
اسكناسهايي كه با هزاران زحمت و دقت، چاپ و منتشر شده و روزها، ماهها و سالها در دست ميليونها نفر گشته و گاه پيام شادي و گاه پيك آه و حسرت بوده است، بالاخره كهنه و فرسوده ميشود.
تا خوردنهاي مداوم، مچاله كردنها، يادگاري نوشتنها، آغشته كردن آن به صدها چيز، پاره شدنها و چسبخوردنها، در ماشين لباسشويي ماندنها(!) و سرانجام تكهپاره شدنها در مناقشات گوناگون(!) باعث از رده خارج شدن اسكناسها ميشود.
بانك مركزي هم هر قدر به مردم توصيه كند فرهنگ نگهداري از اسكناس و قرار دادن آن در كيف پول را از کودکي به بچه ها بياموزيد و از اين سرمايه ملي حمايت كنيد، باز هم استفاده مداوم از اسكناس دستبهدست شدن بيشمار آن در مبادلات روزمره اجتماعي، كار خود را ميكند؛ لذا هر سال ميليونها برگ اسكناس و ايرانچك فرسوده ميشود كه لاجرم بايد آنرا معدوم كرد. معدوم كردن اسكناسها چند مرحله دارد.
مرحله نخست جمعآوري اسكناسهاي كهنه و فرسوده شده است. اين كار از دو طريق صورت ميگيرد. راه اول اسكناسهايي است كه توسط خود افراد به بانكها يا بانك ملي تحويل ميشود.
بيشترين اسكناسهاي فرسوده را كه نياز به تعويض دارد بانك ملي شعبه مركزي در خيابان فردوسي تهران و در شهرستانها شعب مركزي بانك ملي تعويض و معادل آن را پرداخت ميكند.
ايرانچك نيز به همين ترتيب تعويض ميشود. اما راه دوم خود بانكها هستند كه از طريق خزانه اسكناس خود، اسكناسهاي فرسوده و غيرقابل استفاده را جمعآوري و به بانك مركزي تحويل ميدهند.
در نهايت تمامي اسكناسهاي فرسوده، كهنه و به هر دليل غيرقابل استفاده در خزانه بانك مركزي جمعآوري شده و تركيب و ميزان آن به صورت هفتگي صورتجلسه ميشود.
از كوره تا خردكن
از اين پس مرحله دوم معدوم كردن اسكناسهاي فرسوده آغاز ميشود. ميزان اسكناسهاي جمعآوري شده به لحاظ ارزش جمع زده و سپس بستهبندي ميشود.
بستهبندي آنها نيز بيشتر بر اساس نوع اسكناس انجام ميشود؛ مثلا اسكناسهاي فرسوده 2000 توماني جدا و ايرانچكهاي فرسوده 50 يا صدهزار توماني جدا بستهبندي ميشود. بستهبندي آنان نيز دقيقا مانند اسكنانس عادي است.
علت اين حساسيت نيز آسان بودن شمارش و حساب و كتاب اسكناسهاي از رده خارج و مسائل امنيتي ناشي از جلوگيري از سرقت يا استفاده مجدد از آنهاست، چرا كه هيات قانوني ناظر بر معدوم كردن اسكناس و نمايندگان آن بايد از معدوم شدن اسكناسها مطمئن و خود نظارهگر و شاهد آن باشند.
نام آن نيز «هيات نظارت بر اندوخته اسكناس و مسكوك» كه متشكل از قواي سهگانه است. اين هيات در نوبتهاي منظم هفتگي، ماهانه يا سه ماه يك بار كه حجم اسكناسهاي فرسوده به حجم قابل توجهي ميرسد، نمايندگان خود را به خزانه ميفرستد و از اسكناسهاي بستهبنديشده، بازديد كرده و صورتجلسه لازم را امضا ميكنند.
پس از اين مرحله، آخرين مرحله معدومسازي اسكناسها فراميرسد. قبلا روش معدومسازي اسكناسها، سوزاندن آن در كورههاي مخصوص بود كه اين سوزاندن در حضور نمايندگان هيات نظارت بر اندوخته اسكناس انجام ميشد.
اما اكنون دستگاههاي خردكن بسيار مدرني وارد كشور شده كه اسكناسها به وسيله آن به قطعات بسيار ريز و تا حد پودر شدن تقسيم ميشود. آنگاه اين قطعات به صورت قالبهاي آجريشكل پرس شده و با خودروهاي مخصوص براي دفن به شيوه دفن زباله به مكانهاي مخصوص منتقل شده و در اعماق زمين مدفون ميشود.
البته مكانهايي كه كمتر كسي از آن خبر دارد، محلي دفن اسكناسها خواهد بود. نكته جالب اينجاست كه كاغذ اسكناس به علت تركيبات منحصر به فردي كه در آن به كار رفته، قابل بازيافت نيست و مثلا نميتوان مانند كاغذ عادي آن را خمير كرد و دوباره به كار گرفت.
نو به بازار ميآيد!
سرانجام پس از معدوم كردن اسكناسهاي فرسوده، دوباره همان هيات نظارت بر اندوخته اسكناس و مسكوك به ميدان ميآيد و معادل اسكناسهاي معدوم شده، اسكناس نو به بانك مركزي داده ميشود تا در چرخه قرار گيرد. اين اسكناسها از خزانههايي كه هيچكس نميداند، كجاست به جريان ميافتد تا ثابت شود هر رفتني، آمدني نيز دارد.