چقدر فاجعه كافيست تا متخلفان بازايستند؟ |
|
|
11 تير 1387,ساعت 09:49:08 |
ايران اکونوميست:تلخ، تلخ، و باز هم تلخ؛ ذائقه ما به اين تلخيها، چنان عادت كرده است كه هر چه انسانهاي بيدفاع بيشتري در برابر تخلفات توقفناپذير متخلفان جان ميبازند، آب از آب تكان نميخورد و آنچه ميماند فقط ريزش آوار «اندوه» از بلنداي «ديدگان حيرتزده» بر متن «تكرار فاجعه است.
در حادثه 10 تيرماه 87، اگر شهرداري هشدار داد و مالكان هشدارها را ناديده گرفتند، اگر مهندس ناظر، محاسب و طراح يا هر مسوول ديگري به اعتقاد برخي، تخلف كردند و از آن سو، به اين سو، امضا فرستاند و دهها «اگر» ديگر، كنار هم قرار گرفت تا فاجعه «ريزش ساختمان» به آساني آبخوردن، تكرار شود، چه كساني تاوان آن را پرداختند؟ گارگران بيدفاعي كه فقط مشغول انجام وظيفه «تخريب» بودند، بيآن كه بدانند، همان كه تخريبش ميكنند، بزودي بر سرشان خراب خواهد شد؟
نوشتهها شرمسار ميشوند از اين كه تعداد كشته بيشتري را گزارش كنند؛ چه، ميدانند بار اين شرمساري، تنها مربوط به اين فاجعه امروز و آن فاجعه ديروز نيست، اين بار سخت و ثقيل، هر بار سنگينتر ميشود، بيآن كه با اجراي قاطعانه قانون، سبكتر شود و آبي بر آتش دل بازماندگان ريخته شود.
آنچه كه امروز تحت اين عبارت «متاسفانه استانداردهاي لازم براي ساختوساز رعايت نشده بود» بارها و بارها پشت فاجعه پنهان ميشود، مربوط به يك ماه و دو ماه و حتي يك سال و دو سال پيش نيست، 17 سال از هشدار ميگذرد و امروز يك بار ديگر در برابر چشم همه هموطنان با تعدادي كشته، هشدارها را به تمسخر ميگيرد و از ميان آوارها به ما لبخند ميزند!
بايد مشخص شود كه چه كساني هشدارهاي مكتوب و اخطارها را ناديده گرفتند؟ چه كساني به خود اجازه دادند امر نظارت را بيمسؤوليت، يدك بكشند و آنان كه بناي كار را از همان ابتدا، اشتباه گذاشتند، كه بودند؟ در آخر اين كه، چقدر فاجعه كافيست تا تخلفات در نقطهاي متوقف شود؟
خدا كند اين آخرين فاجعه باشد... |