ie
ie
 
  پنجشنبه 07، شهريور 1387
  Thursday, August 28, 2008
صفحه اصلي

گرسنگي در سرزمين نان
چاپ
02 مرداد 1387,ساعت 09:20:58
ايران اکونوميست:گروه اقتصادی- در يك ماه گذشته اخبار مربوط به انتخابات رياست‌جمهوري زيمبابوه در صدر اخبار بين‌المللي قرار داشته است. در جهاني كه ديگر مساله داخلي كشورها معني سابق خود را از دست داده است و هر تحول درون‌مرزي به دقت از سوي ناظران بين‌المللي و نهادهاي جهاني همچون شوراي امنيت به دقت بررسي مي‌شود، زيمبابوه و چگونگي انتخاب رابرت موگابه براي ششمين بار به رياست جمهوري يك چالش منطقه‌اي و گاه جهاني به حساب مي‌آيد. رابرت موگابه كه در پوشش انتخابات دموكراتيك زندگي چند نسل از مردم يك كشور را ويران كرده است اكنون يك معضل جهاني محسوب مي‌شود.
زيمبابوه كشوري در جنوب آفريقا است كه از جنوب با آفريقاي جنوبي، از جنوب غربي با بوتسوانا و از شمال غرب با زامبيا و از شرق با موزامبيك همسايه است. اين سرزمين در اواخر قرن 19 ميلادي به تصرف نيروي دريايي بريتانيا درآمد. شركت بريتيش ساوت آفريقا كه اداره مستعمرات جنوب قاره سياه را بر عهده داشت اداره اين مستعمره جديد را بر عهده گرفت و در سال 1898 نام رودزياي جنوبي را بر آن نهاد. رودزيا سرزميني در جلگه زير صحراي آفريقا بود كه از نظر حاصلخيزي در جنوب آفريقا جالب توجه مي‌نمود. همچنين اين كشور داراي منابعي غني از پلاتين و طلا بود.
اين كشور تا سال 1965 به طور كامل مستعمره بريتانيا بود. در يازدهم نوامبر اين سال يك انگليسي به نام يان اسميت به طور يك‌جانبه از بريتانيا اعلام استقلال كرد و رژيمي بر پايه آپارتايد را در اين كشور بنيان نهاد. تشكيل اين دولت نژادپرست نه تنها زمينه رهايي مردم سياه‌پوست را فراهم نكرد، بلكه به يك سلسله مبارزات مسلحانه داخلي منجر شد.
رودزيا يا زيمبابوه براي مردم جهان امروز به معني كشوري است كه گرسنگي و ايدز در آن ريشه‌هاي زندگي را مي‌خشكاند. اما نكته جالب توجه اين است كه اين سرزمين روزگاري يكي از پيشروترين كشورهاي آفريقايي به حساب مي‌آمد. به‌رغم وجود رژيم آپارتايد و جنگ‌هاي داخلي براي بيرون راندن سفيدپوستان رودزيا كشوري بود با كشاورزي پيشرفته در زمان خود و نسبت به همسايگانش كه در كتب تاريخي از آن به عنوان «سبد نان» آفريقا نام برده شده است. در آن زمان 73درصد زمين‌هاي كشاورزي در اين كشور در اختيار سفيدپوستاني بود كه تنها يك درصد جمعيت كشور را تشكيل مي‌دادند. همزمان با اعلام استقلال يك‌جانبه در سال 1965 جنگ‌هاي استقلال‌طلبانه در اين كشور آغاز شد كه دو گروه زاپو وزانو در راس گروه‌هاي چريكي در اين كشور به مبارزه مي‌پرداختند.
در سال 1968 سازمان ملل رودزيا را تحت فشار بريتانيا تحريم سياسي و اقتصادي كرد. اين تحريم را كه تا اكنون نيز ادامه دارد مي‌توان سرآغاز سقوط اقتصادي رودزيا و بعدها زيمبابوه دانست. هرچند اقدامات رابرت موگابه پس از رسيدن به قدرت بر سرعت اين سقوط اقتصادي افزود.
در سال 1978 كه مبارزات چريكي در حال به ثمر رسيدن بود براي اولين بار رابرت گابريل موگابه پس از يك مصاحبه جنجالي به جهان معرفي شد. او 10 سال را در زندان گذرانده و به نلسون ماندلاي جديد معروف شده بود. رابرت موگابه در سال 1924 ميلادي در سالزبري (هراره امروزي) به دنيا آمد. پدرش نجار و مادرش مدرس انجيل بود. وي تحصيلات خود را در آفريقاي جنوبي انجام داد و هفت مدرك تحصيلي را اخذ كرد كه از جمله آنها مي‌توان به فوق ليسانس اقتصاد، ليسانس حقوق و ليسانس علوم اداري اشاره كرد. رابرت موگابه در دوران تحصيل با افكار ماركسيستي آشنا شد و پس از بازگشت به رودزيا به گروه چريكي زاپو پيوست كه از سوي شوروي حمايت مي‌شد. او سه سال بعد از اين گروه جدا شده و گروه چريكي زانو را بنيان گذاشت كه از سوي دولت چين حمايت مالي و تسليحاتي شده و چريك‌هاي آن را ارتشيان چيني آموزش مي‌دادند. او در اين دوران دوره‌هايي نيز در زمينه اقتصاد كمونيستي گذراند. پس از استقلال رودزيا رابرت موگابه به عنوان رهبر گروه چريكي زانو كه گروه پيروز در مبارزات بود به عنوان رييس‌جمهوري سوگند خورد. او گروه چريكي زانو را به حزب سياسي تبديل كرده و نام زانو پي‌اف را براي آن برگزيد. رابرت موگابه در اولين گام نام رودزيا را به زيمبابوه تبديل كرد. در آن زمان او قهرمان آفريقا خوانده مي‌شد، لقبي كه البته چند سال بيشتر دوام نياورد. در فاصله چند سال موگابه كه با شعار مدارا و زندگي در كنار سفيدپوستان روي كار آمده بود، مواضع خود را تغيير داد و از در دشمني با آنها درآمد. سامورا ميشل رييس‌جمهوري وقت موزامبيك گويي افكار رابرت موگابه را خوانده بود. او در نخستين ديدارش با او در قامت رييس‌جمهوري زيمبابوه گفت: در صورتي كه بخواهي با عقايد ماركسيستي بازي كرده و سفيدپوستان را تحت فشار بگذاري آنها كشور را ترك كرده و اين يعني درهم شكستن اين زيمبابوه. ژوليوس نايره رييس‌جمهوري وقت تانزانيا در ديدار با او گفت: شما يك جواهر از آفريقا را به ارث برده‌اي كاري نكن كه اين جواهر جلاي خود را از دست بدهد.
رابرت موگابه اين كلمات را نشنيد و اصلاحات ارضي [مصادره زمین های مردم] را آغاز كرد. این برنامه سرانجام به زيمبابوه ويراني كه امروز مي‌شناسيم منجر شد. در ابتدا گروهي از چريك‌هاي سابق كه با دولت آپارتايد مي‌جنگيدند در طلب سهم خود از سرزمين فتح شده به مزارع سفيدپوستان حمله كرده و خانواده‌هايشان را به قتل رساندند. اين گروه نام كهنه سربازان جنگ استقلال را بر خود نهادند. رابرت موگابه در برابر اين حملات سكوت كرد. دولت آپارتايد آفريقاي جنوبي با چراغ سبز بريتانيا و ايالات متحده در پايتخت زيمبابوه به تلافي اقدام به بمب‌گذاري كرد. اين عمل آتش خشونت‌ها را شعله‌ور كرد. در سال 1983 مهاجرت كشاورزان سفيدپوست از زيمبابوه آغاز شد. تا پايان اين سال نيمي از كشاورزان سفيدپوست از زيمبابوه خارج شدند و به همراه خود ماشين‌آلات كشاورزي و دانش كشت و زرع مدرن را نيز خارج كردند. به موازات اين خشونت‌ها كره شمالي طي قراردادي آموزش نيروهاي ضد شورش دولت موگابه را برعهده گرفت. اين نيروها كار گرفتن زمين قبايل اقليت سياه‌پوست همچون قبيله «ماتبله» را به انجام رساندند. در اوايل سال 1984 رابرت موگابه رسما برنامه اصلاحات ارضي خود را اعلام كرد و طي هفت سال يعني تا سال 1990 تمامي زمين‌هاي قابل كشاورزي را از سفيدپوستان گرفت. برخي از اين زمين‌ها با پول‌هايي كه در ابتداي روي كار آمدن از بريتانيا گرفته بود خريداري شدند و بسياري نيز با زور اسلحه و ناامن كردن فضاي كسب‌وكار سفيدپوستان به دست آمدند. نكته جالب توجه اين‌كه در جريان باز توزيع زمين‌هاي كشاورزي بخش زيادي از آنها سهم اعضاي دولت و مقامات حزب حاكم شد و بقيه به دست سياه‌پوستاني افتاد كه نه دانش لازم براي كشاورزي را در اختيار داشتند و نه ابزار لازم را، در سال‌‌هاي پاياني دهه 80 و اوايل دهه 90 موج دوم مهاجرت سفيدپوستان آغاز شد. آنها از زيمبابوه رفتند درحالي كه بسياري از سرمايه‌هاي اين كشور را با خود خارج كردند. زمين‌ها در دست سياهاني افتاد كه اگرچه اكنون مالك زمين بودند اما سرمايه‌اي براي كشت و كار پررونق در اختيار نداشتند. رفته رفته رودزيايي كه روزگاري سبد نان آفريقا بود به سرزمين گرسنگي تبديل شده. رابرت موگابه كه هيچ شاني براي قوانين علم اقتصاد قائل نبود به اصلاحات ارضي اكتفا نكرد و به موازات كميابي كالاها و گراني آنها دست به دست كاري قيمت‌ها زد. احوال امروز زيمبابوه را تنها مي‌شود از ميان نوشته‌هاي خبرنگاراني كه مخفيانه به اين كشور سفر مي‌كنند و يا وبلاگ‌هايي اندك كه از درون مرزهاي زيمبابوه آپلود مي‌شوند مرور كرد.
امروز دولت در تمامي بخش‌هاي اقتصادي در زيمبابوه نظارت مي‌كند. فروشگاه‌هاي زيمبابوه با فرمان دولت باز مي‌شوند. ماموراني از دولت بر فروش كالاها نظارت دارند و مانع از آن مي‌شوند تا فروشندگان قيمت‌ها را افزايش دهند. فروش كالا به مردم در فروشگاه‌هاي هراره بي‌شباهت به سرقت از مغازه‌ها نيست. امروزه از هر 5 نفر مردم اين كشور چهار نفر بيكار هستند و مهاجرت روياي تمامي جوانان اين كشور است. اين مهاجرت‌ها باعث افزايش جرم و جنايت و آسيب‌هاي اجتماعي در كشورهاي اطراف زيمبابوه شده است. خبرنگار بي‌بي‌سي از هراره گزارش مي‌دهد كه معلمي كه 66 ميليارد دلار زيمبابوه حقوق مي‌گيرد تنها مي‌تواند چند كيلو گوشت، تعدادي نان، دو ليتر روغن و يك قالب صابون را در ماه خريداري كند. در دسامبر سال 2007 زماني كه تورم زيمبابوه از مرز 10 هزار درصد گذشت، موگابه فرماني را صادر كرد كه به موجب آن فروشندگان بايد قيمت‌ها را به نصف و بيشتر كاهش مي‌دادند. اين فرمان موجب شد تا به سرعت قفسه فروشگاه‌ها از كالا خالي شوند. به موازات آن دولت شركت‌هاي خصوصي توزيع كننده كالا را مصادره كرد. اكنون درپي تورم 9 ميليون درصدي واحد پول ملي اين كشور فروپاشيده است و اغلب درمبادلات از پول آفريقاي جنوبي استفاده مي‌شود. زندگي ميليون‌ها شهروند اين كشور وابسته به پولي است كه كارگران مهاجر برايشان مي‌فرستند. اقتصاد پاياپاي جاي مبادله پولي را گرفته است و كارمندان براي فرار از هزينه روزافزون حمل‌ونقل در پياده‌روها و پارك‌هاي اطراف محل كار خود مي‌خوابند.درچنين شرايطي راه براي فساد دولتي در زيمبابوه هموارتر شده است. نرخ ارز در بازار سياه ده‌ها برابر بازار رسمي است. كساني كه مي‌توانند به ارز دولتي دسترسي داشته باشند برندگان اين سوء مديريت هستند.

 منبع:ماهنامه دنیای اقتصاد
 
< بعد   قبل >
Advertisement