کد خبر : ۱۹۷۳۶۹
تاریخ انتشار : ۰۲ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۴:۳۵
به مناسبت سالروز درگذشت عارف قزوینی
عارف قزوینی آهنگساز، موسیقیدان و سراینده تصنیف‌های میهنی عصر مشروطه در یکم یا دوم بهمن سال 1312 دیده از جهان فروبست اما تصنیفهای او هنور در روح و روان ایرانیان ساری و جاری است.
به گزارش ایران اکونومیست، عارف قزوینی علاوه بر موسیقی و صدای خوش، دستی هم در سیاست و خوشنویسی داشت و شاید بتوان وطن پرستی را یکی از ویژگی های بارز او به شمار آورد.

*** تصنیف سازی مهمترین بعد شخصیتی عارف قزوینی است
استاد زبان وادبیات فارسی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) گفت: شخصیت عارف از سه جنبه تصنیف سازی و موسیقی، شاعری و نویسندگی قابل بررسی است.
اسماعیل قافله باشی افزود:از این سه بعد هنری و فرهنگی، بعد اصلی و اصیل عارف همان تصنیف سازی،موسیقیدانی و آواز خوانی است چون وی با صوت بسیار زیبای خود در آوازخوانی و خوانندگی بسیار موفق بوده است.
وی با اشاره به درجه کیفی اشعار وی ادامه داد:اشعار عارف از نظر فرم و تکنیک های ادبی و هنری در دسته متوسط قرار می گیرند و نباید عارف را شاعری قوی از نظر تکنیک، فرم و ساختار دانست.

وی افزود: اشعار عارف از نظر محتوا و پیام های سیاسی، میهنی،ملی و اجتماعی و در مواردی اخلاقی ارزشمند هستند و برخی دیگر از اشعار وی از نظر تاریخی و بررسی رویدادهای سیاسی و اجتماعی قابل توجه می باشند.
قافله باشی خاطرنشان کرد: نوشته های عارف نیز از نظر تاریخی،روان شناختی و جامعه شناسی و مسائل سیاسی و ملی ارزشمند هستند ولی نمی توان عارف را نویسنده ای قوی محسوب کرد.
 
***رمز ماندگاری عارف به جمع چهار هنر در وی باز می گردد
مدیرکل میراث فرهنگی،صنایع دستی وگردشگری استان قزوین نیز در این خصوص گفت:چهار هنر خوشنویسی،شاعری و خوانندگی و صدای خوش و موسیقیدانی و آهنگ سازی در عارف قزوینی جمع بوده است که به گفته خود عارف کمتر این چهار نعمت در یک فرد جمع می شود.
محمدعلی حضرتی ادامه داد:تاثیر و تاثر این چهار هنر در ماندگاری عارف بسیار موثر بوده است و اجراهای کنسرت های عارف که نخستین اجرای کنسرت های عمومی در ایران بوده و آهنگ، شعر و اصلاح آن توسط خود عارف انجام می شده موجب ماندگاری وی در اذهان و خاطره مردم ایران شده است.

وی ادامه داد:برخی از ویژگی های شخصیتی عارف از قبیل آزادگی و وارستگی وی را به یک انقلابی پاکباز در عصر مشروطیت که از همه منافع خود برای مردم می گذرد، تبدیل کرد.
حضرتی در ادامه با اشاره به مراسم یاد عارف همزمان با هشتاد و چهارمین سالگرد خاموشی وی در قزوین افزود:این برنامه در راستای یادکرد عارف و بررسی 2 کتاب تازه منتشر شده در خصوص عارف با عنوان چرخ بی آیین و نامه های عارف قزوینی سوم بهمن ماه در قزوین برگزار می شود و استادان و کارشناسان حاضر وجوه زندگی و شخصیت وی را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهند.
حضرتی ها با اشاره به برخی ادعاها مبنی بر وجود خانه ای به نام عارف قزوینی در محله حمدالله مستوفی قزوین افزود:هنوز هیچ سند تاریخی مبنی بر درستی این مدعا وجود ندارد و ظاهرا اگر عارف که خود را بی خانمان می خواند خانه ای داشت، آن را فروخته و در دوران سخت تبعید همدان و تبریز از آن بهره می جست.

بر اساس منابع تاریخ ادبی و هنری ،این تصنیف ساز خوش صدا، در تهران و شهرهای دیگر به زندگی و تبعید به سر برد و در نهایت در همدان از بیماری سرطان ریه دیده برجهان فرو بست.
مردی که به دلیل آزادی خواهی هایش در عصر مشروطه به جایی رسید که می گفت:« الان 10، 15 سال است شب و روز ورد زبان من این شده‌است که بگویم ای داد، بیداد».
عارف که موسیقی را فراگرفته بود و صدای خوش داشت در پایان عمر به دلیل شدت بیماری، حنجره‌اش گرفته و از خواندن بازماند.

او از دشمنی اهل روزگار شِکوه می‌کرد و می گفت:« مرتجع و آزادی خواه هر دو دشمن، من از هر طرف هدف تیر کینه خواهی شده ام».
او در سال‌های پایانی عمر با فقر دست به گریبان بود و اگرچه دوستان دور و نزدیک به او کمک می‌کردند، این امر به روح آزاده شاعر لطمه می‌زد و او را شرمنده می‌ساخت.
عارف قزوینی در حقیقت یک ملی‌گرا بود، اشعار میهن پرستانه وی در وصف جای جای ایران زمین ستودنی است.

عارف که در سال 1259 به جهان حسرت ها و ناکامی ها پا گذاشته بود خیلی زود اولین تصنیف خود را در سن 18 سالگی با عنوان «دیدم صنمی سروقد و روی چو ماهی» را در دستگاه شور از آتش عشقی که دختری ارمنی بر جان وی انداخت سرود.
در زمان آغاز 23 سالگی عارف زمزمه مشروطیت بلند گشته بود، عارف نیز با اشعار خود به موفقیت مشروطیت کمک کرد.

در تشییع جنازه کلنل محمدتقی خان پسیان از نظامیان شورشی کشته شده در اواخر دوره قاجاریه شرکت کرد و هنگامی که خواستند سر کلنل را روی توپ بگذارند، عارف فریاد برآورد:
این سر که نشان سرپرستی است
امروز رها ز قید هستی است
با دیده عبرتش ببینید
کاین عاقبت وطن‌پرستی است

عارف همچنین در رثای این کلنل که او را به دلیل قیام علیه استبداد و آزادی خواهی بسیار دوست می داشت تصنیف «گریه کن که گر سیل خون گری، ثمر ندارد» را ساخت.
با نگاهی به عناوین اشعار وی اوج آزادی خواهی و میهن پرستی و پرداختن به مضامین اجتماعی و سیاسی در اوج دوران استبداد حکومت قاجار و اوایل رژیم پهلوی به صراحت مشخص است.
اشعاری با عناوین (وطن دوستی بی چشم داشت، در رثاء ثقةالاسلام، آتش وطن، دزد انتخاب نکن، صدای ناله مظلوم، غزل‌های جمهوری، آتش جمهوری، در انتقاد رضاشاه، نثار وطن، پاسخ به رضا شاه، اجنبی از خانه بیرون کن، به یاد سید ضیاء، خون کلنل، قحط الرجال، دموکرات و اعتدالی، خسرو بیگانه پرست، رنود و انقلاب، ناله مرغ اسیر، یاد وطن، غم غربت، یا مرگ یا آزادی، پیام آزادی و شاه فراری) همه بیانگر مضامینی از فریاد شاعر در برابر اوج استبداد و ظلمت حاکم بر جامعه است که روح بلند عارف اجازه خاموشی و سکوت را در برابر آنها به وی نمی داد و در نتیجه چنان شد که وی در پایان عمر در نهایت فقر و بی کسی و در آرزوی روز روشن کشورش دیده بر آفتاب درخشان ایران فرو بست.

عارف در تصنیفهایش نیز علاوه بر مضامین عاشقانه از پرداختن به آزادی خواهی و مبارزه با استبداد و خفقان عصر خویش غفلت نکرده است.
عارف در تصنیف «از خون جوانان وطن لاله دمیده» که مشهورترین تصنیف از مجموعه سروده‌هایش است از اولین قربانیان آزادی در آغاز انقلاب مشروطه یاد می کند.
مضمون این سرود با گذشت یکصد سال، همچنان در نوشته های سیاسی دوران معاصر مشاهده می‌شود.

همچنین عارف تصنیف «دل هوس سبزه و صحرا ندارد» را هنگام اقدامات مستبدانه محمدعلی‌شاه مخلوع برای سرکوب مبارزان مشروطه سرود.
عارف همچنین تصنیف «امان امان» را در ورود فاتحان ملت به طهران ، تصنیف «گریه را به مستی بهانه کردم» را در شکایت از زمامداری نایب‌السلطنه احمدشاه ، تصنیف «چه شورها که من به‌پا ز شاهناز می‌کنم» در استانبول پس از معلوم شدن خیال ترک‌ها نسبت به آذربایجان ، تصنیف «گریه کن که گر سیل خون گری ثمر ندارد» را به مناسبت مرگ کلنل محمد تقی‌خان پسیان و «چه آذرها به جان از عشق آذربایجان دارم» را به یاد ستارخان و باقر خان سرود که همه تا به امروز به وسیله خوانندگان غیرحرفه‌ای و حرفه‌ای بارها خوانده شده اند.
عارف در ساخت تصنیف‌های وطنی- سیاسی یا تصنیف عشقی بی‌باک و سنت شکن بود و چون اکثر تصنیف های وی در وصف حال و اوضاع زمانه بود همگی تأثیر به سزایی در جامعه آن روز داشت.

او با تمامی گرفتاری ها و مشکلات زمان خود با شعرای عصر خویش از قبیل شهریار،ملک الشعرای بهار و ایرج میرزا مراوده شعری و آمد و شد داشت به گونه ای که ایرج میرزا شاعر طنز سرای معروف، منظومه عارفنامه را در هجو وی سرود.
خواندنی ها و دیدنی های بیشتر
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پرطرفدارترین ها