ie
ie
 
  دوشنبه 11، آذر 1387
  Monday, December 01, 2008
صفحه اصلي

«فرمانده! فرمان قهقهه!» عنوان نهمين كتاب خاطرات شهدا
چاپ
13 مهر 1387,ساعت 09:50:35
ايران اکونوميست:گروه اخبار روز: چهلمت شده بود و كسي نمي‌دانست كه شهيد شده‌اي! پيكرت روي خاك گرم شلمچه به چله نشسته بود با خدا. در وصيت‌نامه‌ات نوشته بودي فداي اباعبدالله شوم كه جسدش سه روز در خاك كربلا ماند و شدي فداي اباعبدالله و پيكرت، نه 3 روز كه 40 روز ماند بر خاك.
«فرمانده! فرمان قهقهه!» عنوان نهمين كتاب خلاصه خوبي‌هاست كه شامل مجموعه‌اي از خاطرات دانش‌آموزان شهيد استان‌هاي فارس، خوزستان و بوشهر است.
در اين كتاب زندگينامه، خاطرات و وصيت‌نامه شهيد حر خسروي، شهيد حسين خسروي و شهيد بهمنيار زاهدي از استان بوشهر، شهيد سيد مصطفي معزي، شهيد اميرناصر سليماني و شهيد حسن قامت از استان فارس و شهيد امير دباغ‌زاده، شهيد شاپور آشناگر و شهيد غلامرضا بازداري از استان خوزستان منتشر شده است.
در بخشي از اين كتاب درباره زندگينامه شهيد اميرناصر (صدر‌الدين) سليماني آمده است: چند ساعتي نمي‌شد كه پيكرت را همراه با دو شهيد ديگر به بنياد شهيد تحويل داده بودند، همراه با دو شهيد ديگر در سردخانه بوديد. شب بود و نگهبان سردخانه خوابش برد، آمدي به خوابش و گفتي «جنازه‌ام را تحويل خانواده‌ام ندهيد الان وقتش نيست». نگهبان كه از خواب بيدار شد، نمي‌دانست كدام يك از سه شهيد به خوابش آمدند؛ خواست اعتنا نكند كه دوباره به خوابش آمدي و همان صحبت را كردي، نگهبان اسمت را پرسيد، گفتي «اميرناصر سليماني»، نگهبان كه از خواب بيدار شد، كنجكاو بود تا علت حرفت را دريابد به همين دليل سراغ خانواده‌ات رفت، ديد درگير جش عقد برادرت هستند. نگهبان فهميد چرا نخواسته بودي به خانواده تحويلت دهند. به فكرشان بودي، نمي‌خواستي عقد بهم بخورد.
اين كتاب به همت اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانش‌آموزان و بر اساس سرگذشت پژوهشي شهداي دانش‌آموز توسط دانش‌آموزان تهيه شده است.
 
< بعد   قبل >
Advertisement