ie
ie
 
  جمعه 01، آذر 1387
  Friday, November 21, 2008
صفحه اصلي

ردپاي فرهنگ در اقتصاد/حسيني
چاپ
26 مرداد 1387,ساعت 09:12:11
ايران اکونوميست:گروه اقتصادي- پيوست فرهنگي يكي از مهم ‌ترين بخش‌ هاي مهندسي فرهنگي است و بر همين اساس تمام طرح‌هاي عمراني و اقتصادي بايد پيوست فرهنگي داشته باشند،براساس اعلام شوراي عالي انقلاب فرهنگي از اين پس اگر قرار است در جائي كارخانه يا مجتمع اقتصادي يا صنعتي ساخته شود بايد آثار فرهنگي مترتب بر آن تصميم لحاظ شود و تبعات آن بررسي شود تا در صورت وجود تبعات و بازتاب هاي فرهنگي مطلوب بر منطقه اين اتفاق بيفتد. برنامه چهارم در حالي سال آخر خود را آغاز نموده كه دولت در شوراي تدوين برنامه پنجم پذيرفته است كه تمام طرح‌هاي مهم كشور پيوست فرهنگي داشته باشند.
روند كاري پيوست فرهنگي به اين صورت است كه در حال حاضر پيش نويش الگوي پيوست فرهنگي نوشته شده و طي چند ماه آينده پيش‌ نويس آن به صحن شوراي عالي انقلاب فرهنگي فرستاده مي ‌شود و اين در حالي است كه اصل پيوست فرهنگي از طرف رياست جمهوري به تمام نهادها ابلاغ شده است.
پيوست فرهنگي در تعريفي ساده به منظور پيشگيري از آسيب‌هاي فرهنگي برنامه ها و طرحهاي اقتصادي، صنعتي، عمراني و خدماتي تهيه مي شود و وجود آن براي تمام پروژه هاي اقتصادي الزامي است.
و اين در شرايطي است كه بروز و ظهور پيوست فرهنگي هزينه بسيار قابل ملاحظه و متفاوتي با هزينه هاي گذشته بر بخش اقتصادي كشور وارد مي كند.
بطوريكه اگر چه از سويي توجيه اقتصادي پروژه هاي داراي پيوست فرهنگي مطرح است اما از سوي ديگر پروژه هاي اقتصادي به منظور تهيه پيوست فرهنگي نيازمند افزايش بودجه تقريبي 20درصدي هستند.
پيوست فرهنگي كه بايد متضمن پيش بيني ابعاد تاثيرات فرهنگي و اجتماعي طرحهاي مذكور و استنادات لازم مبني بر مفيد بودن طرحها از لحاظ تاثير بر فرهنگ اسلامي - ايراني مردم و عدم آسيب زايي فرهنگي باشد در حقيقت در گام اول نيازمند افزايش اعتبار است تا اعتبار فرهنگي خود را به رخ بكشد .
براساس اعلام شوراي عالي انقلاب فرهنگي هياتي متشكل از وزير مسكن و شهرسازي، وزير صنايع و معادن، دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي، وزير اقتصاد و دارايي، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، معاون نظارت راهبردي رئيس جمهور و همين طور پنج نفر از صاحب نظران عرصه هاي فرهنگي و موضوعات موردنظر تشكيل شده تا پيش نويس آيين نامه پيوست فرهنگي را ظرف 6 ماه تدوين و جهت تصويب به شوراي عالي انقلاب فرهنگي ارائه نموده است.
و همين هيات نيز در آينده وظيفه پيگيري ،تهيه و اجرايي شدن پيوست فرهنگي را برعهده دارند اما سوال اينجاست كه اعتبار مورد نياز پيوست هاي فرهنگي از كجا تامين خواهد شد.
واقعيت اين است كه بخش فرهنگ در برنامه پنجم توسعه و به واسطه عملي شدن وجود پيوست فرهنگي براي پروژه هاي اقتصادي و همچنين رصد فرهنگي باز خورد فرهنگي مسائل رويكرد جديدي از را در فرهنگ اقتصادي و اقتصاد فرهنگ تجربه خواهد كرد.
و براساس همين رويكرد شايد از اين پس يك پنجم بودجه عمراني ، صنعتي و بازرگاني بايد به بخش فرهنگي پروژه هاي اين شاخه ها اختصاص يابد.
به عبارت ساده تر شايد د رابتدا رقم بودجه مورد نياز براي تهيه پيوست فرهنگي
يك پروژه قابل تامين باشد اما واقعيت اين است كه تهيه پيوست فرهنگي پروژه هاي اقتصادي و عمراني در سر جمع خود عدد قابل ملاحظه اي مي شود كه يا بايد از دل بودجه پروژه ها در نظر گرفته شود كه قطعا پروژه را در مرحله اجرا بامشكل مالي مواجه مي كند پس به هر دليل از ابتدا از تهيه پيوست فرهنگي جلوگيري مي شود يا اينكه دولت و مجلس بايد به فكر افزايش رقم موردنياز پيوست فرهنگي به اعتبار مورد نياز پروژه هاي اقتصادي باشند.
رابطه دو سويه فرهنگ و اقتصاد براي اولين بار در برنامه پنجم توسعه با نگاه ويژه اي در غالب پيوست فرهنگي در اقتصاد ديده شده و اين به معناي پيوستگي بخشهاي مختلف جامعه معنا مي باشد.
واقعيت است كه اگر بنا بر صرفه جويي و مديريت صحيح گذاشته شود و افزايش بودجه به مصرف بهينه بودجه تبديل مي شود و بخش فرهنگ به در اينبار در آيينه پيوست فرهنگي قرباني اعتبار نمي شود.
ياد آوري اين نكته ضروري است كه وجود توجيه فرهنگي پروژه ها و توجه به بازتاب هاي فرهنگي پروژه هاي اقتصادي و همچنين توجه به هويت اسلامي در چشم انداز بيست ساله نيز تاكيد شده است.بطوريكه در بخشي از چشم انداز و پس از تاكيد بر جايگاه اول ايران در زمينه اقتصاد ، علم و فناوري بر توسعه يافتگي متناسب با مقتصيات فرهنگي و تاريخي و متكي بر اصول اخلاقي و ارزشهاي اسلامي ، ملي و انقلابي با تاكيد بر مردم سالاري ديني ، عدالت اجتماي ، آزاديهاي مشروع ، حفظ كرامت و حقوق انسانها توجه شده و به عنوان بندي در چشم انداز آورده شده است .
بنابراين بر اساس تاكيد آورده شده وجود پيوست فرهنگي به منظور پويايي و سود آوري و اثر بخشي پروژه هاي اقتصادي موثر است و نوع پروژه با رعايت سود و توجيه بايد دنبال شود.
به عبارت ديگر توجه به پيوست فرهنگي در برنامه پنجم به معناي تكميل شدن پازل (جورچين)فرهنگي ايران در چشم انداز بيست ساله به واسطه برنامه هاي پنج ساله است .
فصل نهم برنامه چهارم را اگر اولين دسته از شكل هاي پازل (جورچين) و بندها و ماده ها را هر كدام از قطعات جور چين در نظر بگيريم اينك برنامه پنچم دسته اي ديگر از قطعات جورچين فرهنگي است كه در پايان چشم انداز بيست ساله انتظار تكميل و كار آرا بودن آن مي رود.
پيوست فرهنگي و توجه به موضوعات اينچنيني در حقيقت مسائل فرهنگ در اقتصاد و اجتماع را بيش از گذشته بررسي مي كند و ارتباط منطقي ميان فرهنگ وهنر ، اقتصاد ، اجتماع و سياست برقرار مي شود.
مقوله پيوست فرهنگي اگر چه در كشور ما براي اولين بار در برنامه پنجم توسعه بنا بر عملياتي شدن دارد اما سالهاست اين امر دركشور هاي پيشرفته عملي شده و پيگيري مي شود .
تمام كشورهاي توسعه يافته در صورتي مجوز اجراي پروژه هاي صنعتي و اقتصادي را مي دهند كه بازخورد فرهنگي آن پروژه قابل پيش بيني و مثبت ارزيابي شود.
اگر چه پيشينه ايراني نشان مي دهد كه پيوست فرهنگ در سطح ابتدايي تر آن در دوران عباسي كاملا وجود داشته و ايجاد فضاهاي اقتصادي ، فرهنگي و مجاورت آنها با مراكز سياسي مبين همين توجه به توجيه فرهنگي بوده است.
ايجاد امارت عالي قاپودر ميدان امام خميني (نقش جهان)و ايجاد بازار و مسجد در كنار آن نشان از پيوند فرهنگ با دين و اقتصاد در گذشته تاريخي ايران دارد .و اگر چه نمونه اي ديگر از همين پيوستگي را مي شود در ميدان بهارستان يافت اما واقعيت اين است كه در پيشينه تاريخي كسور نيز بيشتر پيوستگي فرهنگ با ساير بخشها مطرح بوده تا پيوستگي فرهنگي
در جامعه ‌ ما بخش بزرگي از ارزش‌ها و هنجارها با معيارهاي دين اسلام مشخص مي‌شوند كه البته در نمودهاي آن، فراخور مناطق، فرهنگ‌ هاي محلي، و سابقه‌هاي تاريخي گوناگون، تفاوت‌ هايي ديده مي ‌شود.
توجه به اين نكته ضرورياست كه مقام معظم رهبري همواره به مقوله ‌ي فرهنگ و عناصر فرهنگي در روند تحولات جامعه توجه ويژه داشته‌اند. ايشان توقعات ضروري خود را از مجاري گوناگوني به گوش مردم و مسوولين رسانده‌اند، از جمله توصيه ‌هاي ايشان به شوراي عالي انقلاب فرهنگي، مباحثي چون لزوم مهندسي فرهنگي، لزوم حضور شورا در مراحل تدوين برنامه‌هاي پنج‌ساله‌ي توسعه، ضرورت تهيه‌ي طرح جامع تحول در نظام‌هاي آموزشي كشور و آخرين تذكر ايشان ضرورت وجود «پيوست فرهنگي» براي طرح‌ها و فعاليت‌هاي اجرايي بوده‌ است.
فرهنگ مي‌تواند كم‌ و بيش بخشي از نظامهاي ديگر گردد، بدين‌سان كه در نظام اجتماعي به شكل هنجارها و ارزش‌ها در‌مي‌آيد، و در نظام شخصيتي ملكه‌ي ذهن كنشگران مي‌گردد. نظام فرهنگي علاوه بر اين‌كه بخشي از نظام‌هاي ديگر است، وجود جداگانه‌اي نيز به شكل انباشت نمادها، دانش، افكار و ايده‌ها مي‌يابد. اين جنبه‌هاي نظام فرهنگي اگر چه در دسترس نظام‌هاي اجتماعي و شخصيت است ولي به بخشي از آن‌ها بدل نمي‌گردد.
بدين ترتيب فرهنگ نظام الگودار و سامان‌مندي است كه سمت‌و‌سوي كنش افراد، مواردي كه ملكه‌ي ذهن افراد شده، و الگوهاي نهادينه‌شده‌ي نظام اجتماعي را در خود جاي مي‌دهد.
به تعبيري ساده‌تر فرهنگ را مي‌توان اين‌گونه تعريف نمود: ارزش‌هايي كه اعضاي يك گروه معين دارند، هنجارهايي كه از آن پيروي مي‌كنند، و اشياء، كالاها، غذاها، و پوشاكي كه در سبك ويژه زندگي‌شان از آن استفاده مي‌كنند. ارزش‌ها آرمان‌هاي انتزاعي‌اند، حال آنكه هنجارها اصول و قواعد معيني هستند كه از مردم انتظار مي‌رود آن‌ها را رعايت كنند.
هنجارها نشان‌دهنده‌ بايدها و نبايدها در زندگي اجتماعي هستند. در جامعه‌ي ما بخش بزرگي از اين ارزش‌ها و هنجارها با معيارهاي دين اسلام مشخص مي‌شوند كه البته در نمودهاي آن، فراخور مناطق، فرهنگ‌هاي محلي، و سابقه‌هاي تاريخي گوناگون، تفاوت ‌هايي ديده مي‌شود.و همين امر توجه پيوست فرهنگي به مطالعات بومي و منطقه اي و شرايط اقليمي را بيشتر گوشزد مي كند.
در حالي كه مفهوم علمي فرهنگ، مجموعه‌ي شيوه‌ي زندگي اعضاي يك جامعه ،‌عادات و رسوم، كالاهاي مادي توليدي و مصرفي و شيوه‌ فكري و ارزش‌ گذاري افراد يك جامعه را در بر مي‌گيرد. اين يك واقعيت است كه پيوست فرهنگي نسخه اي واحد براي مناطق و پروژه هاي مختلف نيست و همانگونه كه هر ساختمان نقشه خاص خود را دارد هر پروژه اقتصادي نيز بايد نقشه اي فرهنگي به منظور پياده سازي به نام پيوست فرهنگي دارا باشد.

در تمامي كشورهاي جهان سوم كه مواجهه‌ آنان با مدرنيته ناخواسته بوده است، از همان ابتدايي كه توليد انبوه، از پس صنعتي شدن جوامع غربي به آنها آموخت كه آنان را گُريزي جز تبديل جهان سوم به بازار مصرفِ آن توليدات انبوه، و بهره‌جويي از مواد خام مورد نياز كارخانجات نيست، مساله‌ي ورود فرهنگ و انديشه‌ي همراه با سبك زندگي جديد براي اين كشورها مساله‌ساز بوده است و امروز با تاكيد بيشتر بر لزوم پيوست فرهنگي جاي اميدواري است كه ديگر شاهد وارادات فرهنگ در غالب اقتصاد نباشيم مگر در مواردي كه رشد و توسعه فرهنگ مد نظر باشد .به عبارت ساده تر اكنون در نقطه اي قرار گرفته ايم كه تعريف جديد از فرهنگ توليد اقتصاد و يا فرهنگ وارادات كالاها در حال شكل گيري است.

در عصر اطلاعات و در دنياي كنوني ، جهان متصل شبكه‌اي، هزاره‌ي سوم، و در زمان شركت ‌هاي چند مليتي و اقتصاد بين‌المللي، تنها راه ماندن، هويت داشتن، و پويا و موثر بودن، داشتن چنين رويكردي در مباحث توسعه ‌اي،نيازمند قوانين فرهنگي و فرهنگ رعايت قوانين است.
واقعيت اين است كه آنچه مقام معظم رهبري از راهكارهاي گونا‌گون در انتظارش هستند همانا حفظ هويت اسلامي‌ايراني ما در برابر توسعه‌ برونزا و بي‌توجه به ساخت‌ دروني است.
توسعه‌اي كه كمترين بهره را از توان ‌‌ها و زمينه‌هاي داخلي مي‌برد در نهايت با فرهنگ ايراني هم مطابقت ندارد.
پيوست فرهنگي براي طرح‌هاي اجرايي به طور ويژه و نمايان، اصلي را مطرح مي‌كند كه سال‌هاست به شكل تلويحي توصيه و تا حدودي سعي در اجرا مي‌ شده است.
اين روند، محدود و مختصر و پايان‌پذير نيست، بلكه فرآيندي است كه همواره بايد به سمت پرورش آن پيش رفت و به دركمان از اين مقوله و كاربردي كردن آن افزود.
اگر چه سود مقطعي در تقابل با ارائه پيوست فرهنگي مطرح شود و همين امر موجب اهمال در اجرايي شدن لزوم ارائه پيوست فرهنگي باشد بايد واقف بود كه اين مسير به عزمي استوار و آگاه از سوي بخش‌هاي مختلف نيازمند است. دانشگاه و دانشگاهيان به‌ حتم مهم‌ترين سهم را در بخش نظري و راهكارهاي منطقي ‌تحليلي اين مسير به عهده دارند كه با همت مديراني كه به‌واقع و درست، درك شايسته‌اي از اين بايسته به دست آورد‌ه‌اند مي‌توانند بحث پيوست فرهنگي را عملي، پربار و نتيجه‌بخش نمايند.
مصاديق عيني دنياي موجود مبين اين واقعيت است كه در صورت نبود توجيه فرهنگي طرحهاي اقتصادي نه تنها به سود نخواهد رسيد بلكه در آمد حاصل از آن نوع توسعه اقتصادي صرف جلوگيري از آثار سوء فرهنگي و اجتماعي احتمالي خواهد داشت.
به طور مثال شهر بي‌هويت، يكي از بزرگترين معضلاتي‌ست كه اكنون انسان امروزي در بسياري از نقاط جهان با آن دست‌ ‌به ‌گريبان است. زندگي در اين گونه شهرها باعث سردرگمي، اضطراب و تشويش مي‌گردد و انسان نمي‌تواند به آن احساس تعلق كند.
بدون شك يكي از راه‌هاي ايجاد هويت براي شهر، ساخت فضاهاي عمومي شهري ا‌ست، به گونه‌اي كه واجد هويت زماني و مكاني متناسب با شرايط امروزي شهر باشند. بدون در نظر گرفتن پيوستي فرهنگي كه نه، حتي اساس برنامه‌اي كه در آن معيارهاي ديني، هويتي و تاريخي و كاركردهاي بومي و محلي در طراحي كليت و اجزاء فضاهاي شهري در نظر گرفته شود، نمي‌توان فضاي شايسته‌اي از نظر برقراري ميانكنش‌هاي اجتماعي سازنده، پشتيباني‌هاي رواني انرژي‌زاي فضا، هويت‌بخشي و تقويت هويتي نيازِ هر جامعه‌اي، ثبات فرهنگي، به وجود آوردن خاطرات جمعي، نمادگروي شهري و بهره‌جويي از نشانه‌ها، آرامش‌بخشي روحي، و اميد به زندگي فراهم نمود.
ساخت يك آزاد راه را در نظر بگيرد بدون در نظر گرفتن نياز به تدوين پيوست فرهنگي كلنگ آزاد راهي بر زمين زده مي شود كه صد درخت و گونه گياهي را از بين مي برد و تردد را به محيطي بكر در حد بيمشار افزايش مي دهد و زيست بوم و زندگي محلي عده اي را دچار اختلال مي كند .
و در صورت بروز هر نوع مشكل فرهنگي و اجتماعي ديگر راه حل هاي علاوه بر بودجه هاي كلان نيازمند سرمايه گذاري فرهنگي زمان بر خواهد بود.
آنچه جامعه امروز ايراني به آن نياز دارد دو چيز است اول وجود پيوست فرهنگي قابل توجيه براي طرحهاي اقتصادي ، پيوستي كه تنها روي كاغذ مطرح نشود و در عمل نيز كاربرد داشته باشد .
و دوم كه نياز آن بسيار احساس مي شود مطالعه باز خورد فرهنگي طرحهاي عمراني و اقتصادي ايجاد شده يا دردست احداث در سال گذشته .
پروژهاي به سرعت از آغاز به كار دولت نهم در تمام روستاها هم در دست اقدام و حال سوال اين است كه آيا دولت نهم درتبعات فرهنگي و پيوست فرهنگي اجرايي ساختن اين پروژه ها را بررسي نموده است يا خير؟
آيا نقاط ديگر كشور كه چشم انتظار راه افتادن كارخانه يا خط توليد و ياايجاد منطقه صنعتي هستند به تبعات فرهنگي اين امر فكر مي كنند.
آيا اگر منطقه ويژه اقتصادي پارس و منطقه عسلويه كه بافت صنعتي در دل بافت سنتي رشد كرد با وجود پيوست فرهنگي هم به ناهنجاريهاي اجتماعي و فرهنگي كنوني مي رسيد.
واقعيت اين است كه لزوم وجود پيوست فرهنگي و مطالعه باز خورد فرهنگي بر كسي پوشيده نيست آنچه بايد در اين مورد توجه ويژه اي به آن شود زمان ارائه توجيه فرهنگي و پيوست فرهنگي بديهي است .
در واقع پروژه هاي اقتصادي نيازمند پيش نياز مطالعات فرهنگي و ارائه پيوست فرهنگي در مراحل ابتداي كار هستند كه اين امر علاوه بر جلوگيري از ناهنجاريها ،صرفه اقتصادي نيز به همراه خواهد داشت .
به عبارت ديگر اين يك اصل است هر كار اقتصادي كه به لحاظ فرهنگي هنجار مند باشد كشور را يك گام به توسعه پايدار نزديكتر مي كند.
اكنون و در آستانه طرح تحول اقتصادي و راه افتادن چرخ خصوصي سازي توجه به اين نكته ضروري است كه طرح تحول اقتصادي كه در حقيقت كاتاليزور نيل به اهداف چشم انداز بيست ساله و براي دست يابي به اين مهم طرح تحول اقتصادي دولت نيز نيازمند وجود پيوست فرهنگي و همچنين پيش بيني و بررسي بازخورد فرهنگي تحولات اقتصادي است .
طرح تحول اقتصادي مطرح شده اما پيوست فرهنگي آن و تبعات فرهنگي آن تنها در حد اظهار نظرات پراكنده كارشناسان باقي مانده است.
و اين در حالي است كه انتظار مي رود اينبار بخش فرهنگي در تحول اتقصادي نقشي تعيين كننده تر از قبل داشته باشد و مورد توجه ويژه قرار گيرد.

منبع:موج
 
< بعد   قبل >
Advertisement