گفتگو با رفتگری که دکترای عمران دارد
همسر من مجبور است خیلی از روزها خانه پدر و مادرش برود که هزینه زندگی کمتر شود/ شورای شهر طایفهبازی است و بهجز تعداد انگشتشماری مرتبط با مدیریت شهر نیستند/الان در شهرداری رشته مامایی هست، ولی کسی من را استخدام نکرده است/زمستان سرد است و ما مجبوریم داخل ماشین پیکنیک ببریم/ ما حتی لباس کار هم نداریم. پیمانکار میگفت: احتیاج به لباس و پوتین کار ندارید.
یزرگوار دیگه جمعش کن! واقعا وضعیت نا امید کننده ای داریم.
..... نادری نیست ، امید ، اسکندری شاید!