|
جمعه 20، دي 1387 |
Friday, January 09, 2009 |
صفحه اصلي
|
عاقبت تلخ درگيرى مادر و فرزند |
|
| 31 تير 1387,ساعت 13:59:50 | |||
ايران اکونوميست:گروه حوادث: پيكر بى جان قربانى جنايت، عصر چهارم تير از سوى همسرش در آپارتمانش كشف شد.
امروز هم قرار بود من و ليلا براى ناهار بيرون برويم اما هر چه ظهر منتظرش ماندم، خبرى نشد. به تلفن ها هم جواب نمى داد. بنابراين با دلشوره به خانه اش آمدم كه با پيكر بى جان و خونين او رو به رو شدم.با اين حال بازپرس پرونده براى تكميل تحقيقات و كشف حقيقت وى را بازداشت كرد اما چند روز بعد و پس از رفع اتهام، او با دستور بازپرس پرونده آزاد شد.در ادامه بررسى ها بازپرس دستور احضار پسر جوان مقتول را صادر كرد. چند روز بعد امين- ۲۱ ساله- براى بازجويى و تحقيق به تهران آمد و از سوى كارآگاهان تحت بازجويى قرار گرفت. وى كه از ماجراى قتل مادرش اظهار بى اطلاعى مى كرد، گفت: من و مادرم با هم قهر بوديم. او مرا به خانه اش راه نمى داد. بنابراين از هيچ چيز خبر ندارم. اما كارآگاهان در ادامه تحقيقات دريافتند امين شب حادثه در تهران بوده و با توجه به ضد و نقيض گويى هايش، دستور بازداشت او صادر شد.سرانجام پس از يك هفته وى لب به اعتراف گشود و جزئيات قتل مادرش را تشريح كرد. امين گفت: خيلى كوچك بودم كه پدرم را از دست دادم. مادرم مدتى به عقد موقت مردى درآمد. با توجه به اين كه نسبت به اين موضوع خيلى حساس بودم، از مادرم خواستم از آن مرد جدا شود. اما او بى توجه به خواسته هايم چند بار ديگر نيز ازدواج كرد. هر چه بزرگ تر مى شدم، رابطه عاطفى با مادرم كمتر مى شد تا اين كه چند ماه قبل از مادرم خواستم به خواستگارى دختر مورد علاقه ام برود اما او به شدت مخالفت كرد و مرا از خانه بيرون انداخت. من هم به يكى از شهرهاى شمالى رفتم و به ادامه زندگى پرداختم. اما كينه اى كه از مادر در دل داشتم، يك لحظه راحتم نمى گذاشت. بنابراين شب حادثه به تهران آمدم و به خانه رفتم. مادرم وقتى مرا ديد به جروبحث پرداخت و بعد مرا از خانه راند. در حالى كه عصبانى بودم با او درگير شده و ناخواسته مادرم را به قتل رساندم. سپس بلافاصله به شمال برگشتم. پس از اعتراف هاى تلخ امين، وى با صدور دستور بازداشت براى تكميل تحقيقات در اختيار كارآگاهان پليس آگاهى تهران قرار گرفت. |
|||
| < بعد | قبل > |
|---|



