|
شنبه 20، مهر 1387 |
Saturday, October 11, 2008 |
صفحه اصلي
|
ريشههاي قتل والدين بهدست فرزندان ناخلف |
|
| 09 تير 1387,ساعت 11:49:39 | |
|
ايران اکونوميست:دختر جوان وقتي در خانه را شكست، با فرياد مادرش را صدا زد اما سكوت سنگين خانه تنها پاسخي بود كه دريافت كرد. در حالي كه اضطراب در وجودش موج ميزد، به جستجو در اتاقها پرداخت و ناگهان با صحنه فجيعي روبهرو شد.
مادرش كشته شده بود و برادرش به قصد خودكشي رگ دستش را بريده بود. دقايقي بعد ماموران پليس خود را به محل حادثه رساندند و پيكر نيمهجان كامران 39 ساله را به بيمارستان انتقال دادند و جنازه مادرش در كاور مخصوص پزشكي قانوني جاي گرفت. ماجرا اين طور رقم خورده بود: «كامران كه از مدتها قبل با مادرش اختلاف داشت روز حادثه پس از مراجعه به منزل وي و مشاجره، زن 60 ساله را با چاقو به قتل رساند و سپس اقدام به خودكشي كرد.» كامران اكنون پس از بهبودي در بازداشت به سر ميبرد. او درباره انگيزه خود از اين جنايت ميگويد: «من مبلغي پول به همراه مدارك خودم و همسرم به مادرم داده بودم تا براي ما ويزاي اتريش بگيرد اما اين كار را انجام نداد و همين مساله باعث ايجاد اختلاف بين ما شد اما دليل ديگري نيز براي اين قتل وجود داشت مادرم در زندگي من و همسرم دخالت ميكرد و آرامش ما را بر هم زده بود. آن روز به خانه وي رفتم و با هم به مشاجره پرداختيم، يك لحظه كنترل خودم را از دست دادم و با ميلهاي يك ضربه به سرش زدم و سپس گلويش را بريدم اما وقتي به خودم آمدم و فهميدم چه كردهام نتوانستم تحمل كنم و به حمام رفتم و رگ دستم را بريدم. ميخواستم بميرم اما خواهرم سررسيد و مرا نجات داد.» نادر جوان 21 ساله ديگري است كه در روزهاي ابتدايي سال پدرش را كه پزشك بود به قتل رساند و او نيز پس از جنايت اقدام به خودكشي كرد. او توضيح ميدهد: «پدرم بين من و خواهر و برادرهايم فرق ميگذاشت و به آنها اهميت بيشتري ميداد، اين موضوع باعث اختلاف بين ما شده بود تا اين كه روز حادثه هنگامي كه قصد داشتيم به سفر برويم دوباره اختلافات كهنه سر باز كرد و پدرم مرا به باد كتك گرفت در شرايطي كه هيچ كنترلي بررفتارم نداشتم به آشپزخانه رفتم، چاقويي برداشتم و چند ضربه به پدرم زدم، وقتي صورت غرق در خون پدرم را ديدم آنقدر دچار عذاب وجدان شدم كه نتوانستم تحمل كنم به همين خاطر تصميم به خودكشي گرفتم و خودم را از بالاي ساختمان به پايين پرت كردم اما فقط دست و پايم شكست و زنده ماندم. »قتل والدين از جمله جنايات تلخ و هولناكي است كه هر چند آمار آن در ايران چندان بالا و بحراني نيست اما همين موارد وقوعي ميتواند زنگ خطر و هشداري باشد تا مسوولان و كارشناسان با ريشهيابي علل اين حوادث، آموزشهاي لازم را براي پيشگيري از چنين فجايعي به خانوادهها ارائه دهند. ناصر قاسمزاده روانشناس و استاد دانشگاه در اين باره ميگويد: «گاه در بررسي چنين قتلهايي با رفتارهاي بيمار گونه در خانوادهها مواجه ميشويم كه زمينهساز اينگونه حوادث ميشود. خانواده به عنوان نهادي كه فرد در آن رشد ميكند و شخصيتاش شكل ميگيرد نقش بسزايي در آينده فرد و رفتارهاي او دارد. در خانواده سالم والدين بدون تبعيض قائل شدن بين فرزندانشان از لحاظ جنسيت، تحصيلات و ... به همه آنها توجه يكسان دارند و نيازهاي عاطفي، شخصيتي و... فرزندان خود را تامين ميكنند حال آن كه اگر خانواده از سلامت برخوردار نباشد و تبديل به يك محيط بيمار گونه شود رفتارهاي والدين ميتواند عاملي باشد كه آنان به دست فرزندان خود به قتل برسند اگر چه هيچ رفتاري را نميتوان توجيه كننده قتل دانست اما فرزندان پدر يا مادركش آسيب ديدگاني هستند كه در طول زندگي روند غلط حاكم بر خانواده بر آنها تاثير گذاشته و طي سالهاي متمادي بر پيكره رواني آنان ضربات جبرانناپذيري وارد كرده است و از اين جوانان افرادي پرخاشگر و عصبي ساخته است.» وي خاطرنشان ميكند: «اين دسته از فرزندان غالبا هنگام قتل دچار جنون آني ميشوند و بر همين اساس نيز پس از هوشياري و اطلاع از نتيجه عملشان گاه دست به خودكشي ميزنند. بنا بر اين بايد به خانوادهها براي برقراري رابطه سالم با فرزندانشان هشدار داد و از آنها خواست نيازهاي فرزندان خود را بشناسند و در جهت تامين آن كوشش كنند. هر چند رفتارهاي تبعيضآميز، بيتوجهي به نيازهاي فرزندان و بدرفتاري و اعمال خشونت از سوي والدين ميتواند زمينهساز قتل والدين شود اما در روي ديگر سكه شاهد هستيم اين جوانان هستند كه با گرفتار شدن در دام آسيبها و انحرافهايي همانند اعتياد، پدر يا مادر خود را براي رسيدن به هدفهاي تبهكارانه به قتل ميرسانند.» امين، جواني 29 ساله است كه اكنون به اتهام قتل پدرش در زندان به سر ميبرد. او در توضيح علت و چگونگي قتل ميگويد: «من به موادمخدر اعتياد داشتم و همين امر باعث اختلاف بين من و همسرم شده بود. روز حادثه نيز پس از دعواي مفصل با زنم خانه را ترك كردم و به مغازه پدرم رفتم. از او پول خواستم تا موادمخدر بخرم ولي وي حاضر نشد مبلغي به من بپردازد و من نيز پس از مشاجره با پدرم در حالي كه عصبي بودم با چاقو سه ضربه به گردن و سينه و شكم او زدم و پس از كشتن وي فرار كردم اما آن روز به هنگام پرسه زدن در همان حوالي دستگير شدم و اكنون از كاري كه كردهام بشدت پشيمان هستم و احساس عذاب وجدان دارم.» بيشك علت قتل والدين هر عاملي كه باشد، وجود روحيه پرخاشگرايانه در ميان اعضاي خانواده مسبب اصلي اينگونه جنايتها تلقي ميشوند و در چنين شرايطي است كه گاه پرخاشگري به بالاترين حد خود ميرسد و پروندههاي جنايي گشوده ميشود. كاظم بيرجندي آسيبشناس اجتماعي در اين خصوص ميگويد: «عامل اصلي پرخاشگري بويژه در ميان جوانان ناكامي است. زماني كه جوان به هر دليلي به خواستههايش نميرسد به چنين رفتارهاي غيرمعقول دست ميزند، حال در برخي موارد قتل والدين شاهد هستيم از آنجا كه جوان پدر يا مادرش را عامل ناكامي خود ميدانسته خشمش را متوجه او كرده است. به عنوان مثال جواني كه مادر خود را كشت مسووليت ناكامي در زندگي مشترك و از دست دادن مبلغي پول را برعهده مادرش ميدانسته و به همين سبب نيز آن جنايت را انجام داده است. در اين ميان ميزان پرخاشگري و خشونت در خانوادههايي كه از شيوههاي غلط تربيتي استفاده ميكنند بسيار بيشتر است. زماني كه فرد در كودكي تحت تربيتي سختگيرانه و خشن قرار دارد در بزرگسالي همين رفتار را به والديناش باز ميگرداند. شيوههاي تربيتي نادرست بويژه در سن 3 تا 5 سالگي بر شخصيت فرد تاثير عميقي ميگذارد و هر چند آن روشها ممكن است در كوتاه مدت نتيجه بخش و دلخواه والدين باشد اما در درازمدت آثار سويي در پي دارد.» اين كارشناس خاطرنشان ميكند: «ناكامي زماني به خشونت منجر ميشود كه فرد در حل مشكلاتش ناتوان باشد. در چنين شرايطي او در نزد خود مقصران را شناسايي، محاكمه، محكوم و سپس مجازات ميكند حال آن كه اگر خانواده از همان كودكي شيوههاي برخورد صحيح با مشكلات و موانع را به فرزندان آموزش دهند و با بياعتنايي يا خشونت با آنان رفتار نكنند چنين مسائلي به وجود نخواهد آمد.» هاشم جوان ديگري است كه قتل پدرش را پذيرفته و اكنون در زندان به سر ميبرد. او رفتارهاي پدرش را عامل مشكلات مالي خود و ناكامي خواهرش براي ازدواج قلمداد ميكرده و به همين دليل دست به جنايت زده است. او ميگويد: «پدرم مرد ثروتمند اما خسيسي بود و امكانات مالياش را از ما دريغ ميكرد و من از ثروت وي بيبهره بودم. از سويي خواهرم قصد داشت با پسري جوان ازدواج كند اما پدرم با اين تصور كه خواستگار به مال و اموال وي چشم طمع دوخته است با اين وصلت مخالفت ميكرد من نيز پدرم را كشتم تا هم خواهرم به خواستهاش كه همان ازدواج با پسر مورد علاقهاش بود برسد و هم من بتوانم اداره مغازههاي پدرم را به عهده بگيرم و به پول و ثروت دست پيدا كنم.» يكي ديگر از دلايلي كه كارشناسان درخصوص علل قتل والدين مطرح ميكنند پايين آمدن آستانه تحمل جوانان به خاطر مشكلات خانوادگي، اجتماعي، اقتصادي و ... است به گونهاي كه آنان به محض رويارويي با نخستين مشكل بغرنج زندگي خود به خشونت متوسل ميشوند. از سويي پايين بودن سطح فرهنگي خانوادهها از ديگر عواملي است كه ميتوانند جرقهاي براي اين دست جنايت باشد.» بيرجندي در اين رابطه تصريح ميكند: «به طور كلي خانواده متشنج بستر را براي رفتارهاي نابهنجار فرزندان فراهم ميكند و تشنج معمولا در خانوادههايي بيشتر و شديدتر است كه والدين به موادمخدر اعتياد دارند، از مشكلات مالي رنج ميبرند و سطح سواد آنان و سطح فرهنگيشان پايين است در مقابل شاهد هستيم هر چه ميزان تحصيلات زن و شوهر بالاتر باشد مفاهمه اجتماعي در آنها بيشتر است و اين امر به فرزندان نيز تسري مييابد. نكته ديگري كه هرگز نبايد از آن غافل شد نقش مذهب است. در خانوادههايي كه اعضاي آنان به مذهب پايبند هستند نوعي آرامش حاكم است و روابط ميان افراد از سلامت بالايي برخوردار است به همين دليل نيز ميزان خشونت، تشنج، قتل و ديگر آسيبهاي اجتماعي در اين خانوادهها بسيار پايين است بنابراين والدين براي داشتن فرزنداني سالم بايد همواره توسل به آموزههاي ديني را مدنظر داشته باشند.»هر چند موارد ذكر شده از عوامل اصلي قتل والدين به دست فرزندان است اما گاه پروندههايي نيز به ثبت ميرسد كه بيماري رواني جوانان تنها علت اين دست جنايتها محسوب ميشوند به عنوان مثال بنا به پروندهاي كه زماني در شعبه چهارم دادسراي امور جنايي تهران به رياست بازپرس بهروز هنرمند در جريان بود و متهم آن به مركز روان درماني سپرده شد، پسري جوان، پدر و مادر خود را در نازيآباد به قتل رساند و پس از شستن دستها و تعويض لباسهايش به كلانتري 130 مراجعه و خودش را تسليم كرد. او در اعترافاتش گفت: «من عصباني هستم، مرا نجات دهيد. پدر و مادرم مرا اذيت كردند من هم آنها را كشتم.» در جريان تحقيقات مشخص شد اين جوان سابقه ابتلا به بيماري رواني دارد و در چند بيمارستان بستري بوده است. پس از اثبات جنون اين جوان براي وي قرار منع تعقيب صادر و او به مركز روان درماني منتقل شد. مهدي صابري روانپزشك در اين خصوص معتقد است: «اقدام به قتل والدين رفتاري است كه با انگيزههاي بيمار گونه صورت ميگيرد و آسيبهاي رواني زمينهساز اين گونه جنايتها است. عمدتا در اين نوع قتلها قاتل دچار روانپريشي شديد است كه در قالب بيماريهاي اسكيزوفرني و اختلالات شديد خلقي بروز ميكند؛ البته ميزان شيوع اين موارد بالا نيست.» قتل والدين علاوه بر منظر آسيبشناسي از ديدگاه حقوقي نيز قابل تامل است. احمد ابراهيمي حقوقدان در اين باره ميگويد: «قانونگذار تفاوتي ميان قاتل والدين با فردي كه شخص غريبه را ميكشد قائل نشده و در اين مورد نيز مجازات قصاص را پيشبيني كرده است البته به شرط آن كه جنون متهم به اثبات نرسد و اولياي دم نيز درخواست صدور چنين حكمي را داشته باشند. نكته ديگري كه در زمينه قتل والدين شايان ذكر است مساله ارث است. ماده 880 قانون مدني خاطرنشان ميكند قتل از موانع ارث است بنا بر اين كسي كه مورث خود را عمدا ميكشد از ارث او محروم ميشود چه قتل را به صورت مستقيم و شخصا انجام داده باشد چه آن كه مسبب قتل شده يا در ارتكاب آن شريك داشته باشد.» |
| < بعد | قبل > |
|---|



»