
به گزارش جام جم يكي از دختراني كه مورد آزار اين دو جوان قرار گرفته است اينطور تعريف كرد: روز حادثه با دخترعمويم قرار داشتم، سوار ماشين شديم كه به محل مورد نظرمان برويم، ظاهر ماشين نشان ميداد كه مسافركش است اما وقتي سوار شديم مرد جواني كه راننده بود درها را قفل كرد و ما را دزديد و بعد به باغي برد و در آنجا با يك نفر ديگر ما را مورد آزار قرار داد.
دختر جوان كه بشدت تحتتاثير اين اتفاق قرار گرفته است، ادامه ميدهد: آنقدر ترسيده بوديم كه نميدانستيم بايد چه كنيم، آن روز براي اينكه بتوانيم زنده بمانيم هرطور شد خودمان را از آن باغ بيرون كشيديم، من شك ندارم اگر ميمانديم آنها ما را ميكشتند.
قرباني در مورد اينكه چرا قفلها را باز نكردند تا فرار كنند، ميگويد: درها قفل بود و نميشد از داخل در ماشين را باز كرد. ضمن اينكه مرد جوان چاقو داشت و ما را تهديد كرد كه با چاقو ما را خواهد زد.
بعد از اينكه متوجه شدم ديگر نميتوانم از خودم دفاع كنم، تلاش كردم دل مرد جوان را نرم كنم و گفتم اينكار را نكند، التماس كردم و با گريه و خواهش از او خواستم به كارهايش ادامه ندهد و گفتم هركار بخواهد انجام ميدهم، او توجهي نكرد اصلا برايش مهم نبود.
مرد جوان بعد از اينكه ما را وارد باغي كرد، جوان ديگري را هم دعوت كرد و آنها با هم ما را مورد آزار قرار دادند. از صحبتهايشان متوجه شدم كه آنها «سيامك» و «خسرو» نام دارند و با هم دوست هستند.
بعد از اين اتفاق با دخترعمويم از باغ خارج شديم و سراغ پليس رفتيم، هرچه از اين دو مرد ميدانستيم گفتيم و آنها هم به شكايت ما رسيدگي كردند و دو مرد بازداشت شدند. هردوي آنها به جرم خود اعتراف كردند.
من و دخترعمويم بر ادعاي خودمان باقي هستيم و مدارك را هم تحويل داديم و هيچ وقت به اين متهمان رضايت نميدهيم. آن روز من خيلي التماس كردم و گفتم اينطور ما را بيسيرت نكنيد و گفتم با سرنوشت ما بازي نكنيد، اما او فقط به خواسته خودش توجه ميكرد، گفت كه شما ارزش اين را نداريد كه دلم برايتان به رحم بيايد، حرف هاي خيلي زشتي زد و به خشنترين شكل ممكن با ما برخورد كرد.
قربانيان با پای خودشان آمدند
با اينكه دختر جوان همچنان روي حرفهايش تاكيد دارد و ميگويد از شكايتش صرفنظر نميكند، اما متهم اين اتهام را قبول ندارد و ادعا ميكند كه دو دختر جوان خودشان همراه او رفتهاند.
تو متهم هستي دو دخترعمو را مورد آزار قرار دادي، قبول داري؟
نه قبول ندارم ما اينكار را نكرديم و اين حرفها تهمت است.
اما مدارك موجود نشان ميدهد شما دخترهاي جوان را مورد آزار قرار داديد؟
مدارك را قبول ندارم، اين ادعايي است كه آن دخترها مطرح كردند و من قبول ندارم.
اگر اينكار را نكرديد پس چرا در بازجوييها قبول كرديد كه شما اينكار را كرديد؟
در آن زمان نميدانستيم چه كاري انجام ميدهيم و منظورمان اين نبود كه اين دخترها را مورد آزار قرار داديم.
اگر اينكار را نكرديد پس چه كرديد و آنها شما را چطور شناسايي كردند؟
ما با آنها روابطي داشتيم اما به خواسته خودشان، اين آزار نبود و فقط يك رابطه بود.
اگر اينطور است چرا عليه شما شكايت كردند؟
من نميدانم، شايد به اين خاطر كه ميخواهند ازما پولي بگيرند.
مگر شما ثروتمند هستيد؟
نه، من مسافركشم و از اين راه خرجي خودم را در ميآوردم.
پس اين فرضيه نميتواند درست باشد؟
به هرحال ادعايشان درست نيست.
همديگر را ميشناختيد؟
نه، اصلا آنها را نميشناختم اما وقتي پيشنهاد دادم قبول كردند.
ميداني كه نظريه پزشكي قانوني اين موضوع را تائيد كرده است؟
بله ميدانم اما فرد آزاردهنده من نبودم ضمن اينكه فقط يكي از آن دخترها مورد آزار قرار گرفت.
قبول داري كه اين دو دختر را سوار ماشين كردي؟
بله قبول دارم، اما آنها را مورد آزار قرار ندادم.
همدستت اعتراف كرده و گفته است تو آن دو دختر را آوردي و بعد هم او را دعوت كردي كه با هم آنها را مورد آزار قرار دهيد، باز هم منكري؟
منظور من آزار نبود، من فقط با آنها رابطه دوستي برقرار كردم و دختر دوم هم براي دوستم اينكار را كرد.
ميداني چه مجازاتي در انتظار شماست؟
علاوه براينكه ما را به آزار متهم كردهاند من را به آدم ربايي هم متهم كردهاند و فكر نميكنم دفاعيات من را قبول كرده باشند. ميدانم مجازات مرگ در انتظار من است و به خاطر كاري كه كردم خيلي پشيمان هستم و متاسفم اگر ميدانستم كاري كه ميكنم آنقدر مجازات سنگيني دارد، هرگز اينكار را نميكردم.
تلاشي براي جلب رضايت متهمان كردهايد؟
نه، چون وكيل به ما گفته است كه رضايت آنها اصلا تاثيري ندارد، البته من فكر نميكنم آنها رضايت بدهند. اگر عذرخواهي من كارساز است از آنها درخواست بخشش دارم و از مادرم هم ميخواهم كه براي جلب رضايتشان اقدام كند.
خانوادهات چه نظري در اين خصوص دارد؟
آنها حرفم را باور كردند و ميدانند كه من اينكار را نكردم، گفتههايم در بازپرسي اصلا صحت ندارد.
به التماسهاي ما توجهي نشد
زيبا دومين قرباني اين حادثه هم ادعاي متهمان را قبول ندارد. او ميگويد: اين حرفها را ميگويند براي اينكه خودشان را تبرئه كنند. دختر جوان ميگويد: مرا مورد آزار قرار دادند و آنقدر وحشيانه اين كار را كردند كه من از هوش رفتم. به زحمت توانستم خودم را از دست اين دو مرد ديوانه نجات دهم.
آنها وقتي ما را ديدند حتي حاضر نشدند به التماسهايمان توجه كنند. البته من جواني كه ما را ربود مقصرتر ميدانم و فكر ميكنم او عامل اصلي است. اگر او ما را از خيابان به سمت باغ نميبرد و با تهديد چاقو وادار به سكوت نميكرد، اين اتفاق نميافتاد. او درها را قفل كرد و فكر ميكنم اتهام او خيلي سنگينتر است.
اين دختر ادامه ميدهد: وقتي ديدم نميتوانم حريف آن مرد جوان (نگهبان باغ) شوم به او گفتم فكر كن من هم خواهر تو هستم و التماس كردم با سرنوشت من بازي نكند. آنقدر از كارهايش وحشت كرده بودم كه هيچ كنترلي روي خودم نداشتم و مرتب فرياد ميزدم. اما اصلا به من رحم نكرد. او كاري كرده كه بيمار شدم و داروي اعصاب مصرف ميكنم.
نميتوانم زندگي عادي داشته باشم و حالم اصلا خوب نيست. تحت نظر پزشكان هستم و آنها گفتهاند بايد مدتها بگذرد تا بتوانم دوباره به خودم مسلط شوم.
چطور اين مرد انتظار دارد او را ببخشم و اصلا چرا بايد چنين فردي را بخشيد تا دوباره به جامعه برگردد و قرباني ديگري را بگيرد و دختر ديگري را بدبخت كند. ميخواستم ازدواج كنم پسري را دوست داشتم و او هم گفته بود كه بزودي به خواستگاري من ميآيد. اما بعد از اين ماجرا او ديگر كنار كشيد. اين مرد با كاري كه كرد ضربه سنگيني به زندگي من زد در حالي كه كاري با او نداشتم و فقط به عنوان مسافر سوار ماشين دوستش شده بودم.