به نقل از مؤسسه واشنگتن، کارشناس این اندیشکده معتقد است که ناآرامیهای داخلی ترکیه به شدت اردوغان را در مورد برنامه سیاست خارجی به ویژه مسئله سفر به غزه و راهبری مذاکرات صلح فلسطین ـ اسرائیل دچار سردرگمی کرده است.
در طول دو سال گذشته رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه به طور مکرر به دیدار از غزه اظهار تمایل کرده است. با این حال حتی پیش از آغاز اعتراضات گسترده در استامبول، چشم انداز برای چنین سفری تحت الشعاع نگرانیها سیاسی و لجستیک متعددی قرار گرفته است، از جمله ساختار سیاسی بسیار متشنج فلسطین، ضرورت جلب حمایت مصر و دشواری دست یافتن به نتیجهای بهتر از اظهار امیدواری برای آیندهای روشن.
پیش زمینه
در سال 2006 حکومت ترکیه روابط رسمی خود با حماس را با دعوت از خالد مشعل، رئیس گروه سیاسی حماس به آنکارا، آشکار ساخت. پس از این ماجرا شمار دیگری از مقامات حماس نیز به ترکیه سفر کردند (از جمله حضور مشعل در کنگره مهم حزب عدالت و توسعه در سال 2012 و دیدار بعدی او در ماه پیش از آنکارا به همراه رهبری گروه یعنی اسماعیل هنیه). همزمان ترکیه روابط سنتی خود با دولت خودگران و محمود عباس رئیس جمهور فلسطین، که به طور مکرر از ترکیه دیدن کرده، را حفظ کرده است.
اردوغان برای اولین بار از تمایل خود به دیدار از غزه را در سفر سپتامبر 2011 به مصر آشکار ساخت. وی در جریان دیدار نوامبر 2012 خود از برلین بر این تمایل خود تأکید کرد. در سال 2013 او به طور مکرر بر این موضوع تأکید کرده است: در ماه مارس او گفت که ماه بعدی به دیدار از غزه خواهد رفت؛ در ماه آوریل او گفت که «در پایان ماه می» به این سفر خواهد رفت؛ و پس از دیدار خود با اوباما در ماه گذشته، وی گفت که در پایان ماه ژوئن به دیدار از غزه و کرانه باختری خواهد رفت. در جریان این تعویق انداختنها، اردوغان در تلویزیون ترکیه اعلان کرد که «هیچ مشکلی در این تأخیرها وجود ندارد.»
موضع آمریکا
واشنگتن به طور آشکار مخالفت خود با این سفر را اعلان کرده است ضمن آنکه سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، جن پساکی، خاطر نشان ساخت که مخالف هرگونه تعاملی با حماس است که به زعم او «یک سازمان تروریستی خارجی است که به مثابه نیرویی بیثبات کننده در غزه و منطقه است.» گفته میشود جان کری وزیر امور خارجه در جریان سفر ماه آوریل خود به ترکیه از اردوغان خواسته است که سفری را که هیچ اهمیتی ندارد به تأخیر اندازد؛ سفری که میتواند تلاشهای آمریکا برای احیای روابط ترکیه ـ اسرائیل و مذاکرات صلح خاورمیانه را به خطر اندازد. این درخواست با مخالفتهای سرسخت ترکیه مواجه شد. برای مثال، وزیر امور خارجه احمت داووداقلو، وزیر امور خارجه مدعی است که «مهمترین مؤلفه دیدار اردوغان از ترکیه چیزی نیست کهکری گفت، بلکه به مثابه طریقتی است برای ایجاد مذاکرات سازنده میان خود فلسطینیان.»
موضع فلسطینیها
تشکیلات خودگردان فلسطین هرگونه ملاقات رسمی رهبران خارجی از غزه را محکوم کرده است و مدعی است که ایشان فقط اوضاع نابهسامان داخلی آن را تشدید میکنند. رئیس جمهور عباس تأکید کرده است که لازم است میان حمایت بشردوستانه و دیدارهای رسمی سیاسی تفاوت گذاشته شود چرا که گزینه دوم به معنای آن است که غزه واحد مجزای از کرانه باختری است.
در مورد ترکیه، عباس در واکنش به اظهارات اردوغان تأکید کرده است که مقامات رسمی نباید از غزه دیدار کنند تا بر تثبیت روابط تأکید کند آن هم در زمانی که حماس و فتح از یکدیگر جدا هستند. بر خلاف این واکنش، حماس از اظهارات اردوغان استقبال کرده و سفر مقامات ترکیه را به مثابه واکنشی طبیعی به محاصره غزه توصیف کرده است. این در حالی است که افکار عمومی فلسطینها مختلف است.
برخی از فلسطینیها دیدار اردوغان در فلسطین را به مثابه فرصتی نادر میپندارند. «دیدار اردوغان، رویدادی مهم و تاریخی برای همه فلسطینیها خواهد بود.» دیگر حامیان تأکید کردهاند که این سفر میتواند برخی محدودیتها بر غزه را تخفیف داده و به «برداشته شدن محاصره» کمک کند. این ادعا به طور مکرر در گزارشهای اسماعیل هنیه و دیگر مقامات رسمی حماس دیده میشود. این در حالی است که برخی دیگر معتقدند که حضور اردوغان میتواند به ایجاد پلی میان فتح و حماس کمک کند.
با این حال شماری از فلسطینیها بر این باورد که اظهارات صریح اردوغان به مثابه حمایت آشکار وی از اعلان منطقهای خود مختار در غزه است و در نتیجه به منزله نادیده گرفتن خواسته ملی فلسطینیان. بسیاری از مقامات رسمی دولت خود مختار در این باره اظهار نگرانی کردهاند از جمله شخص رئیس جمهور عباس که به طور مشخص از دیدار رسمی از غزه اعلان نارضایتی کرده است. در واقع این تصور که اردوغان و حزب حاکم او، گرایشی مشخص نسبت به حماس دارند، گسترش یافته است. همانطور که حسام الدجانی، نویسنده فلسطینی مینویسد، فتح معتقد است که دیدار رسمی ترکیه به معنای حمایت آشکار از حماس خواهد بود و از حاکمیت و سیاستهای این گروه پشتیبانی میکند.
دیگر مخالفان معتقدند که این ملاقات در واقع یک برنامه برای «مبارزات انتخاباتی» برای مصرف مخاطبان ترکیهای است، نه تلاشی جدی برای تحصیل نتایج واقعی و ملموس در غزه. یحیی ربح، یکی از مقامات رسمی فتح در گفتگو با شبکه الجزیره در 20 آوریل تأکید کرد که «چنین دیدارهایی از غزه، برای تبلیغ چهرههای مختلف است و محتوای سیاسی را در برنمیگیرد، حال چه با عنوان «برداشتن محاصره» و چه با عنوان «به ارمغان آوردن مصالحه در فلسطین»، صورت گیرد.»
مسائل فنی
هرگونه دیدار از غزه باید از طریق مصر صورت گیرد، زیرا اسرائیل دیگر مرزها و دریا را کنترل میکند. با این حال تحصیل رضایت قاهره خود دشوار است ـ مصر خود را رهبر طبیعی جهان عرب میپندارت و گمان میکند که ترکیه می:وشد در فضای نفوذ سنتی مصر در منطقه وارد شود.
علاوه بر این، ضرورت جلب رضایت مصریها بر همه دیگر سفرهای پیشین مقامات برجسته به غزه تطبیق داده میشود، از جمله دیداری که امیر قطر، نخست وزیر مالزی و یوسف القرضاوی. رئیس جمهور تونس نیز قصد داشت در ماه ژانویه از این شهر دیدن کند که به درخواست حکومت خودگردان لغو شد. همچنین در ماه فوریه رئیس جمهور ایران، محمود احمدی نژاد پس از سفر خود به مصر، اعلان کرد که «اگر به او اجازه داده شود» علاقه دارد از غزه دیدن کند.
منطقه چه میتواند کند؟
از آنجا که دیدار مقامات خارجی از غزه تقریباً هیچ نتیجهای از پی نداشته است، به نظر میرسد اردوغان میکوشد سفر خود را به نحوی ترتیب دهد که جایگاه ترکیه در منطقه را تقویت کند. با این حال چنین امری محقق نخواهد شد مگر آنکه دیدار او منتهی به نتایجی فراتر از اظهار امیدواری برای تقویت روابط و درخواست کمک مالی منتج شود.
تا به حال، هدف اعلامی او از این دیدار افزایش مصالحه در میان فلسطینیان است، نه «در آغوش کشیدن» یک گروه سیاسی به قیمت نادیده گرفتن دیگری. او پیش از این مدعی شده است که نمیتوان انتظار داشت مذکرات صلح فلسطین ـ اسرائیل بدون ایجاد مصالحه میان فتح و حماس پیش رود. برخی از کارشناسان معتقدند به منظور تحقق چنین هدفی، شاید او از حماس بخواهد که شرایطی را که توسط چهارگانه دبیر کل سازمان ملل، اتحادیه اروپا، آمریکا و روسیه مطرح شده است، بپذیرد تا مشروعیت سیاسی گروه به رسمیت شناخته شود. این نظریه با توجه به این واقعیت تقویت میشود که اردوغان از فرستاده چهارگانه مذکور یعنی تونی بلر در جریان مذاکرات صلح 2010 خواست تا با حماس ارتباط بگیرد. این موضع همچنین به واسطه اظهارات مقامات ترکیه که سفر سال 2006 خالد مشعل از ترکیه را توجیه میکنند، تقویت میشود. این افراد سفر مذکور را به منزله فرصتی میدانند که میتوان در جریان آن حماس را به توقف خشونت علیه اسرائیل و دیگر اقدامات متقاعد کرد.
دیگر احتمالات از قرار زیرند:
* اگر اردوغان تصمیم بگیرد تا از کرانه باختری نیز دیدن کند، برخی از کارشناسان به این نتیجه میرسند که وی صرفاً با این کار میکوشد واشنگتن را آرام کند. با این حال او ممکن است دلایل خاص خود را از انجام چنین سفر جانبی داشته باشد، از جمله حفظ روابط ترکیه با حکومت خودگردان. این به معنای آغاز سفر از کرانه باختری و دیدار با رئیس جمهور عباس خواهد بود سپس سفر به غزه صورت میگیرد ـ پروتکلی مناسب اگر آنکارا بخواهد نشان دهد که او فلسطین را یکپارچه میبیند و رئیس جمهور حکومت خودگردان را رئیس دولت میپندارد.
* هر گونه سفر میان کرانه باختری و غزه احتمالاً منتهی به پرواز یا عبور از اسرائیل شود و احتمال توقف اردوغان و دیدار او با مقامات اسرائیل را بالا میبرد.
* اردوغان شاید طرحهای خود را به پس از مصالحه فلسطینیها واگذارد تا بتواند سفر را به همراه رئیس جمهور عاب انجام دهد. در 22 آوری، داووداقلو، وزیر امور خارجه مدعی شد که «اگر فلسطینیها موافق باشند، شاید ممکن باشد که [اردوغان] به همراه عباس به غزه برود.» عباس نیز پیشنهاد مشابهی را در جریان دیدار خود از قاهره اعلان کرد: «اگر اجماع و مصاحله ملی فلسطینی شکل بگیرد، ما به همراه اردوغان میتوانیم به دیدار از غزه برویم.»
* اردوغان ممکن است تحت تأثیر فشارهای آمرکا قرار گرفته و به طور کلی سفر را کنسل کند. مقامات آمریکایی و ترکیهای همگی تأکید دارند که روابط دوجانبه ایشان بسیار اهمیت دارد و آن را «مدلی مطلوب از همکاری» توصیف کردهاند.
نتیجه
با شناسایی تمایل اردوغان به صیانت از روابط حسنه با واشنگتن، حکومت خودگردان و حماس، میتوان نتیجه گرفت که هرگونه طرحی برای دیدار از غزه در معرض آسیب دیدن است، به ویژه با توجه به ناآرامیهای اخیر داخلی در ترکیه. این سفر بارها به تعویق افتاده است و در پایان، آنکارا ممکن تصمیم بگیرد پیش از آنکه برنامه سفر مدونی را تنظیم کند، منتظر بماند تا حماس ـ فتح مصالحه کنند.