|
جمعه 20، دي 1387 |
Friday, January 09, 2009 |
صفحه اصلي
|
حکم مرگ برای عامل جنایت مستانه |
|
| 06 مرداد 1387,ساعت 12:32:42 | |
|
ايران اکونوميست:گروه حوادث: مردی که به دنبال درگیری مستانه پسری را کشت در شعبه 71 دادگاه کیفری تهران به اشد مجازات محکوم شد.
در نشست رسیدگی به این پرونده که روز شنبه به ریاست قاضی «نورا... عزیزمحمدی» و باحضور چهار مستشار برگزار شد ابتدا نماینده دادستان به تشریح کیفرخواست پرداخت. «علی دلداری» اعلام کرد:«حمید» 28 ساله ، عصر 9 مرداد 1384 به دنبال دعوای خیابانی در میدان باغ فیض اسلامشهر، در حالت مستی «علی اکبر» را با میله کشت و گریخت.جانی ، روز 13مهر 86 در حالی که تریاک و حشیش به همراه داشت دستگیر شد و اکنون برایش اشد مجازات خواهانم. اتهام حمل موادمخدر نیز در دادگاه عمومی- انقلاب رسیدگی خواهد شد. پدرقربانی نیز با اشاره به مجرمم گفت: این مرد ، پسر بی گناهم را کشت و حالا باید اعدام شود. سپس قاضی «عزیزمحمدی» از شاهدان خواست تا یک به یک آنچه را دیده اند بیان کنند. محسن 20 ساله اظهار داشت: آن روز همراه علی اکبر به میدان باغ فیض رفته بودیم که حامد (برادرحمید) با موتور به ما کوبید.علی اکبراعتراض کرد و حامد با قلدری گفت «اینجا محله ماست و رفت» اما چند دقیقه بعد همراه دوستانش برگشت . آن موقع ، حمید با میله ای که دردست داشت یک ضربه به سر علی اکبر زد و گریخت. علی اکبر، چهار روز بعد به خاطر شکستگی جمجمه روی تخت بیمارستان جان باخت. *قاضی: حمید در بازجویی ها ادعا کرده با میله پلاستیکی به سر علی اکبر زده ، درست است؟ *محسن: من دیدم که میله آهنی بود. سپس جواد و صالح ، شهادت دادند که حمید عامل جنایت است. جواد گفت: درحال خرید بودیم که فریاد شنیدیم.علی اکبر روی زمین افتاده بود و حمید که میله آهنی در دست داشت می دوید. نوبت دفاع حمید که رسید جنایت را پذیرفت: «باور کنید علی اکبر را نمی شناختم و با او دشمنی نداشتم ؛ مرگ او یک اتفاق تلخ و ناخواسته بود.» وی ادامه داد: سه سال است که لباس سیاه پوشیده ام و روزگار من و خانواده ام هم تیره شده است. از خانواده داغدارمی خواهم به خاطر فرزندم به من رحم کند و از خونخواهی بگذرد. این مرد ، توضیح داد: مدتی بود که به خاطر اختلاف های مادرم و همسرم سردرگم بودم . مشروب و قرص می خوردم تا غم هایم را فراموش کنم.. آن روز جلوی مغازه ام ایستاده بودم که برادر کوچکم با دهان خونین سراغم آمد و با اشاره به علی اکبر گفت او مرا زده است. من هم کنترلم را از دست دادم و به دنبال علی اکبر و دوستش رفتم . علی اکبر برگشت و چون اندامش از من درشت تر بود ترسیدم. میله پلاستیکی کف شوی را برداشتم تا به دست علی اکبر بزنم اما محسن، دستش را کشید و میله به سر علی اکبر خورد . *قاضی : آلت قتاله درصحنه کشف نشده است و تو مدعی هستی میله پلاستیکی بوده.با این حال ، پزشکی قانونی اعلام کرده ضربه وارده ، جمجمه قربانی را شکسته و استخوان را به داخل فروبرده است . در این باره چه می گویی؟ *مجرم: باور کنید میله ، پلاستیکی بود. من هنوز باور نمی کنم که علی اکبر با ضربه من مرده باشد.گزارش ایسکانیوز می افزاید، در پایان این نشست پنج قاضی وارد شور شدند و حمید را به قصاص نفس (مرگ) محکوم کردند. |
| < بعد | قبل > |
|---|



