در این میان یک چیز ثابت باقی مانده است؛ کسی باید باشد که اخبار را به دقت و کامل به دست مخاطب برساند و بعد هم دیواری کوتاهتر از آن پیدا نشود که آوارها بر سرش خراب شود! جارچی، چاووشخوان، "دیوار کوتاه" یا خبرنگار؛ نامش هر چه هست، امروز روز اوست و مبارک است.
چند سالی است که 17 مرداد ماه را به نام روز خبرنگار میشناسند. روزی که سیل تبریکها به سمت خبرنگاران روانه میشود تا از فردایش باز هم آوار انتقادها، تهمتها، بیمحلیها و بیارزشپنداریها بر سر آنها خراب شود. خبرنگاران برای کسانی حکم پله ترقی را دارند که پس از بالا رفتن، آنها را نادیده میگیرند. اینها تاکنون خیلیها را به بالاترین درجات رساندهاند و خود همچنان در مقام پلکان نردبان باقی ماندهاند تا دیگرانِ تازه از راه رسیده هم به بالا رهنمون شوند.
خبرنگار، واژه مقدسی است. هر که در این گزاره شک دارد، یا در این دنیا سیر نمی کند و با خیالات سر و کار دارد، یا خبر ندارد که این قشر چه نقشی در تحولات روزانه دنیا دارند. رویدادی در این دنیا نیست که رخ دهد و خبرنگاری از آن بیاطلاع باشد. هر چه باشد دست کم یک نفر هست که خبرش را به گوش عالم و آدم برساند. شاید از همین روست که به شوخی – یا جدی – میگویند، خبرنگار خوب، خبرنگار مرده است! شکی نیست که افراد بسیاری دوست دارند در سکوت مطلق خبری زندگی کنند تا هر اشتباهی کردند، به خوبی و خوشی برایشان بگذرد.
معلوم نیست که واقعیت این روزهای خبرنگارها، لطیفه است یا یک غمنامه سراسر اشکآور، ماجراهایش خنده را بر لبانشان مینشاند و سختی کارش چشمانشان را تر میکند. چندین سال است که قرار است خبرنگاران مشمول قانونی شوند که با 20 سال خدمت بازنشسته شوند، چون کارشان سخت است اما هنوز به شغل خبرنگاری - با تمام سختیهایش - به عنوان یک شغل سخت نگریسته نمیشود!
این سختی در همه قسمتهای کار خبرنگاری وجود دارد اما سختی کار در بخش ورزشی چیز دیگری است. خبرنگاران ورزشی خوب میدانند که پوشش برنامههای ورزشی، تنظیم اخبار و گفتوگوهای ورزشی و سر و کار داشتن با آدمهای ورزشی و به اصلاح ورزشی چه حال و هوایی دارد. آنها خوب میدانند که پشت در دفتر یک مدیر تا پاسی از شب گذشته، نشستن و در خیابان شام خوردن چه مزهای دارد. آنها خوب میدانند که کارکردن با علاقه، ارزش قائل شدن به کار و در عوض بیاحترامی دیدن و توهین شنیدن چه معنایی دارد.
خبرنگاران ورزشی در رسانههای مختلف بیش از نیمی از بار مخاطب رسانه را تامین میکنند و به همین دلیل بیشتر فشار کاری رسانه را هم متحمل میشوند. این در حالی است که معمولا ارزش کار آنها به درستی شناخته نمیشود و حتی فراتر از آن، کارشان بیارزش تلقی میشود.
اهالی ورزش تا زمانی که به خبرنگاران نیاز داشته باشند از آنها با الفاظی گلدرشت و دوستداشتنی تعریف میکنند اما امان از آن روزی که خبرنگاران کاری خلاف میل آنها انجام دهند و از حقیقتی پرده بردارند که آنها دوست نداشتند افشا شود؛ آن وقت است که خبرنگاران می شوند "قلمبهدستان مزدور" و عنصر نامطلوب و دلال و از این دست توهین و افتراها.
تفاوت خبرنگاران با جارچیهای دوران قدیم در همین است که جارچیها هیچوقت از آدمهای معروف شهرشان انتقاد نمیکردند و همیشه دم آدمهای مهم را میدیدند و به این ترتیب کسی به آنها لقبهای ناجور نمی داد اما خبرنگاران هرگاه کم و کاستی ببینند، از هر که باشد انتقاد میکنند.
با همه این سختیها و مرارتها که عنوان شد – و عنوان نشد – خبرنگاران به کار خود ادامه میدهند و رسالتی را که بر دوش دارند به پیش میبرند. همه این سختیها وقتی به ارسال یک خبر منتهی میشود که گرهای را باز میکند و حقیقتی را مینمایاند، خستگی را از تن خبرنگاران خارج میکند و دلشان را خوش که روزی، کسی پیدا میشود که قدرشان را میداند!
در مجموع آنچه مهم است این است که دنیای امروز بدون خبرنگاران، در سکوتی محو و مطلق فرو میرود. دنیای امروز نیاز دارد که خبرنگاران فریاد بلند حقیقت را سر دهند تا راستی و درستی پشت پرده نماند.
شاه نعمتالله ولی، یکی از عرفای تاریخ ایران است که دستی بر شعر داشت و گفته میشد چشمی آیندهنگر داشته است. دوبیتی زیر اثر طبع اوست که به آنچه گفته شد، بیشباهت نیست.
مخبر چو نمانده است خبر کو
مؤثر چو نمانده است اثر کو
گفتیم لطیفهٔ بدیعی
چون شمس نمانده است قمر کو
منبع: تابناك