ie
ie
 
  دوشنبه 22، مهر 1387
  Monday, October 13, 2008
صفحه اصلي

معين براي زبان فارسي «آرش كمانگير» بود
چاپ
23 تير 1387,ساعت 13:29:12
ايران اکونوميست:گروه علمي فرهنگي: مراسم سي ‌و هفتمين سالگرد درگذشت محمد معين شامگاه گذشته (يكشنبه، 23 تير) در منزل اين استاد زبان و ادبيات فارسي برگزار شد.
شمس‌الله نيك‌منش - قائم‌مقام شهرداري منطقه‌ي 14 - در اين مراسم با ابراز اميدواري از برگزاري همايش‌هاي فصلي در اين مكان، خاطرنشان كرد: انتظار داريم با همكاري تلاش‌گران حوزه‌ي ادبيات، كانون‌هاي شعر و ادبيات را در اين مكان بنا نهيم، كه درواقع، اين مكان پي و بنايي است كه حاصل تلاش‌هاي استاد محمد معين است و سعي داريم آن را گسترش دهيم. همچنين كتابخانه‌ي مجازي با دو ميليون نسخه كتاب خريداري‌ شده كه شهروندان مي‌توانند از آن استفاده كنند.

او در پايان از اين‌كه خانواده‌ي محمد معين اين بنا را در اختيار شهرداري و ادب‌دوستان قرار داده‌اند، تشكر كرد.

همچنين محمدحسن اصغرنيا - مشاور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي - با بيان اين‌كه دكتر معين 48 سال بيش‌تر عمر نكرد؛ اما عمر پربركتي داشت، از فرهنگي كه توسط وي تأليف شده است، به عنوان منبعي قابل استفاده براي هر دانشجو ياد كرد و متذكر شد: مهم‌تر از همه، همسر ايشان است كه اگر نبود، اين آثار پديد نمي‌آمد.

اصغرنيا كه كتابي با عنوان «ستاره‌ي‌ شمال» شامل مجموعه‌ي مقالاتي درباره‌ي استاد معين را گردآوري كرده است، از همسر معين - مهين اميرجاهد - خواست كه به جايگاه بيايد، تا آن را به وي تقديم كند.

همچنين منصور ثروت - استاد دانشگاه شهيد بهشتي - با طرح اين پرسش كه «چطور مي‌شود كسي مانند معين شد؟»، با طرح مقدماتي درصدد پاسخ‌ به اين پرسش برآمد و متولد شدن در خانواده‌ي فرهنگي، طي ‌كردن مدارج علمي در مدرسه‌هاي خوب، داشتن طبعي شاعرانه، و تسلط به مقدمات زبان عربي و علوم اسلامي مانند تفسير، فقه، اصول و قرآن كريم را به عنوان مؤلفه‌هايي برشمرد كه محمد معين در خود داشت.

او همچنين با اشاره به تسلط معين به زبان‌هاي انگليسي و فرانسه و همچنين فارسي ميانه و فارسي باستان، اين‌ها را ديگر ويژگي‌هاي علمي معين دانست و افزود: اما فراتر از همه‌ي اين‌ها، عشق به هر رشته‌اي است كه هركسي وارد آن مي‌شود و محمد معين سرشار از عشق به زبان و ادب فارسي بود.

ثروت در ادامه با بيان خاطره‌اي از تأليف «فرهنگ معين» گفت: اين‌ كار، كار طاقت‌فرسايي است و شوخي‌بازي نيست و وي زماني براي تدوين اين فرهنگ قدم برداشته‌ كه هيچ نمونه‌اي از آن در ايران نبوده است. معين براي راه‌اندازي اين فرهنگ به چهار، پنج كشور بزرگ سفر كرد تا از نزديك با روش كار آن‌ها آشنا شود كه از آخرين روش‌ها براي تدوين اين فرهنگ استفاده كرد.

اين نويسنده و پژوهشگر در پايان با اشاره به تصحيح محمد معين از «فرهنگ برهان قاطع»، به ارائه‌ي توضيحاتي درباره‌ي تلاش معين در اين حوزه پرداخت و تأكيد كرد: اين‌هاست كه باعث رشك ديگران مي‌شود كه شايد بتوانند در رديف استاد معين قرار گيرند. البته در آن‌ زمان، نمونه‌هاي استاد معين كم نبودند و استاداني چون بديع‌الزمان فروزانفر، سعيد نفيسي، مجتبي مينوي و عبدالحسين زرين‌كوب از عاشقان زبان و ادب فارسي بودند. البته استادان آن موقع ارج داشتند، جامعه به آن‌ها اهميت مي‌داد و همچنين يك رفاه نسبي داشتند؛ در حالي‌كه در روزگار ما معين ‌شدنا مشكل است.

قدمعلي سرامي نيز در سخناني گفت: استاد معين 13 تيرماه سال 1350 در حالي‌كه بيش از 50 كيلو لاغر شده بود و يك جسم 17كيلويي بيش‌تر نبود، از روي خاك به سرزمين زيرخاك‌نشينان رفت.

سرامي با اشاره به اين‌كه 13 تير در فرهنگ ما تعيين‌كننده‌ي مرز ايران و توران شناخته شده است، با اين تعبير از استاد معين به عنوان «آرش كمانگيري ديگر» ياد كرد كه هم جان و هم جسمش را در تير زبان نشاند تا مرز زبان فارسي را روشن كند.

اين پژوهشگر افزود: معين چهل ‌و چند سال عمر خود را وقف زبان و فرهنگ فارسي كرد و به ما نشان داد كه پاره‌ي پيش از اسلام چيز جدايي‌ناپذيري از ايران پس از اسلام است. چنان‌چه مي‌بينيد عنوان پايان‌نامه‌اش نيز «مزديسنا و ادب پارسي» است.

سرامي در ادامه از امانت‌داري به عنوان مهم‌ترين ويژگي محمد معين ياد كرد و افزود: سه نفر از بزرگان، او را به عنوان امين شناختند؛ يكي علي‌اكبر دهخداست، ديگري نيما يوشيج كه نزديكي بومي نيز با وي دارد و با اين‌كه معين را نديده بود، تمام آثارش را به او سپرد كه براي تجديدنظر و چاپ آن‌ها اقدام كند، و ديگري تقي‌زاده است كه يادداشت‌هاي اصفهانيه را در اختيارش نهاد كه اين شأن امانت‌داري هم آرشي است.

وي با اشاره به اين‌كه تنها در بين سال‌هاي 43 تا زمان مرگ استاد در خدمت او بوده است، خاطرنشان كرد: معين در عين امانت‌داري بسيار دلسوز بود و هرچه مي‌دانست، ياد مي‌داد. شوخ‌طبعي در وي سراغ نگرفتم؛ خيلي جدي بود و به تعبيري زياد اهل شادي و شنگولي و شوخي نبود. اين جوش و خروشي را كه داشت، در چندده‌هزار صفحه از يادبود خودش ريخت، كه درواقع محصول يك ميراث زيستي و داده‌ي ژنتيكي بود.

به گزارش ايسنا، مهدخت معين - فرزند دكتر محمد معين - نيز با ارائه‌ي گزارشي كوتاه از بزرگداشت‌هايي كه براي محمد معين در سال 86 برگزار شده است، متذكر شد: منظورم از خواندن اين گزارش اين بود كه آثار و نتايج اين‌گونه مجالس چه بايد باشد؛ اول آن‌كه بزرگداشت دانشمندان، بزرگداشت دانش است، ديگر آن‌كه ترويج دانش و فضيلت است و از سويي، جوان‌ترها با شرح زندگي مفاخر آشنا مي‌شوند و درمي‌يابند كه چه كارهاي بزرگي مي‌توانند انجام دهند و معين‌هاي آينده پديد مي‌آيند. از سويي نيز ما استادان زبان و ادبيات فارسي با روش و نظر اين بزرگان آشنا مي‌شويم تا بتوانيم از آن‌ها بهره‌مند شويم.

فرزند معين مهم‌ترين ويژگي پدر را امانت‌داري وي ذكر كرد و افزود: عجيب است در حالي‌ امانت‌داري را مهم‌ترين ويژگي محمد معين ذكر مي‌كنند كه برخي از افراد كه درباره‌ي وي مي‌نويسند، اين امانت‌داري را رعايت نمي‌كنند و در نقل مطالب، دقت مبذول نمي‌كنند. براي نمونه به يك مورد اشاره كنم. در مطلبي آمده است: محمد معين پس از نوشتن رساله‌اي در زبان فرانسه موفق به اخذ ليسانس در زبان فارسي شد. اما هيچ‌كس از خودش نمي‌پرسد چرا رساله‌اي به زبان فرانسه مي‌نويسد و آيا امكان دارد كه با نوشتن رساله به زبان فرانسه، ليسانس زبان فارسي گرفت؟!

او در ادامه افزود: صديقه اعلم مطالبي را درباره‌ي دكتر معين گفته كه آن مطالب به اشتباه و بدون دقت در يادنامه‌ي دكتر معين چاپ شده است. درواقع صديقه اعلم در سخنراني‌اي درباره‌ي معين مي‌گويد كه وي براي درس فرانسه رساله‌اي به زبان فارسي نوشت و پس از بيان چند عبارت ديگر درباره‌ي فعاليت‌هاي استاد معين مي‌گويد كه وي در سال 1313 موفق به اخذ درجه‌ي ليسانس در زبان فارسي مي‌شود. اين مطلب را من در حدود 10 مقاله خوانده‌ام كه بدون ذكر مأخذ، چنين مطلب اشتباهي را نقل كرده‌اند و يا اخيرا جايي مي‌خواندم كه استاد معين به زبان انگليسي در حضور شاعر معروف انگليسي - لرد بايرون - صحبت كرده؛ در حالي‌كه ايشان به زبان فرانسه درباره‌ي لرد بايرون صحبت كرده است. تا همين امروز كه نسل بلاواسطه‌ي دكتر معين در حيات است، مطالب نادرست بسياري درباره‌ي ايشان نوشته‌اند؛ حال ببينيد كه درباره‌ي فردوسي و حافظ كه با ما چند قرن فاصله دارند، چه افسانه‌هايي به دست ما رسيده است!

مهدخت معين در ادامه با انتقاد از اين‌كه شهرداري منطقه‌ي 14 از اهداف اوليه‌ي واگذاري خانه‌ي استاد معين به اين شهرداري عدول كرده است، گفت: نكته‌ي دوم، همين خانه‌ي استاد معين است. سال 80 قرار شد خانه‌هاي اميرجاهد و دكتر معين در اختيار شهرداري قرار گيرد، كه قرار گرفت تا موزه‌هاي دكتر معين و اميرجاهد درست شود؛ اما شهرداري در ابتداي كار بدون نامي بر سردر خانه، آن را افتتاح كرد و بدون توجه به اهداف واگذاري خانه، آن را در اهدافي ديگر مورد استفاده قرار داد. من از شهردار منطقه‌ي 14، مهندس حسيني، و شهردار تهران، دكتر قاليباف، كه در جريان كارهاي ساختمان هستند، تقاضا مي‌كنم كه همگام با اهداف اوليه‌ي ساختمان‌ها عمل شود و مانند موزه‌ي ويكتور هوگو در فرانسه و شهريار در تبريز تبديل شوند، تا مورد بازديد علاقه‌مندان قرار گيرند.

وي همچنين در ادامه گفت: شنيدم كه قرار است مجسمه‌اي از دكتر معين طراحي و در اين مكان گذاشته شود؛ در حالي‌كه ايشان معتقد بود بدون مجسمه هم مي‌توان در خاطر مردم ماند و همچنين پيشنهاد شده كه بنياد معين تشكيل شود، كه به اعتقاد من، همين منزل جاي مناسبي است كه بنياد معين تشكيل شود و در كنارش، آثار ايشان تدوين و چاپ شود.

فرزند معين در پايان صحبت، آرمان‌خواهي و فضايل اخلاقي و علمي را عامل نزديك ‌شدن سيدجعفر شهيدي و محمد معين ذكر كرد.

همچنين در پايان اين مراسم با حضور شمس‌الله نيك‌منش - قائم‌مقام شهرداري منطقه‌ي 14 -، قدمعلي سرامي، منصور ثروت و مهدخت معين به مناسبت سي‌ و هفتمين سالگرد درگذشت معين و به پاس تلاش‌هاي مهين اميرجاهد - همسرش -، لوح سپاسي به او اهدا شد.
 
< بعد   قبل >
Advertisement