ie
ie
 
  جمعه 01، آذر 1387
  Friday, November 21, 2008
صفحه اصلي

تو گر لذت ترک لذت بدانی ....
چاپ
01 تير 1387,ساعت 23:29:36
ايران اکونوميست:پیرزن برای سفیدکاری دیوارهای خانه اش کارگر جوانی را دعوت کرد. وقتی کارگر وارد ساختمان شد، شوهر پیر و نابینای او را دید و دلش برای زوج بی نوا سوخت. در مدتی که آنجا کار می کرد متوجه شد پیرمرد انسانی بسیار شاد و خوش بین است. او هنگام سفیدکاری با پیرمرد روشندل گپ زد و کم کم رفیق شدند. کارگر مهربان به معلولیت صاحبخانه هیچ اشاره ای نکرد تا خدای نکرده نرنجد.
با پایان سفیدکاری ، کارگر صورت حساب را به پیرزن داد و او متوجه شد هزینه ای که در آن نوشته شده خیلی کم تر از پولی است که توافق کرده بودند.زن سالخورده پرسید شما چرا به ما این همه تخفیف دادید؟
کارگر جواب داد:در ساعت هایی که با شوهر شما گپ زدم خیلی خوشحال شدم و انرژی مثبت گرفتم.من از نحوه برخورد او با زندگی فهمیدم وضعیت من آن قدر هم که فکر می کردم بد نیست و باید خدا را بیشتر شکر کنم. به همین خاطر به شما تخفیف دادم که نشانگر تشکرم است.
پیرزن از تحسین شوهرش و بزرگواری کارگر منقلب شد و گریه کرد؛ چون می دید که خود سفیدکار فقط یک دست دارد.
بله، ما اگر گاهی نمی توانیم زندگی خود را تغییر دهیم،می توانیم جهان بینی مان را دگرگون کنیم و از زندگی شرافتمندانه ، لذت بی بدیل ببریم.
بزرگی می گوید: «ثروتمندترین انسانها ، پولدارترینها نیستند بلکه کم نیازترینها هستند» و چه خوش گفته است مولوی که «تو گر لذت ترک لذت بدانی ؛دگر لذت نفس ، لذت نخوانی.»
 
< بعد   قبل >
Advertisement