|
| دو شنبه، ۲۴ اسفند ۱۳۸۸ | Monday, 15 Mar 2010 |
| زندگيِ سرور آميز و نشاط انگيز |
|
|
| علمی و فرهنگی - علمی و فرهنگی | |||
| سه شنبه, 20 اسفند 1387 10:16 | |||
ایران اکونومیست: در نخستين لوحي كه از داريوش، پادشاه هخامنشي برجا مانده، چنين آمده است: «اي پروردگار توانا تو را شكر ميگذاريم كه به ما نشاط بخشيدي.» در اين لوح، دو واژه فارسي باستان به كار رفته است يكي «مرتيا» به مفهوم مردم و ديگري «شيياتيم» به معناي شادي. ![]() تابان- به واقع چنان چه بخواهيم سرتاسر ادبيات و فرهنگ ايران را خلاصه كنيم، ميتوانيم واژههاي عشق، خير، نيكي، شادي و خرمي را چكيده آن بدانيم. در اين مختصر، عشق، خير و نيكي را كنار مينهيم و سراغ نشاط ميرويم. ميتوان مدعي شد كه ادبيات و فرهنگ ايران در زمره شادترين فرهنگهاست. در ادبيات جهان از دوران كهن تا به امروز هر كجا را بررسي ميكنيم، رنج و ملال مييابيم. در آثار «شكسپير»، دلخراشترين بانگ انسان به گوش ميآيد. سرودههاي «گوته»، شاعر آلماني هم چنين است. آلمانيها، انگليسيها و بعد فرانسويها كه ادبيات رمانتيك را به ويژه در سده 19 به اوج رساندند، در آثارشان غم و اندوه فراوان دارند. «الكساندر پوشكين» با آنكه ميكوشيد در آثار خويش، خوشبيني را در كانون توجه قرار دهد، اظهار ميداشت: سرايشهاي شاعران بزرگ و دختران نوخاسته ما آميخته با اندوه است. شنيدن اين نغمههاي حزنانگيز براي ما لذتي پايانناپذير دارد. برپايه اظهارات استاد «دينر»، بررسي به عمل آمده نشان ميدهد كه تفاوت طول عمر بين سرخوشترين و ناشادترين گروه، 9 سال است. «حكيم ابوالقاسم فردوسي»، سخنور نامدار اين سرزمين ميگويد: بكوشيد تا رنجها كم كنيد/ دل غمگنان شاد و خرم كنيد/ چو روزي به شادي همي بگذرد/ خردمند مردم چرا غم خورد؟ اساساً به چه علت ما از ابتدا با كمبود اعتماد به نفس روياروييم؟ از چه رو به توانايي خويش در نيل به كاميابي مردديم؟ براي بسياري از ما از دست دادن ايمان به خود غالباً در رقابت و در زمانهاي نامساعد در محيط پيرامونمان به وجود ميآيد. يعني بر اثر بيمها و نگرشهاي منفي گوناگون احاطه ميشويم، از جمله؛ بيم از عدم پذيرش، بيم از شكست، بيم از سايرين، بيم از ناتواني در دسترسي به موقعيت و كمبود اعتماد به نفس. با مشاهده فهرست ياد شده، بيشتر اوقات ما موافقيم كه اصولاً آن احساسات همگي نابخردانهاند. بنابراين بايد دانست كه اگر در مقابل بيمهايتان مقاومت كنيد كه امري كاملاً منطقي است، از عهده چيرگي بر آنها برميآييد. به منظور دستيابي بدين مرحله، نخستين كاري كه بايد صورت دهيد، اين است كه با چيزهاي ترسناك به مقابله برخيزيد. به منزله تمرين، اول فهرستي از چيزهايي كه از آن بيمناكيد، فراهم آوريد، از همه چيزهايي كه باعث بيشتر يا كمتر شدن هراس ميگردد، چه جسماني باشد همانند عنكبوت، يا از نوع رواني، نظير سخن گفتن در حضور جمع، سود ببريد و موقعي كه به چنين كاري پرداختيد، فهرست را بازبيني كرده و مقابل هر كدام بنويسيد چگونه شد كه گرفتار آن بيم خاص شديد. در اتاقي آرام و راحت استراحت كنيد. نشسته يا ايستاده، چشمهايتان را ببنديد و ذهن خويش را همچون ويديو فرض نماييد. در برنامه ويديويي ذهن شما، ترسهايتان يكي بعد از ديگري روي نوارهاي جداگانه به تصوير كشيده ميشود. پس از گذاشتن هر كدام از نوارها، آنها را عقب برده و از ذهن خود پاك كنيد تا نوار خالي شود. امكان دارد اين موضوع براي شما غيرعادي به نظر آيد و شك كنيد، لكن بياعتقاديتان را موقتاً متوقف سازيد، پي ميبريد كه يقيناً يكي از موثرترين شيوهها، رويارويي با عواملي است كه شما را ميآزارد. توصيههايي جهت شادزيستي 1- به بدن و محيط پيرامون خويش حرمت قايل شويد. 2- محيط اطراف خود را از اشيايي كه مايليد بدان بنگريد و يا از آن استفاده كنيد، پر نماييد. مانند قاب عكسي كه شما را ياد فرد مورد علاقهتان مياندازد. 3- بايد خاطرتان باشد كه از بدنتان مراقبت نماييد. 4- بدن خويش را با تغذيه سالم و ورزش، شاد نگه داريد. 5- ورزش را به طور حتم بخشي از زندگي روزمره خويشتن منظور كنيد. ضرورت ندارد كه شما ورزش سخت را براي خود برگزينيد. 6- همان قدر كه بتوانيد چند دفعه از پلههاي منزلتان بالا و پايين رويد، كافي است، ولي چنانچه فرصت بيشتري براي كلاسهاي ورزشي داشتيد، بهتر است در آنها ثبتنام كنيد. در صورتي كه براي ورزش كردن، نيازمند انگيزهايد، در ورزشهاي دستهجمعي شركت جوييد. 7- احساسات خويش را مهم انگاريد. احساسات شما، بخشي از وجودتان است پس به آنها اهميت قايل شويد. لكن اين بدان معنا نيست كه احساسات منفيتان را جهت برخورداري از يك زندگي شادمانه، ناديده بگيريد. چنانچه پذيراي احساسات منفي خود نباشيد، آنها تحريك ميشوند و ژرفاي فزونتري مييابند. رسيدگي به احساسات خودتان بدان مفهوم است كه هر كاري را كه موجب ايجاد نشاط در وجودتان ميشود، انجام دهيد. 8- شايد شما از گذراندن وقت با دوستانتان و يا در ميان گذاشتن مشكلاتتان با آنان لذت ميبريد. بعضي وقتها آدمها به سبب عذاب وجدان از فعاليت مورد علاقه خويش، گذشت ميكنند؛ به فكر خود باشيد و گاه و بيگاه اين فعاليتها را بدون اينكه احساس گناه كنيد، انجام دهيد. 9- با خداي درونتان ارتباط برقرار سازيد. حتماً اصطلاح «حس ششم» به گوش شما خورده است؛ اين حس، صداي آرامي است كه در درونتان بانگ ميزند: «اين كار را بكن!»، «از آن فرد دوري كن!» و يا «به اين مسير برو!» اين نداي درون به شما ياري ميكند كه بدون نياز به فكر كردن مسيرتان را بياييد. متاسفانه در جهان جديد امروز آموزشهاي ضروري براي رفتار با اين نداي دروني را به ما نميدهند. شيوههاي فراواني به منظور برقراري ارتباط با اين نداي باطني است كه مراقبه و يا همان «تمركز» يكي از آنهاست. بدون ترديد لازم نيست به خاطر آن گوشهاي بنشينيد و بيانديشيد. مراقبه حتي ممكن است به مفهوم قدم زدن در بوستان و يا گوش دادن به قطعهاي موسيقي باشد. مراقبه به معني آرام كردن ذهن و گشودن راهي در آن جهت ارتباط با نداي دروني است. 10- امروزه شادخواري به اين بستگي دارد كه شما خود را آن گونه كه هستيد خوب يا بد، زشت يا زيبا بپذيريد. البته اين به آن معنا نيست كه ديگر همين طوري كه هستيد، باقي بمانيد و هيچ تلاشي براي كاميابي در زندگي خود نكنيد، ولي اگر فقط در پي آن چيزهايي باشيد كه از دست دادهايد، ديگر پيشرفت نخواهيد كرد. گفتني است؛ در تدوين و نگارش مقاله حاضر، گذشته از دانستههاي شخصي، از منابع موثق مطبوعاتي از آن جمله نوشته «رمز شاد زيستن» ترجمه آزاده هاشمي مندرج در روزنامه كارگزاران و نيز «نشاط در فرهنگ ايراني» به قلم اسماعيل آذر مندرج در مجله سپيده دانايي و «شاد زندگي كنيم» ترجمه ساناز صناعي مندرج در روزنامه همشهري هم تا حد لزوم، سود جستهام.
|



