|
جمعه 20، دي 1387 |
Friday, January 09, 2009 |
صفحه اصلي
|
«اکس» خورده بودم چیزی از جنایت یادم نیست |
|
| 31 تير 1387,ساعت 14:52:26 | |
|
ايران اکونوميست:گروه حوادث: پسر مسافرنما که راننده ای را در بومهن کشت امروز در دادگاه کیفری تهران مدعی شد تحت تاثیر قرص روان گردان ، چیزی از جنایت به خاطر ندارد.
زنگ تلفن افسر نگهبان کلانتری بومهن ، شامگاه 13 اسفند 1385به صدا در آمد و خبر رسید «غلامرضا» 46 ساله که راننده یک دفتر مسافربری بود به طور مرموزی ناپدید شد. شواهد نشان می داد او وقتی برای بردن یک مسافر جوان به بلوار کشاورز بومهن رفت اما دیگر بازنگشت. بدین ترتیب تلاش پلیس برای به دست آودن رد گمشده آغاز شد تا اینکه 14:20 ظهر 14 اسفند ( یک روز بعد) جنازه خونین مردی که مشخصاتش با «غلامرضا» مطابقت داشت در شانه خاکی پیدا شد.او با تبری که کنار جنازه اش به دست آمد ؛ کشته و پیکان سفید مرد نگون بخت دزدیده شده بود. سپس ردیابی خودرو در دستور کار قرار گرفت و بازجویی از همکاران «غلامرضا» نخستین سرنخ را به پلیس داد، آخرین مسافر این راننده ، پسری به نام «احمد» بود که با دفتر یکی از اهالی بومهن در ارتباط بود.به دنبال افشای این مساله و تماس کارآگاهان با دفتر مورد نظر «احمد» ردیابی و دستگیر شد. متهم 24 ساله که خونسرد به نظر می رسید خود را بی گناه خواند.وی اما چندین پیشینه کیفری در پرونده اش داشت و هنگامی که کلید خودرو قربانی از جیبش بیرون کشیده شد به ناچار لب به اعتراف گشود و به جنایت اعتراف کرد. «احمد» انگیزه خود از کشتن راننده آژانس را تصاحب پیکان او برشمرد و به بازسازی صحنه جرم پرداخت. در نشست رسیدگی به این پرونده که دوشنبه در شعبه 74 دادگاه کیفری تهران به ریاست قاضی «حسینی کوه کمره ای» و با حضور چهار مستشار برگزار شد ابتدا نماینده دادستان به تشریح کیفرخواست پرداخت. «علی دلداری» اعلام کرد: با توجه به جوابیه پزشکی قانونی که علت اصلی مرگ را شکستگی جمجمه ناشی از برخورد جسم سخت می داند و همچنین نظر به اعتراف های مجرم برایش اشد مجازات (قصاص نفس) خواهانم.گزارش ایسکانیوز می افزاید، سپس دختر و پسر «غلامرضا» در جایگاه ویژه قرار گرفتند و برای قاتل پدرشان حکم مرگ خواستند. وقتی «احمد» رو به روی پنج قاضی دادگاه ایستاد گفت:«سالها بود که اعتیاد داشتم و به همین خاطر پدرم مرا از خانه بیرون کرد.یک ماه مهمان برادرم بودم و زمانی که به خانه پدرم برگشتم باز مرا نیمه شب بیرون انداخت. چیزی برای از دست دادن نداشتم که به آژانس رفتم و ماشین گرفتم.آدمکشی را هم قبول دارم اما چون قرص اکس خورده بودم جزییات ماجرا را به یاد ندارم.» *قاضی: در اداره آگاهی ، ریز به ریز جنایت را بیان کرده ای ، حالا چگونه مدعی هستی تحت تاثیر قرص روان گردان ، چیزی به خاطر نداری؟ مجرم فقط سکوت کرد. وکیل وی نیز توضیح داد: موکلم سابقه بیماری روانی دارد و به همین دلیل از خدمت سربازی معاف شده است. تقاضا دارم «احمد» را به پزشکی قانونی معرفی کنید. این وکیل ، ادامه داد: تار موهایی که زیر ناخن دست قربانی بود متعلق به موکلم نیست و به نظر می رسد در این جنایت افراد دیگری هم نقش داشته اند. به دنبال دفاع وکیل، رئیس و چهار مستشار دادگاه ، اعلام تنفس کردند و ادامه محاکمه به روزهای آینده موکول شد. |
| < بعد | قبل > |
|---|



یک روز بعد) جنازه خونین مردی که مشخصاتش با «غلامرضا» مطابقت داشت در شانه خاکی پیدا شد.