
مهدي طاهباز
اگر تا چند سال پيش دريافت پروانه نمايش شرط اکران عمومي يک فيلم در سينماها بود، در دو سه سال اخير حتي پروانه نمايش هم نمي تواند تضمين کننده اکران باشد. در اين چند سال بسياري از فيلم ها بوده اند که با وجود داشتن پروانه نمايش، به صاحبان آنها توصيه شده بنا بر برخي مصلحت ها فيلمشان را فعلاً اکران نکنند تا شرايط مطلوب زماني نمايش آنها مهيا شود. در اين ميان جدا از ناديده گرفتن پروانه ساخت و نمايشي که از سوي اداره نظارت و ارزشيابي سينماي حرفه يي به سازندگان و تهيه کنندگان اين آثار اعطا شده، صرف هزينه هاي چند صد ميليوني توليد فيلم و عدم بازگشت آن هم به کل فراموش شده است. اگر به ليست فيلم هاي زير نگاهي بيندازيد با همه نوع فيلم و همه طيف فيلمساز روبه رو خواهيد شد. از تجاري گرفته تا جشنواره يي و از مستقل گرفته تا دولتي.
---
سنتوري (داريوش مهرجويي)
شايد «سنتوري» داريوش مهرجويي بزرگترين قرباني برخي مصلحت انديشي ها طي چند سال اخير و حتي (با کمي اغراق) در سينماي پس از انقلاب باشد. اگر فيلم هايي مانند «آدم برفي» يا «ديدار» پس از چند سال اجازه نمايش پيدا کردند و حتي «آدم برفي» با وجود دست به دست شدن نوار ويدئويي نه چندان باکيفيت اش توانست اکران پرفروشي هم داشته باشد، اما پرونده «سنتوري» تقريباً مختومه است. با گستردگي توزيع سي دي و دي وي دي هاي اين فيلم و با توجه به صحبت هاي وزير محترم بهتر است همان نسخه هاي غيرقانوني را تماشا کنيد و پولش را به حساب مهرجويي و فرازمند واريز کنيد.
خواب تلخ و آتشکار(محسن امير يوسفي)
يکي از باذوق ترين کارگردانان سينماي مستقل ايران تاکنون نتوانسته فيلم هايش را در معرض نمايش عمومي بگذارد؛ آن هم در حالي که شرايط اکران هر دو فيلم مهيا بوده است. اولين فيلم امير يوسفي «خواب تلخ» فقط چند نمايش محدود در جشنواره فجر آن هم در بخش مهمان داشت. سال بعدش قرار بود اين فيلم در جريان اکران «آسمان باز» روي پرده برود اما با وجود داشتن پروانه نمايش اين اتفاق نيفتاد. البته جالب است بدانيد «خواب تلخ» تاکنون دو نمايش عمومي داشته است. يکي در تنها سينماي خميني شهر و ديگري به مدت دو ماه در 25 سينماي فرانسه،
اما «آتشکار» دومين ساخته محسن امير يوسفي با وجود عدم پذيرش در جشنواره فجر آن هم نه به دلايل کيفي، توانست در آخرين روز کاري سال 86 پروانه نمايش عمومي را دريافت کند. پخش کننده اين فيلم هم با سينمادارها براي اکران عمومي از نيمه ارديبهشت ماه به توافق رسيده بود اما به شوراي صنفي نمايش توصيه شد تا از ثبت قرارداد «آتشکار» بنا به برخي مصلحت ها خودداري کند تا اين فيلم در شرايط مناسب تري به نمايش عمومي درآيد، ان شاءالله «آتشکار» به سرنوشت «سنتوري» دچار نشود چرا که آن وقت در سيستم بانکي کشور ايجاد اخلال خواهد شد،
تردست (محمدعلي سجادي)
مثل اينکه اولين تجربه کمدي براي محمدعلي سجادي اصلاً خوش يمن نبود، سجادي پس از شکست «جنايت» در گيشه تصميم گرفت يک فيلم کمدي بسازد تا بتواند به لحاظ اقتصادي جبران مافات کند. او «تردست» را به تهيه کنندگي سيروس تسليمي کارگرداني کرد اما هيچ گاه نتوانست فيلمش را اکران کند. «تردست» پس از چندين بار جرح و تعديل بالاخره پروانه نمايش گرفت و کپي هاي آن براي اکران عمومي آماده شد. پس از توافق با سينمادارها آنونس هاي فيلم هم در سينماها به نمايش درآمد اما باز هم بنا بر مصلحت اين فيلم پروانه نمايش دار امکان نمايش عمومي نيافت. «تردست» اولين فيلم نيوشا ضيغمي و اولين نقش کمدي شهرام حقيقت دوست است.
شاعر زباله ها (محمد احمدي)
وقتي اعلام شد ليلا حاتمي بازيگر و پرويز پرستويي مشاور هنري اولين فيلم بلند سينمايي محمد احمدي هستند، خيلي ها کنجکاو شدند تا اين فيلم را که تهيه کننده اش خانه فيلم مخملباف بود، تماشا کنند. از همه مهم تر اينکه «شاعر زباله ها» براساس فيلمنامه يي از محسن مخملباف ساخته شده بود و اين مساله براي خيلي از دوستداران سينماي مخملباف فرصتي بود تا نشانه هايي از سينماي مخملباف را در فيلم محمد احمدي مشاهده کنند. اين فيلم را به دليل شرکت در يکي دو جشنواره خارجي، با وجود شايستگي به بخش مسابقه جشنواره فجر راه ندادند اما همان چند نمايش محدود در جشنواره کافي بود تا ارزش هاي فيلم احمدي آشکار شود. «شاعر زباله ها» با وجود دريافت پروانه نمايش و حتي برخي توافقات با چند سينمادار براي اکران عمومي، براي مدتي نامعلوم به بايگاني سپرده شده است.
ستاره مي شود (فريدون جيراني)
سه گانه فريدون جيراني عاقبت به خير نشد. «ستاره ها» قرار بود فيلمي چند اپيزودي پيرامون مسائل پشت صحنه و مرتبط با سينما، فيلمسازي و ستاره هايش باشد اما در ميانه هاي توليد تصميم بر اين شد که هر اپيزود تبديل به فيلمي مستقل شود. نتيجه کار توليد سه فيلم «ستاره مي شود»، «ستاره بود» و «ستاره است» بود که دوتاي اول در جشنواره 24 فجر نمايش داده شدند و سومي در سال 86 به اکران عمومي درآمد. جيراني دوست داشت هر سه فيلمش با هم در يک زمان به نمايش درآيد اما اين اتفاق نيفتاد. قرار بود جلد اول اين سه گانه يعني «ستاره مي شود» با بازي عزت الله انتظامي، امين حيايي و انديشه فولادوند از اواخر آبان سال 85 در گروه قدس اکران عمومي شود اما با وجود تبليغات صورت گرفته و حتي نصب بيلبوردهاي فيلم در سطح شهر، «ستاره مي شود» که پروانه نمايش هم دريافت کرده بود، اجازه اکران پيدا نکرد. تا به امروز هم تلاش هاي تهيه کننده و پخش کننده براي نمايش عمومي اين فيلم بي نتيجه مانده است.
يک شب (نيکي کريمي)
پس از چندين بار به تعويق افتادن اکران عمومي فيلم «يک شب» ساخته نيکي کريمي، قرار بود اين فيلم از 6 تيرماه سال گذشته روانه پرده سينماها شود اما اين بار هم تا مدتي نامعلوم اکرانش به تعويق افتاد. البته پيش از اين نيکي کريمي در نامه يي خطاب به معاون سينمايي ارشاد خواستار روشن شدن وضعيت فيلم خود شده بود اما گويا اين نامه هم نتوانست مشکلي را حل کند. نيکي کريمي در بخشي از نامه اش آورده بود؛ « دعوت به قضاوت عمومي براي حل يک مشکل حرفه يي، آخرين راه باقي مانده براي يک هنرمند است. راهي که من انتخاب کرده ام تا شايد مشکل نخستين فيلمم که سه سال از ساختش مي گذرد و هنوز به نمايش عمومي درنيامده است را حل کنم. «يک شب» طبق اسناد موجود در نزد من و در اداره کل نظارت و ارزشيابي با پشت سر گذاشتن مراحل قانوني ساخته شده و هيچ ابهامي درباره ساخت آن وجود ندارد.... براي من ساخت فيلم توقيف شده موهبت بزرگي نيست، گمان نمي کنم که اعلام رسمي کنار گذاشتن هميشگي اين فيلم نيز شکست يا بي کفايتي براي مديران شما محسوب شود، اگر چه «يک شب» اولين و آخرين فيلم اين پرونده قطور نخواهد بود. «يک شب» بالاخره روزي اکران خواهد شد و اين مثل روز برايم روشن است. در اين ميان فقط بر ابهام رابطه هنرمند و مردم افزوده مي شود. چيزي که انگار بايد مسووليت اول شما، رفع آن باشد...» عدم اکران «يک شب» در شرايطي است که وضعيت نمايش دومين فيلم نيکي کريمي با نام «چند روز بعد» هم نامعلوم است.
عصر جمعه (مونا زندي)
فيلم تحسين شده جشنواره بيست و چهارم فجر، با اينکه چندين بار در نوبت نمايش قرار گرفت، اما تاکنون نتوانسته راهي به پرده سينماها پيدا کند. «عصر جمعه» به دليل موضوع حساسش در همان زمان جشنواره هم با چند مورد اصلاح روبه رو شد اما بعد از آن توانست پروانه نمايش بگيرد. فيلم قرار بود از 23 بهمن سال 86 در گروه عصر جديد اکران شود اما فيلم ديگري در آن زمان اکران شد. بعد از آن حتي صحبت از اکران در خرداد امسال هم به ميان آمد اما هنوز در عمل اتفاقي نيفتاده است. اين نوع تعويق اکران يعني دادن پروانه نمايش و سپس جلوگيري غيررسمي از اکران تا زماني که مدت زمان پروانه نمايش بگذرد و عدم تمديد آن در مورد خيلي از فيلم ها در حال اتفاق است. خدا کند فيلم زندي شامل اين پروسه نشود.
جزيره آهني(محمد رسول اف)
محمد رسول اف اولين فيلم بلند سينمايي اش را در سال 83 به تهيه کنندگي ابوالحسن داوودي و در جزيره قشم جلوي دوربين برد. «جزيره آهني» داستان زندگي مردم بي خانماني است که در يک نفتکش متروکه در سواحل جنوبي ايران زندگي مي کنند. در ميان آنها ناخداي پير و مهرباني به نام «ناخدا نعمت» وجود دارد که وظيفه او رهبري و اداره کشتي است. «جزيره آهني» در بخش دو هفته کارگردانان جشنواره کن پذيرفته شد و در جشنواره هاي متعدد ديگري هم شرکت کرد اما با وجود داشتن پروانه نمايش، به دليل برخي تعابير استعاره يي که از اين فيلم برداشت شد، نتوانست در ايران به اکران عمومي درآيد. «جزيره آهني» آخرين فيلم سينمايي است که علي نصيريان در آن به ايفاي نقش پرداخته است.
سفر به هيدالو (مجتبي راعي)
ماجراي «سفر به هيدالو» کمي متفاوت از ساير فيلم هاست. اين فيلم ارزش مدار در جشنواره بيست و چهارم بدون هيچ مشکلي به نمايش درآمد و حتي جايزه هنر و تجربه را هم از آن خود کرد. پس از آن «سفر به هيدالو» قرار بود از 29 آذرماه 85 در چند سينماي محدود اکران شود و حتي سردر اين فيلم در سينما فرهنگ نيز نصب شد اما برخي مسائل حاشيه يي باعث جلوگيري از اکران فيلم راعي شد. ماجرا از اين قرار بود که بازيگر مجموعه «نرگس» نقشي فرعي را در فيلم راعي بازي کرده بود و پس از آن ماجراهاي حاشيه يي پيش آمده، تصميم بر اين شد «سفر به هيدالو» براي مدتي نامعلوم به بايگاني سپرده شود. مجتبي راعي پس از جلوگيري از اکران فيلمش در گفت وگويي به طنز اعلام کرد؛« به واسطه مسائل حاشيه يي فيلم و اما و اگرهاي مطرح شده (از آنجا که هيدالو نام تاريخي شوشتر است) بايد بگويم؛ «گنه کرد در بلخ آهنگري / به هيدالو زدند سر مسگري».
خاک آشنا (بهمن فرمان آرا)
فيلم فرمان آرا حتي در جشنواره فجر هم پذيرفته شد و در جدول نمايش قرار گرفت اما شرط نمايش فيلم در جشنواره انجام اصلاحيه هاي واردشده بوده است. گويا بهمن فرمان آرا هم هر بار که يک اصلاحيه را انجام مي داده با اصلاحيه يي جديد مواجه مي شده و اين مساله تا جايي ادامه مي يابد که ديگر فرمان آرا حاضر به جرح و تعديل فيلمش نمي شود. بهمن فرمان آرا تنها نماينده نسل قديم کارگردانان ايراني جشنواره 26 در گفت وگويي اعلام کرد سانسور را نمي پذيرد حتي به قيمت بايگاني شدن فيلم. اين چنين بود که «خاک آشنا» تا اطلاع ثانوي به بايگاني سپرده شد. البته گفته مي شود امکان حل مشکل نمايش اين فيلم وجود دارد.
تسويه حساب(تهمينه ميلاني)
خيلي ها منتظر بودند ببينند تهمينه ميلاني پس از فيلم رکوردشکن «آتش بس» چه مي کند و اينکه آيا باز هم او مي تواند موفقيت قبلي را تکرار کند يا خير. ميلاني بعد از «آتش بس» يک فيلم زنانه (يا بهتر بگوييم در حمايت از زنان) را با نام «تسويه حساب» جلوي دوربين برد. او براي دومين بار از مهناز افشار در کنار بازيگراني چون اکبر عبدي، محمدرضا شريفي نيا، رضا عطاران، لادن مستوفي و... استفاده کرد تا فيلمش از جذابيت هاي ظاهري پرفروش شدن برخوردار باشد. گويا عبور ميلاني از برخي خط قرمزها در «تسويه حساب» باعث شده ارشاد هيچ گونه تمايلي براي دادن پروانه نمايش به اين فيلم نداشته باشد. خود ميلاني هم در شرايط فعلي ترجيح مي دهد فکر و وقتش را معطوف آماده سازي فيلم جديدش «سوپراستار» کند تا رفع مشکل نمايش «تسويه حساب».
به رنگ ارغوان(ابراهيم حاتمي کيا)
در اين سه، چهار سال ابراهيم حاتمي کيا کمتر در مورد فيلم توقيفي اش «به رنگ ارغوان» صحبت کرده و حرف هاي او در شبکه خبر مي تواند از معدود اظهارنظرهايش در اين مورد باشد. چهار سال پيش چند روز مانده به آغاز جشنواره فجر ابراهيم حاتمي کيا تقاضا کرد فيلمش از جشنواره خارج شود تا از برخي سوءتفاهم هاي احتمالي جلوگيري کند. او نامه يي هم به وزير اطلاعات وقت نوشت و ابراز اميدواري کرد فيلمش در آينده يي نزديک و در شرايطي مناسب اکران شود. اما در اين چند سال به رغم تلاش هاي عيان تهيه کننده و نهان کارگردان، هيچ اتفاق مثبتي در مورد رفع مشکل نمايش «به رنگ ارغوان» رخ نداده است. حاتمي کيا در گفت وگويش با شبکه خبر«به رنگ ارغوان» را به يکي از فرزندانش تشبيه کرد که پشت شيشه هاي بخش نوزادان بيمارستان مانده و به پرستاري دلسوز نياز دارد که او را در آغوش بگيرد. ان شاءالله اين پرستار دلسوز هرچه زودتر دست به کار شود و فکري به حال اين فرزند ناکام ابراهيم حاتمي کيا (که به عقيده برخي يکي از بهترين فيلم هاي اوست) بکند.
گل يا پوچ و حافظ(ابوالفضل جليلي)
ابوالفضل جليلي در زمينه فيلم هاي اکران نشده رکورددار است. فيلم هاي او با اينکه جشنواره هاي متعددي را تجربه مي کنند اما در ايران به سختي فرصت نمايش مي يابند. چند سال پيش که برخي فيلم هاي نمايش داده نشده او به مدت چند شب از شبکه پخش شد، فرصت خوبي براي تماشاي آثار اين فيلمساز جشنواره گراي سينماي ايران پديد آمد. اما کساني که فيلم «گل يا پوچ» جليلي را چند سال پيش در جشنواره فجر ديدند، اذعان دارند فيلم او طنز جذابي دارد و با چند فيلم آخرش متفاوت است. «گل يا پوچ» با اينکه پروانه نمايش گرفت اما باز هم فرصت اکران پيدا نکرد تا اينکه جليلي تصميم گرفت فيلمش را به شبکه ويدئويي واگذار کند. مشخص نيست چرا پس از گذشت چند ماه از اين واگذاري هنوز اين فيلم عرضه عمومي نشده است. فيلم ديگر جليلي «حافظ» هم هنوز پروانه نمايش عمومي دريافت نکرده است.
نيوه مانگ (بهمن قبادي)
قبادي «نيوه مانگ» را به سفارش بنياد موتزارت اتريش و به مناسبت دويست و پنجاهمين سالگرد تولد اين موسيقيدان و آهنگساز بزرگ کارگرداني کرد. قبادي اين بار هم مانند سه فيلم قبلي اش به زادگاهش کردستان رفت تا «نيوه مانگ» را در فضاي مورد علاقه اش بسازد. فيلم داستان نوازنده پير و سرشناس کردستان است که همراه فرزندانش سفري را براي اجراي کنسرت در عراق پس از سرنگوني صدام آغاز مي کند. «نيوه مانگ» با اينکه در جشنواره هاي متعددي شرکت کرده و در چندين کشور هم به صورت محدود اکران شده، اما موفق به دريافت پروانه نمايش در ايران نشده است. «نيوه مانگ» از آخرين فيلم هايي است که هديه تهراني پيش از کم کاري خودخواسته اش در آنها بازي کرده است.
سگ هاي ولگرد (مرضيه مشکيني)
مرضيه مشکيني همسر محسن مخملباف پس از اينکه از نمايش عمومي دومين فيلم بلندش «سگ هاي ولگرد» در ايران نااميد شد، اين فيلم را به يکي از شبکه هاي ويدئويي واگذار کرد تا اثرش به اين صورت به دست علاقه مندان برسد و ديده شود اما مجوز پخش ويدئويي فيلم هم صادر نشد تا فعلاً «سگ هاي ولگرد» به بايگاني منتقل شود. اين فيلم که دومين ساخته مرضيه مشکيني پس از «روزي که زن شدم» محسوب مي شود، داستان دو کودک افغاني است که مادر آنها در زندان است و اين دو بچه مي خواهند راهي بيابند تا به زندان بروند و شب را در کنار مادرشان سپري کنند.
سفر سرخ (حميد فرخ نژاد)
اگرچه حميد فرخ نژاد بيشتر به عنوان بازيگر شناخته مي شود اما او در سال 79 يک فيلم سينمايي هم کارگرداني کرده است. البته قرار بود «سفر سرخ» يک سريال سه قسمتي محصول گروه جنگ شبکه اول به مدت زمان 150 دقيقه با موضوع سقوط خرمشهر باشد اما پس از مدتي تصميم برآن شد «سفر سرخ» در قالب يک فيلم سينمايي به نمايش درآيد. در سال 80 و در جشنواره بيستم با اينکه اولين ساخته حميد فرخ نژاد هم در بخش مسابقه سينماي ايران و هم در بخش بين الملل پذيرفته شده بود، اما مسوولان تلويزيون تصميم گرفتند اين فيلم را از جشنواره خارج کنند. دليل اصلي هم، دلخوري مسوولان تلويزيون از برگزارکنندگان جشنواره فجر بود چرا که آنها از ميان 10 فيلم ارائه شده به جشنواره توسط تلويزيون تنها يک فيلم و آن هم «سفر سرخ» را قبول کرده بودند. پس از اين ماجرا «سفر سرخ» اجازه نمايش نيافت، به بايگاني سپرده شد و حتي خود حميد فرخ نژاد هم نفهميد چه بر سر فيلمش آمده است.