیکنان شخصی بودند. علی دایی، صادق طباطبایی، صادق ورمرزیار و برخی از بازیکنان خوب تیم ملی آن زمان درجه دار شده بودند تا در مسابقات ارتش های جهان شرکت کنند. یکی سروان، یکی ستوان و یکی سرباز شده بود تا بتوانند برای ایران در مسابقات ارتش های جهان در ایتالیا شرکت کنند.

آیا مدرکی از شرکت کنندگان اخذ نمی‌شد؟

قطعا اگر مدرکی هم خواسته بودند از طرف متولیان امر به مسئولان برگزاری مسابقات ارائه شده بود چون که بنده به شخصه مدرکی نداشتم که بخواهم ارائه کنم. یک بار قبل از انقلاب و یک بار هم بعد از انقلاب در مسابقات ارتش های جهان با درجه سرگردی اعزام شدم.

۵۰ درصد سوارکاری ایران درگیر دوپینگ است!/ دایی و ورمزیار را در ارتش‌های جهان «جا زده» بودند

از زمانی که خودتان سوارکاری را آغاز کردید، مالک اسب بودید؟

در حال حاضر اسب دارم، از یک اسب ایرانی (دخون) به منظور آموزش سوارکاران استفاده می کنم اما آن زمانی که سوار کار بودم و در مسابقات شرکت می‌کردم اسب نداشتم و از اسب‌های فدراسیون استفاده می کردم. پس از پیروزی انقلاب نیز اسب هایی را که دوستان می خریدند به منظور تمرین دادن و شرکت در مسابقات به بنده می‌دادند تا با آن‌ها تمرین کنم و مسابقه بدهم. از حدود ۵ سال پیش به دلیل مسائل آموزشی و تعلیم شاگردان خود یک اسب دخون خریده‌ام و از آن استفاده می کنم.

تنها مدال تاریخ سوارکاری ایران مدال برنزی است که توسط شما و سه ملی پوش دیگر ایران به صورت تیمی در بازی‌های آسیایی ۱۹۹۴ ژاپن به دست آمد. در مورد آن مسابقات صحبت کنید و بگویید چگونه توانستید این مدال را کسب کنید؟

سال ۱۹۹۴ قرار بود تیم ملی ایران در مسابقات آسیایی شرکت کند. فدراسیون پیش‌بینی‌های لازم را کرده بود و تصمیم بر این شد تا یک مربی از خارج کشور به ایران بیاید و تیم اعزامی را انتخاب کند. ۱۸ نفر از سوی فدراسیون انتخاب شدند و در باشگاه شهدا یا فرح آباد سابق به عنوان یکی از باشگاه های قدیمی سوارکاری جمع شدیم و در نهایت جری مولینگز از ایرلند به ایران آمد و از ۱۸ نفر چهار نفر را انتخاب کرد. شاهرخ مقدم، داود بهرامی، بنده و برادرم همایون وجدانی چهار نفر سوارکار دعوت شده به اردوی تیم ملی سوارکاری ایران در بخش پرش بودیم و چهار نفر نیز برای شرکت در مسابقات درساژ انتخاب شدند. به ژاپن رفتیم تا در مسابقات انتخابی شرکت کنیم و بتوانیم در صورت موفقیت در مسابقات آسیایی سال ۱۹۹۴ به عنوان نماینده ایران به ژاپن برویم.

به منظور شرکت در مسابقات انتخابی بازی‌های آسیایی سه اسب از طرف برگزارکنندگان مسابقات به تیم ملی ایران داده شود. چند روز سوارکاری کردیم و کار را پیش بردیم اما یکی از اسب ها بسیار اذیت می کرد و خیلی سخت می‌پرید. مجبور شدیم با اسب کلنجار برویم تا بتوانیم در مسابقات شرکت کنیم. بنده همزمان مربی تیم هم بودم. با اسب مربوطه تمرین کردیم و شب قبل از مسابقه به رئیس فدراسیون که با ما همراه بود اعلام کردیم همایون وجدانی که برادر بنده بود قصد ندارد با این اسب سخت گیر در مسابقات شرکت کند و پرش انجام دهد. در نهایت بنده قبول کردم که با این اسب در مسابقات انتخابی پرش شرکت کنم. تیمسار مرادیان به عنوان رئیس فدراسیون از ابتدای کار همراه ما بود. سه مرتبه تکرار کرد که آیا مطمئن هستی قصد داری با این اسب در مسابقات انتخابی شرکت کنی؟ گفتم بله! با این اسب در مسابقه شرکت می کنم چرا که امکان تعویض اسب وجود نداشت و با قرعه کشی، مسابقات انجام و اسب‌ها واگذار می‌شد. فردای آن روز در مسابقات شرکت کردیم و پس از اعلام نتایج مشخص شد که تیم ملی ایران در بخش زمان به مقام سوم دست یافته است. باید بدانیم که هر تیم ملی دارای ۴ نماینده بود اما ۳ ورزشکار در مسابقه شرکت می کردند.

شب بعد از مسابقه مهمانی برگزار شد و دور هم جمع شدیم. صاحبان اسب‌ها و روسای فدراسیون‌ها نیز حضور داشتند و زمانی که با ژاپنی‌ها صحبت کردیم زانوی بنده را فشار دادند تا مطمئن شوند پای عادی است و چیزی در زانویم وجود ندارد. سوال آن ها این بود که چگونه با این پا توانستم با اسب مربوطه پرش داشته باشم؟ آن ها نیز می دانستند آن اسب سخت می پرد و حتی مطمئن بودند تیم ایران با آن است به دلیل کپ کردن اسب از مسابقات اخراج می‌شود و حتی به ما گفته بودند به صورت تیمی از مسابقات اخراج خواهید شد و باید به فکر مسابقات انفرادی باشیم.

آن ها شوکه شده بودند که چگونه توانستیم با آن اسب در مسابقات شرکت کنیم و موفق شویم. صاحب اسب بعد از انجام مسابقه توسط بنده بسیار خوشحال بود چرا که در نهایت اسبش موفق شده بود پرش انجام دهد. آن‌ها می گفتند اگر سوارکار ایرانی توانسته است با این اسب بپرد این بدان معنا است که اسب مذکور قابلیت پرش دارد. رئیس فدراسیون ژاپن و مربیان ها از بنده درخواست کردند در ژاپن بمانم و با آن‌ها همکاری داشته باشم. پاسخ بنده به آن ها منفی بود؛ نه اینکه بخواهم در این مصاحبه چنین مطالبی را عنوان کنم اما بنده با تمام وجودم عاشق ایران هستم و علی رغم چندین مرتبه دعوت به همکاری با مبالغ مناسب، حاضر نشدم در کشور دیگری غیر از ایران فعالیت کنم. به جز ژاپن از چند کشور دیگر نیز به بنده پیشنهاد همکاری شده بود اما مشکلی برای زندگی کردن در ایران نداشتم و با توجه به علاقه به کشورم تصمیم گرفتم در کنار هموطنان خود زندگی و کار کنم.

همان نفراتی که در مسابقات انتخابی ژاپن شرکت کرده بودیم به مسابقات آسیایی ۱۹۹۴ اعزام شدیم و توانستیم خوشبختانه در این مسابقات به مقام سوم دست یابیم؛ این یک افتخار برای ایران بود و در مسابقات آسیایی نیز سوارکاران بسیار خوبی شرکت می‌کردند چرا که سوارکاری در آسیا بسیار پیشرفت کرده است.

آن ها می‌دانستند که اسبی که در اختیار تیم ملی سوارکاری ایران قرار گرفته است، سخت می پرد بنابراین به چه دلیل اسب دیگری را در اختیار سوارکاران قرار نداده بودند تا شرایط یکسانی برای برگزاری مسابقات انتخابی وجود داشته باشد؟

ما به عنوان حریف به مسابقات انتخابی اعزام شده بودیم و طبعا آن ها هر کاری می کردند که موفق شوند و حریفان موفق نباشند. به طور حتم اگر تیم ما موفق شد به خاطر سوارکاری خوب ملی‌پوشان ایران بود. زمانی که اسب ها برای قرعه کشی انتخاب می شوند باید در یک رده قرار داشته باشند یا همه باید خوب یا همه متوسط یا همه بد باشند. نباید اینگونه باشد که سه اسب در سطح های خوب، متوسط و بد در اختیار نفرات یک تیم قرار گیرد.

چگونه توانستید با این اسب در مسابقات پرش موفق شوید؟

طی سال‌های مختلف با مربیان خوب خارجی و داخلی فعالیت کردم و با اسب های مختلفی در مسابقات شرکت و تمرین کردم. روزانه تا ۹ ساعت سوارکاری داشتم، وقتی بدانید که یک کارمند پس از ۸ ساعت پشت میز نشستن چقدر خسته می‌شود قطعا درک بهتری نسبت به تمرینات ۹ ساعته یک سوارکار خواهید داشت و بهتر متوجه می شوید چه سختی را تحمل می کند. از همه مهمتر عشق به وطن بود که باعث می‌شد تمام تلاش خود را به کار گیریم و بتوانیم بر حریف خود مغلوب شویم.

هنگام سوارکاری و پرش با این اسب اذیت نشدید؟

دقیقا برادرم به همین دلیل گفت برای تماشای مسابقه بنده با این اسب نخواهد آمد. زمانی که نوبت به بنده رسید تا در مانژ مسابقه حضور یابم برادرم گفت همراه تو نخواهم آمد چرا که اسب کپ می کند و اخراج می شویم و خجالت می کشم. به او گفتم اسب برای ما نیست که بخواهیم خجالت بکشیم و ان‌شاءالله به گونه ای مسابقه خواهیم داد که بهترین اتفاق برای تیم ملی ایران رخ دهد. قطعا خدا همراه ما بود و کمک کرد تا آبروی ملی پوشان و آبروی ایران حفظ شود و موفق شویم با کسب سمیه در مسابقات آسیایی شرکت کنیم.

۵۰ درصد سوارکاری ایران درگیر دوپینگ است!/ دایی و ورمزیار را در ارتش‌های جهان «جا زده» بودند

از جزئیات مسابقات آسیایی ۱۹۹۴ ژاپن و روز مسابقه تیم ملی پرش بگویید.

سال بعد در مسابقات شرکت کردیم و بعد از قرعه کشی باز هم اسب‌های نسبتا خوبی در اختیار تیم ملی ایران قرار نگرفت. یکی از اسب‌ها خوب، یکی متوسط و دیگری بد بود اما با توجه به اینکه ما با انواع اسب ها تمرین کرده بودیم خوشبختانه توانستیم از پس این کار سخت بر بیایم و به مقام سوم برسیم.

شیرین‌ترین خاطره شما از سوارکاری چیست؟

شیرین ترین خاطره بنده از سوار کاری، موفقیت با اسب سخت پرش در مسابقات انتخابی بازی های آسیایی ۱۹۹۴ بود که توانستیم برای تیم ملی پرش با اسب ایران کسب سهمیه تیمی داشته باشیم و همه را بهت زده کنیم. برای حضور در بازی های آسیایی نیز خیلی علاقه‌مند بودم با همان اسب در مسابقات شرکت کنم. معتقد بودم که آن اسب خیلی خوب بود و زمانی که شروع به دویدن کرد و متوجه شد باید بپرد این کار را به خوبی انجام داد. در مسابقات آسیایی اسب مربوطه در اختیار تیم قزاقستان قرار گرفت، خیلی پیگیر بودم ببینم آیا آن اسب با سوارکار دیگری نیز می پرد یا کپ می کند و تیم اخراج می شود؟ برای تماشای مسابقه رفتم و دقیقا همان مسئله ای که مربی تیم ژاپن به من گوشزد کرده بود اتفاق افتاد، اینکه اسب مربوطه تا ۳ مانع بیشتر نمی رود و پس از سه کپ اخراج می شود، دقیقا روی هر سه مانع کپ زد و اخراج شد. بعد از مسابقات نیز نزد من آمدند و بازهم پرسیدند که چگونه موفق شدی با این اسب به بپری؟ جالب است بدانید آن سوارکار قزاقستانی در اروپا می پرید.  

چرا با اسب های خودمان به مسابقات اعزام نمی شدیم؟

اسب از هرجای دنیا می تواند به ایران بیاید اما به دلیل مسائل قرنطینه ای امکان خارج کردن آن از ایران و شرکت در مسابقات وجود ندارد و سوارکاران ایرانی برای شرکت در مسابقات خارجی باید اسب اجاره کنند.

اسب از هرجای دنیا می تواند به ایران بیاید اما به دلیل مسائل قرنطینه ای امکان خارج کردن آن از ایران و شرکت در مسابقات وجود ندارد. سوارکاران ایرانی برای شرکت در مسابقات خارجی باید اسب اجاره کنند. باید بدانیم به منظور شرکت در مسابقات، اسب های خوب در اختیار تیم ایران قرار نمی گیرد چرا که مسائل رقابتی وجود دارد و به طور حتم، حریفان خود اسب های خوب را در اختیار خواهند داشت.  

تیم ملی پرش سوارکاری ایران در بازی‌های آسیایی ژاپن را ۴ نفر تشکیل می دادند، آیا به هر ۴ نفر مدال طلا دادند یا ۳ مدال طلا توزیع شد؟

تیم ملی ۴ نفره بود اما به سه بازیکن تیم ملی مدال ارائه شد.

اسب بدقلقی که در مورد آن صحبت کردید چه نژادی داشت؟

آن اسب خارجی توسط ژاپنی‌ها خریداری شده بود. اسب ژاپنی نبودند و آن‌ها نیز اسب خارجی وارد می کردند و از نژاد اصلی اسب مربوطه بی‌اطلاع هستم.

تلخ ترین خاطره شما در دوران حرفه‌ای ورزش سوارکاری چه بود؟

لبنانی ها از تیم ملی ایران دعوت کرده بودند تا با یکدیگر مسابقه دهیم. سال ۱۳۵۳ بود و حدود ۲۳ سال سن داشتم. در مسابقات بیروت شرکت کردیم. نفر اول تیم ملی پرش با اسب ایران بودم و شب اول به مقام اول دست یافتم و شب دوم به دلیل غرور تصور کردم صد در صد بازهم به مقام اولی دست خواهم یافت اما در روز مسابقه چنان زمین خوردم که علی رغم اینکه دچار آسیب دیدگی نشدم احساس شکست می کردم و روحیه خود را از دست دادم و به سختی بلند شدم و فاصله ۱۰ متری مانع تا ورودی برایم کیلومترها مسیر را نشان می داد. گویی هرچه راه می رفتم به مقصد نمی رسیدم تا خارج شوم و نگاه سنگین تماشاچیان را روی خود احساس می کردم؛ این سخت ترین و تلخ ترین خاطره من در طول دوران حرفه ای ورزش بود.

به این روزهای سوارکاری ایران بپردازیم. مسائل مختلفی در مورد وجود مافیا و دست‌های پشت پرده در حوزه سوارکاری به ویژه در بخش تجارت اسب مطرح می شود. به عنوان کسی که در بطن سوارکاری ایران فعالیت کرده است بی پرده از جزییات بگویید.

مافیا به آن صورت در ورزش سوارکاری رخنه نکرده است اما به هر حال هر جایی که پول وجود داشته باشد طبیعتا مافیا هم وجود خواهد داشت. در مجموع اما خرید و فروش اسب آزاد است و هر کسی می تواند اسب بخرد و بفروشد.

در خصوص مجوزها اما مسائل مختلفی مطرح می شود و گویا بازار اسب در ایران در اختیار افراد خاصی قرار دارد.

بله! برخی به دلیل اینکه ثروتمند هستند بازار اسب ایران را در اختیار گرفته اند. به طور مثال فرد پولداری ۱۰ اسب را به کشور وارد می کند و می فروشد. مشخص است که به هرکسی نیز مجوز واردات اسب داده نمی شود، البته برخی افراد نیز شرایط واردات اسب را ندارند و دلیلی هم ندارد به آن‌ها مجوز ارائه شود. نمی خواهیم زیره به کرمان ببریم و باید اسب ورزشی به کشور وارد و بتوانیم نتیجه کسب کنیم. کسی که قصد دارد در حوزه واردات اسب فعالیت کنم باید از سوی فدراسیون سوارکاری شناسایی شده باشد و توان خرید اسب خود را داشته و اسب معمولی به کشور وارد نشود و با قیمت مضاعف و چند برابری فروخته نشود.

آیا شناسنامه برخی اسب ها پس از وارد شدن به کشور تغییر می کند؟ اینکه یک اسب ۵۰ میلیون تومانی در بازار دنیا به دلیل تغییر شناسنامه با قیمت چند برابری در بازار داخلی به فروش برسد صحت دارد؟

این مسئله از یک جهت درست است اما نوسان قیمت اسب تا حدودی نیز در داخل کشور به دلیل نوسانات قیمت ارز است. آن هایی که اسب خریداری می کنند نباید با چشم بسته اسب خرید کنند بلکه باید از افراد حرفه ای و با دانش در حوزه اسب مشورت کرده و مانع از کلاهبرداری برخی افراد سودجو شوند. این مسئله درست مثل خرید و فروش ماشین است و باید حتما قبل از خرید اسب با افراد کارشناس و آگاه مشورت کرد. در معامله  سود بردن شیرین است اما نباید بی انصاف بود و به هر حال هرکسی که قصد خرید اسب دارد باید حتما با به مسئله اشراف داشته باشد یا اینکه از افراد متخصص مشورت بگیرد.

بازه قیمت اسب در ایران چقدر است؟

در ایران چند نژاد اسب وجود دارد. اسب های با نژاد ترکمن قیمت مشخصی داشته و از حدود ۴۰ میلیون تا ۲۵۰ میلیون تومان قیمت دارند. اسب های عرب شامل دو بخش می شوند که یک بخش اسب های عرب خوزستان هستند و یک قیمت و اسب های عربی که از خارج می آیند به دلیل افزایش نرخ ارز، قیمت بالاتری دارند. برخی اسب های پرشی نیز وجود دارند که از خارج کشور وارد می شوند. اسبچه های خزر نیز در استان گیلان و مازندران وجود دارند و از حدود ۳ میلیون تا ۳۰ میلیون تومان قیمت دارند و بچه ها به خوبی با این اسبچه ها ارتباط می گیرند. اسب های دخون نیز از ۳۰ میلیون تا ۱۵۰ میلیون تومان قیمت دارند. اسب های یک سر خارجی نیز حدود ۱۵۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان قیمت دارند و اسب های دو سرخارجی نیز قیمت بیشتری دارند و اسب هایی نیز که وارد می شوند از ۷۰۰ میلیون تومان تا ۸ میلیارد تومان قیمت دارند. در کل قیمت اسب به کارکرد اسب مربوط می شود و اسب هایی که در مسابقات بزرگ می پرند تقریبا ۴ میلیارد تومان به بالاتر هستند.

در مورد هزینه نگهداری اسب هم توضیح می دهید.

هزینه های نگهداری اسب در باشگاه های کشور نیز به فراخور امکانات یک باشگاه متفاوت است. میانگین نگهداری اسب در پانسیون نیز از ۶ میلیون تومان تا ۱۴ میلیون تومان در ماه است و اسب های مسابقات بزرگ حدود ۱۵ میلیون تومان هزینه نگهداری دارند. برخی افراد باغ دارند و هزینه نگهداری چندانی را متحمل نمی شوند و در ماه حدود ۲ میلیون تومان هزینه به همراه دارد.

۵۰ درصد سوارکاری ایران درگیر دوپینگ است!/ دایی و ورمزیار را در ارتش‌های جهان «جا زده» بودند

خانواده هایی که از نظر مالی شرایط متوسطی دارند به منظور آموزش سوارکاری برای فرزندان خود چه هزینه ای را باید لحاظ کنند؟

اکثر باشگاه ها در حال حاضر تعیین نرخ می کنند و بسته به سابقه و تجربه مربی قیمت ها متمایز است و از هر جلسه ۲۰۰ هزار تومان تا ۴۰۰ هزار تومان وجود دارد.

آموزش سوارکاری چه میزان زمان نیاز دارد؟

همه چیز بستگی به خانواده ها دارد، اینکه قصد دارند تا چه سطحی فرزندشان آموزش ببیند. اگر قرار باشد یک بچه قهرمان شود و سوارکار شود قطعا انتهایی وجود ندارد. اگر کسی قصد دارد موفق شود و در سوارکاری پیشرفت کند باید اسب بخرد چرا که اسب های آموزشی تا یک حدی باعث پیشرفت می شود.

افراد با ۲۰ تا ۳۰ جلسه، سوارکاری معمولی را یاد می گیرند اما اگر بخواهند در مسابقات شرکت کنند قطعا نیازمند زمان بیشتری هستند و با آموزش یک جلسه در هفته کسی به جایی نمی رسد. بنده خود دارای شاگردی هستم که یک جلسه در هفته می آید و به خنده می گوید خیلی عقب هستیم. به او می گویم بله خب عقب هستیم چرا که پس از یک هفته تا آموزش های قبلی یادآوری شود نیم ساعت از وقت جلسه فعلی نیز می گذرد. آموزش مطلوب در ابتدای امر باید هفته ای ۳ جلسه باشد و پس از ۱۰ جلسه می توان تعداد جلسات در هفته را کم کرد. ۱۰ جلسه اول از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و خانواده ها باید به این مسئله در حوزه آموزش توجه جدی داشته باشند.

به حوزه دوپینگ برسیم. دوپینگ به عنوان یکی از موارد تحقیق و تفحص از فدراسیون سوارکاری توسط مجلس شورای اسلامی، مدنظر قرار گرفته است.

متاسفانه برخی پزشکان، ماموران کنترل دوپینگ هستند و چند ساعت قبل یا چند روز قبل به عنوان عامل دوپینگ اسب اقدام می کنند و به اسب آمپول می زنند و خیال آن ها راحت است که دوپنگ مثبت نمی شود. در مسابقات قهرمانی کشور یا مسابقات csi اسب ها ۲ روز قبل به قرنطینه می روند تا آمپول تزریق نشود اما باید بدانیم امروزه آمپول های موجود نیاز به تزریق ۲ روز قبل مسابقه یا روز مسابقه ندارند و از ۴ روز قبل تزریق صورت می گیرد و به حدی قوی هستند که تا چند روز می توانند از آن استفاده کنند.

دوپینگ در ایران وجود دارد و این مسئله در تمام دنیا مطرح است. دوپینگ اسب هایی که به مقام اول، دوم یا سوم دست یافته اند، مشخص می شود. نمونه های ادرار یا خون اسب های اول تا سوم گرفته می شود و در عین حال به صورت اتفاقی دامپزشک اعلام می کند که چند اسب دیگر نیز تست دوپینگ دهد. خدارا شاهد می گیرم که تا کنون چنین کاری نکرده ام و همواره می گویم اگر قرار باشد دوپینگ باعث شود اسب بپرد، دامپزشکان باید قهرمان سوارکاری شوند چرا که آن ها در حوزه دوپینگ بیش از هر کسی تخصص دارند. معتقد هستم که اسب و سوارکار باید به خوبی آموزش ببینید و تلاش کنند. امروزه علم پزشکی تا حدی پیشرفت کرده است که آمپول هایی تزریق می شود که نمونه دوپینگ را مشخص نمی کند و حتی از طریق تست خون نیز نمی توان دوپینگ اسب ها را تشخیص داد.

متاسفانه برخی پزشکان، ماموران کنترل دوپینگ هستند و چند ساعت قبل یا چند روز قبل به عنوان عامل دوپینگ اسب اقدام می کنند و به اسب آمپول می زنند و خیال آن ها راحت است که دوپنگ مثبت نمی شود. در مسابقات قهرمانی کشور یا مسابقات csi اسب ها ۲ روز قبل به قرنطینه می روند تا آمپول تزریق نشود اما باید بدانیم امروزه آمپول های موجود نیاز به تزریق ۲ روز قبل مسابقه یا روز مسابقه ندارند و از ۴ روز قبل تزریق صورت می گیرد و به حدی قوی هستند که تا چند روز می توانند از آن استفاده کنند. تمام دنیا درگیر این مسئله است و ممکن است یک نفر قهرمان المپیک شود و بعید نیست که اسب وی دوپینگ کرده باشند. قبلا دوپینگ از طریق نمونه ادرار یا خون مشخص می شد اما امروزه دیگر متاسفانه دوپینگ مشخص نمی شود.

چقدر دوپینگ در سوارکاری ایران فراگیر شده است؟

تصور می کنم اگر دوستانی که می خوانند و می بینند به بنده نخندند نزدیک به ۵۰ درصد اسب های مسابقه در ایران با دوپینگ در مسابقات شرکت می کنند. به هر حال اسب ها نیازمند بازسازی هستند و بدن اسب ها در پرش همانند فوتبالیست ها و کشتی گیرها اذیت می شوند و بدن درد می گیرند و خسته می شوند و دوپینگ خستگی را از تن اسب می گیرد و به آن ها آرامش نیز می دهد و این مسئله باعث می شود اسب بدون درد و مشکل بپرد. نه اینکه ۱۰۰ درصد دوپینگ برای کسب جایزه باشد بلکه برای راحت شدن اسب است.

اگر بخواهید وضعیت سوارکاری در ایران را با کشورهای منطقه و دنیا مقایسه کنید، نظرتان در مورد سطح سوارکاری کشور چیست؟ با کشورهای قدرتمند چه میزان فاصله داریم و چه مسیری را برای رسیدن به آن ها باید طی کنیم؟

تصور می کنم اگر دوستانی که می خوانند و می بینند به بنده نخندند نزدیک به ۵۰ درصد اسب های مسابقه در ایران با دوپینگ در مسابقات شرکت می کنند. سوارکاران ایرانی خیلی از کشورهای قدرتمند دنیا دور نیستند اما باید بدانیم که شرایط این کشورها را نداریم. کشورهای پیشرفته به روز هستند و مربیان به روز دارند اما به دلیل گران بودن مربیان کمتر به ایران می آیند و در ایران نیز کسی سرمایه لازم را به منظور آوردن مربیان خارجی اختصاص نمی دهد اما سوارکاران بسیار خوبی داریم که اگر حمایت شوند از سطح اروپا خیلی فاصله نداریم. آن ها خوش شانس بوده اند که در اروپا به دنیا آمده اند و بچه های ما بدشانس بوده اند که در ایران به دنیا آمده اند با امکانات کم سوارکاری در وضعیت عقب تری قرار دارند. ما واقعا سوارکاران بسیار خوبی داریم که بسیار خوب فعالیت می کنند و مربیان و خانواده ها در این مسیر بسیار زحمت کشیده اند. سوارکاری در ایران طی چند سال اخیر مسیر رو به رشدی را تجربه کرده است و مسابقاتی برگزار می شود که سوارکاران خارجی به ایران می آیند و در ایران اقدام به پرش می کنند. آن ها نیز بدون اسب می آیند چون نمی توانند به دلیل مسائل قرنطینه اسب خود را از ایران خارج کنند.

چرا ما نیز همانند سایر کشورها نمی توانیم با خود اسب به مسابقات برون مرزی ببریم؟

این مسئله به دلیل قرنطینه است و سازمان دامپزشکی هنوز نتوانسته است شرایطی را فراهم کند که اسب بتواند به ایران بیاید و از کشور خارج شود. فدراسیون سوارکاری به دنبال حل کردن مسئله است و حتی قرار شد در کیش شرایطی مدنظر قرار گیرد که سوارکاران خارجی از آسیا و اروپا به منظور شرکت در مسابقات خارجی که در منطقه آزاد کیش برگزار می شود اسب خود را همراه بیاورند و پس از آن از کیش هم بتوانند اسب خود را از کیش خارج شوند اما هنوز این مسئله هم به دلایلی که خودشان بهتر می دانند، میسر نشده است.

علت اصلی عدم رعایت شرایط لازم برای قرنطینه اسب ها در ایران چیست؟

بیماری تحت عنوان مشمشه وجود دارد که می گویند از اسب به انسان منتقل می شود و در ایران وجود دارد هرچند بنده به شخصه از کودکی تا کنون که اسم مشمشه را شنیده ام، ندیده ام و آقایان دامپزشک می گویند در ایران وجود دارد. در یک جلسه ای گفتم این بیماری وجود ندارد و یک فرد صاحب اسب هویجی را به اسب خود داد و به کف دهان اسب چسبید و خود مالک اسب هم از آن خورد و گفت اگر اسب من بیماری دارد اجازه دهید من هم بگیرم. نه آن اسب مرد و نه آن آقا. دامپزشکان می گویند این بیماری وجود دارد و نمی توانیم آن را رفع کنیم. وقتی خودمان می گوییم وجود دارد اروپایی ها نیز می گویند وجود دارد. هر زمانی که خودمان به نقطه ای رسیدیم که بگوییم مشمشه نیست و پاک شده است شاید بتوانیم اروپایی ها را نیز قانع کنیم که چنین چیزی وجود ندارد.

آیا بیماری مشمشه جهانی است یا فقط در ایران وجود دارد؟

جهانی است اما فقط می گویند در ایران وجود دارد. می گویند چون اسب ها از مرزهای عراق و ترکیه به صورت قاچاق وارد می شود از این طریق وارد می شود.

مشمشه چه نوع بیماری است؟

اسب وقتی به مشمشه مبتلا می شود خون آبه و چرک از بینی خارج می شود و بدنش تاول می زند. دقیقا مانند اسب یا انسانی که سرما خورده است و مشمشه واگیر دارد و به سایر اسب ها نیز منتقل می شود. شاید تا کنون ۳۰ اسب را کشته اند و ندیده ام که به اسب دیگری منتقل شود. دامپزشکی اگر ببیند اسب چنین علائمی دارد و مالک آن چه بخواهد چه نخواهد اسب چون برای انسان خطر آفرین است کشته می شود. بنده بر اساس تجربه خودم می گویم چنین چیزی وجود ندارد.

۵۰ درصد سوارکاری ایران درگیر دوپینگ است!/ دایی و ورمزیار را در ارتش‌های جهان «جا زده» بودند

فراهم کردن شرایط قرنطینه چقدر آب می خورد که نمی توانیم در کشور چنین امکانی را داشته باشیم؟

از میزان هزینه قرنطینه اطلاعی ندارم اما فدراسیون سوارکاری خیلی به دنبال فراهم کردن شرایط قرنطینه است و امیدواریم یک روزی در کشور ما نیز قرنطینه رعایت شود و اسب به کشور بیاید و خارج شود و در مسابقات با اسب های خودمان شرکت کنیم و سوارکاران خارجی نیز با اسب های خود به ایران بیایند. قطعا چنین اتفاقی برای سوارکاری ایران بسیار مثبت است و باعث کسب تجربه برای ورزشکاران ایرانی می شود و در کنار سوارکاران خارجی می توانند پیشرفت بهتر و بیشتری داشته باشند. دیدن هر مسابقه برای ورزشکاران بسیار مهم است و نباید چنین فرصت هایی را از دست دهیم.

سال آینده قرار است بازی های آسیایی برگزار شود، فکر می کنید سوارکاری ایران چقدر شانس کسب مدال در این مسابقات را دارد؟

اگر بتوانیم خودمان اسب ببریم شانس خوبی برای کسب مدال داریم. اسب های خوبی داریم که می توانند توسط سوارکاران ایرانی به مسابقات بروند و نتیجه خوبی بگیریم. این پیشنهاد نیز شده است اگر کسی می تواند اسب بخرد و در مسابقات شرکت کند و تسهیلاتی لحاظ شود تا بتوانند اسب را به ایران وارد کنند. در هر صورت تا زمانی که تکلیف قرنطینه مشخص نشود با مشکل مواجه هستیم و باید حتما این مسئله حل شود.

و صحبت پایانی...

سوارکاران نباید به حواشی کاری داشته باشند، باید کار خودمان را انجام دهیم و اگر شاگردی داریم تجربه خود را منتقل کنیم. مسئولیت های فدراسیون سوارکاری را باید به خود فدراسیون واگذار کنیم و از حواشی دور باشیم در غیر این صورت از اصل موضوع غافل خواهیم شد. دوست دارم هر کاری که انجام می دهیم با عشق و علاقه باشد و در کشور خود به عنوان سوارکار و اسب دار به جامعه سوارکاری کمک کنیم و هرچه جمعیت این جامعه بزرگ‌تر باشد، بقایش نیز بیشتر است.

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
ادامه >>
پرطرفدارترین ها