به گزارش ایران اکونومیست,حكايتي نقل ميكنند از كشورهاي جهان سوم كه دولتهاي ناكارآمد براي رفع مسئوليتهاي خود بايد سه كار را به موقع انجام دهند.اولا همه مشكلات را به دولت قبلي منتسب كنند. ثانيا وعدههاي بزرگ و نشدني بدهند و ثالثا در توجيه عدم تحقق وعدهها از كارشكني مخالفان دولت سخن به ميان آورند. حكايت دولتهاي ما نيز متاسفانه اينچنين شده و دولت نهم و دهم در پررنگ نمودن اين رويه ناپسند سهم عمده و نقش پررنگي داشت اما بايد همه تلاش كنند اين سنت ناپسند در جمهوري اسلامي ايران با زتوليد نشود و استمرار نيابد. براي مثال اين روزها به آرامي شبه افشاگريهاي اقتصادي درخصوص عملكرد دولت قبلي از جانب مقامات دولتي صورت ميگيرد و از خالي بودن خزانه و كسري بودجه و آمارهاي تكاندهنده نقلهاي زيادي ميشنويم و درمقابل پاسخهايي نيز منتشر ميشود. هر چند ما خود از منتقدان جدي دولت قبلي بوديم اما در اين نوشتار وارد داوري محتوايي نميشويم زيرا نكته مهم ديگري مدنظر است. مسئله اين است كه اگر اين موضعگيريها را در خوشبينانهترين حالت نقد عملكرد دولت قبلي بدانيم آيا با توجه به اولويت دولت يازدهم كه حوزه سياست خارجي و بهبود مناسبات بينالمللي است طرح اين دست موضوعات و مباحث در شرايط كنوني كشور و اوضاع بينالمللي تا اين اندازه به مصلحت است. البته ما همواره حامي و مروج و مبلغ نقد بوده و هستيم و هيچ قيدي نميتواند نقد سياسي و فرهنگي و اجتماعي را محدود كند. نقد در جامعه مانند چكاپ check up حوزه پزشكي و سلامت است. مانع از فساد و انحراف و خطا و جبران آنها ميشود. اما پرسش اصلي در اين يادداشت اين است كه آيا مفهوم زمان در نقد و نقادي جايگاهي دارد يا خير؟ يعني ميتوان در هر موقعيتي و زماني هر موضوع و مسئلهاي را بهعنوان نقد ونقادي مطرح كرد؟ به دلايل زير پاسخ ما منفي است.
1 - امروز طرح مداوم مشكلات اقتصادي در رسانهها نه تنها مشكلات اقتصادي را رفع نميكند بلكه موجب آشفتگي و نگراني رواني جامعه ميشود و فرصت مديران و كارشناسان را در رفع اين مشكلات محدود مينمايد. يك سنت غلط و سياست زدهاي در كشور ما وجود دارد كه همه مسائل و مشكلات به كف خيابانها كشيده ميشود و نوعي روحيه نخبهستيزي در حل مشكلات وجود دارد و برخي دولتها نيز به خطا به آن دامن زدند. بنابراين بهتر است مسئولان محترم بهجاي بلند بلند فكر كردن و دعواهاي رسانهاي در تريبونهاي گوناگون بيشتر به فكر راهحل مشكلات اقتصادي باشند زيرا تعيين مقصر و گناهكار مشكلي از كار فروبسته خلق نميگشايد. افكار عمومي بيشتر از آنكه بهدنبال قاصر و مقصر باشند بهدنبال حل مشكل و مسئله هستند و با جار وجنجالهاي رسانهاي مشكلات رفع نميشود.
2 - در حالي كه دشمنان و بدخواهان كشور مدعي هستند تحريمها و تهديدها توانسته به نظام اقتصادي كشور ضربه وارد كند و براي اين ضربه هم سهم قابلتوجهي قائل هستند نبايد با طرح مكرر و بيحاصل اين مسائل آب به آسياب دشمن ريخته شود و از سوي ديگر دست و بال دستگاه ديپلماسي كشور را در مذاكرات بينالمللي بست و زبان دشمنان پرمدعا و خود برتر بين ايران را دراز نمود كه «شما خودتان اذعان داريد دچار مشكلات لاينحل اقتصادي شدهايد و براي حل آن ناچار به امتياز دهي هستيد.» در حالي كه هر چند نميتوان تاثير منفي تحريمها را بر اقتصاد كشور انكار كرد اما بايد مراقب بود در اين خصوص بزرگنمايي صورت نگيرد و بايد سهم بيتدبيريهاي داخلي و بيتوجهي برخي به اقتصاد مقاومتي را در نظر گرفت.
3 - فارغ از اينكه چه كساني در بروز برخي مشكلات سهم بيشتري داشتند مهم اين است كه با عزم و روحيه ملي مشكلات را مشكلات ايران عزيز بدانيم و براي رفع آنها با سرپنجه تدبير نخبگان و حمايت و پشتيباني مردم چارهاي بينديشيم. سياهنمايي گذشته و تيرهسازي فضاي آينده هنر نيست هنر آن است كه با در نظر گرفتن منافع ملي و رعايت مصلحت عمومي راه پيشرفت كشور را هموارهسازيم تا آيندگان چارهاي جز تجليل از امروز نداشته باشند.
امیر دبیری مهر
شفاف