ie
ie
 
  جمعه 20، دي 1387
  Friday, January 09, 2009
صفحه اصلي

نیاز رو به رشد اقتصاد جهان به نوآوری/آذری نیا
چاپ
01 مرداد 1387,ساعت 09:15:20
ايران اکونوميست:گروه اقتصادی- در اقتصاد امروز شرکت ها برای حفظ بقای خود چاره ای جز حرکت به سوی نوآوری ندارند. در این رقابت تنها کسب و کارهایی موفق هستند که بیشترین استفاده را از نیروی کار خلاق برای دستیابی به نوآوری می برند. نمونه های زیادی از این نوع شرکت ها وجود دارد. این گروه از کسب و کارها نه تنها بر موج نوآوری سوار هستند بلکه به ساختارهای تجاری و اقتصادی آینده شکل می دهند.
سایت اینترپرونور در همین زمینه با خانم لارا لی کارشناس نوآوری گفت وگویی انجام داده است که در ادامه خلاصه ای از آن از نظرتان می گذرد.
ـــ + نوآوربودن به چه معناست؟ نوآوری جزء آن دسته از مفاهیم ناملموس است که برای هر فرد یا سازمانی معنایی خاص دارد اما در بسیاری از شرکت ها، نوآوری پیوندی مستقیم با رشد یعنی رشد کارکنان، سود، مشتری ها، محصولات و... دارد. نوآوری هر شکلی داشته باشد باید به طور عمیق با اهداف شرکت و نیازهای مشتریان مرتبط باشد. نوآورهایی که در محیط پررقابت کنونی موفق می شوند، کسانی هستند که نیازهای واقعی مشتریان را شناخته و سازگار با سلایق دائماً در حال تغییر آنها تولید می کنند. به عقیده من شناخت احساسات مشتری مبنای حرکت نوآوران است زیرا ناسازگاری بین تولید محصول جدید با سلایق مشتری به هدر رفتن منابع منجر خواهد شد.
+ تمایز بین داشتن ایده ای بزرگ و موفقیت واقعی به عنوان یک نوآور چیست؟ ویژگی هر یک چیست؟ تمایز بین ایده بزرگ و نوآوری موفق چه محصول باشد چه خدمت، بسیار ظریف است. محصولات با تکنولوژی جدید و پیشرفته حوزه ای است که این تمایز بسیار کوچک و محو است برای مثال تلاش دو شرکت تویوتا و هوندا را در نظر بگیرید. هر دو شرکت سعی کردند تمام پیشرفت ها را در حوزه مصرف کمتر سوخت در یک اتومبیل بگنجانند اما فقط تویوتا متوجه شد خریداران حاضر نیستند راحتی اتومبیل های معمولی را فدای مصرف کمتر سوخت کنند. مدل ساخته شده توسط شرکت هوندا دو صندلی و شکلی بسیار غیرمتعارف داشت در حالی که مدل ساخته شده شرکت تویوتا شکلی متعارف داشت و مصرف سوخت آن کمتر بود. هر دو شرکت به لزوم کاهش مصرف سوخت اتومبیل های خود آگاه بودند اما فقط تویوتا توانست مدل خود را مطابق سلیقه مشتری تولید کند. ایده هر دو شرکت بسیار بزرگ و نو بود اما اتومبیل ساخت هوندا با اتومبیل هایی که مردم به استفاده از آن عادت داشتند، بسیار متفاوت بود. موفقیت در نوآوری حاصل درک عمیق از نیاز و سلیقه مشتری، شرکا، کارکنان و... است. جلب اعتماد دیگران، تعامل مستقیم و چهره به چهره با مشتری و توجه به تحولات بین المللی و دستیابی به راه حل هایی که مشکلات واقعی مردم را حل می کنند مهم ترین مبانی نوآوری موفق است. تامین نیاز مشتری مهم ترین موتور رشد شرکت هاست. رسیدن به این درک از مشتری ها و صنعت عامل مهم موفقیت پایاست.
+ بزرگ ترین مانع نوآور بودن چیست؟ در بسیاری موارد سازمان ها سعی می کنند چیزی باشند که نیستند. ما این وضعیت را «حسادت به اپل» می نامیم. همواره به مشتری ها می گوییم «همه نمی توانند استیو جابز باشند.» بسیاری از شرکت ها معتقدند چون شرکت اپل سرمایه گذاری عظیمی کرده و در طراحی به موفقیت رسیده، آنها نیز باید طراحی را در اولویت قرار دهند. به آنها می گوییم اقدامات و فعالیت های دیگران را فراموش کنید و بر مبنای نقاط قوت خودتان عمل کنید و چالش واقعی همین است. شرکت ها نباید در جست وجوی تکنیک های نوآوری دیگران بوده و آنها را مستقیماً وارد سازمان خود کنند. شرکت ها باید از روش هایی در این زمینه استفاده کنند که بیشترین سازگاری را با فرهنگ و ساختار حاکم بر آنها دارند. استراتژی جدید شرکت سترن در زمینه نمایشگاه های فروش کالا نمونه ای از استفاده از نقاط قوت است. این شرکت ابتدا قصد داشت مراکز نمایشگاهی خود را نوسازی کند اما پس از اندکی بررسی مشخص شد جذاب شدن مراکز فروش تنها راه برای افزایش مشتری ها نیست و با این کار در واقع شرکت سترن روی نقطه قوت خود که «وجود جو دوستانه» در مراکز فروش است، تاکید نکرده است. با توجه به این حقیقت تیم کارشناسی هدف پروژه را از نو تعریف کردند. این پرسش مطرح شد که چه عواملی به افزایش راحتی مشتری ها و دوستانه تر شدن جو فروشگاه ها منجر خواهد شد. تیم مشاوره پروژه طراحی داخلی فروشگاه ها و نمایشگاه های شرکت سترن را تغییر دادند و با تحقق اهداف پروژه زمینه متمایز شدن سترن از رقبا و افزایش فروش آن را فراهم کردند. مشاهده می کنید که تاکید بر نقاط قوت بسیار مهم تر از این است که کورکورانه از استراتژی دیگر شرکت ها پیروی کنید.
+ بهترین راه حفظ روند نوآوری در شرکت ها چیست؟ ما در شرکت خود به پنج کلید برای ایجاد و حفظ نوآوری در هر شرایط اقتصادی چه دوران رکود چه دوران رونق دست پیدا کرده ایم. هنگامی که نشانه های رکود اقتصادی آشکار می شود اکثر کارآفرین ها از حجم فعالیت ها و هزینه های خود می کاهند تا توفان بگذرد اما دوران های سخت اقتصادی عملاً فرصت های جدیدی را برای رشد و نوآوری پدید می آورد. این پنج استراتژی عبارتند از:
 1- خود را بشناسید. داشتن درک صحیح از نقاط قوت و تاکید بر آنها همزمان با رفع نقاط ضعف. 2- مشتری های خود را بشناسید. دقیقاً مشخص کنید بهترین فرصت های فروش کجا هستند . 3- استراتژی شفافی تدوین کنید. مشخص کنید شما در چه اموری بهتر از رقبای خود عمل می کنید. 4- بر دانش و تجربه خود بیفزایید. برنامه ای برای آموزش مداوم خود و کارکنان تدوین و اجرا کنید. 5- مهارت های رهبری را بیاموزید. سازمان را به استفاده بهینه از فرصت ها تشویق کنید. اجازه ندهید هراس از رکود آن را به بی عملی بکشاند. در کنار این استراتژی های مشخص، قاعده طلایی همان شناخت سلیقه و تامین نیاز مشتری است که چون تغییر می کند باید از طریق نوآوری به حیات ادامه داد. بسیار مهم است که یک نیاز در مشتری در مراحل اولیه شکل گیری شناسایی شود تا شرکت فرصت تولید محصول یا خدمت برای تامین آن را داشته باشد.
+ برای شرکت های موفق چه انگیزه ای برای نوآور شدن وجود دارد؟ حفظ مزیت رقابتی مهم ترین انگیزه برای تداوم حرکت به سوی نوآوری است. هیچ شرکتی نمی تواند صرفاً با بهبود محصولات و خدمات کنونی خود برای همیشه سودده باقی بماند زیرا هر روز رقبای جدید ظهور می کنند. حتی موفق ترین شرکت ها اگر ارتباط خود را با مشتری به شکل صحیح و سازنده حفظ و تقویت نکنند، دیر یا زود دچار مشکل خواهند شد. تنها با حفظ این ارتباط شما می توانید زودتر از رقبا نیازهای جدید مشتری ها را کشف کرده و آن را تامین کنید. شرکت جنرال الکتریک را در نظر بگیرید. در صنایع آمریکا تعداد اندکی شرکت موفق تر و پرسابقه تر از جنرال الکتریک وجود دارد زیرا این شرکت همواره بر ایده های جدید و بازارهای جدید تمرکز دارد. چند سال پیش جنرال الکتریک فیبری را تولید کرد که برای صنایع پارچه بافی کاربرد داشت. کارشناسان صنعتی افق های جدیدی را برای این محصول هم برای دیگر شرکت ها و هم مشتری ها ترسیم کردند. به این ترتیب این اختراع با سرعت بالا به کسب سود منجر شد.
 + برای به حداکثر رساندن نوآوری و همزمان متمرکز نگه داشتن آن، چه باید کرد؟ مهم ترین چیز داشتن آگاهی کافی از نتایج نوآوری است. مشتری ها باید برای محصولات جدید آماده شوند. این نوعی بازارآفرینی است. شرکت ها باید بدانند با ایده های جدید چه میزان تغییر در بازار به وجود می آورند. اگر یک نوآوری در نوسازی محصولی موجود است نتایج چندان دور از ذهن نخواهد بود اما اگر در حال ایجاد بازاری کاملاً جدید هستید در حوزه سرمایه گذاری در ایده های نو حداکثر تحقیق را انجام دهید و انتظار داشته باشید بازار چند سال دیگر به وجود آید. به عبارت دیگر مشتری ها به ترکیبی متوازن از ایده های گوناگون نیاز دارند

منبع: www.enterepreneur.com
 
< بعد   قبل >
Advertisement