|
دوشنبه 11، آذر 1387 |
Monday, December 01, 2008 |
صفحه اصلي
|
۱۰۰۰ سكه طلا مهريه پنجمين ازدواج |
|
| 28 مرداد 1387,ساعت 11:47:37 | |||
ايران اکونوميست:گروه حوادث: زن ۴۳ ساله كه براى جدايى از شوهر پنجم خود به دادگاه خانواده مراجعه كرده بود، ادامه زندگى را به جدايى ترجيح داد.
زن در حالى كه به شدت عصبانى بود به افسر تحقيق گفت: قبلاً چهار بار ازدواج كرده ام اما هر بار به دلايل مختلف به شكست انجاميد. تا اين كه يك سال قبل مردى به خواستگارى ام آمد و تقاضاى ازدواج كرد. وقتى شنيدم او يك بار ازدواج ناموفق داشته و فرزندانش هم زندگى مستقل و جداگانه اى دارند، جواب مثبت دادم. چرا كه فكر مى كردم من و او شرايط يكديگر را به خوبى درك مى كنيم. بنابراين از او خواستم ۱۰۰۰ سكه طلا مهريه ام كند تا بقيه عمرم را در آسايش و آرامش زندگى كنم، اما فكر نمى كردم اين بار دخالت هاى فرزندان شوهرم مرا به ستوه آورد.چرا كه آنها دائم به بهانه هاى مختلف از من ايراد مى گرفتند. به طورى كه چند روز قبل شوهرم به خاطر تحريك آنها مرا به باد كتك گرفت. من هم ناچار از او شكايت كردم اما با تعهد كتبى اش از پيگيرى شكايتم صرفنظر كرده و رضايت دادم. تا اين كه شب گذشته وقتى شوهرم از خانه يكى از آشنايانش برگشت به خاطر ديرآمدن با او درگير شدم و با عصبانيت ظرف ها را شكستم و صبح هم از او خواستم تا مهريه ۱۰۰۰ سكه طلارا بدهد. او عصبانى شد و مرا به باد كتك گرفت.با اين حال مرد در حالى كه به حرف هاى همسرش اعتراض مى كرد گفت: او دائم مرا با حرف هايش اذيت مى كند. تمام گفته هايش سراسر دروغ است چرا كه او را كتك نزدم. بلكه علت اصلى اين بود كه روز قبل به خاطر بدرفتارى هاى همسرم به سراغ آخرين شوهرش رفتم و علت جدايى شان را پرسيدم. بنابراين وقتى به خانه بارگشتم موضوع را با زنم در ميان گذاشته و با طعنه به او گفتم اگر كمى طرز رفتار با شوهرهايش را مى دانست طلاقش نمى دادند. اما او با شنيدن اين حرف بشدت برآشفت و با من درگير شد. پس از معرفى زن به پزشكى قانونى و دريافت گواهى طول درمان، شوهر به اتهام ايراد ضرب و جرح عمدى مجرم شناخته شد و پرونده به دادگاه عمومى جزايى تهران ارسال شد. قاضى دادگاه نيز شوهر را به پرداخت ديه و دو ميليون ريال جزاى نقدى بدل از مجازات حبس محكوم كرد. اما پس از ابلاغ حكم به طرفين پرونده، هر دو به دفتر دادگاه مراجعه كرده و زن از مجازات شوهرش صرفنظر كرد. او گفت: از اين همه آوارگى خسته شده ام. به همين خاطر تصميم گرفته ام شوهرم و زندگى مشتركم را تا آخر عمر حفظ كنم. حال آن كه همسرم نيز قول داده مرا بيش از گذشته درك كند. |
|||
| < بعد | قبل > |
|---|



