مطرح شدن دوباره برخورد راهرویی روسای جمهور ایران و آمریکا
رد و بدل شدن نامه بین روسای جمهور ایران و آمریکا، خبری است که امروز به صفحات بیشتر روزنامهها راه یافته است. ابتکار تلاش کرده است که موضوع واسطه انتقال این نامهها را به دقت بررسی کند و نوشته: طي هفتههاي گذشته و به دنبال سفر اخير سلطان قابوس به ايران به عنوان اولين مهمان خارجي حسن روحاني همه تحليلگران بر اين موضوع اتفاق نظر داشته اند كه پادشاه عمان حامل نامه و يا پيامي از سوي دولت واشنگتن براي رئيس جمهور و يا رهبر انقلاب است. اما بر اساس گزارشها پادشاه عمان تنها کانالي نبود که از زمان روي کار آمدن دولت جديد در ايران، بين تهران و واشنگتن برقرار بوده است. جفري فلتمن، دستيار آمريکايي سازمان ملل در امور سياسي نيز در سفري که همزمان با پادشاه عمان به ايران داشت، با مقامات عالي تهران گفت و گو کرد. از سوي ديگر کاترين اشتون، مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا نيز همچنان با مقامات ايران در ارتباط است.
خبرگزاري ژاپني «ان اچ کي»نيوز گزارش داد كه يك مقام ژاپني كه به تازگي به تهران سفر كرد حامل يک پيام از آمريکا براي مقامات ايران بوده است. اين پيام در زمينه مساله هسته اي بوده و در عين حال پيشنهاد ميانجي گري ژاپن در مناقشه قديمي ايران و آمريکا نيز مطرح شده است. ماساهيکو کومورا، معاون رئيس جمهور حزب ليبرال دمکراتيک ژاپن و وزير خارجه سابق، اخيرا به عنوان نماينده ويژه شينزو آبه، نخست وزير ژاپن به تهران سفر کرد. او در اين سفر با شماري از مقامات ايراني شامل حسن روحاني، محمد جواد ظريف و علي اکبر هاشمي رفسنجاني ملاقات کرد. رسانههاي ايراني گزارش دادند که هدف سفر اين مقام ژاپني به ايران بررسي موضوع تسليحات کشتار جمعي و تلاش براي مقابله با آن بوده است، چرا که هر دو کشور از کاربرد تسليحات کشتار جمعي خسارت ديده اند.به گزارش اين خبرگزاري، کومورا پيامي را در مورد مسائل هسته اي از آمريکا براي مقامات ايران آورده بود و قصد داشت پيام دولت ايران را نيز به آمريکا منتقل کند.به گزارش ديپلمات، نماينده ژاپن، روحاني را ترغيب کرد تا در مذاکرات هسته اي انعطاف نشان دهد. انعطاف واژه اي است که معمولا وزارت خارجه ژاپن در مورد مساله هسته اي ايران از آن استفاده ميکند. در مقابل روحاني نيز به وي گفت، هدف ايران از توسعه تکنولوژي هسته اي صلح آميز است. همانگونه که ژاپن نيز اين تکنولوژي را در اختيار دارد. برخي گزارشها حاکي از آن است که روحاني در مورد تعهد تهران به بهبود روابط با جامعه بينالمللي به اين ديپلمات ژاپني اطمينان داده و تاکيد کرده است که مناقشه هسته اي بايد در چارچوب قوانين بينالمللي حل و فصل شود. يکي از عواملي که توکيو را براي ايفاي نقش ميانجي در مجادله تهران و واشينگتن ترغيب ميکند، نياز ژاپن به منابع انرژي است. ان اچ کي در اين زمينه مينويسد که دلايل خوبي براي پذيرش نقش آفريني ژاپن در مسائل مربوط به ايران وجود دارد. براي مثال ژاپن به طور کل و کومورا به طور خاط مدت هاست که روابط خوبي با ايران دارند. ژاپن پيش از اعمال تحريمهاي آمريکا و اروپا عليه صادرات نفتي ايران، سومين وارد کننده بزرگ نفت از ايران بود و پس از چين، دومين شريک تجاري جمهوري اسلامي به شمار ميرفت. همچنين نشستهاي ديپلماتيک متعددي بين ايران و ژاپن برگزار ميشود.
کومورا نيز به شخصه نقشي محوري در روابط تهران – توکيو ايفا کرده است. وي در سالهاي 1999- 1998 و 2008- 2007، در مذاکرات دوجانبه حاضر بود و پيش از سفر اخير به تهران دست کم 5 بار با روحاني ملاقات کرده بود.ژاپن همواره ميکوشد تا ضمن انتقاد از ايران به دليل عدم تعديل نگرانيهاي بينالمللي بر سر برنامههاي هسته اي اش، نقش ميانجي را نيز در اين زمينه داشته باشد. در سال 2009، ژاپن با چراغ سبز آمريکا نقش آفر يني در طرح تبادل سوخت را به ايران پيشنهاد داد. در مقابل مقامات تهران نيز با سفر به توکيو در اواخر سال 2009 و اوايل سال 2010، به اين طرح واکنش مثبت نشان دادند اما سرانجام با مانع تراشي آمريکا، اين روند به نتيجه اي نرسيد. يکي از عواملي که توکيو را براي ايفاي نقش ميانجي در مجادله تهران و واشنگتن ترغيب ميکند، نياز ژاپن به منابع انرژي است. اعمال تحريمهاي آمريکا عليه ايران موجب کاهش واردات نفت ژاپن از ايران شده و در صورتي که مساله ايران و آمريکا به نحوي حل شود، ژاپن نيز ميتواند براي تامين منابع انرژي مورد نياز، حساب بيشتري روي ايران باز کند.
همین روز در سرمقاله خود با عنوان «باز هم موضوع ملاقات در راهروها ! » به قلم هادي وکيلي گامهای بعدی در دیپلماسی دولت یازدهم را مورد توجه قرار داده و نوشته: قرار است که محمد جواد ظريف وزير خارجه ايران روز اول مهر ( بيست و سوم سپتامبر ) با کاترين اشتون مسئول سياست خارجه اتحاديه اروپا در نيويورک ملاقات نمايد. اين ملاقات در حاشيه ي سفر دکتر روحاني به نيويورک به منظور شرکت در مجمع عمومي سازمان ملل صورت ميگيرد. بناست در اين سفر صبح روز بيست وچهارم سپتامبر سخنراني آقاي اوباما انجام گيرد و بعد از ظهر همان روز سخنراني آقاي دکتر روحاني برنامه ريزي شده است. بنابراين امکان همزماني بين اين دو سخنران مهم وجود ندارد ولي مطابق برخي خبرها گويا بناست به صورت برنامه ريزي نشده ! و به قول عادل فردوسي پور در يک اقدام کاملاً خود جوش جان کري و دکتر ظريف در راهروها به شکل تصادفي همديگر را ملاقات نمايند. برنامه ريزي براي ديدارهاي تصادفي خود بخشي از ديپلماسي است. اگر اين خبر صحت داشته باشد و اين اتفاق رخ نمايد نشان ميدهد که فضاي بينالملل همچون سال 76 نسبت به ايران مثبت گرديده است و آنچنانکه آن زمان در هنگام سفر سيد محمد خاتمي به نيويورک بيل کلينتون تلاش نمود تا به صورت تصادفي در مسير حرکت آقاي خاتمي قرار گيرد و ديداري در حد احوالپرسي سمبليک انجام گيرد که البته به دلايلي آن اقدام ناکام ماند و از آن پس منتقدين خاتمي، او را به خاطر پرهيز از رويارويي نکوهش کردند و ديگران روايات ديگري از آن ارائه نمودند ولي فضاي مثبت آن روزها و تغيير نگاه دنيا نسبت به ايران عامل سناريوي ديدارهاي راهرويي بود. آن روزها گفتمان خاتمي در فضاي رسانه اي و نخبه اي غرب به يک مطالبه عمومي تبديل شد و فشار بر سياستمداران به منظور تغيير رويکرد در قبال ايران افزايش يافت و در يک دوره ي کوتاه شاهد رفت و آمد مقامات غربي به ايران و صف کشي آنان براي ديدار با مقامات کشورمان بوديم. اکنون نيز در مطلع فعاليت دولت تدبير و اميد، علائم اين تغيير نگاه، در صحنه جهاني رو به ظهور است. نشانههاي از علائق غربيها در خصوص بهبود روابط و کاهش تنش در روابط، نمايان ميباشد. امواج مثبت کنوني تأثير تعيين کننده اي در تغيير رويکرد آمريکا در خصوص سوريه گذاشت و صداي طبل جنگ، چند روزي است که فروکش کرده و صداي ديپلماسي جايگزين آن گرديده است. مطابق برخي گمانهها بناست ملاقات بين آقايان ظريف و ويليام هيگ وزير خارجه انگليس صورت پذيرد و امکان بازگشايي سفارتخانهها در دستور کار ميباشد. فضاي رسانه اي غرب در مسير گمانه زني پيرامون بن بست شکني از پرونده هسته اي شکل گرفته است و هر روز شاهد گمانه جديدي در اين خصوص ميباشيم. فتيله ايران هراسي، در فضاي عمومي پايين کشيده شده و از تب اسلام هراسي، فرو کاسته شده است. اين همه نشان ميدهد که تصوير اولي که در فضاي رسانه اي غرب مخابره ميشود چقدر ميتواند در ذهنيت افکار عمومي نقش ايفا بکند. تصويري که از شخص دکتر روحاني و تيم سياست خارجي آن مخابره شده منطبق بر رويکرد اعتدال و عقلانيت ميباشد. به طور طبيعي با چنين تصويري، فضا بر راديکالها و جنگ طلبها تنگ ميشود و تعامل به عنوان مطالبه جامعه جهاني و افکار عمومي در دستور کار سياستمداران قرار ميگيرد. حال بايد ديد آيا آنچه را که نميتوان در ديپلماسي رسمي و پشت ميزهاي چانه زني بدست آورد در ملاقاتهاي به اصطلاح تصادفي و در راهروهاي مجمع عمومي سازمان ملل و يا کنفرانسهاي بينالمللي ميتوان بدست آورد و قفل مذاکره مستقيم با کليد تدبير در اين راهروها باز خواهد شد يا خير ؟
مقايسه حقوق معلم ها و كارمندان
اعتماد در مطلبی با عنوان فوق به قلم «شيرزاد عبداللهي» از معدود روزنامهنگارانی که همیشه به موضوعات آموزش و پرورش میپردازد، مباحث اقتصادی وزارت آموزش و پرورش را مورد توجه قرار داده است. در بخشی از این مطلب آمده است: مركز آمار آموزش و پرورش ميانگين حقوق كاركنان اين وزارتخانه در مرداد 92 را به تفكيك رسته شغلي (گروه معلمان و گروه كاركنان خدماتي و گروه دانشجويان متعهد خدمت) و نيز استان محل خدمت منتشر كرد. مطابق اين آمار (به فرض صحت)، ميانگين حقوق گروه معلمان در مرداد ماه يك ميليون و 342 هزار تومان بوده است. اين گروه 919 هزار نفر از كاركنان اين وزارتخانه (كادر مدرسه و كادر اداره) را تشكيل مي دهد. حدود 5 درصد كاركنان در حوزه اداري و ستادي به كار مشغولند.
در ماه مرداد مجموع سهم حقوق و مزاياي كاركنان، بيش از 1300 ميليارد تومان بوده است. اگر فرض كنيم كه آموزش و پرورش در سال جاري ماهانه 1300 ميليارد دلار حقوق به يك ميليون و هشت هزار پرسنل خود اعم از معلم و اداري و خدماتي و دانشجو پرداخت مي كند، مجموع هزينه هاي پرسنلي وزارتخانه در سال جاري 15 هزار و 600 ميليارد تومان خواهد بود كه 600 ميليارد تومان بيشتر از كل بودجه جاري وزارت آموزش و پرورش است. به عبارت ديگر امسال بيش از صد درصد بودجه جاري صرف پرداخت حقوق و مزاياي كاركنان مي شود.
اين ارقام، عدم تعادل بودجه آموزش و پرورش را به نمايش مي گذارد. معناي اين عدم توازن چيست؟ مفهوم روشن آن، اين است كه آموزش و پرورش براي كيفيت بخشي به آموزش، خريد تجهيزات كمك آموزشي، چاپ كتاب درسي و حتي پرداخت پول آب و برق و تلفن مدرسه پولي در اختيار ندارد. آموزش و پرورش در چنين شرايطي فقط مي تواند يك معلم معمولاآموزش نديده و به احتمال زياد ناراضي و بي انگيزه را به كلاسي لخت و عور و پر از دانش آموز بفرستد. نتيجه چنين وضعيتي پيشاپيش روشن است.
يك واقعيت ديگر هم از نظر نيروي انساني و بودجه جالب است. در سال 77، تعداد دانش آموزان ايراني به بالاترين ميزان خود در تاريخ آموزش و پرورش رسيد. در اين سال تعداد دانش آموزان به مرز 19 ميليون تن نزديك شد. در اين سال تعداد پرسنل آموزش و پرورش كمتر از 950 هزار نفر بود. در 15 سال گذشته به طور متوسط سالانه 500 هزار نفر از تعداد دانش آموزان كاسته شده اما تعداد كاركنان بيش از 50 هزار نفر افزايش يافته است. آيا ميانگين يك ميليون و 340 هزار توماني را مي توان نشانه رفاه جامعه معلمان كشور دانست؟ واقعيت اين است كه تورم لجام گسيخته هر گونه افزايش حقوق را بي اثر كرده است. بعضي از كارمندان به درستي مي گويند كه حقوق ها به ريال و هزينه ها به دلار است ... و خواهان ايجاد تناسب بين هزينه ها و درآمدها و يا پرداخت حقوق خود به صورت كالا هستند.