عظیم امیدی و علیرضا کارگذار خبرنگاران ایران اکونومیست از چند روز پیش از طریق رومانی به اوکراین رفتهاند که گزارشهای آنان طی روزهای قبل در منتشر شده است. مهدی خانعلیزاده دیگر خبرنگار نیز از طریق لهستان وارد اوکراین شده و او نیز روزنوشتها و گزارشهای خود از آنچه دیده را با مخاطبان به اشتراک میگذارد. آنچه در ادامه میآید روزنوشت شماره یک آقای مهدی خانعلیزاده است:
«جنگ، شیطان است.» این عبارت معروف، این روزها بیشتر از همیشه و شاید به صورت بیسابقه از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون، تبدیل به کلیدواژهی رایج مردم اروپا شده است؛ عبارتی که در گشت و گذار چند ساعته در مرکز شهر ورشو، پایتخت لهستان چنیدن بار آن را از زبان افراد مختلف شنیدم.
ترس و هراس اروپاییها از وقوع یک جنگ سراسری – شبیه چیزی که سال 1939 میلادی هیتلر و اتفاقا از لهستان آغاز کرد – به قدری فراگیر است که همه چیز را تحتالشعاع خود قرار داده است. یکمرد میانسال در مترو به من گفت که نگرانی اصلی مردم، استفادهی پوتین از سلاح اتمی علیه کشورهای اروپایی است. او معتقد بود که رئیسجمهور روسیه یک فرد دیوانه و دیکتاتور است که تصمیماتش بر مبنای رویکرد عاقلانه نیست و همین مساله میتواند احتمال حملات اتمی را بالا ببرد.
این ترس و نفرت همزمان از روسیه و پوتین، در تمام سطح شهر مشخص است؛ از نمایش کاریکاتورهای توهینآمیز علیه پوتین گرفته تا نمایش پرچم اوکراین در بالکن خانهها و حتی برگزاری حراج لوازم آرایشی به منظور حمایت از مردم این کشور!
اما ماجرای نگاه منفی مردم لهستان به سیاستمداران خارجی، منحصر به روسیه و شخص ولادیمیر پوتین نیست. چند دختر جوان که به نظر تحصیلکرده هستند، با انتقاد شدید از واکنش مقامات سیاسی ارشد در اتحادیه اروپا به مساله جنگ اوکراین، بروکسل را به انحام اقدامات نمایشی – و نه واقعی – برای خاتمه دادن به جنگ متهم کردند و گفتند که هیچ مقام اروپایی واقعا دوست ندارد اقدامی علیه روسیه انجام دهد. تاکید این افراد بر کشور آلمان بود که حتی حاضر به تحریم خرید گاز از مسکو هم نیست.
آمریکا و سیاستی که دولت جو بایدن در قبال جنگ اوکراین اتخاذ کرده هم محور دیگری از نارضایتی و خشم مردم لهستان است. یک پیرمرد لهستانی به من گفت که واشنگتن فقط به فکر تامین منافع ملی خود است و اصلا هیچ اهمیتی برای امنیت و آرامش مردم اروپا قائل نیست. «میهاو» که بازنشستهی ادارهی گمرگ لهستان است، بایدن را فردی مریض و نامتعادل خواند که عامدانه آتش جنگ را روشن کرد و حالا با تزریق سلاح به شرق اروپا، در حال تضعیف روسیه به عنوان رقیب خود – البته به هزینهی اروپا – است.
مجموع چیزی که در این چند ساعت گشت و گذار در شهر و گفتگو با برخی افراد به آن رسیدم، در دو کلمه قابل جمع است: ترس و تنهایی. اروپاییها بیشتر از هر زمان دیگری در چند دهه اخیر، احساس وحشت از بلعیده شدن توسط مسکو را دارند و بیشتر از هر زمان دیگری میدانند که آبی از آتش واشنگتن برای تامین امنیت آنها گرم نخواهد شد.