کد خبر: ۲۱۳۹۷۳
تاریخ انتشار: ۲۷ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۵:۲۴
بازدید از صفحه اول |
نسخه چاپی
|
ارسال به دوستان
| ذخیره فایل |
پدر و پسری که در تهران آدم‌خواری کرده اند هولناک‌ترین پرونده را رقم زدند و بقیه جسد خورده شده هنوز پیدا نشده است.
ایران اکونومیست - به گزارش ایران اکونومیست، ۱۱ فروردین ماه سال گذشته دختر جوانی از راز عجیب ناپدید شدن مادربزرگش پرده برداشت.
 
این دختر به قاضی گفت: روز گذشته هر چه با خانه مادربزرگم تماس گرفتم کسی پاسخگو نبود و همین باعث نگرانی ام شد تا به خانه وی در غرب تهران بروم و زمانی که وارد خانه قدیمی شدم پدر و پسر آشنایی که به خاطر تنها بودن مادربزرگ با هم زندگی می‌کردند ادعا کردند که روز گذشته مادربزرگم از خانه خارج شده و در این مدت فکر می‌کردند او به خانه ما آمده است.
 
بدین ترتیب، پلیس برای دستگیری دو همخانه مادر بزرگ وارد عمل شد.
 
پدر و پسر که داماد و نوه پیرزن هستند پس از دستگیری هدف تحقیق قرار گرفتند و پدر میان سال به ماموران گفت: زن ۸۵ ساله برای خرید از خانه خارج شد و دیگر بازنگشت و در نبودش فکر می‌کردیم به خانه دخترانش رفته باشد که نوه دختری اش به خانه آمد و پیگیر احوال مادربزرگش شد.
 
این ادعا در حالی بود که پسر جوان در اعترافاتش سناریوی عجیبی را پیش روی ماموران قرار داد و گفت: سال هاست که شیشه‌ای هستم و بیشتر اوقات در حالت عادی نیستم.
 
وی گفت: به خاطر اعتیاد م. به شیشه صدایی درگوشم زمزمه می‌کرد که پیرزن تنها را به قتل برسانم روز حادثه در خانه تنها بودم که آن صدا مرا از خواب بیدار کرد و به کشتن پیرزن اقدام کردم و پس از مثله کردنش با گوشت او غذا درست کردم و سفره غذا را آماده کرده بودم که پدرم سر رسید و او بدون این که از ماجرا خبر داشته باشد همراه من شروع به خوردن غذا کرد.
 
بر اساس این گزارش، پدر این پسر که با شنیدن ادعای پسرش شوکه شده بود در ادامه به ماموران گفت: پسرم شیشه‌ای است و این ادعاهایش دروغ است و هیچ کدام از ما اطلاعی از سرنوشت پیرزن تنها نداریم.
 
بازپرس سهرابی در این مرحله با توجه به وضعیت خاص جوان شیشه‌ای دستور داد تا وی برای مدتی در بیمارستان روحی و روانی تحت نظر قرار گیرد تا راز ناپدید شدن مادربزرگ فاش شود.
 
تحقیقات پلیسی ادامه داشت تا این که پس از گذشت سه ماه پدر میان سال که در این مدت در بازداشت پلیس بود سکوتش را شکست و افشاگری کرد.
 
وی به ماموران گفت: آخرین روز‌های سال گذشته بود که پیرزن تنها تصادف کرد و لگنش شکست و پس از درمان به خانه آمد، اما به خاطر سن زیادش همیشه در خانه بود تا این که یک روز وقتی به خانه رفتم دیدم او دیگر زنده نیست.
 
شرایط بدی داشتیم و بی پولی آزارمان می‌داد، به همین دلیل چون پولی برای برگزاری مراسم کفن و دفن او نداشتیم با کمک پسرم جسد پیرزن را داخل نایلون بزرگی بسته بندی کردیم و سپس او را داخل سطل زباله‌ای رها کردیم و دیگر نمی‌دانیم جسدش را به کجا انتقال دادند و در این مدت به خاطر ترس از این که مرگ او را به گردن ما بیندازند سکوت کرده بودم.
 
بنا بر این گزارش، با توجه به عجیب بودن این پرونده تحقیقات ویژه‌ای صورت گرفت و به زودی قرار مجرمیت صادر خواهد شد.


خواندنی ها و دیدنی های بیشتر
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پربازدید ها
مبادلات با بانک های ایرانی در کردستان عراق ادامه دارد دلیل ازدواج اجباری امام جواد(ع) با دختر قاتل پدرش نیاز 60هزار طرح نیمه تمام ملی به 5٠٠هزار میلیارد تومان بودجه پُست اینستاگرامی ربیعی با هشتک زنده باد فساد! گاردین: توافق تاریخی خزر امضا شد روحانی: انتقال و سوآپ انرژی در دریای خزر را با جدیت ادامه می‌دهیم ارائه یک مدل جدید اقتصادی به کمک زیست‌ فناوری امکانپذیر است جاوید آقای‌ گل و بهترین بازیکن باشگاه‌های فوتسال آسیا شد این ها روسپی نیستند؛ دختران همین سرزمین اند، تربیت یافتگان جمهوری اسلامی ورم انگشتان دست از وضعیت سلامتی‌ تان چه می‌گوید؟ بازدید بیش از 1500 نفر از نمایشگاه ارجان و جوبجی موزه بانک ملی ایران برای تهیه پیتزا به هیچ عنوان از این ماده استفاده نکنید! بازیکنان جدید استقلال تیام نمی‌شوند سهم ایران از دریای خزر چقدر است؟ موضع بزرگ‌ترین مشتری نفت ایران در برابر تحریم‌های آمریکا حریف آسیایی استقلال با 10 گل العربی را در هم کوبید بازار طلا چرخید/ سکه ارزان شد شوخی های رکیک جنسی، درونمایه تهی از «هزارپا» بازار ارز در مسیر آرامش قرار گرفت/ نتایج مثبت ظاهر شد پرداخت تسهیلات ارزان قیمت برای اشتغال پایدار روستاییان و عشایر توسط بانک کشاورزی