|
دوشنبه 11، آذر 1387 |
Monday, December 01, 2008 |
صفحه اصلي
|
جوزف بايدن ديپلماسي را ترجيح مي دهد حمله به ايران از نگاه معاون جديد اوباما |
|
| 04 شهريور 1387,ساعت 04:30:55 | |
ايران اکونوميست:گروه اخبار روز- سناتور جوزف بایدن رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا و فرد پیشنهادی اوباما برای معاونت رئیس جمهوری آمریکا به عنوان یک سناتور کارکشته در حوزه سیاست خارجی که نصف عمر خود را در سنا و کنگره گذرانده، دارای دیدگاه های خاصی درباره ایران است. او همانند دیک چنی معاون کنونی رئیس جمهوری آمریکا تمرکز ویژه ای بر ایران دارد اما برخلاف تیم بوش او یکی از سناتورهای ارشدی است که خواستار نگاه جدید به ایران است .
لزوم تغییرمسیر آمریکا در قبال ایران و لزوم گفت وگوی بدون پیش شرط با تهران: تعلیق نباید شرط گفت وگو باشد بایدن چندی قبل پیشنهاد سناتور «باراک اوباما» مبنی بر گفت وگوهای بدون پیش شرط با ایران را درست دانست و لزوم تغییر مسیر آمریکا در قبال ایران را مورد تاکید قرار داد. بایدن در نامه ای به روزنامه واشنگتن پست اعلام کرد این روزنامه اشتباهی مرتکب شده و آن هم اینکه در مقاله ای مدعی شده حمایت سناتور «باراک اوباما» از کنار گذاشتن پیش شرط ها برای گفت وگو با ایران می تواند روابط بین اروپا و آمریکا را قطع کند اما بایدن می گوید مقام های رده بالای اروپایی که در دیپلماسی هسته ای با ایران مشارکت داشته اند، به من گفته اند طرف آمریکایی باید پیش شرط تعلیق غنی سازی اورانیوم و فعالیت های مربوط به بازفرآوری را پیش از گفت وگوهای آمریکا کنار بگذارد. به اعتقاد بایدن اروپایی ها پیش شرط تعلیق را راهی برای تحریک دولت بوش برای پیوستن به تلاش دیپلماتیک خود می دیدند زیرا اروپایی ها دریافته اند که احتمالاً دیپلماسی بدون آمریکا موفق نخواهد شد. از دیدگاه بایدن در حالی که برخی فکر می کنند قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد، تعلیق را به عنوان یک پیش شرط برای گفت وگوها محفوظ داشته اند، این قطعنامه ها فقط شامل درخواست تعلیق از سوی ایران است که موضوع بحث است اما این قطعنامه ها مذاکرات را برای این درخواست گرو نگاه نمی دارند. از نظر بایدن در نتیجه سیاست هایی که « جورج بوش » رئیس جمهوری آمریکا ادامه داده و سیاست هایی که سناتور « جان مک کین » در صورت ریاست جمهوری ادامه خواهد داد، این ایران و نه آزادی است که پیش خواهد رفت و درباره لزوم تغییر مسیر ما، حق با اوباما است. سیاست تغییر حکومت ایران را کنار بگذارید بایدن سال گذشته نیز در جریان مناظره هشت نامزد دموکرات ها برای ریاست جمهوری آمریکا و هنوز در شرایطی که رقیب اوباما به شمار می رفت اعلام کرد در صورت رئیس جمهور شدن اول از همه من سیاست تغییر حکومت را در قبال ایران کنار می گذارم. چیزی که ما الان به ایران می گوییم این است که تنها چیزی که مانع حمله ما می شود را کنار بگذارد و بعداً ما به آن کشور حمله خواهیم کرد و این حرف عجیبی است. بایدن طرفدار ارتباط غیردولتی با ایران نیز هست. او پیش از این گفته بود: «دولت بوش باید به تمامی سازمان های غیردولتی آمریکایی اجازه بدهد به گروه های ایرانی مرتبط با جامعه مدنی، حقوق بشر، فرهنگی و خواهان دموکراسی کمک مالی کنند.» - مردم ایران از حمله ما دفاع نمی کنند در هشت بهمن 85 بایدن در واکنش به گزارش سالانه وضعیت کشور جورج بوش رئیس جمهوری آمریکا و به عنوان سناتور بلندپایه حزب دموکرات از ایالت دلور و رئیس کمیته روابط خارجی سنا اعلام کرد جورج بوش رئیس جمهوری برای اعلام جنگ با ایران نیازمند کسب اجازه از کنگره است. اگر فقط به خاطر مردم ایران هم باشد ما باید بحث و مذاکره کنیم. مردم ایران متحد ما هستند حتی آن دسته از مردم ایران که حکومت شان را قبول ندارند در صورت حمله از ما حمایت نمی کنند. ما تنها در میان مردم مدیترانه تا هیمالیا محبوب هستیم. بگذارید دوباره و با تاکید بگویم رئیس جمهوری اجازه جنگ با ایران را ندارد. او می تواند به منظور تعقیب و دستگیری کسانی که آمریکایی ها را می کشند، از مرز عبور کند. او در حقیقت می تواند کسانی را که به ما خمپاره می اندازند، بگیرد اما رفتن به ایران و سعی در گرفتن و سعی در سیستم اتمی آنها و سعی در خارج کردن هر چه آنها دارند، به معنی اعلام جنگ است. او به تنهایی اجازه این کار را ندارد. - مذاکره مستقیم بهترین راه حل رونده هسته ای ایران سناتور جوزف بایدن در سخنانی در جلسه استماع کمیته روابط خارجی مجلس سنا نیز با تاکید بر اینکه دولت آمریکا نباید در مواجهه با ایران، اشتباه عراق را تکرار کند و باید با افکار عمومی خود روراست باشد، اعلام کرده مذاکره مستقیم بهترین راه برای حل مساله اتمی ایران است. دولت بوش می خواهد از تکرار رسوایی عراقی که منجر به جنگ عراق شد، جلوگیری کند. فکر می کنم دولت باید کاری را بکند که در آن زمان نکرد و آن روراست بودن با مردم آمریکا سست. دولت باید مستقیماً به آنها بگوید در مواجهه با ایران چه مخاطراتی وجود دارد و استراتژی ای که برای مواجهه با این کشور برگزیده است، چیست. سخنان بی معنایی مثل «همه گزینه ها در دست بررسی هستند » و « ما در پی دیپلماسی هستیم » به نظر من چندان کارایی ندارد. طفره رفتن از نشست های کنگره، نقطه شروع خوبی برای مواجهه با مسائلی نیست که یکی از پرچالش ترین مسائلی هستند که کشور ما در چند سال آینده اگر نه چند دهه آینده همان طور که شما گفتید با آن مواجه خواهد بود. به نظر من مشکل را می توان این طور مطرح کرد؛یک ایران اتمی که بمب را در دستان یک حکومت مذهبی رادیکال قرار می دهد؛ کشوری که غرق پول نفت با قیمت بالاست و رئیس جمهوری که هولوکاست را منکر می شود و تهدید به حمله به ما و محو اسرائیل از روی نقشه جهان می کند. اکنون فکر نمی کنم ایران از یک سلاح علیه ما یا اسرائیل استفاده کند یا این فناوری را در اختیار تروریست ها قرار دهد اما معتقدم اگر کاری انجام نشود، این کشور گستاخ خواهد شد و دست به شرارت های دیگر در منطقه خواهد زد و اگر ایران به بمب دست یابد، این باعث یک رقابت تسلیحاتی در منطقه با کشورهای عرب سنی مثل مصر و عربستان سعودی خواهد شد و منطقه را حتی بیش از الان خطرناک و بی ثبات خواهد ساخت. اما من معتقدم ما هنوز زمان داریم. اکثر گزارش های منتشره حاکی از آن است که ایران به نقل از این گزارش ها می گویم نه اطلاعات مستقیمی که در اختیار دارم پنج یا 10 سال آینده به بمب اتمی دست می یابد. مساله اصلی این است که ما چطور می توانیم از این زمان استفاده کنیم تا ایران را متقاعد کنیم دست از برنامه تسلیحات اتمی خود بردارد؟ در حال حاضر به نظر می رسد دولت یک راه دیپلماتیک را در پیش گرفته و فکر می کنم این راه درستی است اما ظاهراً این کار را فقط با یک دست انجام می دهد بدون اینکه پاسخی برای سوالات مهم داشته باشد و ما نیازمند یک سیاست زیرکانه هستیم. برای مثال همپیمانان ما در اروپا سرگرم بررسی مشوق هایی هستند که هدف از آنها دادن آخرین فرصت به ایران است. نقش ما در تدوین این مشوق ها کدام است؟ ایران چقدر مشوق های اروپا را جدی خواهد گرفت و اگر آمریکا بخشی از این تلاش ها نباشد موضع ایران در برابر مسائل مثلاً مرتبط با تضمین های امنیتی چه خواهد بود؟ چرا ما در موضع یکی از طرفین داریم با کسانی مذاکره می کنیم که خود می خواهند با ایران مذاکره کنند؟ به نظر من این کار عجیب است و فکر می کنم شما هم همین نظر را دارید زیرا من همین رویکرد را در مورد کره شمالی نیز عجیب می دانم. ما داریم با کسانی مذاکره می کنیم که می خواهند با ایران مذاکره کنند در حالی که محور هر مذاکره ما هستیم. اگر با همپیمانان خود و همچنین روسیه و چین در یک موضع قرار بگیریم، آیا فکر نمی کنید جلوی خیلی از آشفتگی ها و مشکلات گرفته خواهد شد؟ گزارش مطبوعات حاکی از آن است که اگر ایرانی ها مشوق های اروپا را رد کنند، آمریکا و همپیمانانش خواه از طریق شورای امنیت سازمان ملل متحد یا در صورت شکست آن از طریق گزینه ائتلاف کشورهای همفکر به تحریم این کشور خواهند پرداخت. این تحریم ها چه هزینه هایی برای ایران دارد؟ چه هزینه هایی برای ما و چه هزینه هایی برای کشورهایی که به کمک آنها نیاز داریم؟ ایران در برابر تحریم واردات گاز یا صادرات نفت خام چقدر آسیب پذیر است؟ اگر نفت ایران از بازارها حذف شود، تاثیر آن بر بازار های نفت چه خواهد بود؟ چرا دولت تلاش نمی کند تا اگر مسیر تحریم را در پیش گرفت افکار عمومی را برای مشکلات ناشی از تحریم آماده کند؟ همان کاری که رهبران ایران دارند با افکار عمومی خود می کنند. مهم تر از آن اینکه اگر اروپا، روسیه و چین به این نتیجه برسند که آمریکا همه راه های دیپلماتیک از جمله مذاکره مستقیم با تهران را بررسی نکرده، چقدر ممکن است در مورد تحریم با ما توافق کنند؟ آیا دولت آمریکا به ایده تغییر رژیم در ایران پایبند است؟ آیا دولت حاضر است این ایده را به عنوان بخشی از یک مجموعه تضمین های امنیتی در ازای راستی آزمایی برنامه اتمی ایران کنار بگذارد؟ من این سوال را از وزیر امور خارجه آمریکا کردم. فکر کنم در یک نشست تنفیذی یا یک نشست دیگر از این دست بود. از آنجا که این نشست ها اندک هستند قاعدتاً خوب آن را به خاطر دارم. او پاسخ داد ما باید درباره مسائل مختلف گفت وگو کنیم. به نظر من این مساله بسیار جالب است که دولت آمریکا همین اواخر رژیم قذافی را به رسمیت شناخت، یک سفارتخانه در طرابلس تاسیس و حتی اعلام کرد که این روش را در برخورد با کشورهایی با شرایط مشابه به کار خواهد بست اما تا قبل از آن همیشه از دو دیوانه حرف می زد که حرف نامربوطی هم نبود؛ دو دیوانه، یکی در بغداد و دیگری در لیبی. ما یک سفارتخانه در کشور یک دیوانه تاسیس کردیم برای اینکه عملاً مذاکره کردیم. ما عملاً به چیزی که می خواستیم و برای ما مهم بود، رسیدیم. من از این انتقاد نمی کنم بلکه منظور مذاکرات است. آیا سرمایه گذاری دولت در فعالیت های دموکراتیک در داخل ایران بهترین راه برای اصلاحات داخلی است یا در واقع بوسه مرگی است برای دموکرات های ایرانی؟ ما چطور می توانیم میل تغییر را به خصوص از درون اکثریت مردم ایران که بعد از انقلاب متولد شده اند، استخراج کنیم؟ چرا بعد از پنج سال حضور در قدرت، دولت تحریم های سازمان های غیردولتی آمریکایی را لغو نکرده تا آنها بتوانند فعالیت های دموکراتیک در ایران را تقویت کنند؟ ای کاش امروز یکی از نمایندگان دولت اینجا بود تا به این سوالات پاسخ می داد. اکنون زمان طرح و بررسی همه گزینه های پیش روی ما است. بگذارید نظر نهایی خود را بگویم. طرح من برای این مساله با طرح شما آقای رئیس چندان تفاوتی ندارد. هفته گذشته رئیس جمهور ایران نامه ای به جورج بوش رئیس جمهور آمریکا نوشت. این نامه نامزد جایزه ادبیات نوبل یا صلح نخواهد شد، محتوا و سبک آن و همچنین هویت فرستده اش نیز مهم نیست. من و برخی دیگر معتقدیم ما باید پاسخ بدهیم البته نه به این نامه بلکه باید نظرات خود را درباره چگونگی حرکت به جلو مطرح کنیم. من یک گام دیگر جلوتر می روم. ما نباید به رئیس جمهور ایران پاسخ بدهیم. رئیس جمهور بوش باید به آیت الله خامنه ای نامه بنویسد. من این مساله را علناً اعلام می کنم.من معتقدم درخواست مذاکره مستقیم در هر کجا، هر زمان و با هر کسی در ایران باید در این پاسخ گنجانده شود. ما باید آماده باشیم تا درباره همه مسائلی که مایه اختلافات ما است یعنی برنامه اتمی، تروریسم، عراق، افغانستان، صلح اسرائیل- فلسطین، تحریم ها و امنیت گفت وگو کنیم. به نظر من، ما باید برای رهبران ایران و به خصوص مردمش دقیقاً روشن کنیم که اگر ایران دست از برنامه اتمی و حمایت خود از تروریسم بردارد، آینده به چه صورتی درخواهد آمد و اگر برندارد، چطور خواهد شد. آیا ایران پاسخ مثبت خواهد داد؟ من در این مورد نظری ندارم. نمی دانم اما در ماه های اخیر ایران تلویحاً آمادگی خود را برای مذاکره نشان داده است. در واقع طرح ایران برای یک رایزنی بزرگ سه سال قبل به دولت بوش ارائه شد. اگر دولت ایران در این مدت تغییر کرده ظاهراً موضع بنیادی آن تغییر نکرده. اگر هم تغییری کرده، رژیم کنونی نسبت به اصلاح طلبانی که از قدرت و ریاست جمهوری پاکسازی شده اند، راحت تر تعامل می کند. چهار سال قبل وقتی من رئیس این کمیته بودم، علناً خواستار گفت وگو بین اعضای کنگره و مسلمانان ایرانی شدم. سناتور هگل نیز با من موافق بود. چنین درخواستی از سوی دو سناتور، بحثی داغ در ایران برانگیخت که چند هفته در هر روزنامه کثیرالانتشار این کشور ادامه یافت. مطبوعات اصلاح طلبان از این درخواست استقبال اما تندروها آن را محکوم کردند. رهبری ایران سرانجام پس از بررسی، هر گونه مذاکره یا نشست مستقیم را رد کرد. اگر دو سناتور می توانند چنین بحث و مناظره ای را در یک کشور برانگیزند، در آن صورت تصور کنید رئیس جمهور چه کار می تواند بکند. مسوولان ایرانی با یک انتخاب صریح مواجه خواهند شد؛ طرد پیشنهاد و خطر انزوای کامل و خشم عمومی یا پذیرفتن مسیری تاریخی که مستلزم آن است ایران اهداف اتمی خود را تغییر بدهد یا کاملاً نشان دهد هیچ قصدی برای ساخت تسلیحات اتمی ندارد. مذاکره با ایران در حکم دادن پاداش به رفتار بد رژیم ایران و مشروعیت بخشیدن به آن نیست. مذاکره چیزی است که ما عملاً با هر کشور در روی زمین انجام داده ایم از جمله اتحاد جماهیر شوروی سابق در دوران جنگ سرد که در واقع یک تهدید واقعی برای ما بود و کشورهای دشمن دیگر مثل کره شمالی و لیبی. اثبات اینکه ما تلاشی جدی در مسیر دیپلماسی انجام داده ایم، بهترین راه برای جلب موافقت دیگران است؛ همان چیزی که شما گفتید. برای اقدامی جدی تر علیه ایران به نظر من افرادی نه چندان باهوش با استفاده نادرست از دیپلماسی از ما پیش افتاده اند زیرا ما از تعامل در قالب دیپلماسی خلاق خودداری کرده ایم. هر نشستی بیش از یک هدف دارد که یکی از آنها جلب نظر موافق جهانیان با خود است. فکر می کنم این یک اقدام عاقلانه برای هر دولت است اما برای دولت بوش با سابقه بدنام خود در عراق صرفاً یک انتخاب عاقلانه نیست بلکه یک ضرورت است. در این مرحله، آستانه اعتماد این دولت در مورد ایران بسیار بالا است و اگر دولت می خواهد همپیمانان ما و دیگران را متقاعد کند که در بلندمدت فشاری جدی بر ایران وارد کنند به نظر من عاقلانه این است که در مسیر موازی دیپلماسی حرکت کنیم. امیدوارم بتوانیم با لحظات پیش برویم. چگونگی حل بحران ایران به ما کمک می کند امنیت بین المللی را اگر نه برای چند نسل، دست کم برای یک نسل تعیین کنیم. پنجم بهمن 82 ملاقات با خرازی در داووس پیش از این و در دوران ریاست جمهوری خاتمی سناتور جوزف بایدن با کمال خرازی وزیر امور خارجه ایران دیدار و گفت وگو و ایده سفرکنندگان کنگره آمریکا به تهران را مطرح کرده بود. این دیدار که در فاصله بین برنامه ها در رستوران محل اجلاس داووس انجام شد، بازتاب های فراوانی را در پی داشت . بایدن پیش از آن با محمدجواد ظریف نماینده وقت ایران در سازمان ملل نیز ملاقات کرده بود. در همان دوران وزارت خارجه آمریکا با پیشنهادی مبنی بر اعزام یک هیات بشردوستانه به ایران به ریاست سناتور الیزابت دال ، رئیس سابق صلیب سرخ جهانی و سناتور جمهوری خواه ایالت کارولینای شمالی ، مخالفت کرده بود. بایدن هنگام ملاقات با خرازی نفر دوم کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا بود و همراه با چاک هگل ، دیگر نماینده سنای آمریکا برای برقراری تماس با ایران تلاش می کرد. جوزف بایدن در این دیدار به خرازی گفته بود آرزو دارد روزی مشکلات موجود بین جمهوری اسلامی ایران و آمریکا برطرف شود. خرازی متقابلاً گفت : ملت ایران صدمات زیادی را از سوی اقدامات خصمانه دولت آمریکا متحمل شده و مادامی که این سیاست های غلط ادامه دارد، زمینه ای برای گفت وگو و بهبود روابط بین دو کشور وجود ندارد. اگر دولتمردان آمریکا به اهمیت جمهوری اسلامی ایران و نقش آن در این منطقه پی برده باشند، لازم است قبل از هر چیز با تغییر رویکرد موجود خود حسن نیت خود را اثبات و فضا را برای احترام متقابل که اساس گفت وگو و روابط کشورهاست فراهم کنند. فرصت هایی برای روابط بهتر با ایران در سال 2002 و قبل از حمله آمریکا به عراق و در دوران ریاست جمهوری خاتمی نیز جوزف بایدن به عنوان رئیس کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا، خواهان روابط بهتری بین ایران و آمریکا شد. بایدن در آن زمان معتقد بود به رغم آنکه پرزیدنت بوش ایران را در کنار عراق و کره شمالی بخشی از محور اهریمنی نامیده، فرصت هایی برای ایجاد روابط بهتر با ایران وجود داشته است. بایدن از جمله به این فرصت های مثبت اشاره کرد؛ به زمانی که ایران در جنگ علیه تروریسم به رهبری آمریکا در افغانستان پیشنهاد کرده بود به خلبانانی که مجبور به فرود اضطراری شوند، کمک کند. نفوذ ایران در عراق سناتور دموکرات جوزف بایدن، رئیس کمیته روابط خارجی سنا، معتقد است دولت بوش باید درباره میزان کنترلی که بر دولت مالکی و روابطش با ایران دارد، واقع بینانه عمل کند چون خواهی نخواهی ایران نفوذ خود در کشور همسایه را حفظ خواهد کرد. طراح تجزیه عراق جوزف بایدن، سناتور دموکرات آمریکا، دو سال پیش اعلام کرد عراق باید به سه منطقه خودمختار قوی کرد، اهل تسنن و تشیع و یک دولت مرکزی ضعیف تر در بغداد تقسیم شود. بایدن در مقاله ای در روزنامه نیویورک تایمز نوشت تلاش دولت بوش برای ایجاد یک دولت مرکزی قوی در بغداد، کار ناموفقی بوده است که با توجه به رقابت های قومی ناشی از خشونت های فرقه ای گسترده، محکوم به شکست است. وی اعلام کرد مسلم است که بوش راهبردی برای پیروزی در عراق ندارد. به بیان دقیق تر، امیدوار است مانع شکست شود و این مشکل را به جانشین خود واگذار کند. به گفته بایدن، سنی های عراق که نیروی محرک پشت این شورش ها هستند، به جای استقبال از طرح ایجاد یک دولت مرکزی تحت کنترل شیعه در بغداد، از این طرح تقسیم استقبال می کنند. وی از طرح خود به عنوان یک گزینه سومی، غیراز گزینه اشتباه ادامه سیاست دولت بوش برای ایجاد یک دولت واحد در عراق یا خروج فوری نیروهای آمریکایی، یاد کرد. طبق طرح بایدن، مناطق کرد، سنی و شیعه نشین عراق هرکدام مسوول اجرای قوانین داخلی، اداری و امنیت داخلی خود خواهند بود و دولت مرکزی نیز وظیفه دفاع از مرزها، امور خارجی و نفت را عهده دار خواهد بود. بایدن سناتور ارشد دموکرات : 150 هزار نیروی آمریکایی را از عراق بازگردانید جوزف بایدن بارها خواهان بازگرداندن سریع حدود 150 هزار سرباز آمریکایی از عراق شده است. از نظر او سیاست کنونی آمریکا در عراق شکست خورده است. |
| < بعد | قبل > |
|---|



ايران اکونوميست:گروه اخبار روز- سناتور جوزف بایدن رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا و فرد پیشنهادی اوباما برای معاونت رئیس جمهوری آمریکا به عنوان یک سناتور کارکشته در حوزه سیاست خارجی که نصف عمر خود را در سنا و کنگره گذرانده، دارای دیدگاه های خاصی درباره ایران است. او همانند دیک چنی معاون کنونی رئیس جمهوری آمریکا تمرکز ویژه ای بر ایران دارد اما برخلاف تیم بوش او یکی از سناتورهای ارشدی است که خواستار نگاه جدید به ایران است .
