ie
ie
 
  پنجشنبه 07، شهريور 1387
  Thursday, August 28, 2008
صفحه اصلي

پايان عجيب ناپديد شدن دختربچه ۷ ماهه
چاپ
15 تير 1387,ساعت 15:25:31
ايران اکونوميست: گروه حوادث : با پيدا شدن دختربچه ۷ ماهه‌اي كه احتمال مي‌رفت از سوي زن ناشناسي در يك امامزاده در شمال تهران ربوده شده باشد، اين پرونده پايان عجيبي به‌خود گرفت.
ماجراي اين پرونده عجيب زماني كليد خورد كه زن جواني با مراجعه به ماموران پليس مستقر در اين امامزاده مدعي شد دختر بچه‌اش از سوي زن ناشناسي ربوده شده است.

«باورم نمي‌شود كه آن زن كودكم را ربوده باشد، صبح كه براي زيارت به امامزاده آمدم او با من طرح دوستي ريخت، براي همين هنگام وضو دخترم به نام نرگس را به وي سپردم اما وقتي از وضوخانه برگشتم نه از او خبري بود و نه از كودك ۷ ماهه‌ام.»

با اين اظهارات زن جوان بود كه رسيدگي به پرونده ربوده شدن دختربچه ۷ ماهه در دستور كار پليس قرار گرفت.

ماموران در جست‌وجويي گسترده تمامي محل‌هاي منتهي به امامزاده را زير نظر گرفتند اما هيچ اثري از زن ناشناس و كودك ناپديد شده پيدا نكردند.

با گذشت ۲۶ ساعت از اين ماجرا مادر كودك كه در همه اين مدت در حرم مانده و به‌دنبال دخترش مي‌گشت، متوجه همان زن ناشناس شد كه در حالي كه نرگس را در آغوش داشت وارد محوطه حرم شده بود.

او با ديدن زن جوان بلافاصله به طرف وي شتافت و با عكس‌العملي سريع دختربچه‌اش را از آغوش او بيرون كشيد و ماجرا را به ماموران اطلاع داد.

با دستگيري زن ناشناس به اتهام كودك ربايي، اين پرونده به دادسراي جنايي تهران ارسال شد و آنجا بود كه راز عجيب ناپديد شدن دختربچه ۷ ماهه فاش شد.

«روز حادثه وقتي اين زن دخترش را به من سپرد و به وضوخانه رفت هر چه صبر كردم خبري از او نشد. بنابراين به‌دنبال او وارد وضوخانه شدم اما هر چه گشتم اثري از وي پيدا نكردم. بلافاصله نزد ماموران اطلاعات امامزاده رفتم ولي آنها گفتند كه هيچ‌كس ماجراي گم شدن دختر بچه را به آنها اطلاع نداده است. اين در حالي بود كه نرگس بي‌تابي مي‌كرد و براي همين او را همراه خودم به خانه بردم.»

زن جوان كه به اتهام كودك‌ربايي مقابل قاضي جعفري- معاون دادستان در دادسراي جنايي تهران-قرار گرفته بود، با گفتن اين جملات ادامه داد: فرداي آن روز در حالي كه تصميم گرفته بودم دختربچه را به ماموران كلانتري تحويل دهم، به طرف كلانتري محل به راه افتادم اما در بين راه تصميمم عوض شد.

با خودم گفتم يك بار ديگر هم به امامزاده مي‌روم و به‌دنبال مادر نرگس مي‌گردم و اگر باز هم نتيجه نداشت به كلانتري مي‌روم. اين بود كه به طرف امامزاده  به راه افتادم و وقتي وارد آنجا شدم مادر نرگس را ديدم كه گوشه‌اي نشسته و گريه مي كرد.

چند دقيقه دردسر ساز

قاضي رضا جعفري در توضيح اين خبر گفت: بررسي‌ها نشان مي‌دهد در فاصله زماني كه مادر كودك و زن ناشناس به اطلاعات حرم مراجعه كرده بودند، شيفت كاري ماموران تغيير يافته و به همين خاطر كسي از مراجعه ۲ طرف پرونده به اطلاعات خبر نداشت.

وي ادامه داد: تحقيقات پليسي احتمال ارتكاب كودك ربايي را ضعيف دانسته و به همين دليل متهم پرونده از اتهام آدم ربايي تبرئه و آزاد شد.
 
< بعد   قبل >
Advertisement