روحيه شان هم بالا بود چون دقايقي قبل از بازي رسما اعلام شد نام شاه مهره آبيها، مجتبي جباري حتي در فهرست 18 نفره استقلال هم نيست.
البته پس از يك نيمه، نتيجه حك شده روي تابلوي ورزشگاه دقيقا خلاف آن چيزي بود كه هواداران پرسپوليس فكرش را ميكردند؛ استقلال يك ـ پرسپوليس صفر.
رقص هواداران استقلال در بين دو نيمه بازي، كه با همراهي موزيك پاپ پخش شده از بلندگوهاي ورزشگاه، موزونتر از هميشه مينمود، به نيمي از ورزشگاه جلوه خاصي بخشيده بود.
در نيمه قرمز ورزشگاه هم فقط سكوت بود و بهت از گلي كه تيمشان برخلاف جريان بازي خورده است.
چند دقيقه بعد اين فضا را گل دوم استقلال كامل كرد. حلقه شادي مظلومي و نيمكتنشينان استقلال در پيست قرمز رنگ دور زمين، آنهم در لحظهاي كه بازيكنان پرسپوليس سر هم فرياد ميكشيدند، در نوع خودش جالب بود.
شعارهايي كه يكي پسازديگري در سكوهاي آبي درست ميشد و مظلومي كه دائم در حال پاسخ دادن به آنها بود.
او كه در آن لحظات «پرويز 5 ستاره» لقب گرفته بود، يا براي هواداران دست تكان ميداد و يا بوسه ميفرستاد.
درست برخلاف دنيزلي كه روي نيمكت قرمزها از سرما خشكش زده بود. اما در دو دقيقه ورق كاملا برگشت. چه كسي فكرش را ميكرد كه يك خارجي ناشناس به يكباره بازي را به تساوي بكشاند.
هلهله و شادي به نيمه قرمز ورزشگاه كشيده شد تا مظلومي ديگر آن قهرمان چند دقيقه قبل نباشد. زائد گل سوم را هم زد؛ آن هم در وقتهاي اضافي. باوركردني نبود، اما فوتبال با همين اتفاقاتش زيباست.
هجوم نيمكتنشينان پرسپوليس به درون زمين و رقص و پايكوبي هواداران قرمز در مقابل سكوت هواداران استقلال كه حالا بيش از هر زمان ديگر، سرماي حاكم بر ورزشگاه را در وجودشان احساس ميكردند، سكانس پايان بازي بود.
سكانسي كه دنيزلي از آن به عنوان تلفيقي از معجزه و واقعيت ياد كرد. نيم ساعت پس از همه اين فراز و نشيبها با خاموش شدن پروژكتورها، سكوتي محض ورزشگاه آزادي را فرا گرفت، هرچند كه هياهوي اين بازي تماشايي كماكان در سطح تهران و ديگر شهرها باقي است.
جام جم