ز جا برخیز ای رعنا جوان گلعذار من
نظر بنما به حال زارو چشم اشکبار من
شب دامادیت گفتم عروست را حنا بندم
ز خونت سرخ شد دست عروس بیقرار من
ز طفلی پروریدم در کنارم تا که در پیری
تو باشی مونس تنهایی شبهای تار من
امیدم بود در شبهای جمعه بعد فوت من
برای خواندن قرآن بیایی بر مزار من
سروده:شروه شهریاری