چهارشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 13 - ۲۵ ذی القعده ۱۴۴۷
برچسب ها
# اقتصاد
۰۸ تير ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۵

وقتی ایرانی بودن به رسمیت شناخته می شود

بی شک عملکرد حاکمیت در رشد و کاهش حس وطن خواهی و احساس سر بلندی مردمان این دیار به سرزمین و تاریخ خود نقش آفرین بوده است. این امتیاز عامل مهم در بالندگی فرهنگی،حفظ سرزمین و باز تعریف هویت ایرانی می باشد.
کد خبر: ۲۳۸۴۸

به گزارش خبرگزاری تسنیم،‌انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری تاکنون برکات زیادی داشته و بخشی از آن رونمایی شده و بخش مهّم آن در آینده نمایان خواهد شد. یکی از دست آورد های گرانسنگ این دوره از انتخابات، تقویت روحیه ایرانی است. اعتماد به نفس ملی افزون گردید. احساس زیبای مفید و موثر بودن و همچنین تعلق به ایران در احاد مردم رشد فزاینده یافت.

بی شک عملکرد حاکمیت در رشد و کاهش حس وطن خواهی و احساس سر بلندی مردمان این دیار به سرزمین و تاریخ خود نقش آفرین بوده است. این امتیاز عامل مهم در بالندگی فرهنگی،حفظ سرزمین و باز تعریف هویت ایرانی می باشد.

ایران سرزمین اقوام،اقلیت ها و فرهنگ های مختلف بوده و هست ولی این تفاوتها نه تهدید،که همواره فرصت ساز بوده اند،گر چه در مقاطع مختلف عملکرد ها موجب دل زدگی و دلسردی بخشی از مردم شده و در نتیجه تعریفی که از نظام جمهوری اسلامی ارایه می شد سقف و چتر آن آنقدر کوتاه شد که تنها یک قبیله فکری را شامل می گشت و یا عملکرد به گونه ای بود که احساس ایرانی بودن را تضعیف و تحقیر می کرد ولی موضع اخیر رهبر معظم انقلاب در روز پیش از انتخابات ریاست جمهوری، نقطه عطفی درنوع نگاه و جهت گیری های نظام به حساب می آید.

ایشان ضمن دعوت همگان به مشارکت فرمودند:( اگر نظام را هم قبول ندارید بخاطر کشورتان به پای صندوقهابیائید و رأی دهید) و یا در چهارشنبه هفته گذشته در دیدار با مجموعه دستگاه قضایی کشور فرمودند:( این انتخابات نشان داد که مخالفین هم نظام را قبول دارند) این نگاه بدیع،نو،خلاقانه و مبتکرانه می باشد.این نگرش در حقیقت نقشه راه تئوری «جذب حداکثری و دفع حداقلی» است که در طول سالهای گذشته عکس آن عمل شد. بخشی از گروهها راه اثبات خود را در نفی و انکار دیگران می دانند اینان زلف خود را به سقف نظام گره زدند و نظام جمهوری اسلامی را تاحد قامت کوتاه خود پایین آوردند تا فضا برای کس دیگر به غیر از تیره و طایفه آنان باقی نماند.

در سالهای اخیر مجموع عملکرد ها و روشها موجب گردید دایره نظام محدود شده وطیف گسترده ای از نخبگان جامعه تحت عناوین مختلف از این دایره خارج شوند. هُل دادن به بیرون از نظام به یک مسابقه نفس گیرتبدیل شده بود. مردم تقسیم شدند و درجه بندی گردیدند و تلاش شد که حتی ایرانی بودن آنان نیز به انکار گرفته شود. بسیاری به ظاهر در این سرزمین بودند و از نظر شناسنامه جزو این سرزمین به حساب می آمدند. ولی در نتیجه رویکرد های غلط گروههای در قدرت، آنان به ملت اسمی تبدیل شدند، تنها شناسنامه شان دلیل بر ایرانی بودنشان بود و فضای عمومی آنان را نسبت به سرنوشت کشور بی تفاوت کرده و با دیگر ملت ها هیچ تفاوتی نداشتند.

فراخوان رهبری و تصریح بر جنبه ایرانی بودن، تحریک ناخود آگاه مشترک مردم بود. ظرفیت ایرانی بودن به کمک گرفته شد و نتیجه بخش افتاد. مردم به سرنوشت مشترک رسیدند. صحنه شادی های مردم پس از پیروزی حسن روحانی نشانگر احساس مشترک بود.

گروههای مختلف احساس یکسانی پیدا کردند با شمایل و قیافه های متفاوت ولی با پرچم سه رنگ به عنوان نماد وحدت پا به خیابان ها گذاشتند. پیش از این، شادیها محدود به گروهی با ریخت و قیافه خاص بود بقیه مردم همه نظاره گر و بی تفاوت ازکنار این گروهها می گذشتند. ولی صف صندوقهای رأی و همچنین جشن و شادی های مردم نمایانگر حضور طیف های مختلف با عقاید متفاوت و با احساس یکسان نسبت به سرنوشت کشور بود. تماشاگر و نظاره گر نداشتیم. اگر مواضع جدیدرهبر معظم به رویکرد حاکم تبدیل شود شاهد یک انقلاب اجتماعی خواهیم بود.

بخش مهمی از ناکامی کنونی کشور در نتیجه حاکمیت سلیقه خاص به نام کلیت نظام جمهوری اسلامی است. سلیقه ای که هنرش در طول سالیان متمادی تبدیل منتقد به مخالف و مخالف به معاند بوده است. همان سلیقه ای که دفع حداکثری را به انقلابی گری تفسیر و معنا می کند.

همان رویکردی که خود را معیار حق و حق را با خود می سنجدو همراهی با خود را تنها عامل رستگاری و زاویه با خود را دلیل گمراهی و بطلان می پندارد. به نظر می رسد اگر این برداشت از فرمایشات رهبری صحیح باشد باید شاهد تحول اساسی در مناسبات و نوع قضاوت ها باشیم.توسعه مفهوم خودی به ایرانی بودن و چشم پوشی از اختلافات در روشهای حکومت داری می تواند احساس ملی وایرانی را به اوج رسانده و فرصت جذب برای خیل عظیمی از نخبگان خارج از کشور فراهم آورد.

این موضع را مقایسه کنید با آنچه که تا همین چندی پیش توسط بخشی از گروههای تمامیت خواه ابراز می شد بخشی از این گروهها برای شرکت مردم در انتخابات شرط و شروط قایل بودند. اصلاح طلبان به شرط توبه و پذیرش آن توسط رقیب قادر به شرکت بودند. مردم به اشکال مختلف مارک و مهر خورده بودند. گروهی فتنه گر،گروهی ساکت در فتنه،گروهی ساکت بر ساکت، گروه دیگر منحرف،گروهی ساکت بر انحراف و دیگران هم ساکت بر ساکتین انحراف لقب گرفته بودند. این تقسیم بندی ها برای پر کردن جدول مسابقات و سرگرمی نبود بلکه دارای پیامد های حقوقی نیز بود.

با این تنگ نظری ها خیل عظیمی از مردم مارک دار و از زیر چتر نظام خارج و در مرز حذف از هویت ایرانی قرار داشتند. خوشبختانه با هوشیاری، این خطر درک شد و با تمکین خواست مردم چتر نظام گسترش یافت و برجمعیت اسمی ایرانی کاسته شد امروز ایرانی بودن به احساسی مطبوع وشور انگیز و غرور آفرین تبدیل شده است. به امید تداوم این روحیه عمومی.

آخرین اخبار