جمعه ۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 15 - ۲۷ ذی القعده ۱۴۴۷
۱۸ آبان ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۸

مازيار فلاحي خواننده پرطرفدار سريال «قلب يخي»

ايران اكونوميست :دنياي خاص خودش را دارد. برايش مهم نيست روي سن گريه مي‌كند و اشك مي‌ريزد. مي‌گويد لحظه‌اي با اين قضايا برخورد مي‌كند و گريه‌هاي او محصول احساسات آني او روي سن هستند.
کد خبر: ۱۱۴۳۲
maziar falahi4
مازیار فلاحی متولد 26 مهرماه 1353 تهران است و با شناخت، موسيقي را آغاز كرده است. وی نوازندگی گیتار را از سال 1368 آغاز كرده است و در سال 1371، در رشته مهندسی صنایع وارد دانشگاه شد. همزمان در مرکز آموزش‌های هنری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی‌ کرج دوره کارگردانی سینما را در سال 1374 با رتبه عالی به پایان رساند. در سال 1380، به عضویت گروه کر دانشگاه تربیت مدرس به رهبری «الیپس مسیحی» درآمد. تئوری موسیقی، سلفژ، ارکستراسیون و موسیقی مکتوب را نزد استادش حمیدرضا دیبازر به مدت 6 سال متوالی فرا گرفت. در همین حال به عضویت گروه کر بهمن به رهبری «مهدی قاسمی» درآمد. دروس آواز جمعی و تکنیک‌های آواز را نزد «ناربه چولاکیان» و «شقایق الهیاری» گذراند. گیتار کلاسیک را نزد سرکار خانم «فرزانه رجایی» و خانم «آیلین ارجمند» و نوازندگی پیانو را نزد «علیرضا حشمتی افشار» ادامه داد. در اسفند ماه 1376، به دعوت «قاسم جعفری» آهنگ‌ها و ترانه‌های فیلم «مجنون لیلی» را نوشت که آغاز فعالیت خوانندگی رسمی ‌وی در عرصه سینما و موسیقی است. از وي تاكنون ساخت موسیقی متن، ترانه‌ها و خوانندگی فیلم‌های دو راه‌حل برای یک مساله (به سفارش یونیسف)، مدرسه‌ای برای دیگران، ققنوس (تلویزیون)، تیتراژ سریال لحظه دیدار (شبکه جام جم)، فیلم‌های به‌دنبال خوشبختی، دلواپسی، بی‌ستاره، سرسپرده (هدایت فیلم)، تیتراژ فیلم سینمایی دختران و سریال قلب یخی را نام برد. از زبان خود او مي‌خوانيد:

maziar falahi2
شما از چه زماني وارد عرصه موسيقي پاپ كشور شديد؟
من موسیقی را از سال‌ها قبل دنبال می‌کردم و قبل از اینکه وارد عرصه خوانندگی شوم، موسیقی فیلم می‌ساختم و به عنوان آهنگساز فعالیت می‌کردم. علاقه اصلی من به نوعی تلفیق سینما و موسیقی بود که آن را در ساخت موسیقی فیلم جست و جو می‌کردم.
چرا سينما؟ مگر موسيقي خود به تنهايي راضي‌كننده نبود؟
چون من در اين زمينه نيز فعاليت مي‌كردم. از 73 تا 75 در دوره‌های کارگردانی شرکت کردم و با رتبه عالی فارغ‌التحصیل شدم. به همين دليل فكر مي‌كنم به نوعي اينها به هم مرتبط هستند و از هم قابل تفكيك نيستند. براي آموزش موسيقي، نيز دوره‌اي را نزد آقاي ديبازر گذراندم و موسیقی را به صورت علمی آموختم، همان جا بود که مسائل مربوط به موسیقی فیلم را یاد گرفتم.
و سپس ساخت موسيقي فيلم «مجنون لیلی» را ساختيد؟
من قبل از اینكه ساخت موسيقي اين فیلم را شروع كنم، ترانه مي‌گفتم و آهنگسازي مي‌كردم. در اين ميان آموزش موسيقي نيز مي‌ديدم، اما در همه این سال‌ها، هیچ وقت به‌صورت جدی کار نمی‌کردم و ترانه‌هایم را برای خودم یادداشت می‌کردم تا اینکه با پیشنهاد «مجنون لیلی» مواجه شدم و موسيقي آن را ساختم.
بعد از آن نيز موسيقي فيلم‌هاي زيادي ساختيد، اما شايد هيچ يك به اندازه مجنون ليلي شنيده نشد؟
من بعد از آن، حدود 15 موسيقي فيلم ساختم، اما پخش آنها به صورت خودجوش در بين مردم صورت گرفت. من خودم برای انتشار آهنگ فیلم‌هايي كه مي‌ساختم كاري نمي‌كردم. اين آهنگ‌ها، اما به دست مردم مي‌رسيد. بعد از «مجنون لیلی»، موسیقی يك فیلم را ساختم، بعد از آن هم یک فیلم برای یونیسف ساختم و... در واقع همانطور که گفتم علاقه اصلی‌ام موسیقی فیلم بود و طبیعتا در همین مسیر هم قدم برمی‌داشتم.
به همين دلايل بود كه مي‌گفتند شما جزو سوگلي‌ها به شمار مي‌آييد كه تيتراژخواني‌ها را به شما مي‌سپردند؟
نه. من سوگلي نبودم. فقط روی ساخت موسیقی متن تسلط نسبی داشتم و چون ترانه هم می‌گفتم و دستی هم بر آتش خوانندگی داشتم، همه کارها را باهم انجام می‌دادم. کار من تیتراژخوانی نبود! من موسیقی متن را می‌ساختم و بعد از آن به پیشنهاد دوستان تیتراژ را هم می‌خواندم.
براي موسيقي اين فيلم‌ها بيشتر چه چيز مد نظرتان بود؟ چه شاخصه‌اي را براي ساخت آنها در نظر مي‌گرفتيد؟
من واقعا خودم همين شكلي بودم. چرا فكر مي‌كنيد حتما كار خاصي بايد انجام داده باشم؟ با يك نگاه به كارنامه من و آهنگ‌هايي كه براي فيلم‌ها ساختم، متوجه مي‌شويد كه اغلب اين فيلم‌ها كارهايي هستند كه دقيقا چنين كاراكتري را نياز داشتند. اصلا يكي از دلايلي كه موسيقي آنها به من پيشنهاد مي‌دادند همين بود! من واقعا كار خاصي نمي‌كردم. فقط تمام سعی‌ام را می‌کردم موسیقی‌اي بسازم که به فضای داستان نزدیک باشد.

با خواندن فيلمنامه موسيقي را مي‌سازيد؟

گاهي اوقات فیلمنامه را می‌خوانم، گاهي هم قسمت‌هایی از فيلم را مي‌بينم. در ساخت موسيقي آن نيز با کارگردان، تهیه‌کننده و نویسنده مشورت مي‌كنم و نظر آنها را مي‌پرسم. در تدوين نيز حضور دارم و وقت و انرژي زيادي براي آن مي‌گذارم.
تجربه بازيگري چگونه تجربه‌اي است؟
همانطور كه گفتيد اين يك تجربه است و من بازیگری را در كنار موسيقي و به عنوان یک تجربه دوست دارم. اما به این راحتی‌ها حاضر نیستم موسیقی را رها کنم. در عين اينكه فضای سینما را می‌شناسم و اگر نقشی به من بدهند به خوبي بازی مي‌کنم!

پس به اين عرصه اميدواريد!

به نظر من هنرها با هم مرتبط هستند. من تاكنون دو فیلمنامه نوشته‌ام كه در خصوص موسیقی هستند. اين فيلمنامه‌ها طوری جلو می‌رود که ترانه‌ها و موسیقی به درستی در آن اتفاق می‌افتد. مطمئن باشيد اگر بخواهم در حوزه سينما فعاليت كنم، با اين فيلمنامه‌ها ادامه مي‌دهم. من طرح و فیلمنامه را طوری نوشته‌ام که کل قصه راجع به موسیقی است. اگر ترانه‌ای را در این دو فیلم‌نامه می‌شنوید، قطعا‌ دلیلی دارد و اینطور نیست که برای پر‌کردن فضای خالی از موسیقی استفاده شود. معمولا در سینما رایج است که یک فیلم ساخته می‌شود و بعد روی آن ترانه می‌گذارند که خیلی وقت‌ها ترانه در دل فیلم جا نمی‌گیرد. دوست دارم با اين كارها سينما را ادامه بدهم.
يعني تعصبي روي اين نداريد كه يك روز موزيسين باشيد و يك روز بازيگر يا كارگردان؟
نه، چرا كه مهم اين است كه چه بازتابي داشته و چقدر موفقيت آميز بوده است.
به نظرتان در موسيقي پاپ، چه چيزهايي را بايد رعايت كرد تا بتوان ارتباط خوبي برقرار كرد؟
تعريف موسيقي پاپ مشخص است. موسیقی پاپ یک نوع از موسیقی است که باید همه طیف‌های سنی را در بر بگیرد و همه بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند و... این معنای واقعی موسیقی پاپ است که طیف بزرگی را در بر می‌گیرد.

موسيقي شما چقدر به اين تعريف نزديك است؟


من سعی کرده‌ام موسیقی‌ام طوری تاثیرگذار باشد، که هم موزیسین‌ها آن را بپسندند و هم آنهایی که اهل موسیقی نیستند و فقط شنونده‌اند.
ترانه چه نقشي مي‌تواند داشته باشد؟
در مورد موسیقی پاپ، ارزش ترانه و جایگاه آن بسیار پررنگ و حایز اهمیت است، این مساله آنقدر تاثیرگذار است که گاهی ترانه نقش محوری را ایفا می‌کند.
فكر مي‌كنيد موسيقي پاپ اين روزها با اين معيارها همخواني دارد؟
موسیقی پاپ مانند هميشه روند هميشگي خود را دارد و هيچ تغييري در آن به وجود نيامده است. اگر شما دقت كرده باشيد، مي‌بينيد كه در موسيقي پاپ اين روزها از آلبوم‌هاي نو و بديع خبري نيست و كمتر كاري را مي‌توانيد بشنويد كه بويي از تازگي و بدعت برده باشد.
راه‌حلي پيشنهاد مي‌كنيد؟
به نظر من اگر شرکت‌های عرضه‌کننده آثار موسیقی از کارهای تازه و متفاوت حمایت و استقبال کنند و هنرمندان نیز در این عرصه فعالیت بیشتری داشته باشند، خيلي از مشكلات حل مي‌شود. اگر ملاک انتخاب آثار، صرفا الگوبرداری از آثار موفق گذشته و تکرار آنها باشد، طبیعتا روند یکنواخت موسیقی تغییر نخواهد کرد. به همين دليل راه‌حل اصلي اين است كه كارهاي نو را مورد حمايت خود قرار دهيم. موسیقی پاپ نیازمند یک تحول یا اتفاق خاص و یک جرقه است تا بتواند از این یکنواختی و رکود خارج شود.

پس دليل استقبال از كارهاي مجاز به همين دليل است؟

دلايل جذب مخاطبان به موسیقی مجاز داخلی بیش از موسیقی غیر مجاز اين است كه اين روزها موسيقي در ايران محصول درک و فهم نیازهای مخاطب توسط هنرمندان به مراتب بیش از خارج از مرزهاست، درک نیازهای مخاطب تبدیل به احترام متقابل مخاطب و هنرمند شده است. چنين چيزي باعث جذب مخاطب بیشتر نسبت به آثاری که با نیازهای مخاطب بیگانه است می‌شود. من كه سعي مي‌كنم همه چيز را مد نظر داشته باشم.
قضيه شما به واسطه دوره‌هاي سلفژ و تئوري كه گذرانده‌ايد شايد كمي متفاوت باشد. فكر مي‌كنيد چقدر اين دوره‌ها به كمك خوانندگي پاپ آمده است؟
من فکر می‌کنم همچنان باید یاد بگیرم. چون معتقدم که موسیقی دریایی بیکران است. آقای دیبازر در موسیقی و زندگی به من خیلی کمک کرد. همیشه به من می‌گفت کاری را منتشر نکن که بعد‌ها از انتشار آن پشیمان شوی! من هم ترجیح دادم بیشتر کار کنم. ۶ سال صبر کردم تا توانستم آلبومم را آن طور که می‌خواهم به دست مخاطبانم برسانم. می‌توانستم طی این سال‌ها آلبوم منتشر کنم، اما این کار را نکردم. ترجیح دادم اول موسیقی مکتوب را بیاموزم.

كار جمعي براي شما جا افتاده است؟

ببينيد یک خواننده پاپ باید آواز جمعی را بداند و معنای واقعی‌هارمونی را بلد باشد. چهارصدایی را بفهمد و به آن اشراف داشته باشد. در گروه دیگر کلمه «من» بی‌معناست و این «ما» است که مطرح است. نمی‌توانی به تنهایی در گروه شاخص شوی.
اين ما شدن براي شما در برخي مواقع به قدري زياد مي‌شود كه با تماشاچيان كنسرت ما مي‌شويد و گريه هم مي‌كنيد. چرا؟
من در همه كنسرت‌هايم گريه نمي‌كنم. گريه‌كردن‌هاي من بستگی به حال آن لحظه‌ام دارد. يكباره در كنسرت براي من اتفاقي مي‌افتد و آن لحظه به قول شما لحظه‌ای است که با دیگران تقسیمش کرده‌ام. وقتی در سالن چهره آدم‌های مختلف را می‌بینم، برایم لحظه بزرگ و دوست‌داشتنی است. وقتي مي‌بينم كه كسي دارد اشك مي‌ريزد، مي‌توانم سختي‌ها و دردهاي او را تصور كنم. چرا كه شايد خودم نيز آنها را تجربه كرده باشم. چنين چيزي به نظرم اصلا بد نيست. یکی از آهنگ‌هایم را برای پدر مرحومم خوانده‌ام که هر بار آن را در کنسرت اجرا می‌کنم حس می‌کنم پدرم در کنارم است.
maziar falahi3

از آلبوم بعدی چه خبر؟

کار آهنگسازی آلبوم به پایان رسیده است و مشغول تنظیم قطعات هستیم. تنظیم‌ها را خودم به همراه امیر توسلی انجام خواهیم داد. ترانه‌ها و آهنگ‌ها هم متعلق به خودم است، چون فضای خودم را خوب می‌شناسم، البته در این آلبوم یکی – دو ترانه از یاحا کاشانی کار کردم. فضای این‌ آلبوم تفاوت چندانی با آلبوم قبلی نخواهد داشت، چون این امضای کاری من است و دلیلی ندارد که بخواهم به صورت ناگهانی تغییری در کارم ایجاد کنم. همانطور که اشاره کردم کارهایم را خیلی دلی انجام می‌دهم و به مسائل دیگر زیاد توجه نمی‌کنم.
پس تغييرات عمده‌اي شاهد نخواهيم بود؟
تغییرات اصولا در جهت احترام به مخاطب است. اگر احساس كنم در جايي نيازمند تغييراتي در راستاي احترام به مخاطب هستيم حتما به اجراي آنها اقدام خواهم كرد.

قرار نيست كه در اين آلبوم به تنهايي كار كنيد. درست است؟

من از هر ایده و سلیقه جدیدی استقبال می‌کنم. در صورتی یک کار به تکرار می‌رسد که مثلا من به عنوان یک خواننده همیشه آهنگ‌هایم را به یک آهنگساز برای ساخت بدهم و یک ترانه سرا همیشه ترانه‌هایم را بسراید و همین طور تنظیم‌کننده فقط یک نفر باشد. آن وقت است که کار یکنواخت خواهد شد. من چون خودم آهنگ می‌سازم و اصولا خرید نمی‌کنم، سعی می‌کنم اول از همه خودم کار را دوست داشته باشم. وقتی آدم خودش کاری را دوست دارد می‌تواند توقع داشته باشد که مردم نیز از آن استقبال کنند و آن را دوست داشته باشند. در غیر این صورت چه توقعی می‌تواند داشته باشد؟

نظرتان درباره تكثر خواننده در اين عرصه چيست؟

من برای کسانی که موسیقی را علمی می‌دانند و برای آنهایی هم که حسی دارند و سالیان سال کار می‌کنند ارزش قائلم. بعضی‌ها هم ذاتا موزیسین‌اند و همچنین زمان زیادی صرف کرده‌اند تا به آن بلوغ لازم برسند.. موسیقی هم علم دارد، استاد دارد، باید شاگردی کرد تا به استادی رسید. با یک قطعه نمی‌توان وارد این دریای بیکران شد.
{jathumbnail off}
آخرین اخبار