ie
ie
 
  شنبه 02، آذر 1387
  Saturday, November 22, 2008
صفحه اصلي

شوک آینده/گفت‌و‌گو با دكتر نرسي قربان
چاپ
02 مرداد 1387,ساعت 09:24:50
ايران اکونوميست:گروه اقتصادی- درشرايطي كه نفت ركورد 146 دلار به ازاي هر بشكه را از خود برجاي گذاشته است، توليدكنندگان و مصرف‌كنندگان هر يك ديگري را در افزايش قيمت‌ها مقصر مي‌دانند. مجموعه‌اي از عوامل سياسي و اقتصادي بر يكديگر اثر گذاشته و باعث اوج‌گيري قيمت نفت خام شده‌ اند.
ند. دكتر نرسي قربان پژوهشگر و تحليل‌گر بازار انرژي عقيده دارد كه در شرايط كنوني عوامل سياسي بيش از هر زمان ديگري در اوج‌گيري قيمت نفت خام نقش دارند، وي در گفت‌و‌گو با ماهنامه تحليلي دنياي اقتصاد اين عوامل را تشريح كرده و همچنين به بررسي عواملي كه مي‌توانند زمينه‌ساز كاهش قيمت نفت باشند، پرداخته است.
به عقيده شما چه عامل يا عواملي موجب شد تا قيمت نفت تا به اين اندازه رشد كرده و ركورد 147 دلار را از خود برجاي بگذارد؟
عوامل مختلفي منجر به گران‌شدن نفت شده است و تنها يك عامل دخيل نبوده است. در تعيين قيمت هر كالايي مهمترين عامل عرضه و تقاضا است. ما مي‌بينيم كه تقاضا در سال‌هاي اخير براي نفت افزايش يافته است. اما عرضه نفت در اين مدت با تحولات عمده‌اي روبه‌رو نبوده است. به اين معني كه منابع كشف شده كنوني همواره با كاهش توليد رو‌به‌رو است. در برابر اين كاهش توليد بايد حوزه‌هاي نفتي جديدي كشف شود تا جبران اين كاهش توليد را بكند. براي رسيدن به اين امر سرمايه‌گذاري سنگين لازم است. اين سرمايه‌گذاري‌ها تا حدي انجام شده است اما به نظر مي‌رسد برآيند اين افزايش تقاضا و افزايش عرضه نفت به گونه‌اي بوده كه اندك اندك ظرفيت توليد اضافي را به خود جذب كرده است و ما در شرايطي هستيم كه ظرفيت توليد اضافي چنداني وجود ندارد.
چه عواملي بر افزايش تقاضا بيشتر تاثيرگذاشته‌اند؟
افزايش رشد اقتصادي جهان، بيشتر شدن جمعيت دنيا و افزايش تقاضا در كشورهاي چين و هند در يك دهه گذشته بيشترين تاثير را در رشد تقاضا داشته است. پويايي اقتصاد چين و هند باعث شده تا به تازگي قدرت خريد مردم در اين اقتصادها افزايش پيدا كند و در نتيجه تقاضاي بيشتري براي كالاهاي صنعتي همچون اتومبيل به وجود آيد كه در نتيجه تقاضا براي نفت هم بالا رفته است.
با اين وجود عرضه و تقاضا در بازار نفت در تعادل است، ولي باز هم شاهد رشد قيمت‌ها هستيم؟ دليل آن چيست؟
بله، بازار در تعادل است و هم‌اكنون به اندازه كافي نفت در بازارها وجود دارد و مازاد عرضه هم داريم.
حتي عربستان سعودي مي‌تواند يك تا دو ميليون بشكه نفت اضافي را به بازار عرضه كند. يكي از دلايل عدم ثبات بازارها نوع نفتي است كه موجود است. بعضي نفت‌هاي مورد تقاضا به ويژه نفت‌هاي سبك كه براي يك‌سري از پالايشگاه‌ها قابل استفاده است، كمبود دارد. اين است كه ما در يك سري نفت‌ها كمبودهايي را مي‌بينيم.
تحولات ژئوپليتيك چه اثري بر بازار نفت داشته‌اند؟
همواره عوامل سياسي بر بازار نفت اثرگذاشته و مساله را حاد مي‌كنند. يكي از اين عوامل سياسي تنش‌هايي هست كه در خليج‌فارس وجود دارد. وقتي بالانس عرضه و تقاضا بسيار به هم نزديك است، هميشه احتمال اينكه يك اتفاق عرضه را كاهش دهد، مانند انفجار يك لوله يا از دست دادن بعضي از چاه‌ها، زيادتر مي‌شود و تاثير بيشتري مي‌گذارد. تنش‌‌هاي سياسي اين مساله را به مراتب بيشتر كرده و از حالت حادثه بيرون مي‌آورد. به‌عنوان مثال اگر رويارويي بين ايران و آمريكا ايجاد بشود بدون شك روي كل عرضه نفت در خليج‌فارس و از طريق تنگه هرمز تاثير منفي مي‌گذارد. واضح است كه دنيا در اين مواقع چه از نظر حادثه و چه از نظر تنش‌هاي سياسي خيلي نگران شده و شروع به خريد براي ذخيره‌سازي مي‌كند.
اين روزها اصطلاح «بورس‌بازي» يا «سفته‌بازي» را به‌عنوان يكي از عوامل موثر بر افزايش قيمت نفت بسيار مي‌شنويم. سفته‌بازي در بازار نفت چگونه انجام مي‌شود؟
بورس بازي از دهه 80 ميلادي آغاز شد و قرار بود به بازارها كمك كند تا آنها را متعادل كند. به اين معني كه كسي كه فروشنده است بداند درآينده تكليفش چيست و كسي كه خريدار است نيز بتواند جلوتر بخرد و برنامه‌ريزي دراز مدت داشته باشند. همه بازارهاي آتي بر اين مبنا شكل گرفته و موفق هم بوده‌اند. ولي وقتي يك‌باره ميلياردها دلار به بازارهاي آينده سرازير مي‌شود مشكلاتي به وجود مي‌آيد.
اين ميلياردها دلار چگونه آزاد شده و يك‌باره به بازار نفت سرازير شدند؟
به دليل اينكه در بازارهاي ديگر مشكلاتي ايجاد شده است. مشكل كاهش ارزش دلار، مسائل مربوط به بخش ساختمان و مسكن در آمريكا و بحران وام‌هاي Sub Prime باعث شد تا يك‌سري از سرمايه‌گذاران پول‌هاي خود را به جاهايي ببرند كه بتوانند سود بيشتري ببرند و پول درآورند. ورود اين پول‌ها باعث شد تا روي بازار كالاها به ويژه نفت فشار وارد شود.
اين فشار چگونه وارد شد؟
ورود اين پول‌ها در كنار پيش‌بيني‌هايي كه مي‌گفتند قيمت نفت افزايش پيدا مي‌كند كار را به جايي رساندند كه اكنون شاهد هستيم حجم معاملات كاغذي نفت به 30 برابر حجم معاملات فيزيكي نفت رسيد. نكته ديگر اين است كه تنش‌هاي سياسي خيلي سريع بر معاملات كاغذي نفت اثر مي‌گذارد. سرمايه‌گذار به دنبال آن است كه مثلا نفتي را كه 120 دلار خريد به 125 دلار تبديل كند و اگر فردي حس كند تنش در خليج‌فارس بالاتر گرفته است و مي‌داند كه با اين تنش قيمت بالا مي‌رود مي‌رود نفت مي‌خرد. اين چرخه مدام خودش را بزرگ‌ مي‌كند.
هم‌اكنون بحث ذخاير جديد تاچه حد مطرح است؟ باتوجه به قيمت بالاي نفت.
ما ذخاير نفتی را بر دو مبنا تعريف می کنيم. يكي بر مبناي تكنولوژي‌هاي موجود و ديگری اقتصاد حاكم. که يك عامل مهم كه سطح ذخاير را مشخص مي‌‌كند، قيمت نفت است. بعضي از ذخاير نفتي در نقاطي قرار دارند كه دسترسي به آنها دشوارتر است و هزينه بيشتري دارد. نقاطي را داريم كه با 4 يا 5 دلار به ازاي هر بشكه مي‌توان نفت توليد كرد و نقاطي هم هستند كه توليد هربشكه از آنجا 40 تا 50 دلار هزينه دارد. اين نقاط در شرايطي قيمت نفت مثلا 20 دلار است اصلا توجيه اقتصادي ندارد و به طور كلي جزو ذخاير به حساب نمي‌آيد. ولي اگر نفت 100 دلار باشد آن توليدات پرهزينه نيز ذخيره محسوب مي‌شوند.
مثالي در اين زمينه وجود دارد؟
مثال زنده آن كانادا است. در كانادا كه ذخاير معمولي و پيشين آن نسبت به خاورميانه بسيار محدود است با بالارفتن قيمت نفت شن‌هاي آغشته به نفت كانادا كه به آن OIL Sand مي‌گويند نيز در رديف ذخاير درآمده‌اند. استخراج از اين شن‌هاي آغشته به نفت در قيمت‌هاي بالاي 40 و 50 دلار اقتصادي شده است. درنتيجه اكنون در مجلات صنعت نفت جديد مي‌بينيد كه ذخاير نفت كانادا پس از عربستان عمده‌ترين شده و در رديف دوم قرار گرفته است.
آيا با گران شدن نفت خطر حركت جهان به سمت انرژي‌هاي جايگزين احساس مي‌شود؟
بله، گران شدن نفت از يك سو و از سوي ديگر مساله حفظ محيط‌زيست باعث شده است تا كشورها وابستگي خود را به نفت كاهش دادند. در نتيجه كشورها در حال روي آوردن به سوخت‌هاي ديگر هستند كه در رديف اول گاز قرار دارد و بعد از آن دو انرژي خورشيدي و انرژی باد هستند بعد هم انرژي هسته‌اي است. در اين موارد از سال‌ها قبل تحقيقات مفصلي در جريان بوده است، اما شرايط جديد حاكم بر بازار نفت به اين تحقيقات و عملي كردن آنها سرعت مي‌دهد و حتي آنها را اقتصادي‌تر مي‌كند. در قيمت‌هاي پايين نفت، توليد برق از طريق انرژي خورشيد خنده‌دار و غيراقتصادي است، اما وقتي نفت 150دلار داشته باشيد آنگاه توجيه اقتصادي پيدا مي‌كند و سرمايه‌گذاري به آن سو افزايش يافته و حتما انرژي‌هاي تجديدپذير رونق پيدا مي‌كنند.
موضوع استفاده از سوخت‌هاي زيستي مانند اتانول به شدت در غرب مطرح است. آيا اين به مرحله‌اي رسيده است كه تهديدي براي استفاده از بنزين باشد؟
به عقيده من سوخت‌هاي زيستي نه تنها تهديدي براي سوخت‌هاي فسيلي نيستند؛ بلكه با فشاري كه روي توليد اتانول سوختي آمده است بالانس ديگر بخش‌ها به هم خورده است. به عنوان مثال بالانس توليدات غذايي و كشاورزي در يك سري كشورها به هم خورده است. به خصوص كه گروه‌هاي مدافع محيط زيست نيز با آنها مخالف هستند. از سوي ديگر مقدار توليد آن به اندازه‌اي نيست كه روي تقاضاي نفت و گاز تاثير عمده‌اي بگذارد. با توجه به اينكه توليد سوخت زيستي باعث بر هم خوردن تعادل شده است، در حال تعديل آن هستند. علاوه بر آن در بازار قيمت ذرت و كالاهاي كشاورزي كه از آنها اتانول سوختي تهيه مي‌شود نيز بالا رفته است. گراني غذا هم در جهان مساله بسيار مهمي است و پيش‌بيني مي‌شود كار به جايي برسد كه بار ديگر دنيا ترجيح بدهد اين غلات را به عنوان غذا بفروشد نه براي توليد انرژي.
كدام متغير مي‌تواند سريع‌تر بر كاهش قيمت نفت اثر بگذارد. قدرت‌گيري دلار، احياي اقتصاد آمريكا يا افزايش توليد نفت؟
من فكر مي‌كنم قدرت‌گيري دلار سريع‌ترين اثر را روي كاهش قيمت نفت خواهد گذاشت. به دليل آنكه دو متغير ديگر چيزي نيست كه يك شبه اتفاق بيفتد و بايد روندي را طي كند. ولي قدرت‌گيري دلار مي‌تواند تحت تاثير عواملي به سرعت اتفاق بيفتد. البته آن هم تا حدي در دست بورس‌بازها است.
چه عواملي مي‌توانند قيمت نفت را كاهش دهند؟
هر عاملي كه بتواند اين فكری را كه در سر سرمايه‌گذارها رفته است كه نفت كالايي هست كه در آينده دچار كمبود خواهد شد و در نتيجه پول‌ها در اين بازار چند برابر خواهند شد، تغيير دهد، مي‌تواند قيمت نفت را كاهش دهد. اين بازار بسيار حساس است. مثلا اگر يك باره رابطه ايران با غرب خوب بشود و يا تنش در عراق و افغانستان کاهش يابد، احتمال زيادي وجود دارد كه به صورت چشمگيری از قيمت نفت كاسته شود و يا اينكه مشکلات اقتصاد آمريكا کاهش پيدا کند يا عرضه نفت بيشتر شود، همه اينها باعث كاهش قيمت نفت خواهد شد.
و اين كاهش قيمت تا كجا ادامه خواهد داشت؟
كاهش قيمت نفت حد و حدودي هم دارد و عواملي كه ذكر آنها رفت باعث كاهش قيمت نفت تا سطح مثلا 20دلار نخواهند شد. الان به نظر مي‌رسد كه نفت قيمت بالاي 100دلار براي خودش تثبيت كرده است. من فكر مي‌كنم كه باند 100دلاري قيمت نفت يك مقاومت در برابر پايين آمدن قيمت‌ها است.
نقش اوپك در كاهش قيمت نفت در شرايط كنوني چگونه است؟
اگر بخواهيم به طور جدي به اوپك نگاه كنيم، تعداد كشورهايي كه مي‌توانند توليد خود را افزايش دهند يك يا دو كشور بيشتر نيستند. عربستان و تا حدودي امارات. اين برمي‌گردد به اصل قضيه يعني عربستان و اين کشور به نظر مي‌رسد تصميم خود را گرفته و عنوان داشته كه توليد خود را اضافه مي‌كند. اينگونه است كه اوپك قدرت لازم را در كاهش توليد دارد، اما در افزايش توليد نمي‌تواند نقش عمده‌اي ايفا كند. چرا كه اكثر اعضاي آن در حال توليد با حداكثر ظرفيت خود هستند.
حال كه اوپك قدرت افزايش توليد به آن ميزان كه قيمت‌ها را چشمگير جابه‌جا كند ندارد، چرا پيوسته از سوي ايالات متحده و آژانس بين‌المللي انرژي مورد درخواست افزايش توليد واقع مي‌شود؟
آنها سعي مي‌كنند مشكلاتي را كه هست به گردن اوپك بيندازند و تا آنجايي كه ممكن است از خودشان دور كنند. سال انتخابات آمريكا هست و قيمت بنزين در انتخابات آمريكا بسيار حساس است. هم‌اكنون هر گالن بنزين در آمريكا از 3دلار به 4دلار رسيده است و اين از ديد يك شهروند عادي آمريكا به معني شكست برنامه‌هاي اقتصادي رييس‌جمهوري و هيات حاكم است. در حال حاضر اوپك تنها 40درصد توليد نفت دنيا را در اختيار دارد و 60درصد بقيه را كشورهاي ديگر توليد مي‌كنند. به نظر مي‌رسد اين درخواست‌ها بيشتر جنبه تبليغاتی داشته باشد.
گراني نفت براي كشورهاي توليدكننده همچون كشور ما چه منافعي در پي دارد؟
اين مستقيما به عملكرد خود ما بستگي دارد. تصور كنيد شما يك پول هنگفتي در اختيار داريد. مي‌توانيد برويد با آن پول قمار كنيد يا اينكه آن را سرمايه‌گذاري كنيد و ده برابرش كنيد. اكنون در حوزه نفت يك موقعيت تاريخي نصيب ما شده است و ما مي‌توانيم با استفاده درست از اين درآمدهاي نفتي ارزش افزوده ايجاد كنيم.
قيمت بالاي نفت باعث جذاب شدن ميادين نفت و گاز ما براي سرمايه‌گذاران خارجي نمي‌شود؟
نه چندان، جذابيت سرمايه‌گذاري بستگي به قوانين و نحوه برخورد و مذاكره ما با شركت‌هاي خارجي دارد. همچنين مسائل سياسي و تنش‌ها هم نقش مهمي دارند. در دو سال گذشته كه قيمت نفت مرتب بالا رفته است از شركت‌هاي خارجي، كسي سرمايه‌گذاري عمده‌اي در ايران نكرده است. اكثر سرمايه‌گذاران شركت‌هاي چيني و هندي از اين دست هستند كه از لحاظ تكنولوژي به پاي ديگران نمي‌رسند. به عنوان مثال شركت‌ها به طور كلي از قوانين باي‌بك استقبال نمی کنند. در ای شرايط ما اگر مي‌خواهيم ميادين خود را براي آنها جذاب‌تر كنيم بايد بعضی از قوانين خود را تعديل كنيم.
به عنوان آخرين سوال، پيش‌بيني شما از قيمت نفت تا اجلاس ماه سپتامبر اوپك چقدر است؟
من به طور كلي قيمت‌ها را پيش‌بيني نمي‌كنم، اما در حال حاضر در يك روند صعودي هستيم كه شرايط صحبت شده در مورد آنها باعث مي‌شوند كه اين روند ادامه پيدا كند. البته روندي كه تا سپتامبر قيمت به 200دلار برسد را من نمي‌بينم ولي احتمال اينكه در باند قيمت 130 تا 170 باشيم، وجود دارد. بهترين كار اين است كه قيمت‌ها را پيش‌بيني نكنيم و ببينيم عوامل موثر بر بازار چه قيمتي را تعيين مي‌كند.

منبع:ماهنامه دنیای اقتصاد
 
< بعد   قبل >
Advertisement