|
شنبه 02، آذر 1387 |
Saturday, November 22, 2008 |
صفحه اصلي
|
مواضع مبهم حماس درباره ايران از زبان ابو اسامه پروژه تنهاسازي ايران آيا واقعيت دارد؟ |
|
| 30 تير 1387,ساعت 12:54:30 | |
|
ايران اکونوميست: اخيراً حرکتي از طرف اسرائيل در منطقه آغاز شده است که به سه ضلع اصلي متحدان ايران در منطقه يعني حماس، حز ب الله و سوريه برمي گردد.اين تحولات از نگاه برخي تحليلگران به پروژه تنهاسازي ايران تعبير شده است. آيا شما نظر تحليلگران را تاييد مي کنيد؟
به گزارش ايران اکونوميست دکتر ابواسامه سفير حماس در تهران شش سال است که نمايندگي اين جنبش را به عهده گرفته است.وي در گفت و گو با اعتماد برخي مواضع تشکل متبوعش را بيان کرد. - تنها کشوري که ميزان کمک هايش را به دولت حماس مبهم نگه داشته است، جمهوري اسلامي ايران است. تاکنون هيچ مقام دولتي صريحاً اعلام نکرده که ايران از سه سال پيش تاکنون چه مقدار به دولت حماس کمک کرده است. آيا براي شما امکان پذير است که دقيقاً ميزان اين کمک ها را اعلام کنيد؟ کمک هاي تقديمي به حماس در واقع کمک به ملت فلسطين است؛ ملتي که با رنج و محنت هاي فراوان که به جرات مي توان گفت در طول تاريخ بي سابقه بوده، روبه رو بوده است، البته اين را هم بگويم که اين کمک ها تنها از جانب ايران نيست. تمام کشورهاي جهان حتي جهان مسيحيت و غيرمسلمان به ما و ملت ما کمک مي کنند. حتي چند وقت پيش رسانه هاي غربي خبري منتشر کردند که يک زن مسيحي بريتانيايي منزل مسکوني خود را فروخته و پول آن را به دولت آقاي اسماعيل هنيه اهدا کرده است تا در رفع محنت هاي مردم غزه و فلسطين سهمي داشته باشد. کمک هاي جمهوري اسلامي ايران هم در همين راستا است که البته در دو بعد دولتي و مردمي است. از نظر ما اين کمک ها قابل ستايش است و اميدواريم اين کمک هاي قابل ستايش تداوم يابد اما اگر شما از ميزان دقيق آن مبلغ مي پرسيد، من اطلاع دقيقي ندارم زيرا همان طور که بيان کردم کمک ها هم از کانال هاي مردمي و هم از کانال هاي دولتي صورت مي گيرد و من نمي توانم به شما آمار مشخص و دقيقي ارائه کنم. - شنيده هاي غيرموثق من حکايت از اين دارد که دولت ايران يک بار 250 ميليون و بار ديگر 50 ميليون دلار به دولت حماس کمک کرده است. اين جدا از هزينه هاي سياسي است که ايران در حمايت از مواضع حماس پرداخت مي کند؟ من هم کمک هاي جمهوري اسلامي ايران را رد نکردم اما همان طور که گفتم درباره ميزان ارقام آن اطلاعي ندارم. -اين ارقام را آقاي آصفي که سخنگوي وزارت خارجه بودند، بيان کردند. ممکن است شما اين را شنيده باشيد ولي من اين رقم را از آقاي آصفي نشنيده ام، اما اگر شنيده باشيد کشورهاي مسلمان منطقه مانند عربستان سعودي و ديگر کشورها سالانه صدها ميليون دلار به ملت فلسطين کمک مي کنند. امارات و قطر و کشورهاي ديگري هم هستند که به ما کمک مي کنند، حتي برخي از اين کشورها مستضعف هستند. شما مطمئن باشيد اين مبلغ 300 ميليون دلار ظرف چند سال اگر درست باشد، مشکلي براي ايران ايجاد نمي کند. -کسي از اين کمک ها اظهار ناراحتي نکرد. فقط ميزان آن را درخواست کردم. به فرض که همين رقم باشد. اين يک کمک بسيار معمولي است. حتي کشورهاي غيرعربي و غيرمسلمان بيش از اين مبلغ به ملت فلسطين کمک کرده اند. -مناقشه بين ايران و اسرائيل يک مناقشه مذهبي و ايدئولوژيک است. هرگاه ايران در حمايت از دولت آقاي هنيه و مردم فلسطين موضع گرفته، دولت هاي حامي اسرائيل مواضع تندي عليه ايران گرفته اند. نهادهاي حامي اسرائيل با لابي کردن در نهادهاي تصميم ساز و تصميم گير دنيا براي ايران محدوديت ايجاد کرده اند. حتي شوراي امنيت عليه مواضع رئيس جمهور ايران قطعنامه صادر کرد. غربي ها يکي از مسائلي که عليه ايران در مذاکرات مطرح مي کنند، حمايت دولت ايران از حماس و حز ب الله است. با اين حال مي خواهم بپرسم آيا حماس در ازاي هزينه هايي که ايران براي حمايت از آنها پرداخت مي کند حاضر به حمايت از ايران هست؟ آيا در ميانه چالش بين ايران و اعراب حماس حاضر است از مواضع ايران حمايت کند؟ حالا من يک پرسش از شما دارم. چرا بايد فرض کنيم بين ايران و اعراب مشکلاتي وجود دارد. ما اميدواريم هيچ مشکلي در ميان نباشد و اين سوال شما را يک سوال فرضي مي دانم، بنابراين وقتي سوال از يک فرض برمي خيزد نياز نيست که ما در اين خصوص موضع گيري داشته باشيم. ما اميدوار هستيم بين ايران و کشورهاي عربي و اسلامي هيچ گاه مشکلي پيش نيايد و چنانچه مشکلات کوچکي هم هست با تفاهم و براساس حسن همجواري، منافع مشترک و در نظر گرفتن مسائل مشترک حل و فصل شود. بي شک موضع دولت حماس در جهت تحکيم و تقويت برادري بين ايران و ديگر کشورهاي مسلمان است. به نظر ما مشکل واقعي ايران و مشکل اعلام شده در جهان، در مطبوعات و رسانه ها، اسرائيل و امريکاست. اين اسرائيل است که هر روزه و بي وقفه در حال تهديد کردن ايران اسلامي است. شما مي بينيد که اين تهديدها منحصر به حمله به تاسيسات اتمي ايران نيست بلکه تمام توانمندي ايران و همه مراکز حياتي و زيرساخت هاي ايران را نشانه رفته اند. بدون ترديد تمام اين امکانات از آن ملت ايران است که در طول سال هاي متمادي براي خود ايجاد کرده اند. ما در اين زمينه با تمام قوا در کنار ايران اسلامي هستيم و فکر مي کنم نه تنها حماس چنين موضعي خواهد گرفت بلکه تمام ملت هاي عرب و مسلمان و تمام آزادگان جهان در صورتي که ايران مورد تهاجم امريکا يا صهيونيست ها واقع شود در کنار ايران خواهند بود. - به مواضع اسرائيل هم مي رسيم. اما شما که مي گوييد بين ايران و اعراب مشکلاتي وجود ندارد تهديد، تهديد است. اعراب هر بار که در جلسه اتحاديه سران دور هم جمع شده اند عليه تماميت ارضي ايران (جزاير سه گانه ايراني) بيانيه صادر کرده اند. در هيچ کدام از جلسات سران اتحاديه عرب نبوده که حاکميت ملي ايران بر جزاير سه گانه مورد تهديد قرار نگيرد. مي خواهم بدانم موضع دولت حماس نسبت به اين جنس تهديدات چيست؟ مگر حماس در اتحاديه عرب بود؟ - بعد از سرکار آمدن دولت آقاي هنيه آيا حماس در اتحاديه عرب حضور نداشت؟ من معتقدم مناسبات ايران و اتحاديه عرب و حتي ايران با کشور امارات مناسبات محکم و متيني است. مبادلات تجاري بين ايران و امارات به ميلياردها دلار مي رسد، همچنين با ساير کشورهاي عربي وضعيت به همين منوال است. در اجلاس اخير شوراي همکاري غخليج فارسف از آقاي دکتر احمدي نژاد دعوت به عمل آمد و ايشان هم در آن اجلاس سخنراني داشتند، بنابراين گمان نمي کنم ميان ايران و کشورهاي عربي بحران جدي وجود داشته باشد که حماس لازم ببيند موضع گيري صريحي داشته باشد و تصور نمي کنم برانگيختن چنين اختلافات فرضي به سود منطقه و ملت و دولت ايران باشد.درباره جزاير غسه گانه ايرانيف هم بايد گفت ايران اعلام کرده است که مي توان اين مشکل را از طريق مذاکره و تفاهم حل و فصل کرد. موضع ما هم حمايت از همين رويکرد است. در مجموع ما معتقديم اين مشکل ساده است. - گفته شده دولت حماس براي صدام که به قصاب جوانان ايران مشهور است، عزاي عمومي اعلام کرد؟ اين يک مساله بي اساس و دروغي آشکار است. به هيچ وجه چنين اتفاقي نيفتاده است و ما براي صدام حسين هيچ مجلس ختمي برگزار نکرده ايم. ممکن است يک گروه کوچک فلسطيني که با حزب بعث مرتبط بوده است، چنين کاري انجام داده باشد، اما حماس نبوده است. ملت فلسطين مانند ملت ايران متشکل از احزاب، جنبش ها و طيف هاي متنوعي است و اين يک امر بديهي است. - من يک پاسخ کوتاه درباره موضع حماس نسبت به جزاير سه گانه ايراني و ادعاي واهي اعراب و امارات مي خواهم. من به پرسش شما پاسخ دادم. بايد به اختصار بگويم ما مدافع حل و فصل اين موضوع از طريق تفاهم، گفت وگو و رايزني بين دو کشور همسايه هستيم. مشکل اساسي تهديدات امريکا و اسرائيل عليه دولت جمهوري اسلامي ايران است. من در اين زمينه آماده پاسخگويي به پرسش هاي شما هستم، البته اينکه مي گوييد تهديد، من از هيچ کدام از مسوولان ايراني نشنيده ام که امارات يا اتحاديه عرب را تهديدي عليه خود بدانند، اين نظر شما است و نظر شما هم قابل احترام است. - جالب است بدانيد که همه ايرانيان نسبت به اين مساله حساس هستند. فکر مي کنم براي ايراني ها فرقي ندارد که چه کسي تهديد مي کند، مهم اين است که ايران تهديد مي شود. براي بنده و جنبش حماس و هر سياستمدار و مسوولي در هر کشوري مشکلات با يکديگر متفاوت است و نمي توان يک مشکل ساده ميان دو کشور را که با تفاهم مي توان حل کرد در همان جايگاهي قرار داد که يک مشکل بزرگ و چالش عمده عليه موجوديت و توانمندي هاي ايران را در همان سطح قرار داد. اين از عقل و منطق به دور است. دعواي امارات با ايران مانند اختلاف دو برادر در يک خانه است. ما براي مشکلات فرق قائل هستيم و آنچه را که مي توان با تفاهم حل و فصل کرد با آنچه تهديد بالقوه است و نيازمند بسيج ملت ها براي اينکه در کنار ايران قرار بگيرند، يکي نمي دانم. - اخيراً حرکتي از طرف اسرائيل در منطقه آغاز شده است که به سه ضلع اصلي متحدان ايران در منطقه يعني حماس، حز ب الله و سوريه برمي گردد. همزمان با افزايش تهديدات اسرائيل عليه ايران از يک طرف مذاکرات صلح را با سوريه به صورت پنهاني آغاز کرده است و حتي اسرائيل اعلام کرده به شرط دوري سوريه از ايران حاضر است بلندي هاي جولان را به سوريه پس دهد، از طرف ديگر پس از دو سال، مبادله اسرا بين حز ب الله و اسرائيل آغاز شده است که همين نشان دهنده کاهش تنش بين اين دو است و در وهله سوم بين اسرائيل و حماس آتش بس برقرار شد. اين تحولات از نگاه برخي تحليلگران به پروژه تنهاسازي ايران تعبير شده است. آيا شما نظر تحليلگران را تاييد مي کنيد؟ من از پرسش شما اين گونه استنباط کردم که مناسبات ايران، سوريه و ديگر گروه هاي مقاومت، مناسبات مصلحتي براي ايران است. جمهوري اسلامي ايران امروزه به يک وزنه غيرقابل انکار در منطقه تبديل شده است و جايگاه ويژه يي در منطقه دارد. هم مردم ايران و هم رهبري آن در منطقه از احترام فراواني برخوردارند و تصميماتي که مي گيرند کاملاً مستقل است. ايران امروز مستقل است و نمي خواهد دنباله رو امريکا باشد يا از آن کمک هاي اندکي دريافت کند. بحمدالله جمهوري اسلامي ايران امروز مناسبات و سياست هاي خود و حتي مشکل ها و چالش هاي خارجي کوچک و بزرگ خود را با تدبير و حکمت اداره مي کند. اين مساله يي است که بنده شاهد آن هستم و آن را از نزديک لمس کرده ام، لذا از نظر بنده دشمن اصلي ايران اسلامي امريکا و اسرائيل هستند. اين دو کشور به همراه چند کشور اروپايي، ايران را با اين حجم قدرت برنمي تابند و اين براي آنها غيرقابل تحمل است. مهم تر از همه براي آنها قابل تحمل نيست که ايران در منطقه، مناسبات و براي تامين منافع اش هم پيماني داشته باشد. بنابراين اين آرزوي آنان است که ايران تمام مناسبات و روابط خود را با دوستان خود قطع کند و اين در حد يک رويا است که دشمنان ايران دارند و گمان نمي کنم محقق شود. -احساس مي کنم پرسشم را درست متوجه نشديد؟ اجازه بدهيد. ادامه مي دهم. مذاکرات غيرمستقيم سوريه و اسرائيل، امري است که به حاکميت خود سوريه مربوط مي شود و ما براي هر تصميمي که رهبري سوريه اتخاذ مي کند احترام قائل هستيم و به آن هم اعتماد داريم. ما معتقد هستيم حمايت هاي دولت و ملت سوريه از ملت فلسطين که تا امروز انجام داده است، براي ما قابل تقدير است. -پرسشم را تکرار مي کنم. آيا شما نظر برخي تحليلگران را که معتقدند متحدان استراتژيک ايران در حال دور شدن از ايران هستند تاييد مي کنيد؟ آيا اين روند ممکن است به اينجا برسد که اگر اسرائيل قصد حمله به ايران را داشته باشد، اين سه جريان حاضر به حمايت از ايران نباشند؟ مضافاً سال پيش وقتي خالد مشعل در برابر اين پرسش قرار گرفت، گفت ما براي ايران دعا مي کنيم. به هر حال ممکن است اين جزء اهداف اسرائيل باشد و همان گونه که در پاسخ پرسش قبلي شما گفتم اين يک آرزو براي آنهاست که براي تحقق آن تلاش مي کنند. گسستن مناسبات ميان ايران و هم پيمانانش يک آرزو است اما اين طور نيست که تمام آرزوها تحقق يابد. درباره نظر خالد مشعل که دو سال و نيم قبل در دانشگاه تهران بيان کردند بنده خودم آنجا بودم و پاسخ او را شنيدم اما واقعيت اين است که خالد مشعل اين پاسخ را به شوخي مطرح کردند و يک موضع گيري سياسي نبود. خالد مشعل به شوخ طبع بودن مشهور است. در خصوص موضع حماس هم بايد بگويم در صورت حمله امريکا يا اسرائيل به ايران ما شفاف و روشن گفته ايم که حماس بي ترديد در کنار ايران اسلامي خواهد بود. - يعني حماس حاضر است از مواضع خود عليه اسرائيل استفاده کند و اگر در حال آتش بس قرار داشت، آتش بس را نقض کند. اولاً حماس در حال جنگ نامحدود با رژيم صهيونيستي است. از طرف ديگر حماس در دوران رويارويي با رژيم صهيونيستي هزاران شهيد تقديم کرده است که در راس آنها مرحوم شيخ شهيد احمد ياسين و ديگر برادران در دفتر سياسي بوده اند. هم اکنون حماس هزاران زنداني در سياهچال هاي رژيم صهيونيستي در اسارت دارد که در راس اين اسيران رئيس مجلس قانونگذاري و40 تن از نمايندگان منتخب مردم فلسطين قرار دارد. ما وقتي درگير اين نبرد بوديم و در معرض تجاوز روزمره دشمن صهيونيستي قرار داشتيم که هر روزه کودکان، زنان و پيرمردان ما را مي کشت و کل زندگي فلسطيني ها را هدف قرار داده بود و درصدد انهدام و نابودي کامل ما برآمده بود، نه از ايران، نه از سوريه، نه از حز ب الله يا حتي مصر و عربستان سعودي نخواستيم موشک ها و توپخانه خود را به سمت اسرائيل نشانه بگيرند و به اسرائيل اعلام جنگ کنند. به رغم اينکه ما جنبش کوچک و ملتي بي بضاعت هستيم از کشورهاي عربي و اسلامي فقط تقاضا کرديم کمک هاي اندکي ارسال کنند تا ما بتوانيم به مقاومت و پايداري خود در اين نبرد ادامه بدهيم. ما تلاش مي کرديم با امکانات محدود، با جسم و جان خود در مقابل تجاوز دشمن مقاومت و ايستادگي کنيم. اما در مورد برقراري آتش بس بايد بگويم همان طور که شما هم مي دانيد اين آتش بس تنها در نوار غزه است. حماس و ديگر گروه هاي مقاومت اکنون با تمام امکانات خود در کرانه باختري به مقاومت ضدصهيونيستي خود ادامه مي دهند. چه بسا در صورت اقدام رژيم صهيونيستي در حمله به ايران، مقاومت در کرانه باختري شاهد رشد چشمگيري شود و ممکن است هم نوار غزه و هم ثبات کل منطقه در معرض نابودي قرار بگيرد. چنانچه امريکا و اسرائيل دست به اين حماقت بزنند و درصدد حمله به ايران برآيند، چنين اتفاقي خواهد افتاد و اين نظر ناظران و تحليلگران است و چيزي است که رهبران منطقه عنوان مي کنند و همه کساني که براي اين منطقه آرزوي امنيت و ثبات دارند به هيچ عنوان درصدد آتش افروزي و جنگ افروزي در منطقه نيستند. جنبش حماس براي ملت ايران و جمهوري اسلامي ايران آسايش، امنيت و رفاه را آرزو دارد و اميدوار است جمهوري اسلامي ايران به دور از هرگونه جنگ، خونريزي و تهديد که منافع و امکانات آن را هدف بگيرد، دور باشد. مطلب ديگري را هم اضافه مي کنم، ما جنگ خود در فلسطين را خودمان با امکانات و مردان خود اداره مي کنيم. - حماس که در کرانه باختري نفوذي ندارد. ثانياً شما گفتيد اگر امريکا و اسرائيل دست به کار احمقانه يي بزنند، ثبات منطقه به هم مي ريزد و اين را نظر تحليلگران بيان کرديد. نظر حماس چيست. آيا در صورت تهديد ايران، حماس منطقه را بي ثبات خواهد کرد؟ ببخشيد، بخش آخر سوال تان چه بود؟ - آيا حماس حاضر است منطقه را به خاطر ايران بي ثبات کند؟ يعني ما به خاطر ايران دست به چه کاري بزنيم؟ - شما گفتيد ثبات منطقه به هم مي ريزد، اين ثبات چگونه به هم مي ريزد؟ اولاً ايران قوي تر و بزرگ تر از آن است که منتظر حماس و ديگران باشد که آنها به کمک او بيايند يا ايران به آنها تکيه داشته باشد. ايران امکانات فراواني دارد و اين توانايي را هم دارد که از موجوديت خود و ملتش دفاع کند. اين اعتقادي است که بنده نسبت به ايران پيدا کرده ام. ما معتقديم ايران بزرگ تر و قوي تر از آن است که منتظر کمک حماس يا غيرحماس باشد که بخواهد از کيان و موجوديت ايران دفاع کند. ايران براي دفاع از خود به امکانات و توانمندي خود متکي است و به آن اطمينان و اعتماد کامل دارد و در صورت وقوع چنين تهاجم يا تجاوزي يقيناً تمام ملت هاي منطقه و آزادگان جهان در کنار آن خواهند بود چرا که دسترسي ايران به انرژي مسالمت آميز هسته يي حق مسلمي است و مورد تاييد تمام رهبران منطقه، شخص سولانا و اتحاديه اروپا هم هست، بنابراين چنانچه امريکا و اسرائيل بخواهند با توسل به زور مانع از دستيابي ايران به حق مسلم ايران شوند جنگ ايران در دفاع از خود يک نبرد عادلانه خواهد بود و ملت ايران با تمام امکانات و با تمام قوا در آن شرکت خواهند کرد و در آن حاضر خواهند شد و تا حصول پيروزي کامل از کيان و موجوديت خودشان دفاع خواهند کرد. ملت فلسطين و جنبش حماس بر حسب و بنا بر امکانات خودش در کنار ايران خواهد بود. اما در پاسخ به آن قسمت از پرسش شما که گفتيد حماس در کرانه باختري حضور ندارد، من معتقدم برعکس است. جنبش حماس به لحاظ سياسي، نظامي و حتي مردمي نيرويي عمده و قوي محسوب مي شود. درصد موفقيت حماس در انتخابات پارلماني بر اين امر گواهي دارد، همان طور که شاهد بوديد موفقيت حماس در کرانه باختري به مراتب بيش از موفقيت آن در نوار غزه بود اما به دليل حضور مستقيم اشغالگر در اين منطقه و همکاري سرويس هاي امنيتي تشکيلات خودگردان باعث اين گونه تلقي شده است که حماس در اين منطقه حضور ندارد و همان طور که عرض کردم، حقيقت غير از اين است. در رابطه با قسمت سوم سوال شما، اين نظر تحليلگران و ناظران بلکه نظر همه رهبران و سران منطقه است. همه آنها اعلام کرده اند در صورتي که به ايران حمله شود منطقه در معرض بي ثباتي و ناامني خواهد بود. تمام رهبران منطقه پيامدهاي اين تجاوز را پيش بيني کرده اند و آرزوي آنها اين است که اين حمله اتفاق نيفتد، چون حماس هم با آنها هم عقيده است ما هم دعا مي کنيم که عليه ايران اسلامي چنين تجاوزي صورت نگيرد و ملت ايران در کنار ديگر ملت هاي منطقه در امنيت و رفاه به سر ببرند اما اينکه حماس امنيت و ثبات منطقه را بر هم خواهد زد، چه کسي اين را گفته است؟ اين درست نيست، ما براي برقراري ثبات و امنيت منطقه تلاش مي کنيم. - شما هم که مانند آقاي خالد مشعل دعا مي کنيد؟ واقعاً آرزوي ما است که ثبات منطقه به هم نريزد. ما با تمام توان خود و با جان و پوست خود و تمام آحاد ملت فلسطين در دفاع باقي خواهيم ماند. اما براي ملت هاي منطقه، کشورهاي عربي و اسلامي و در راس آنها جمهوري اسلامي ايران آرزوي توفيق، رفاه و آسايش از خداوند داريم. ما نه جنگ طلب هستيم و نه اينکه آرزو داريم منطقه دچار جنگ و خونريزي شود، هيچ کس را هم به جنگ ترغيب و تشويق نمي کنيم. - شما پاسخ ديپلماتيک مي دهيد. من فکر مي کنم به اندازه کافي به اين موضوع پرداخته شد. فکر نمي کنيد اينقدر بحث خوانندگان را خسته مي کند؟ - اهميت اين موضوع براي ما خيلي زياد است. به اندازه کافي به پرسش هاي شما پاسخ گفتم. شما هم مراقب حوصله خواننده هايتان باشيد. - اما من پاسخ سوالم را نگرفتم. مشروح پاسخ گفتم. - اگر روندي که براي سوريه طي شد، درباره حماس هم بخواهد دنبال شود آيا حماس حاضر است بنا بر صلاحديد و خواست کشورهاي عربي و به خاطر تامين منافعش از ايران فاصله بگيرد؟ من فکر نمي کنم اين درخواست مطرح شود. نه کشورهاي عربي از ما خواسته اند که از ايران فاصله بگيريم و نه ايران از ما چنين انتظاري درباره آن کشورها داشته است. ما با تمام کشورهاي دنيا مناسبات و روابطي داريم؛ ايران، مصر، سوريه و ساير کشورها. همين امروز يک هيات بلندپايه از حماس در قاهره به سر مي برد و مسائلي را مورد بحث و بررسي قرار مي دهد. آيا اين به اين معنا است که ما ايران و سوريه را کنار گذاشته ايم يا وقتي کشوري مانند سعودي از ما دعوت مي کند و به آنجا مي رويم و توافقنامه يي را امضا مي کنيم آيا اين به معناي آن است که مصر و سوريه را کنار زده ايم و آنها را در نظر نگرفته ايم. الان هم مصر و سوريه تلاش هايي را به عمل مي آورند تا گفت وگوي فلسطيني و مصالحه فلسطيني انجام گيرد، آيا اين به معناي آن است که ما عربستان يا قطر را کنار زده ايم. |
| < بعد | قبل > |
|---|



